یعقوب صفوی
شهید

یعقوب صفوی

نام پدر: محمدحسین
دانشگاه: صنعتی اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی تولید
تولد: شیراز
تاریخ تولد: 1337/01/01
تاریخ شهادت: 1360/07/01
محل شهادت: سوسنگرد — سوسنگرد
عملیات:
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم . شهید یعقوب در خانواده ای متدین بدنیا آمد از همان کودکی با تعلیمات مذهبی و اسلامی و کتب دینی آشنا شد و بتدریج با روح اسلام آشنا شد. از کلاس سوم متوسطه فعالیت هایش را جدی تر کرد و تنها بخود نمی پرداخت بلکه در این میان به خواهران و برادران خود هم توجه می کرد و آنها را در درس و مشق یاری می نمود . او موفق شد که دیپلم ریاضی خود را بگیرد و با معدل خیلی خوب در دانشگاه صنعتی اصفهان قبول شد. رفتن به دانشگاه روحیه او را خیلی عوض کرد. او در خانه روی پدر و مادرش و دیگر افراد خانواده خیلی اثر گذاشت و کلاً با خیلی از مظاهر فساد و شرک رژیم پهلوی در خانه مبارزه نمود. قرآن و نهج البلاغه و مفاتیح را بخانه آورد پس از گذراندن سال اول دانشگاه هنگام دیدار با خانواده اش در شیراز تعدادی از کتاب های معلم شهید شریعتی و استاد مطهری و رساله امام را به خانه آورد. پدرش گاهی اوقات به او می گفت که پسرم شما با مطالعه این همه کتاب ها دیگر کی می خواهید کتاب های درسی خود را مطالعه کنید. و او با متانت جواب می داد که پدرم من مطالعه این کتاب ها را بیشتر دوست دارم. در سال دوم دانشکده بود که از دانشکده نامه ای آمد و در آن نوشته شده بود که یعقوب بعلت اخلال، در دانشگاه بمدت دو سال از ورود به دانشگاه محروم شده است و او بی اعتنا به این مسئله به فعالیت های خود ادامه داد. هم گام با شروع انقلاب اسلامی و قیام مردم فعالیت های او شدت گرفت . در جریان گرفتن شهربانی در شیراز او نقش مهمی داشت پس از پیروزی انقلاب همچون دیر برادران دل سوخته انقلاب و اسلام راهی روستاهای اطراف اصفهان شد تا بکار فرهنگی بپردازد و دین خود را نسبت به فرزندان این مرز و بوم ادا نماید. پس از مدتی فعالیت و خدمت دوباره به شیراز برگشت و سپس به همراه برادر مهاجرانی به دهات بیضاء رفت و در آنجا فعالیت بسیار نمود. مخصوصا در انتخابات مجلس شورای اسلای نقش فعالی داشت او از جمله افرادی بد که درد مردم این مرز و بوم راشناخت و کمر به نابودی هر گونه ظلم و استثمار ناشی از دوران حکومت رژیم سابق بسته بود با قلبی پر شور و نیتی خالص راهی کرمانشاهان و بازدید ازآن منطقه کرد. و سرانجام تصمیم گرفت به منطقه کرند و سرپل ذهاب جهت بررسی امور جنگ زدگان برود. او شبانه روز فعالیت می کرد خواب و خوراک را نمی شناخت. بعد از مدتی کار و کوشش با شهادت یکی از دوستانش بنام جعفر کاشف تصمیم گرفت که به شیراز برگرد و به فعالیت های رزمی بپردازد به این منظور به پادگان شهید سنگر رفت و به آموزش های نظامی پرداخت و پس از مدتی راهی جبهه های نبرد شد با عزمی راسخ جهت براندازی باطل و جهاد در جبهه حق او کربلای سوسنگرد را بدین منظور برگزید، چه زیباست عمری با تلاش در راه اسلام و نبرد در جبهه حق علیه باطل و چه زیباست این گونه شهادت، او پیام معلم شهیدش را خوب آموخته بود که شهادت دعوتی است به همه نسل ها که اگر می تونی به میدان (جهاد) و اگر نمی توانی بمیر (شهادت). مدت 15روز در سنگرها به نبرد پرداخت. یار و مونسش قرآن و نهج البلاغه بود و هم دمش سلاحش. سلاحی که آن را بر عقیده اش حمل می کرد و گفتار مولایش علی (ع) را نیک دریافته بود که مجاهدین راه حق عقیده شان را بر سلاح شان حمل می کنند. شهادت را با آغوشی باز می پذیرند و مرگ در راه خدا را افتخار می دانند. به این دنیای آلوده وابستگی ندارند و آن را گذرگاهی می دانند برای عبور ، نه محل توقف. یعقوب در تاریخ 60/07/01 به صف فشرده شهدا می پیوندد . به لقاء ا... به آرزوی دیرینه خود، او به دیدار خدا می رود پس از شهادت دیدار اوست، خدا به شهید نظر میکند و چه بالاتر از این.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید یعقوب صفوی
تاریخ: 1360/06/16

خاطرات

خاطره‌ای ثبت نشده است.