شهید علی رضا سلمانیان
شهید

علی رضا سلمانیان

نام پدر: محمود
دانشگاه: صنعتی اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: ریاضی
تولد: اصفهان
تاریخ تولد: 1347/09/10
تاریخ شهادت: 1366/12/22
محل شهادت: حلبچه — حلبچه
عملیات: والفجر 10
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید علیرضا سلمانیان فرزند محمود در سال ۱۳۴۷، ۲۰ دقیقه ای بعد از برادرش غلامرضا متولد شد. علیرضا به همراه برادر دوقلویش در خانواده ای مذهبی اما مستضعف رشد کرد. از خصوصیات این دو برادر گفته اند که برخلاف دو قلوهای دیگر آن ها بسیار آرام و متین بودند و در دوران مدرسه بسیار موفق. علیرضا در دوران راهنمایی اکثر کتابهای شهید مطهری را مطالعه کرده بود و در همان دوران دبیرستان به جبهه رفت و از ناحیه سر و صورت مجروح گشت. علیرضا و غلامرضا هر دو دانش‌آموزان موفقی بودند و بعد از اخذ دیپلم هر دو در یک سال از طریق کنکور سراسری موفق به ورود به دانشگاه صنعتی و تحصیل در رشته ریاضیات شدند. اما در زیر ظاهر آرام علیرضا، آتشفشانی از غیرت و شجاعت نهفته بود به همین دلیل برای بار دوم درس را رها کرده و به جبهه اعزام شد و با سمت تیربارپی در لشکر امام حسین (ع) مشغول به خدمت شد در آستانه سال نو و درحالی که مردم به استقبال سال ۶۷ می‌رفتند علیرضا در عملیات والفجر ۱۰ شرکت کرد و در منطقه حلبچه در تاریخ66/12/23به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید علیرضا سلمانیان

وصیت نامه شهید علیرضا سلمانیان بسم الله الرحمن الرحیم " کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ * جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد; در حالى که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است; و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن که شرّ شما در آن است. و خدا مىداند، و شما نمىدانید. ( آیه 216 سوره بقره) " به نام خدایی که پرورش دهنده ی عالم است خدایی که فریادرس مظلومان و درهم کوبنده ستمگران، خدایی که زبان ها در غایت ستودنش لال و عقل ها از کنه شناختن عاجز، خدایی که حاضر و ناظر و زنده است. با سلام و درود بر حضرت خاتم الانبیا محمد بن عبدالله (ص) و ائمه معصومین (ع) مخصوصا قطب دائره امکان ولی عصر مهدی موعود ارواحناله الفداء به پای دارنده قسط جهانی و با سلام و درود بیکران بر رهبر عالی‌مقام، این نجات دهنده انسان از منجلاب این فرشته پاکی که مارو از صفت دیو بودن بیرون آورد قالب انسان را به ما پوشانید این پیر جماران که همه قلب های جهان اسلام برای او می تپد و بالاخره امامی که تنها زنده بودنش در صورت پشتیبانی محرومین امکان پذیر است و باسلام بر فقیه عالیقدر و با سلام بر شهدا و معلولین جنگ و انقلاب و با سلام به ملت غیور ایران کلام و نوشتار خود را آغاز می‌کنم گرچه من کوچک تر از آنم که بخواهم سفارش یا وصیتی به کسی به نمایم ولی بر حسب وظیفه چند کلمه ای با شما عزیزان می گویم و شما نیز طبق وظیفه و سازش سفارش معصومین بر آن نباشید که چه کسی می گویند، بنگرید که چه می گوید، برادران و خواهران این انقلاب انقلابی است خدایی که دست خدا به وضوح در آن دیده می‌شود. این انقلاب از خون هزاران شهید و معلول به دست آمده است. مبادا کاری کنید که به ازای انقلاب و این خون ها بنشینید که اگر اسلام و جمهوری اسلامی خدای ناکرده ضربه ای بخورد به قول امامان به این زودی ها از اسلام خبری نیست آن وقت مسئولیت آن بر دوش من و شماست پس مواظب باشید که ثمره قرن ها مبارزه شیعه را و دادن شهدای زیاد و شکنجه و زحمت های شیعه را با غفلت و سهل انگاری نسبت به مسائل انقلاب از دست ندهیم که خداوند از ما نخواهد گذشت پس تکلیف را انجام دهید و از مرگ نهراسید که هر کجا باشید مرگ شما را فرا می گیرد و هیچ کس از مرگ نمی تواند فرار کند پس چرا با ذلت و خواری به بمیریم ولی خود به استقبال مرگ نرویم؟ مرگ با عزت و سربلندی که همان شهادت در راه خداست را انتخاب کنیم که مقامی بس بلند و عظیمی نزد خدا است و این شهداست همچون شمع در جامعه می سوزد پس قدر خون این شهدا و دلباخته و از جان گذشته باشید و بدانید که خونه این ها، این انقلاب را پیروز کرد متجاوز را ذلیل و جنگ را به این جا رسانده است. برادرانم و خواهرانم در هر لحظه از زندگی خود مواظب اعمال و سکنات خود باشید و به یاد روز قیامت باشید و پیرو ائمه اطهار باشید و امام را فراموش نکنید از او اطاعت و فرمانبرداری کنید که عصاره و الگوی جهان اسلام است او را همچون کوفیان تنها نگذارید که نماینده صاحب زمان است در امام بیشتر دقیق شوید و از وجود پر برکتش بهره بگیرید عظمت و بزرگواری ایشان را دریابید تا بتوانید از جان و دل تسلیم شوید و صداقت و اخلاص و خضوع قلبی خود را همچون او دریافته و از بر شوید و اما ای جوانان و دانش آموزان عزیز، به علی اکبر حسین و حضرت قاسم اقتدا کنید و جوانی خود که نعمت بزرگ است با گناه و سرپیچی از فرمان حق تعالی به باد ندهید که در روز قیامت و در صحرای محشر از جوانی تان سوال خواهند کرد که در جوانی چه کردید و چرا کردید پس مراقب چشم و گوش و زبان و اعضای خودتان باشید و جوارح خود را از حرام بازدارید و به عبادت اهمیت دهید که هنر آن است که در جوانی خود را از گناه نگه دارید و تقوا را پیشه کنید نه آنکه خود را در منجلاب این دنیا انداخته و لحظات عمر شیرین خود را به وسیله این امور پست و خوار به هدر دهید و اما سخنی که با شما عزیزان عزیزانم دارم، این است که خود به تلخی ها و شیرینی های آن رسیده اند و به همین دلیل است که بسیاری از بزرگان و علما اصرار بر این مطلب دارند که ای جوانان عزیز و ای دانش آموزان و دانشجویان دختر و پسر در انتخاب دوست خود هوشیار باشید و رفیق و دوست و هم درسی خود را بشناسید و سعی کنید با کسی دوست شوید که شما را به ظلمت از فساد اخلاقی نکشاند و بالعکس با کسی دوست شوید که با دیدن او به یاد خدا بیوفتی و بتواند تو را به سعادت و به خوبی بکشاند و در مشکلات غمخوار و کمک شما باشد و اما چند کلام به برادران رزمنده گرچه من کوچکتر از آنم که بخواهم به شما عزیزان سفارشی بنمایم اما تذکر و یادآوری از هر که باشد موثر و خوب است. برادران همرزمم، جبهه ها را خالی نگذارید که چشم تمام مستضعفین جهان و امید قهرمان پرورمان و امام عزیزمان به شما دوخته است و چشم انتظار پیروزی نهایی هستند سعی کنید که در این هجرت و جهاد تنها هدفتان خدا باشد و با نیت خالص برای خدا به جبهه بیایید و در کنار این جهاد ظاهری به جهاد با نفس و درون خویش بپردازید و حتی الامکان فرصت های خود استفاده کنید و تا می توانید از صحبت زیاد و بیهوده خودداری کنید خداوند را شکر می کنم که به من توفیق جهاد در راه خود را به من بنده حقیر عنایت کند و در صورتی که لیاقت{...} و اما شما ای پدر و مادر عزیزم مرا حلال کنید در دوران زندگی خود برای من زجر و مشقت زیادی کشیده اید از کودکی مرا با اسلام و نماز و ضروریات دین آشنا و تشویق به رفتن عزاداری‌ها کردیم تا با اشک ریختن شما بر صورتم اشکم سرازیر شود و از آن زمان محبت حسین (ع) در دل من جای گرفت و آزاد مرد بودن را از او آموخته و با شهادت خویش و اصحابش درس شهادت را از مکتب ایشان آموخته و راهی جبهه‌های حق علیه باطل شدم تا شاید به فیض عظیم شهادت برسم، اگر به خواست خداوند شهادت در راهش نصیبم گشت از این بابت ناراحت نباشید چون که " إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ " همه از هستیم و به سوی او باز می‌گردیم و چه بهتر که با عزت و افتخار در حالی که از ما خوشنود است به سوی او برویم. پدر و مادر اگر به فیض شهادت رسیدم برایم گریه و زاری نکنید بلکه برای مظلومیت امام حسین و یارانش گریه کنید، مادر هم کسانی که برای، تبریک و تسلیت به دیدنت می آیند به آن ها درس ایثار و مقاومت و اطاعت از ولایت و رعایت حجاب و پیمودن راه شهیدان را بدهید و سرمشق و الگویی برای آنان باشید و در آخر هر رنجی و اذیتی نسبت به شما کردم و شما متحمل شدید آن را عفو و برایم آمرزش بخواهید و اما چند سفارش به شما خواهران و برادرانم، نسبت به یکدیگر محبت کنید عشق و علاقه خود را نسبت به پدر مادر و دیگران ابراز کنید و کلمات شیرین اظهار محبت کنید نه اینکه عشق و علاقه یکدیگر را به دل و قلب خود به پرورانید بلکه باید به یکدیگر بگویید که من تو را دوست می دارم تا تشویق به اعمال محبت آمیز شود احترام یکدیگر را داشته باشید یکدیگر را درک کنید و هرگونه عیبی در دیگری می‌بینید به یکدیگر گوشزد کنید صله رحم را به جا آورید ایمانتان نسبت به خدای متعال زیاد باشد و از قرآن و دعا و احکام و اصول اخلاقی جدا نباشید به هر روز حتما آیاتی از قرآن را با کمی تأمل در معانی آن بخوانید و حتی المقدور به مطالعه کتب اسلامی و علمی بپردازید تا سطح معلومات و شناخت خود نسبت به اسلام بالا رود و آن معارف الهی را دریابید تا در عبادت و اعمالتان با معرفت و شناخت باشید. نماز به وقت بخوانید، مساجد را پر کنید، در نماز جمعه ها شرکت کنید، در انجام وظایفی که انقلاب بر دوش شما گذاشته است با جان و دل پذیرا و کوشا باشید، از گناهان کبیره به خصوص غیبت و دروغ و ... بپرهیزید. پسرانتان را حسین گونه و دخترانتان را زینب گونه تربیت کنید. تاکید دیگرم این است که اخلاق حسنه و اسلامی را سر پیشه زندگی خود قرار دهید تا خدایی ناکرده تضاد اخلاقی بین شما به وجود نیاید و باعث نقصان عشق و علاقه و مایه دلسردی و رنجش در زندگیتان شود در هر کاری فکر و مشورت و نیت خود را خالص و اعمالتان را برای رضای خدا انجام دهید خانواده عزیزم مواظب نفس خود باشید که مبادا لذت دنیوی شما را به خود مشغول و غرق در مادیات کند در عوض به تهذیب نفس خود بپردازید با کسب معنویات و حالات روحی به کمال برسید تا به خدا نزدیک شوید، چرا که هدف نهایی هر انسان به کمال رسیدن است. برادران عزیزم راه مرا ادامه دهید اگر در جبهه هستید تا آخرین قطره خون و اگر در پشت جبهه هستید از همکاری خود به خدمتگزاران جمهوری اسلامی دریغ نورزید دست از هر تفرقه و کینه بردارید از نغمه‌های فتنه انگیزی که از گوشه و کنار زده می شود گوش فرا ندهید و به راهی روید که باعث انسجام و وحدت بین مسلمین جهان می‌باشد خانواده اقوایان و آشنایان عزیز از شما حلالیت می طلبم و امیدوارم که از قصورات این بنده درگذرید و بدانید که این توصیه ها از روی غرور و خودخواهی و قهرمان شدن نبوده بلکه قصد کمی را عنمایی و امر به معروف و نهی از منکر بوده است و بنده حقیر با باری پر از گناه و معصیت به سوی مرگ خواهم رفت و تاسف می‌خورم که چرا در این دنیا آن راه خیری که خدا برای ما نشان داده نرفته ام و منحرف شده ام از شما می خواهم که کمی به خود بیایید و از این لحظات استفاده کنید که مبادا موجب افسردگی و ناراحتی شما شود و حال خدایا تو را شکر می کنم که من توفیق جهاد در راه خود را عنایت کردی در حالی که لیاقت قرار گرفتن در صف مجاهدان را نداشتند مرا با آنان قراردادی تو را سپاس می گویم و از این که مرا به سوی خود خواندی در صورتی که بنده ای حقیر و ذلیل و در اسارت نفس خود بودم و باز مرا هدایت کردی، مولای من! امید من! پناه من! آقایم! این که به سوی تو آمده ام، مرا بپذیر که تو پذیرنده و سریع الرضایی. بارالها، خدایا، پرورگارا من که تحمل یک زخم کوچک و از دست دادن دست و پایم را ندارم چگونه می توانم عذابت را تحمل کنم، پروردگارا، قربانت روم ، من با این بار پر از گناه و معصیت چگونه در برابرت حاضر شوم و آتش عذابت را تحمل کنم. در حالی که عشق به آقایم، به سرورم، حسین بن علی(ع) را دارم. بارالها به من بنده درگاهت توفیق شهادت ده تا گناهانم بر پشتم سنگینی نکند و در صحرای محشر روسیاه نباشم. و السلام خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار بنده خدا علی رضا سلمانیان

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.