محمودرضا عابدی استاد
زندگینامه شهید
شهید محمودرضا عابدی استاد در سال 1344 در روستای استاد از توابع قوچان، در خانواده ای مذهبی و کشاورز دیده به جهان گشود. در طول حیات پر بارش از لحاظ اخلاق و رفتار اسلامی زبانزد خاص و عام بود. محمودرضا ضمن تحصیل در سطح ممتاز و برخورداری از چهره ای ممتاز و برجسته علمی از فعالیت های سیاسی و اجتماعی غافل نبود و در انجمن اسلامی و بسیج آموزشگاه از اعضای فعال بود. شهید عابدی استاد بارها به جبهه رفت و حتی قبولی در رشته پزشکی نیز نتوانست این عاشق دلسوخته را از پیمودن این راه باز دارد. در یکی از این عملیات ها (والفجر 1) از ناحیه پشت مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت که به پشت جبهه منتقل شد و چون تعدادی از دوستانش در آن عملیات شهید شده بودند مدام تاسف می خورد و خود را ملامت می کرد. بارها دست به دعا برداشته بود و برای شهادت خود دعا می کرد تا این که بالاخره در عملیات والفجر 9 در منطقه پنجوین عراق در تاریخ 1364/12/3 دعوت حق را لبیک گفته و به وصال معشوق رسید و پس از هفت سال مفقود الاثر بودن، مقداری از آثار و استخوان ها و پلاک بر جای مانده آن شهید عزیز در سال 1370 تشییع و در بهشت شهدای خواجه ربیع به خاک سپرده شد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمودرضا عابدی استاد
تاریخ: 1362/04/27
وصیت نامه شهید محمودرضا عابدی استاد تاریخ : 1362/04/27 بسم الله الرحمن الرحیم «الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ» سپاس فراوان خداوند بزرگ و متعال و عزوجل را که بر ما منت نهاد و نعمت های بی کران عطا فرمود و ما را از حقارت های بیکران با لطف و کرم خود به بالا کشانید تا از همراهی و همنشینی انسان های پست و فرومایه و اسفل السافلین به همدمی انسان هایی پاک و معصوم موید گردیم و در کنار آنان همچنان اوج گیریم تا به معبود خویش قربت یابیم. به گفته علی(ع) جهاد دری از درهای بهشت است اما این به این معنی نیست که هر کس به آن راه یابد. شهادت لیاقت می خواهد. جهاد نیز لیاقت می خواهد. خیلی سخت است جان را به کف نهادن و از همه چیز حتی خانواده خویش گذشتن. اما آنان که عشق خدا بر سرشان تلفح دارد و فریاد مظلومین و مستضعفین گوششان را خراش می دهد چطور می توانند به راه خدا را نگیرند و راه جهاد را پیشه نکنند. جهاد کلید رهایی است، کلید امنیت است. رعب و وحشت در دل دشمنان می اندازد و آن ها را ذلیل و در مقابل، امت اسلامی را قوی و پرخروش می گرداند. در زمان پیغمبر(ص) عده ای که نمی توانستند به جهاد بروند حالا به هر علتی بسیار ناراحت بودند. لیکن امروز جوانان ما گریه هم می کنند، خوشا به چنین ملتی. حقیر به عنوان مسلمانی ناچیز و بنده ای بسیار کوچک به همه مسلمانان توصیه می کنم که به مسئله جهاد اهمیت بدهند و آن را گرامی بدارند، حتی بر جان هایشان. زیرا این امر قرآن است که اینان پیروزند. بنده نیز به حکم این که وظیفه شرعی و وطن دوستی خویش می دانستم به این کار همت گمارده ام و امیدوارم خداوند کریم قبول بفرماید و ما را از جمله مجاهدین راه خود قلمداد نماید. بارخدایا! ما چطور می توانیم دستور تو را و ظلم بر مظلومین را و ستم بر محرومین را و تجاوز بر مسلمین را و خونخواری دشمنان را و نابودی اسلام را و کیان اسلامی را در خطر ببینم و ساکت بنشینم. خدایا به حکم تو برخاسته ایم، ما را قائم بدار و یاریمان کن که همه امید ما در مقابله با دشمنان غدار و جهان خوار تو هستی. و اما بعد، باری اگر خدای عزوجل بر بنده حقیر خویش منت فراوان نهاد و بنده را لیاقت عطای فیض عظمایی نمود و همواره شیفته آنم و دنبالش و اگر بنده چنین لیاقتی داشتم که به مقام بالایی که اولیاء و امامان معصوم ما به آن رسیدند البته آن ها بسیار والاترند و اگر بنده حقیر لیاقت داشتم که مورد لطف خدایی قرار گیرم و به فیض بزرگ شهادت برسم بر شماست که برایم خوشحالی کنید. بر شماست که لباس شادی بپوشید، بر شماست که خدا را شکر کنید و بر شماست که شهدا را در کل و راه آنان را از یاد نبرید و همواره در آن راه ثابت قدم باشید. راه ما، راه بر خرج است ما با خون های هزارها جوان به این جا رسیده ایم مفت آن را از دست ندهید. نکند به خاطر ناراحتی، توهینی به رهبر انقلاب اسلامی و یا مسئولین مملکت اسلامی و یا خون شهدا بکنید که این زهر است برای همگی و ما. اصولا انسان در از دست دادن چیزی ناراحت می شود و به خدا، کسی که شهید می دهد چیزی از دست نداده و بلکه بدست آورده. پس ناراحتی چرا؟ همواره خوشحال باشید، امیدوارم خدای بزرگ به شما اجر فراوان عطا کند. مواظب باشید که شیطان گولتان نزند. ان شاء الله خداوند شما را هدایت فرماید. اما این که عده ای ما را فریب خورده می دانند و ما را نادان تلقی می کنند، اینان گمراهانی هستند که از جهل ما را گمراه و خود را در راه می دانند. در صورتی که چنین نیست همچون کبکی هستند که سر در برف کرده اند و چون کسی را نبینند فکر می کنند که کسی نیز آن ها را نمی بیند. اینان سر در لحاف دارند و خوشی آن را دیده و چشمان را به روی حقایق بسته اند، امیدوارم کسی از ماها از این فرقه نباشند. و نیز امیدوارم تحت توجه ولی عصر(عج) و لطف خدای کریم همواره در راه حق ثبات قدم داشته باشیم و همواره مسلمان و مسلمانی آگاه و وظیفه شناس و مسئول باشیم و بر خود اجازه ندهیم که دشمنان خدا دین اسلام و مسلمین را حقیر و خوار بشمارند و امیدوارم که شما تداوم بخش راه خونین حسین و سایر شهدای اسلام باشید. خدا را از یاد نبرید و از خود هوشیاری نشان دهید و اجازه ندهید اسلام در خطر بیافتد. عرایض فراوان است و وقت تنگ، از خدای بزرگ پایداری در راه حق تمنا دارم. «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ» مشهد مقدس ــ محمود رضا عابدی استاد 62/4/27
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید