شیرمراد شمسی
زندگینامه شهید
شهید سید شیر مراد شمسی در بیست و سوم شهریور سال 1342 در خانواده ای مذهبی در روستای چمطاق از توابع شهر زرین آباد شهرستان دهلران استان ایلام دیده به جهان گشود. تحصیلات دوره ی ابتدایی را در روستای محل زندگی خود با موفقیت پشت سر گذاشت. سپس برای ادامه تحصیل رهسپار شهرستان دهلران شد. در جریان مبارزه با رژیم ستمشاهی به عنوان یکی از مبارزین در جریان راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت فعال داشت. وی تحصیلات راهنمایی را در آن شهر طی نمود سپس وارد دبیرستان شد اما هنوز چند سالی از انقلاب شکوهمند اسلامی نگذشته بود که جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی شروع شد و شهر دهلران به دست تجاوزگران افتاد. شهید همچون دیگر ساکنان شهر دهلران مجبور شد آن جا را ترک نماید و برای ادامه ی تحصیل به شهرستان دره شهر عزیمت نمود. مقطع دبیرستان را با موفقیت در آن جا پشت سر گذاشت و موفق به اخذ دیپلم در رشته ی اقتصاد اجتماعی گردید. آن شهید معظم در همان شهر یکی از اعضای فعال انجمن اسلامی دانش آموزان بود و به مبارزه با گروه های سیاسی که علیه اسلام و انقلاب فعالیت می کردند پرداخت. با این که خود جنگ زده بود اما به فکر دانش آموزانی بود که خوابگاه نداشتند و با تلاش فراوان از طریق اداره آموزش و پرورش چند کلاس خالی را برای بیتوته ی دانش آموزان فراهم نمود. شهید در روستای محل زندگی خود یک مبلغ دینی توانا بود و به ارشاد مردم می پرداخت. برای نونهالان کلاس قرآن تشکیل می داد و در کلیه ی مراسمات مذهبی و سیاسی شرکت فعال داشت. شهید شمسی در اخلاق، معنویت، جدیت، وجدان کاری، مسئولیت پذیری و حق شناسی و مهمان نوازی و... برای دوستان و آشنایان خود الگو بود. وی مشکلات مردم را مشکلات خود و درد مردم را درد خود می دانست و تمام عمر کوتاه اما پر برکت خود را وقف خدمت به خلق خداوند می نمود. او اهل ورزش مخصوصا کوه پیمایی بود و دیگر جوانان را تشویق به این امر مهم می کرد. شهید به مطالعه علاقه ی وافری داشت به طوری که کتب مهم دینی و سیاسی و علمی را تهیه می کرد و آن ها را مطالعه نموده و در کتابخانه ی شخصی خویش نگه می داشت. آن شهید بزرگوار افراد خانواده ی خود را نیز به تحصیل علم و دانش تشویق می نمود. شهید آن قدر عاشق علم و ادب و دانش بود که حتی تلاش می کرد معلمین توانمند را به روستای محل زندگی خود دعوت کند و تمام تلاش خود را برای برطرف کردن نیازهای معلمان به کار می برد با توجه به این که روستای محل زندگی این شهید از نعمت آب آشامیدنی سالم محروم بود و نانوایی نیز در آن جا فعالیت نمی کرد وی برای این که معلمین روستا در رفاه باشند و دانش آموزان نیز برای تهیه ی مایحتاج معلمین به مشقت نیافتند خود به تهیه ی مایحتاج معلمین می پرداخت. شهید شمسی پس از طی دوره تحصیلی متوسطه در سال 1360 در آزمون تربیت معلم شرکت نمود و مجوز ورود به تربیت معلم را کسب نمود و تحصیلات خود را در رشته ی ادبیات فارسی در تربیت معلم شهید اشرفی اصفهانی کرمانشاه آغاز نمود. در سال اول تحصیل خود در تربیت معلم به جبهه رفت و به مدت سه ماه در جبهه های کردستان با منافقین و حزب کومله به مبارزه پرداخت و در یکی از حملات از ناحیه ی انگشت پا مجروح گشت و به مقام جانبازی نائل آمد. شهید سال اول تربیت معلم را با موفقیت به اتمام رسانید در سال دوم تربیت معلم در طرح لبیک یا خمینی شرکت نمود و در عملیات والفجر 5 در تاریخ 62/12/2 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه ی سر در منطقه ججنگی چنگوله به فیض شهادت نائل گشت .
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید شیرمراد شمسی
تاریخ: 1362/11/24
وصیت نامه شهید شیرمراد شمسی تاریخ : 1362/11/24 بسم الله الرحمن الرحیم «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» خداوندا تو را به یگانگی خود سوگند می دهم که مرا به آرزوی خود که همان شهادت در راه تو است برسان. خداوندا مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده که مرگ سرخ بهترین مرگ هاست. خداوندا قلب تپنده امت مستضعف ایران و جهان خمینی بت شکن را برای این امت نگه دار. الهی از تو سپاسگزارم که به من توفیق شرکت در نبرد حق علیه باطل عنایت فرمودی و بر من منت گذاردی تا در کنار برادران رزمنده ام قرار گیرم که تمام وجودشان را در راه تو و برای اسلام تقدیم می نماید تا دین اسلام و قرآن تو با عزت و عزیز همچنان استوار ماند. خداوندا از تو سپاسگزارم که نعمت بزرگی به ما عنایت فرمودی تا ما را از ظلمت به سوی نور هدایت گرداند و ما را از شر طاغوت و طاغوتیان نجات دهد و عاجزانه از تو تقاضا داریم که این نعمت را تا انقلاب مهدی (عج) و حتی کنار مهدی (عج) برای ما نگه داری. خدایا یاری کن که کار ما عمل ما و گفتار ما خالص برای تو باشد. اینک خطاب به ملت عزیز ایران که همیشه از نعمتی که به شما داده سپاسگزاری کنید و امام را دعا کنید که شکر نعمت را افزون می کند. به جبهه ها بشتابید و دشمن ذلیل شده را از پای در آورید و عکس العملی را از او بگیرید و با توکل بر خداوند بعد از شکست صدام ان شاءالله بدست مسلمانان قدس عزیز نیز آزاد گردد. کمک به جبهه ها فراموش نشود. وصیتی به برادرانم در تربیت معلم دارم: زمانی که معلم شدید بچه ها را به نحو احسنت تربیت کنید. مسئولیت شما بسیار سنگین است شما انسان ساز هستید و انسان سازی کار ساده ای نیست. شما آینده ی بچه های مظلوم را می سازید و باید بسیار دقیق و کوشا باشید. وصیتی به خانواده ام دارم: پدر و مادرم! اگر شهادت نصیبم شد گریه نکنید مبادا دشمنان اسلام شاد شوند و بدانید که به خاطر اسلام به جبهه رفته ام و به خاطر رضای خدا قدم در این راه گذاشته ام و اگر شهید نشدم این راه را تا سر حد شهادت ادامه خواهم داد برایم سیاه نپوشید. پدرم آن روحیه ای را که دارید حفظ کنید و همه ی برادرانم را به جبهه بفرستید. برادرانم امروز اسلام به فداکاری شما نیاز دارد. تمام کفر در مقابل تمام اسلام قد علم کرده است و امت ایران نیز از آن دفاع می کند. شما هم جزء این امت هستید پس باید سهیم باشید. مبارزه کنید و از مبارزه خسته نشوید هر کدام از برادرانم شهید شدند باید برادری دیگر به جایش به جبهه برود. برادرم محمدامیر تو سعی کن درست را خوب بخوانی و خودت را برای مبارزه آماده کنی. خواهرم حجابت را حفظ کن که حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است. دارائی من دو چمدان کتاب است که اگر مسجد روستای خودمان صاحب کتابخانه شد به آن جا وقف کنید و گر نه به مسجدی دیگر. شش جلد فرهنگ معین دارم که ارزش آن 1300 تومان است، آن را به فروش برسانید و در صورت شهادتم پول آن را در راه خیر صرف کنید. در پایان از تمام دوستان می خواهم که اگر خداوند توفیق شهادت را نصیبم گرداند مرا حلال کنند و همیشه از درگاه با عظمت خداوند برایم طلب استغفار نمایند به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی آزادی کربلا از چنگال دژخیمان و رهایی قدس و طول عمر امام. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) حتی کنار مهدی (عج) خمینی را نگه دار حقیر شیرمراد شمسی تاریخ 1362/11/24
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید