حبیب الله جواهری
زندگینامه شهید
1- خلاصه ای از دوران کودکی تا پایان تحصیلات را شرح دهید : شهید حبیب الله جواهری در یک شب زمستانی در سال 1343 در یک خانواده متدین وکشاورز پا به دنیا گذاشت و دوران کودکی را سپری کرد و از زمانی که دیگر توانست کار کند در امورات کشاورزی همراه پدر و دیگر برادران در کار کشاورزی مشغول بود و همچنین تحصیلات خود را نیر به نحو احسنت به پایان رسانید و با شرایط کاری و اغلب شاگرد ممتاز کلاس خود بود شخصی بود که در مسائل مذهبی بسیار متعصب و بسیار دقیق بود و اغلب سعی می کرد در نماز جماعت مسجد شرکت کند. 2- از شروع جنگ تا پیروزی انقلاب اسلامی : شهید حبیب الله جواهری به محض شروع شدن انقلاب در کلیه تظاهرات ها شرکت می کرد و نسبت به تبلیغ و توزیع کتاب های انقلابی و عکس های حضرت امام خمینی (ره) مشغول بود و درگروه های مقاومت محلی شرکت و نسبت به احداث یک مقاومت در سرکوچه در زمان چماقداران اقدام کرد و از جوان های محل در این امر کمک می خواست تا پیروزی انقلاب . 3- بعد از پیروزی تا جنگ تحمیلی : بعد از پیروزی انقلاب صمیمانه در محافل مذهبی و عقیدتی شرکت و اغلب در محافل روحانیون شرکت می کرد . 4- شروع جنگ تا لحظه شهادت : از شروع جنگ تحمیلی حبیب الله چندین مرتبه در جبهه های جنگ تحمیلی شرکت نمود اولین مرتبه به مدت 3 ماه در گیلان غرب برابر متجاوزان جنگیدند و دومین بار در حمله رمضان در خوزستان شرکت کرد و در همین حال در سنگر علم و دانش درس خود را نیز ادامه داد و در سال 1362 در کنکور دانشگاه ها شرکت کرد و در رشته مهندسی نفت دانشکده نفت آبادان قبول شد و حتی بعد از قبول شدن در دانشگاه جبهه را ترک ننمود البته چون دیگر از خانواده دور شده بود و در اهواز به سر می برد اغلب از بچه های هم دانشگاهی اش می شنیدیم که هر موقع که شروع حمله ای می شد شهید بلافاصله به مدت چند روز در حمله شرکت و بدون اینکه ما خبردار شویم به دانشگاه بازمی گشت و یک بار نیز در حمله فاو زخمی شد و از ناحیه سر ترکش خورد و برای آخرین بار در حمله کربلای 4 در جزیره سهیل به شهادت رسید . ش
وصیتنامه شهید
وصیت نامه اول شهید حبیب الله جواهری
تاریخ: 1361/05/06
وصیت نامه اول شهید حبیب الله جواهری تاریخ : 1361/05/06 و من سلام گرم و بلند بالایی اول نصیب امام زمان و نایب بر حقش امام خمینی میکنم و بعد نثار خانواده عزیز و اقوام میکنم و از خدا میخواهم اعمال و رفتار و افکارشان در راه خدا و برای خدا باشد و از حرف های بیهوده بپرهیزند و همیشه از سخنان و فرمان های امام عزیز استفاده کنند و از جان خریداری باشند و هیچ ناراحت جای من و به خاطر من هیچ ناراحت نباشید چون این راه راهی بود که خود محبوبم در جلوی پایم و دیگران نهاده بود تا رستگار شویم و شاید خدا این بنده بی عقل را دوست داشته که در این راه قرارش داد و بهترین راه برای رستگاری رو به لقاءالله رسیدن همین راه است. از این که این همه روده درازی کردم باید من را ببخشید و حلال کنید. دیگر عرضی ندارم جز پیروزی اسلام و این لقاء خداوند به تمامتان توفیق رسیدن به قبر امام حسین و قدس را عنایت فرماید. خدا یار و نگهدار امام و همه شما باشد . خداحافظ و خدانگهداری با تمام احترامات از طرف برادرحقیرتان حبیب اله جواهری پیروز و مستحکم باد اتحاد مستضعفین جهان به رهبری امام خمینی محل دفن اینجانب بهشت زهرا خمین است و در ضمن کلیه اعمال کفن و دفن و ... در موقع تشییع باید زیر نظر امام جمعه شهرستان خمین باشد . خیلی متشکرم 61/5/6وصیت نامه دوم شهید حبیب الله جواهری
تاریخ: 1364/11/03
وصیت نامه دوم شهید حبیب الله جواهری تاریخ : 1364/11/03 بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده مهربان به نام آنکس که هستی و جانم در دست اوست و امانتش که گرانقدرترین چیز برای من هست من همیشه بندهای ناسپاس و ناشایسته برای خدا بودم و هیچ وقت نتوانستم وظیفههای الهی کمی که داشتم انجام دهم و بنظر خودم من واقعاً در دنیا عقب مانده بودم، چه از نظر فکری و چه از نظر ایمانی، اگر انسان است و زنده است باید همیشه در تحقیق و فکر و تجسس باشد و از زنده بودنش نتایجی عالی بگیرد و چه رسد به ما که هدف و مکتب و راه و رهبرمان معلوم است و دیگر نباید خود را به کری و ندانم کاری بزنیم. ما هرچه بیشتر و بیشتر باید از عقل و شعوری که خداوند به ما به امانت گذاشته در راه خدا به نحو عالی استفاده کنیم، چون ما که از خودمان هیچ چیز نداریم و ما ویلان و سرگردانیم و هرچه داریم از خدای متعال و لاشریک است و باید این هدف را به همه مردمان و افراد دنیا بشناسانیم و راه رسیدن به این هدف عالی یعنی به کمال درجه انسانیت رسیدن و خداگونه شدن و استفاده از مکتب صحیح و سالم همچون مکتب اسلام امت باید با وسیلهای همچون مکتب اسلام که حکم یک هواپیمای سریع را میکند حرکت کنیم به سوی ملکوت اعلاء و باید از این وسیله خوب استفاده خوب و از آن نگهداری کنیم و نگذاریم که جایی از آن خراب شود، یعنی دشمنان خراب کنند و دشمنان این مکتب را بشناسیم و راه خوبی برای شکست آنان اتخاذ کنیم و بیایید دور هم جمع شویم و افراد را بشناسیم و از آن که بهتر و بیشتر می تواند برای این مردم و مملکت کار انجام دهد درصدی کار بگذاریم و مواظب اعمالشان باشیم تا خدای نکرده همچون بنیصدرها پایشان را از چهار چوبی که اسلام برایشان تعیین کرده بیرون نگذارند و با آنان همکاری کنیم و اگر دیدیم بیخودی بر آنان برچسب و مارک میزنند دست کسانی که این کارها را میکنند همانجا بگیریم و برویم و درباره حرفشان تحقیق کنیم و اگر دیدیم آنان راست میگویند وظیفه ما هست که این طور افراد را به دیگران بشناسانیم تا نکند اینان ضربهای به اسلام عزیز بزنند و اگر هم دروغ میگویند مشتشان را جلوی مردم باز کنیم و اینان هستند که افراد و مهرههای حساس این مملکت اسلامی را به دو نوع و طریق از بین میبرند: 1) از راه ترور شخصیت یعنی اینکه این افراد وجهه و آبرو و حیثیت این اشخاص مهم را در میان مردم خرد میکنند تا مردم را نسبت به این افراد بد گمان کنند و مردم را نسبت به آنان دلسرد کنند و این یک راه برای از بین بردن افراد مسئول است. 2) اینکه وقتی میبینند که مردم گول حرف های آنان را نمیخورند و بازارشان گرم نیست و دیگر اختشاش و شایعه کاری از پیش نمیبرند آن وقت آنان را ترور شخصی میکنند و آنان را به هر وسیلهای که شده از بین می برند تا مردم نتوانند از وجودشان استفاده کنند و مردم باید مواظب هردو راهشان باشند و با استفاده از تدابیر اسلامی آنان را از بین ببرند. به قول آیت الله شهید بهشتی که خدا روحشان را شاد کند باید برای رسیدن به هدف اصلی بصورت «تشکیلاتی» کار کنیم تا افراد شناخته شوند و وظیفه هر کس مشخص شود تا از افراد به نحو احسن استفاده شود و وحدت در میان افراد برقرار شود و باید به قول امام عزیزمان که نایب بر حق امام زمان است باید وحدت کلمه را حفظ کنیم که وحدت کلمه باعث فرو ریختن تخت فرعونیان زمان است و نابود کننده منافقین است و باید از غیبت و ... گفتن به دیگران به سختی بپرهیزیم هرچند من هیچوقت به گفتههای فوق عمل نکردم اما می شود چه کرد چون من فقط مرد سخنم و صحبت و مرد عمل نبودم ولی دلم را به سخنان خوش میکنم چون می دانم شماها مرد عمل هستید و حتی از جانتان برای این اعمال مایه میگذارید و دیگر اینکه مگر خود خدا به مرحمت و لطف بیکرانش ترحمی نسبت به ما کند و از اعمال بدمان بگذرد و دیگر حرفی که با شما دارم این است که مواظب امام عزیزمان باشید و او را دعا کنید و از ته دلتان دعا کنید و نگذارید دیگران کارهایی کنند که باعث رنجش خطر او باشد و همیشه نمازهایتان را سروقت بخوانید و کارهایی که برای اسلام میکنید از روی ریا نباشد که آن کار شرکت آمیز میشود و از عاقبتمان بترسیم که خدا فرموده : أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ آیا حساب میکنید (فکر میکنید) که شما را بیهوده خلق کرده و شما به سوی ما باز نمیگردید ؟ (خون غلتیده کربلای حسین (ع) و کربلاهای ایران و لبنان و خانواده های معظم شهدا و امت شهید پرور و مقاوم کربلای ایران ) از خداوند منان خواهانم تا ما را به وظایمان آشنا گرداند که اگر ما درست به تکلیفمان عمل کنیم آنگاه در برابر خدا روسفید هستیم. ای امت عزیز و از دوستان و همکاران گرامی و خانواده من از شما تقاضا دارم که اسلام را در این برهه از زمان که بسیار حساس است و مظلوم واقع گشته تنها نگذارید و احساس بیمسئولیتی نکنید که شما و ما همه تک تک مسئول و جوابگو هستیم . همیشه تلاش کنیم تا با معیار و ملاک زندگی کنیم و راه برویم ، معیارهای خوب زندگی و حرکت را از کتب اسلامی بخصوص از قرآن و کتب احادث و از علمای بقیه دریافت کنیم و بر طبق این معیارها قدم در راه زندگی بگذاریم که هرکس این کار نکند سرانجامش به پرتگاهی نابودی دنیوی و اخروی منتهی میشود در هرجا که هستید و هرکاری که میکنید سعی کنید به نحو احسن انجام دهید و همیشه با یک عشق گرم به الله و امید به او سرکار برویم و مواظب حرکات و رفتارهایمان باشیم و از این اعضای بدن که به عنوان امانت در اختیار ماست بخوبی استفاده کنیم و خدای نکرده از آن ها در راه و به کار ناشایست استفاده نکنیم . از امام امت این اسوه مقاومت در برابر مصائب که نایب بر حق مهدی صاحب الزمان (عج) پیروی کنید و او را تنها نگذارید و بعد همیشه با روحانیت مبارز در ارتباط باشید و خود را از صحنه روزگار، مملکت، سیاست و غیره ...کنار نگه ندارید . به شدت به حساب و کتاب کارهای خود برسید و هر شامگاه مروری بر اعمال روزانه مان داشته باشیم و دیگر اینکه از یاد جنگ نروید مداوم به جبهه های حق علیه باطل چه از نظر مالی و چه از نظر انسانی و جانی کمک کنید که تا ان شاءالله دنباله این جنگ به دامن اسرائیل غاصب بکشد و پس از نابودی صدام ملعون به سراغ اسرائیل برویم و قدس عزیز را از چنگال این خونخواران آزاد کنیم . خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار وصیت نامه خصوصی بسمه تعالی به نام خدا پدر و مادر من حدود دو سال یا بیشتر قضای نماز و 10 روز قضای روزه عمدی و 10 روزه ای را که در جبهه بودم دارم و به جا نیاوردم اگر برای شما مقدور است برایم بخرید . و دیگر صحبت من چند کلامی با دوستان و دانشجویان گرامی و محترم است و بدون حاشیه روی اصل کلام من این است که در راه پیشرفتتان در راه علم خدای نکرده از یاد پروردگار و اسلام نروید که اگر این مسئله را جدی نگیرید دیگر آن روز روز تباهی شما است. علم را به عنوان هدف اصلی قرار ندهید که سخت در اشتباهید، از علم به عنوان ابزار و موتوری خوب که می تواند انسان را در راهش تا رسیدن به هدف نهایی که همان الله است سریع تر به پیش براند استفاده کنید، هیچ وقت به این علم اندک خود مغرور نشوید و کارها و ظاهر خود را با کسب اندکی علم از چهار چوب اسلامی خارج نسازید. درس هایتان را به نحو احسن بخوانید و یاد بگیرید و از آن در راه رضای خدا و خدمت به خلق که رضای خدا در آن می باشد استفاده کنید. در کنار این کتاب ها همیشه مروی به کتاب مقدس و این معجزه الهی یعنی قرآن داشته باشید و از دعاها فاصله نگیرید که ما هرچه داریم از همین دعاها و گریه کردن هاست و احساس عجز در برابر مخلوقمان است و اگر از اینکه چند صباحی در کنار دوستان عزیز و گرامیم بودم و رنجشی به آن ها دادم و از اینکه نتوانستم حق دوستی و برادری را در حقشان بجای بیاورم شدیداً پوزش میطلبم. امیدوارم که همگان در کارها و درس هایتان موفق باشید . حالا چند کلامی با خانوادهام : ای پدر و مادر محترم و گرامیم از اینکه نتوانستم همیشه برای شما یک اولاد خوبی باشم و فرمان های شما را بخوبی اطاعت کنم خیلی شرمندهام اما دیگر چه کنم که عمر اجازه نداد تا بمانم و اندکی از زحمت های شما را جبران کنم. امیدوارم که من را ببخشید و طلب عفو اول از خدا و دوم از شما دارم. از خدا می خواهم که خداوند یک صبر عظیم به شما عنایت بفرماید و از خداوند یکتا طلب مغفرت و گشایش در کارهایتان را دارم . از تمام برادرها و خواهران گرامیم که یک عمر در کنار آن ها بودم و نتوانستم حق برادری را در حقشان بجا بیاورم پوزش میطلبم. امید از خدا دارم که شماها هم من را ببخشید . از تمام فامیل طلب مغفرت دارم دیگر عرضی ندارم همه تان را به خداوند منان میسپارم . خداحافظ - خداحافظ - خداحافظ 64/11/3 اموال شخصی من را میتوانید از دانشکده تحویل بگیرید و اگر سهمی از پول و یا مالی به من میرسد در درجه اول به فقرا و دوم به حساب جبهههای جنگ واریز کنید . خیلی خیلی متشکر
گالری تصاویر
خاطرات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید