شهید اصغر باقری خیرآبادی
شهید

اصغر باقری خیرآبادی

نام پدر: محمدباقر
دانشگاه: مرکز پزشکی ایران
مقطع: ------------------
رشته: پزشکی
تولد: اردبیل
تاریخ تولد: 1346/05/16
تاریخ شهادت: 1365/10/20
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید باقری خیرآبادی در 16 مرداد سال 46 در خانواده ای مذهبی در اردبیل دیده به جهان گشود. تولد او سراسر یمن و برکت بود، چه در کودکی و چه در بزرگی و چه بعد از شهادت. وی از همان کودکی کنجکاو و با محبت بود چه نسبت به اهل خانواده و چه نسبت به همه مردم و حتی ذره ای آزار او به کسی نرسیده بود. از نظر اسوه اخلاق و ایمان زبانزد همه بود. پدرش از راه تزریقات چی مخارج خانواده را تامین می کرد و مادرش لطیفه خانم هم به کار خانه داری و تربیت فرزندان مشغول بود. وی در سن 7 سالگی وارد مدرسه ابتدایی و بعد از آن وارد مدرسه راهنمایی و سپس دبیرستان شد و در تمام این دوران شاگرد ممتاز بود. ایشان در سال دوم دبیرستان بود که برای اولین بار به جبهه اعزام شدند و برای اولین بار بود که به طور غیر منتظره در این سال یک تجدیدی آوردند ولی شهید در نامه ای که به خانواده نوشته بود این گونه گفت: شما دعا کنید که در این امتحان سربلند بیرون آییم که تنها این مایه عزت و شرف و سربلندی است. ولی با این حال وی این امتحان خود را در جبهه دادند و نمره بالایی هم کسب کردند و وارد کلاس سوم دبیرستان شدند و با این که رشته تحصیلی شان تجربی بود و احتیاج زیادی به دقت و مطالعه داشتند ولی با این حال در واحد فرهنگی بنیاد شهید اردبیل مشغول خدمت شدند. بنیاد احتیاج به خطاط داشت که ایشان به این کار مشغول شدند و نصف روز کار می کردند و نصف دیگر روز به مدرسه می رفتند. در برابر اعتراضات خانواده که از او می خواست فقط به درس هایش برسد می گفت مملکت اسلامی به کسانی چون من نیاز دارد و ما نبایستی از قبول این مسئولیت ها سرپیچی کنم چون برای رضای خداست، خدا هم در درس ها به من کمک خواهد کرد. بعد از آن وی وارد کلاس چهارم دبیرستان شدند و چون نمی توانستند به درسشان برسند و خوش بختانه بنیاد هم خطاط پیدا کرده بود ایشان تنها به مدرسه می رفتند و کار نمی کردند. بعد از امتحانات نهایی درکنکور شرکت کردند ولی چون تنها می خواستند در رشته پزشکی درس بخوانند تنها در این رشته انتخاب رشته کردند و چون رتبه شان پایین بود قبول نشدند و باز در سال 65 در کنکور سراسری شرکت کردند و در رشته پزشکی از مرکز پزشکی ایران قبول شدند ولی هنگامی که اسامی قبول شدگان در روزنامه چاپ شده بود در جبهه بودند. سپس برگشتند و ثبت نام کردند و این بار خواستند به جبهه باز گردند که مادر ایشان می خواست مانع شود ولی او که تا آن حد شور و شوق داشت با چشمان اشک آلود وگریان گفت مادر بگذار بروم خدایم مرا دعوت کرده است و مادر نیز دیگر نتوانست در مقابل آن جوابی بگوید. سرانجام به جبهه بازگشتند و بعد از دو ماه عملیات کربلای 4 شروع شد وی در این عملیات شرکت کردند. به خانواده تلفن زد و احوالپرسی کرد و مادرش خیلی اصرار کردند که مرخصی بگیرند و بیایند و از طرفی چون پدرش سخت بیمار بودند و دلشان می خواست که ایشان را ببینند، بدین جهت مادر خیلی پافشاری می کردند که ایشان بیایند و ایشان هم گفتند که ببینم چه می شود. بعد از آن عملیات کربلای 5 در شلمچه شروع شد و ایشان هم در شلمچه بودند و در عملیات شرکت کردند و در 20 دی ماه 1365 در دومین روز عملیات کربلای پنج به شهادت رسیدند. بنا به روایت از دوستانی که در هنگام شهادت نزد وی بودند پس از اصابت ترکش خمپاره توسط مزدوران صدام وی به سجده شکر افتاده و مشغول راز و نیاز با خدای خود بوده که در همان حال به لقای معشوق خود نائل می شوند. بعد از یک هفته از شهادت ایشان بود که خبرش رسید و جنازه اش سراسر نور بود گویی که از دنیا نرفته بود و خنده بر لب داشت و می خندید. سرانجام در 27 دی ماه در منزلگاه ابدی خود در گورستان قاسمیه دفن گردید و وداع آخر را ندا داد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید اصغر باقری خیر آبادی
تاریخ: 1365/10/16

وصیت نامه شهید اصغر باقری خیر آبادی تاریخ : 1365/10/16 بسم رب الشهدا و الصدیقین « الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ» «همانا کسانی که ایمان آورده و در راه خدا هجرت کرده و جهاد با مال ها و جان هایشان می کنند نزد خدا درجه ی عظیمی دارند و همانا رستگارند.» خدایا ببخش بر ما آن گناهانی را که باعث حبس دعا شود و آن گناهانی را که باعث نزول بلا شود. برای هر مسلمانی بعد از ایمان آوردن به خدا و کافر شدن به طاغوت آن چه لازم است استقامت در ایمانش است. استقامت در جهادی که به خاطر زنده نگه داشتن دین خدا و ایمان به این دین برپا شده است. این استقامت اگر چه به قیمت خون شهیدانی از جان گذشته تمام شود ولی باید استمرار داشته باشد تا دین الهی به طور کامل استقرار یابد تا باشد ان شاءالله جهانی شود. دین مبین اسلام تا کنون استمرار یافته و در این مدت 1400 سال و اندی شهدای فراوانی از جمله شهدای سرزمین نینوا را فدای اعتلای کلمه توحید کرده است و اکنون نیز این فرزند استوار امام حسین (ع) که مستحکم و حسین وار به پا خواسته و برای استمرار حرکت چندین ساله پیامبر اکرم و ائمه اطهار یاور می طلبید و در این جاست که باید از تکرار حوادث تلخ تاریخ جلوگیری شود باید مردانه و با دلی عاشق خدا به سوی جبهه های نبرد بشتابیم و با خصم کافر درافتیم و خدای ناکرده همانند اهل کوفه رفیق نیمه راه نباشیم تا شاید رحمت الهی بر ما نازل شود و فتح و نصرتش را بر ما ارزانی دارد و اگر لیاقتش را داشته باشیم فوز عظیم که همانا شهادت است نائل شویم . پدر و مادر عزیز زحماتی را که در راه تربیتم متحمل شده اید هرچند تلاش می کنم نمی توانم جبران کنم. ولی این زحمات شما در صورتی ثمر می دهد و در صورتی به نیکی و رستگاری می رسید که عزیزانتان را در راه خدا بدهید زیرا قرآن مجید می فرماید که : « لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» «هرگز به رستگاری نمی رسید مگر این که آن چه را در نزدتان عزیز است در راه خدا بدهید . » پس متوجه باشید به رستگاری وعده داده شده. مردن هیچ گونه ناراحتی نمی خواهد روزی آفریده شده ایم و روزی خواهیم مرد و باید به حیات دنیا راضی نشویم و انس نگیریم و دنیا را هدف نهایی آفرینش خود ندانیم زیرا دنیا محفل امتحان است نه محل زیستن بلکه زیستن را باید در آخرت جست. و این زیستن باید همراه قبول شدن از امتحان الهی در دنیا باشد و بزرگ ترین امتحان الهی در دنیا با جان و مال انجام می پذیرد که قبول شدن از این امتحان همان شهادت است که بهترین شیوه مردن است. هم برای دنیایمان و هم برای آخرتمان . پدر و مادر گرامی از شما طلب بخشش و عفو می نمایم. امیدوارم که عطوفت پدر و مادری را شامل حالم گردانیده و مرا می بخشید. از برادران و خواهر عزیز و گرامیم نیز طلب بخشش دارم. برادران و خواهران حزب الله همچنان در صحنه و در همه جا و همه حال مقاوم باشید. که یک لحظه غفلت شما فرصت عظیمی است بر دشمنان اسلام و انقلاب و با یکپارچگی و وحدت خودتان و شرکت در نماز جمعه و جماعت نگذارید توطئه های دشمنان منافق صفت به ثمر برسد. همیشه هوشیار باشید تا خون های ریخته شده شهدا در جبهه و پشت جبهه حافظ آرمان های مقدس و الهی این شهیدان باشد و پشتیبان ولایت فقیه باشید و همواره گوش به فرمان ولایت فقیه که در راس آن امام امت قرار دارند باشید. و دعا به جان امام عزیز و بزرگوار را در نمازهایتان تداوم بخشید و در پاین از همه کسانی که به نحوی با آنان برخورد داشته ام و از من رنجیده خاطر هستند طلب حلالیت دارم . و السلام علی من التبع الهدی شانزدهم دی ماه 1365 - اصغر باقری خیرآبادی .

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.