محسن حجازی فرد
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید سید محسن حجازی فرد
وصیت نامه شهید سید محسن حجازی فرد " بسم الله الرحمن الرحیم " "یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ؛ ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً ؛ فَادْخُلِی فِی عِبادِی ؛ وَ ادْخُلِی جَنَّتِی" "إنّا لله وإنّا إلیهِ رَاجعُون" با درود و سلام خدمت فرماندهی کل قوا مهدی امام عصر و قا ئم مقام فرماندهی امام خمینی و معاون دوم فرما ندهی منتظری نوته و دیگر رهبران و مسئولان انقلاب اسلامی و درود بی کران بر شهیدان شاهد که از جان خود گذشتند تا اسلام سر افراز و پاینده باشد و درود بر خانواده عزیزشان خداوند از مومنان جانها و اموالشان را خریداری می کند که دربرابرش بهشت برای آنان باشد آنها در راه خدا پیکار می کنند می کشند و کشهت می شوند این وعده حقی است بر او که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا بر عهد خود وفادارتر است ؟ اکنون بشارت باد بر شما به دادو ستدی که با خدای کرده اید و این پیروزی بزرگی برای شما است آنها مومنان این گونه هستند توبه کنندگان عابدان و سپاس گویان و سیاهت کنندگان و رکوع کنندگان و سجده آوران و آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود و مرزهای الهی و بشارت به مومنان را . خدایا تو خود گفتی دین مرا یاری کنید تا شما را یاری کنم و اکنون توفیق آمدن به جبهه را به من عطا کردی پس توفیق شهادت را نصیبم گردان خدایا چون بر سر پیمانی که با شهدا بستم و به خاطر عقیده و آرمانم می خواهم دیگر از جبهه باز نگردم تا اسلام بر کفر پیروز شود و در ادامه این راه مقدس بر شما است که دین خود را بهر طریقی که می توانید یاری کنید و مسجد نیز انقلاب را نیز ترک نکرده و در تمام صحنه های عبادی و سیاسی جامه اسلامی توحیدی شرکت کنید و د رکارهای خود همیشه خداوند را و قرآن را و نهج البلاغه علی (ع) را ملاک قرار دهید و به خاطر سودمند بودن وصیت نامه ام قسمتی از وصیتنامه حضرت علی (ع) را به امام حسن مجتبی(ع) بر شما سفارش می کنم ای پسرک من تو را وصیت و سفارش می کنم به تقوا و ترس از خدا و به ملازمت و فرمان به آباد داشتن دل خود بیاد او و چنگ زدن به ریسمان او و کدام سبب و رشته ای ا ز سبب بین تو و خدا استوار تر می باشد اگر به آن ؟ اندازی دلت را به موعظه و ان درز زنده دار وبه زه د و پارسائی بمیران و به یقین و باور توانی ده و به حکمت روشن نما بیاد اوری از مرگ خود را درست کن و آخرتت را به دنیای خویش نفروش و در چیزی که نمی دانی سخن نگو و آن چه که به تو مربوط نیست گفتگو مکن و از رفتن راهی که از گمراهی آن بترسی خود دار ی کن زیرا خود داری درهنگام سر گردانی بهتر است از انجام دادن کارهای ترسناک دنیا خواهان سگهای فریاد کننده و درندگان شکار جو هستند بعضی از آنها را از بعضی دیگر بد آمده فریاد می کنند و توانای آنها ناتوانشان را بخورد وبزرگ آنها بر کوچکشان با زور زیان رساند . امر به معروف کن و زبانت را از زشت ی باز دار و با تلاش و کوشش خودت آن را به جای آور و در راه خدا جهاد کن جهادی که شایست اوست و در راه خدا از سرزنش کننده باک نداشته باش و برای حق هر جا و به هر سخن باشد اقدام کن و در این راه کسب دانش نما و خود را به شکیبائی بر نا مطلوب عادت ده و بدان شکیبا بودن در راه حق نیکو خوش است نیکوترین گفتار سختی است که سود دهد ای پسرم بهترین آنچه تو از وصیت من فراگیری تقوا و ترس از خداست واکتفا کردن به آنچه خدا به تو واجب گردانیده است بیش از طاقت و توانئی بر پشت خود بار مکن که سنگینی آن ترا بیازارد بنده دیگری نباش که خداوند ترا آزاد آفریده است کار با عفت و پاذکدامنی خوبتر است از توانگری با گناه ویژه پر گو هرزه گو می شود . چه بسا کمی که برکت آن از سایر بیشتر است بدان که تو برای آخرت آفریده شده ای نه برای دنیا برای نیستی نه برای هستی و برای مردن برای زندگانی و تو درجای کوچ میباشی و در سرای موقت و در راه بسوی آخرت هستی وتو رانده مرگی که گریزند از آن رهائی نمی یابند و جوینده آن را از دست نمی دهد و ناچار مرگ او را در می باید پس بترس از این که مرگ تورا دریابد و تو در حال گناه باشی . برادران و خواهران مسلمان ایمانی همان طور که امام رهبر انقلابمان فرمودند مسئله اصلی ما جنگ ا ست و ما تا آخرین قطره خون در جبهه می مانیم و از اسلام و انقلابمان دفاع می کنیم و از هیچ چیز نمی ترسیم و این راه حسین (ع) است و زندگی ایمان است و جهاد و سرانجام آن شهادت است که این راه عاشقان است من از خدا می خواهم که در جبهه دوپای من بوسیله دشمن کافر قطع گردد تا دیگر از جبهه باز نئگردم و دستهایم نیز از بدن جدا گردد تا همگان بدانند ا ز این دنیای فانی هیچ چیز نبرده ام جز توشه خیلی اندک برای آذخرت و چشمهایم کور شود تا هرزه گویان و دنیا طلبان از خدا بی خبر بدانند من اب اگاهی تمام و با چشم بینای دل و عاشقانه قدم در میدان جهادگذاشتم و سر انجام سر از بدن جدا شود تا دیگران یاد سرور آزادگان و سالار شهیدان حسین ابن علی بیفتد که بی سر بسوی معشوق شتافت و سپس جسم بی ارزش عرفانی و مفقود شود تا زحمت برای دیگران بوجود نیاید در آخر از بندگان مومن. خدا می خواهم مرا ببخشید و حلالم کنند و خانواده عزیزم مرا نیز حلالم کنید و از خدا بخواهند تا این امنت را خدا قبول کند و صبر به شما و به همه خانواده های شهدا عطا بفرماید و به دوستان دانش پژوه می گویم علم را به خاطر خودش یاد نگیرید که خطا ست و با ید تنها برای قرب به خدا و کسب رضایش و پیشبرد دین حق و رفع حاجات مسلمین بدست آورد. هرگز گول دنیا و ظواهر دنیا را نخورید و در پیچ و خم آن امتحانی نهفته است سعی کنید از این امتحان الهی سربلند بیائید. " والسلام "
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید