حسینعلی مونسان
زندگینامه شهید
حسینعلی مونسان در 1343/2/1، در روستای سرخه از توابع استان سمنان در خانواده متدین و مذهبی چشم به جهان گشود. خانواده او مثل بسیاری از مردم روستا وضع مالی مناسبی نداشت. پدرش علی اکبر مونسان کشاورز بود. حسینعلی مثل چهار برادرش از کودکی با کار و تلاش در چرخاندن چرخ زندگی خانواده را یاری می کرد. علاوه بر آن به همراه پدر در مراسم مذهبی در تکیه ها و مسجد ها شرکت داشت. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در سرخه گذراند. پس از آن در دبیرستان شهید فرهاد صفا در سرخه دیپلم اقتصاد گرفت. همزمان با دروس دبیرستان در رشته کاراته فعالیت داشت و موفق به دریافت کمربند مشکی شد. پس از دیپلم باتوجه به نمرات خوبش در تربیت معلم شهید رجایی قبول شد. یک سال آن جا درس خواند. بعد به عنوان معلم دینی و عربی مشغول تدریس شد. در تمام تظاهرات و مبارزات ضد رژیم شاهنشاهی شرکت می کرد. با شروع جنگ تحمیلی در سال 1359، اولین بار از طرف مدرسه با دوستانش، جهت آشنایی به جبهه رفت. پس از آن از طرف بسیج سرخه، پنج بار به جبهه های گیلان غرب، جاده آبادان – ماهشهر، عین خوش، فکه، چزابه و منطقه پنجوین اعزام شد. در طی عملیات محرم از ناحیه پا جراحت سختی برداشت و پنج ماه طول کشید تا بهبودی نسبی را به دست آورد و دوباره عازم جبهه شد. به مدت پانزده ماه در جبهه حضور فعال داشت.در 1362/9/2، در منطقه ی پنجوین، با برخورد ترکش به پا وپهلویش به خیل شهدای دفاع مقدس پیوست. پیکر مطهرش در گلزار شهدای سرخه آرام گرفت.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید حسینعلی مونسان
وصیت نامه شهید حسینعلی مونسان بسمه تعالی "فَلْیُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا بِالْآخِرَهِ وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا"مومنان باید در راه خدا با آنان که حیات مادی دنیا را بر آخرت برگزیدند جهاد کنند و هر کس در جهاد به راه خدا کشته شد یا فاتح گردید، زود باشد که او را اجری عظیم دهیم. شهادت کمال انسان است. (امام خمینی) یا الله یا الله رمز لشکریان اسلام، یا الله یا الله رمز پیروزی مسلمین، یا الله یا الله نابود کننده ستمگران، یا الله یا الله نابود کننده ظلم و ستم در روی زمین. سلام علیکم. با سلام و درود بر خاندان رسالت از آدم تا خاتم و با سلام و درود بر خاندان ولایت و امامت و با سلام و درود بر یگانه منجی عالم بشریت حجه ابن الحسن ارواحنا له الفداه و با امید ظهور هر چه سریع تر آن حضرت. و سلام و درود بر یگانه پرچمدار اخیر اسلام، خمینی کبیر و سلام و درود بر شهدای حق و حقیقت و سلام و درود بر خانواده های شهداء، معلولین و مجروحین و خانواده های اسراء و رزمندگان اسلام. اکنون که بیش از چند روزی به عملیات باقی نمانده است می خواستم چند کلمه ای به عنوان وصیت بنویسم: السلام علیک یا ثار الله و بن ثاره و الوترو الموتور. سلام بر تو ای کسی که خون پاک تو و پدر بزرگوارت را به ناحق ریختند. خدا انتقام می گیرد و از ظلم وارده به تو دادخواهی می کند. آری مصحف تاریخ بار دیگر رنگ خون به خود می گیرد و عاشورا تکرار می گردد تا انتقام خون حسین گرفته شود. و اما در این عاشورا نیز همانند عاشورای حسینی قافله ای می خواهد و وظیفه یکایک ماست که در این عاشورای پر شور حسینی شرکت کنیم و چون ما آرزوی شرکت در عاشورای حسینی را داشته ایم، من خدا را سپاس می گویم که این لیاقت را پیدا کرده ام که برای پاسخگویی به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان، خمینی کبیر پاسخ گفته و راهی کربلای پر شور حسینی شدم و یقینا می دانم که این راه انبیاء و اولیاء بوده است و از خدا می خواهم ما را جزء این راهیان قرار دهد. و اما اگر در این راه مورد رضای خدا قرار گرفتیم و به لقاء الله پیوستیم این عنایتی بوده است که خداوند نسبت به بنده حقیر و خانواده ما کرده است. و اینک چند سخنی با پدر و مادر و امت حزب الله دارم: ای پدر عزیزم که با دست پینه بسته خود ما را به این قامت رساندی و بعد از آن عاشقانه ما را روانه کربلا کردی، امیدوارم در فراق من ناراحت نباشید و خدا را سپاس گویی که فرزندت به راهی رفته است که حسین آن را انتخاب نمود. و ای مادر ارجمندم! اگر چنان که از دست دادن فرزندت برای تو سخت است ولی مسئله آن است که اسلام باید زنده بماند نه فرزند، پس ناراحت نباش که اسلام با این خون ها زنده می ماند! و به مردم اعلام کن که فرزند من به خاطر عشق به مکتب اسلام این وادی را پیموده نه چیز دیگر! اما برادرم! راه خونین حسین (ع) را ادامه دهید و متوجه شیاطین داخلی و خارجی باشید که شما را وسوسه نکند و همیشه در خط اسلام به مبارزه خود ادامه دهید. و ای خواهرم! در تربیت فرزندان کوشا باش و آن ها را چون علی اکبر گونه و زینب وار تربیت کن که آینده این مملکت به دست آن ها است و همیشه حجاب خود را رعایت کن که سیاهی چادر تو از خون من رنگین تر است که این عمل تو باعث کوری امپریالیسم شرق و غرب خواهد شد. ای امت حزب الله! از بدی هایی که از طرف من به شما شده مرا ببخشید و از خدا برای من طلب استغفار کنید و دیگر این که تا جان در بدن دارید دست از حسین زمان، خمینی بت شکن برندارید و برای طول عمر او دعا کنید و جبهه را به هیچ عذری فراموش نکنید که سرنوشت اسلام و مسلمین در این جنگ است و دیگر این که صف های نماز جمعه و جماعت را هر چه بیشتر پر کنید و فشرده تر برقرار نمایید و با این صف های مستحکم و آهنین خاری باشید در چشم دشمنان. اما دوستان! سلاح آغشته به خون را از زمین برگیرید و به پیکار علیه ظلمت ادامه دهید تا پرچم لا اله الا الله در بلندترین قله جهان برافراشته شود. ای دانشجویان و معلمان گرامی! با سلاح فرهنگی خود به تعلیم و تربیت جامعه پرداخته و به سازندگی آن مشغول شوید ولی قبل از ساختن دیگران به خودسازی بپردازید تا بتوانید با قدم های استوار به جامعه خدمت کنید و با سلاح نظامی خود این جنگ را پیش ببرید و نسبت به جنگ بی تفاوت نباشید. در پایان اگر جنازه من به دست شما رسید در بهشت شهدای سرخه دفن نمایید. از همه شما التماس دعا دارم. والسلام علی من اتبع الهدی. بنده حقیر خدا: حسینعلی مونسان ۲۱/۰۶/۶۲
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید