اسماعیل لری خوزانی
شهید

اسماعیل لری خوزانی

نام پدر: محمد
دانشگاه: صنعتی اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی عمران
تولد: خوزان- خمینی شهر
تاریخ تولد: 1336/11/03
تاریخ شهادت: 1361/08/12
محل شهادت: باختران — باختران
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

اسماعیل‌، در سال‌ 1338 در خمینی ‌شهر اصفهان‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. او دوران‌ ابتدایی‌ را با فقر و محرومیت‌ سپری‌ نمود. چهره‌ تابناک‌ و مذهبی‌ این‌ طفل‌ نوپا از اوان‌ طفولیت‌ بر همگان ‌هویدا بود. او که‌ بسیار باهوش‌ و با استعداد بود، با ورود به‌ دبیرستان‌ ورقی‌ تازه‌ در زندگیش‌ رقم‌ خورد. حالا دیگر نوجوانی‌ جستجوگر و فعال‌ بود که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدفی‌ والا تلاش‌ می‌کرد، او درس‌ می‌خواند و مطالعه‌ می‌کرد و به‌ آگاهی‌ و بینش‌ مذهبی‌ خود می‌افزود. پس‌ از پیروزی ‌انقلاب‌ در رشته‌ مهندسی‌ عمران‌ دانشگاه‌ صنعتی‌ اصفهان‌ پذیرفته‌ شد و فعالیت‌ علنی‌ و پیگیر خود را با شکل‌ دادن‌ انجمن ‌اسلامی‌ دانشگاه‌ شروع‌ نمود. همزمان‌ انجمنی‌ را در محل‌ زندگی‌ پایه‌ریزی‌ نمود که‌ در این‌ راه‌، موانع‌ و مشکلات‌ زیادی‌ سد راهش‌ بود. این‌ گونه‌ مسائل‌ او را دلسرد نکرد و عزمش‌ را استوارتر نمود. مدتی‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ در سنگر سپاه‌ پاسداران ‌انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ پاسداری‌ از دستاوردهای‌ انقلاب‌ مشغول‌ به‌ کار شد. وی‌ در مسئولیت‌ آموزش‌ بسیج‌ و عضو فرماندهی‌ سپاه‌، لیاقت‌ و شایستگی‌ خود را به ‌اثبات‌ رساند و بیهوده‌ نبود که‌ دوستانش‌ به‌ او لقب‌ «ابوذر» داده‌ بودند. عشق‌ به‌ معبود، وی‌ را برآن‌ داشت‌ تا به‌ سوی‌ کربلای‌ غرب‌، میعادگاه‌ سالکان‌ طریقت‌ و عابدان‌ نیمه‌های‌ شب‌ و شیران‌ توفنده‌ علیه‌ کفار رهسپار گردد. در آنجا مدتی‌ فرماندهی‌ جبهه‌های‌ میمک‌ را برعهده‌ داشت‌ و پیوند محکمی‌ بین‌ برادران‌ سپاهی‌، ارتشی‌ و عشایر ایجاد نمود. سرانجام‌ در تاریخ ‌1361/8/12 قبل‌ از اذان‌ و فریضه‌ نماز برادرمان‌ اسماعیل‌ لری‌ با خون‌ وضو ساخت‌ و روح‌ پرفتوحش‌ به ‌ملکوت‌ اعلی‌ پیوست‌. از کودکی خیلی با شخصیت بود، از همان دوران به عبادت و نماز اهمیت می داد. او کودکی ساکت، آرام، فعال، اجتماعی و معاشرتی بود. به درس و مدرسه علاقه داشت و در انجام تکالیف کوشا بود. نمراتش همواره بیست بود. ضمن درس کار هم می کرد. او به درس خواندن اهمیت فراوان می داد و همواره خواهران خود را تشویق به درس خواندن می کرد. اهل مطالعه بود و کتب شهید مطهری، کتاب های مذهبی و همچنین رساله امام و کتاب هایی را که در مورد حضرت فاطمه(س) بود، مطالعه می کرد. به عرفان مخصوصاً مولانا و اشعارش علاقه مند بود. او به ورزش و مسایل علمی توجه داشت. رفتارش با اقوام و همسایگان با فروتنی و تواضع بود به افرادی که اهل عبادت و مسجد بودند، علاقه داشت. به جلسات مذهبی توجه ویژه ای داشت و اوقات بی کاری به مسجد می رفت و جلسات قرآن تشکیل می داد. او همیشه حالت معنوی داشت و به فکر کار در راه خدا بود. در مواجهه با مشکلات با وقار، پرتحمل و بزرگمنش بود. همیشه لبخند دلنشین بر لب داشت. می گفت می خواهم دکتر یا مهندس شوم و برای رضای خدا به مردم خدمت کنم. با شروع انقلاب، گوش به فرمان امام بود و امام را عاشقانه دوست داشت. قبل از جنگ در نیمه دوم سال 1358 به سپاه پیوست و فرماندهی بسیج شهرستان خمین شهر را به عهده گرفت و یکی از اعضای شورای فرماندهی سپاه خمینی شهر بود. با این که پدرش بیمار بود، به جبهه رفت. می گفت آنجا به من نیاز دارند.اسماعیل به خاطر انجام وظیفه، رضایت خداوند و شهادت طلبی به جبهه رفت. همواره وقتش پر بود. اصلاً اوقات فراغت نداشت و مشغول فعالیت نظامی، عقیدتی و فرهنگی بود. در کارهای اجتماعی، به آنچه مربوط به خودش می شد، بس یار مسلط بود و به آن کاری که مربوط به او نمی شد، دخالت نمی کرد. از فرمانده اش اطاعت می نمود. مهم ترین آرزوی اسماعیل پیروزی انقلاب و اسلام و بزرگترین آرزویش شهادت بود و به خانواده اش توصیه میکرد راه مرا ادامه بدهید .او فرمانده کل محور نیروهای سپاه و بسیج عشایری در منطقه میمک و ارتفاعات شور و شیرین بود. پیکر شهید در استان اصفهان گلزار شهدای سید محمد شهرستان خمینی شهر به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید

قسمتی از وصیت نامه شهید اسماعیل لری

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.