شهید یعقوب مهدی زاده اصل
شهید

یعقوب مهدی زاده اصل

نام پدر: ابراهیم خلیل
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید رجایی اردبیل
مقطع: کاردانی
رشته: دینی و عربی
تولد: اردبیل
تاریخ تولد: 1341/01/12
تاریخ شهادت: 1365/12/05
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید یعقوب مهدی زاده اصل فرزند ابراهیم خلیل در 12 فروردین ماه 1341 درخانواده ای مذهبی در اردبیل پا به عرصه ی وجود نهاد. از همان ابتدا زندگی را با مشقت و سختی آغاز نمود. پدرش با هفت فرزند درآمندی ناچیزی داشت با این حال با زندگی می ساختند. دوران تحصیلات ابتدایی را به علت عدم امکانات و کمبود مکان در دبستان های مقدس و هدف در سال 52 به اتمام رساند و تحصیلات راهنمایی را در مدرسه ی راهنمایی امیرکبیر (دهقان) گذراند. در سال 56 وارد محیط دبیرستان شد و در دبیرستان ابومسلم ثبت نام کرد. همزمان با ورود به دبیرستان، کم کم جرقه های انقلاب زده شده بود و نغمه هایی از گوشه و کنار به گوش می رسید، ولی معلمان در سر کلاس هیچ اشاره ای نمی کردند تا این که از مدارس، دانش آموزان آرام آرام به خیابان ها می ریختند. با آن که از طرف رئیس دبیرستان و معاونینش مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند، در دبیرستان همه ی آثار مربوط به طاغوت، اعم از پوستر و عکس به حیاط ریختند. آن ها به مدارس دیگر می رفتند و در جلوی آن ها شعار می دادند و دانش آموزان را تشویق به ترک کلاس ها می کردند تا به خیابان ها بریزند. بعد از پیروزی انقلاب نیز همگام با امت شهید پرور ایران در صحنه های سیاسی و ... شرکت می نمود. با شروع جنگ تحمیلی در سال 59 به جبهه اعزام شد و بعد از یک ماه و نیم برگشت و ادامه تحصیل داد. به علت مشکلات و گرفتاری های خانوادگی چند سال در دبیرستان مردود شد و بالاخره در سال 62 موفق به اخذ دیپلم شد و سپس در آزمون تربیت معلم همان سال شرکت نمود و در رشته ی دینی و عربی مرکز تربیت معلم شهید رجایی قبول شد. دوباره رهسپار جبهه شد تا در سال 64 که در آن سال پدرش را از دست داد و این از لحاظ روحی ضربه ی سختی به او وارد آورد زیرا که آرزوهای دور و درازی داشت و می خواست زحمات و تلاش های مداوم و پرثمر او را جبران کند. هم چنان در مرکز تربیت معلم شهید رجایی مشغول گذراندن سال دوم تحصیلاتش بود تا این که در آخرین اعزامش به جبهه در تاریخ 1365/12/5 در عملیات کربلای 5 و در منطقه ی شلمچه به مقام والای شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید یعقوب مهدی زاده
تاریخ: 1365/10/28

وصیت نامه شهید یعقوب مهدی زاده تاریخ : 1365/10/28 « وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ» «کسى را که در راه خدا کشته شده مرده نپندارید بلکه او زنده و جاوید است و لیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت . » با سلام و درود بر منجى عالم بشریت حضرت ولى عصر (عج) و نائب بر حقش امام خمینى و با درود بى کران بر سرور شهیدان حسین بن على (ع) و با درود به روان پاک شهداى گلگون کفن و گمنام جنگ تحمیلى و با سلام بر شما امت شهید پرور نکاتى را به عنوان وصیت نامه حضورتان عرض مى‌نمایم . اینک امروز جنگ به مرحله جدیدى رسیده است و با سابق فرق مى کند و حسین (ع) در جبهه ها نداى هل من ناصر ینصرنى سر داده است. لذا بر هر مسلمان متعهد واجب است که به این ندا لبیک گفته و به سوى جبهه ها روان شود. امروز آمریکاى جنایت کار و شوروى تجاوزگر دست به دست هم داده و در صدد بلعیدن و کوبیدن تمام مستضعفان از لبنان و عراق و افغان گرفته تا دیگر کشورها هستند و می خواهند نداى مظلومیت خواهى را در دنیا خفه کنند. بنابراین بر ماست که با فریادهاى کوبنده الله اکبر و لااله الا الله این تجاوز و زورگویى را در هم بشکنیم و نداى مظلومیت خویش را به گوش جهانیان برسانیم و این میسر نمى شود مگر با خون دادن و شهادت در این راه . انسان زمانى پا به عرصه وجود مى گذارد، مدتى زندگى مى کند و بعد چشم از این جهان فرو مى بندد چه خوب است حتى الامکان دست کشیده و مدتى نیز با خدا بگذراند. مگر مى شود تا انسان مى خواهد شروع کند شیطان وارد معرکه شده و دست به کار مى شود تا او را گمراه کند و اینجاست که اراده اى آهنین و پولادین مى خواهد که تاب و توان مقاومت داشته تا بر وساوس و مطامع شیطانى غلبه کند . یارب دست این بنده ناچیزت را بگیر و نداى او را که از اعماق قلب بر مى خیزد گوش کن. پروردگارا وسوسه هاى شیطانى هر لحظه بر وجودم هجوم آورده و خردم مى کند. یاراى مقاومت ندارم و به غیر تو پناهگاهى ندارم . خدایا یک لحظه مرا به حال خودم وامگذار که موجب فراقت بنده از تو مى شود. به قول استاد شریعتى: خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت . آرى خواهم آموخت تا خون در رگ هایم دارم و قلبم از کار نیافتاده، دست از مبارزه و ستیز بر نخواهم داشت. تا خون در رگ هایم جارى است با همه تجاوزگران زورمندان و قلدران در هم آویخت. هر جا بروم داد خواهم زد و با صدایم تا اقصى نقطه جهان فریاد خواهم زد. اى مردم جهان بدانید تا زمانى که خون در رگ هایم جارى است یک لحظه از پا نخواهم نشست و زمانى که دیگر رمقى برایم نماندآن وقت با خونم حرکتى دوباره به فرزندان این مملکت اسلامى خواهم بخشید . و اما شما برادران و خواهران عزیزم، امت شهید پرور نکاتى را به عرضتان مى رسانم. دشمنان اسلام هر روز در صددند تا این یکپارچگى و وحدت امت اسلامى را از بین ببرند و مردم را نسبت به انقلاب اسلامى و روحانیت اصیل و متعهد بدبین سازند. بنابراین بر شماست که فرصت را به دشمنان اسلام ندهید تا خداى ناکرده بار دیگر استکبار جهانى جایگزین اسلام شود، بلکه همیشه هوشیار و آماده بایستید و مشت خود را بر دهان یاوه گویان و کسانى که مى خواهند انقلاب را به انحراف بکشانند بکوبید و نگذارید خون شهیدان عزیزمان پایمال شود و دست بیعت با امام محکم کنید و نگذارید حسین زمان تنها باشد که اگر غفلت کنید، به عذاب الهى دچار خواهید شد . و مادرم عشق حسین مرا بدین وادى کشانده بایستى حسین را تنها نگذاشت و به یاریش شتافت لحظه اى فکر کن کربلا را به یاد آور و اباعبدالله الحسین (ع) را که تنها 72 نفر به او پیوستند. امروز لحظات حساسى است امام نیز فرزند و از تبار حسین (ع) است. آرى دیدم او نیز فرمود آن هایى که توانایى برداشتن سلاح را دارند به جبهه بروند . خدایا من نیز به نوبه خود به اوامر امام لبیک مى گویم و به سوى جبهه حق روانه مى‌شوم. شما نیز زینب وار راه حسین (ع) را ادامه دهید. رسالت حسین را بر دوش گرفته و حافظ خون شهدا و ادامه دهندگان راه آنان باشید . شهید مظلوم بهشتى مى فرمود: شهادت عشق است و حالا ما را از معشوق مى ترسانند . ان شاءالله ما نیز بتوانیم عشقمان را به اثبات رسانده و با ریخته شدن خونمان به معشوق برسیم و یا این که سرافرازانه و پیروزمندانه بر دشمن غالب شویم . خدایا مرا پاک بپذیر . والسلام 65/10/28

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.