احمدرضا یزدانی
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید احمدرضا یاوری(2)
وصیت نامه شهید احمدرضا یاوری(2) بسم الله الرحمن الرحیم با درود بر مهدی صاحب الزمان و نایب بر حقش خمینی کبیر و با درود بر روان پاک شهدای اسلام از آغاز خلفت تا به حال به خصوص شهدایی که در کربلای ایران ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان پیر جماران خمینی کبیر لبیک گفتند وتا آخرین قطره خون در راه پایدار نگاه داشتن اسلام ایستادگی و مقاومت کردند.شهادت می دهم که خدا یکی است و بی نیاز از هر چیز وهمه چیز نیازمند اوست.شهادت می دهم پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) آخرین پیامبر مبعوث شده از طرف اوست و شهادت می دهم حضرت علی (ع) ولی الله است.کسی چه می داند شاید چند روزی دیگر تا پایان عمرم نباشد واین راهی است که خودم با آگاهی کامل انتخاب نمودم و حاضرم تا آخرین قطره خون برای رسیدن به اهداف مقدس اسلامی جانبازی نمایم. خدایا من بنده خوبی نبودم همیشه متابعت از هوای نفس می کردم و حالا با نیت خالص آمده ام.خدایا من می دانم هیچ چیز نمی تواند مرا از شرک،ریا وشیطان دور کنند جز این که به ریسمان محکم تو چنگ بزنم و از تو کمک بطلبم.خدایا من ضعیف النفس هستم.خدایا امیدوار هستم به لطف و کرمت.خدایا می دانم بسیار گناه کردم می دانم از دستم عصبانی شده ای اما خودت گفتی اگر بازگردید و توبه کنید باز شما را می پذیرم من آمده ام که توبه کنم.توبه از گناهان بسیاری که تو بر آن آگاهی چشم پوشیدی به بزرگی و عظمت خود مرا عفو کن. پدرم،در غم از دست دادن من،امام حسین را به یاد آورید که چگونه علی اصغر را در کربلا داد و چه با اشتیاق خون پاک خود را نثار نهال اسلام نمود مگر او پدر نبود؟ او چه می دید و چه چیز بهتر از عشق به فرزندانش بود که این چنین ایثار از خود نشان می داد؟پدرم اگر به واقعیت اسلام با چشم دل بنگریم درخواهیم یافت که دنیا پلی بیشتر نیست و باید مهیای آخرت شد.مرگ بسیار نزدیک و روز حساب در انتظار است و تنها اعمال انسان آن جا او را همراهی خواهد کرد. شما را به صبر دعوت می کنم. هدف از زندگی ما پس دادن آزمایش است نه آباد کردن دنیا. و اما مادرم! باید بگویم بسیاری مواقع من اشتباه بسیار خطیری در زندگی داشتم و شما با حرکات و برخورد صحیح خود مرا به راه راست راهنمایی کردید. خواهرانم! هرچند که آشنا به وظایف خود هستید ولی برای یادآوری باید بگویم که زینب را از یاد نبرید و زندگیش را مطالعه کنید تا شاید مورد لطف الهی قرار گیرید.وصیت نامه شهید احمدرضا یاوری(1)
وصیت نامه شهید احمدرضا یاوری(1) بسم الله الرحمن الرحیم با درود بر مهدی صاحب الزمان و نایب بر حقش خمینی کبیر و با درود بر روان پرپاک شهدای اسلام از اول خلقت تا به حات بخصوص شهدایی که در کربلای ایران و ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان پیر جماران خمینی کبیر لبیک گفته و تا آخرین قطره خون خود را در راه پایدار نگاه داشتن اسلام ایستادگی و مقاومت کردند . شهادت می دهم که خدایی یکی است و بس نیاز از هر چیز و همه چیز نیازمند اوست شهادت می دهم پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص)آخرین پیامبر مبعوث شده از طرف اوست و شهادت میدهم حضرت علی (ع) ولی الله است آری کسی چه میداند شاید چند روزی دیگر تا پایان عمرم نباشد و این راهی است که خودم با آگاهی کامل انتخایب نمودم و حاضرم تا آخرین لحظه خون برای رسیدن به اهداف مقدس اسلامی جانبازی نمایم ولی وای و صد وای از شب اول قبر خدایا چه کنم چه بگویم ککه عمری را را در غفلت به سر بردم، پشیمانم ولی درست است که من بنده خوبی نبودم خدا این را از ته دل می گویم خدا خدایا بنده خوبی نبودم همیشه مطابعت از هوای نفس میکردم و حالا آمده ام انشاالله با نیت خالص خدایا من می دانم اگر هر چه بلد باشم و یا هر کاری که خیر باشد انجام دهم هیچ کدام نمی تواند مرا از شرک و ریا و شیطان دور کنند و جز این که به ریسمان محکم تو چنگ بزنم و از تو کمک بطلبم خدایا من ضعیف النفس هستم خدایا امیدوار هستم به لطف و کرمت خدایا میدانم خیلی گناه کردم میدانم از دستم غضبناک شده ای اما خودت گفتی اگر بر گردید و توبه کنید باز شما را میپذیرم من آمدم و توبه میکنم توبه بر گناهان بسیاری که تو بر آن آگاهی چشم به کرم بی پایان تو دارم خدایاضعیفم، ناتوانم ،هیچم در مقابل تو به بزرگی و عظمت خود مرا عفو کن وای بر من اگر در روز محشر جزء اصحاب شمال باشم. خدایا نکند من در روز حساب شرمنده شهدا باشم نکند مرا در صف شهدا قرار ندهد خدایا به تو پناه می آورم ای پناه بی پناهان و ای امید توابین فقط تو،فقط تو، فقط تو سلام بر پدر عزیزم پدری که عمر راب رای پرورش چهار فرز ند وقف که و وبحق تا آخرین حد فراوان برای آسایش من زحمت کشیدید می دانم و اصرار می کنم که نتوانستم امن حقی را که من روا داشتید ادا نمایم و جای بسی شرمندگی و خجالت می باشد و از این بابت از شما طلب حلالیت می کنم پدر جان ای کسی که هر وقت بیاد شما می افتم و یاد زحمات شما می افتم اشک از چشمانم جاری می شود و دلسوزی های شما دلم را می سوزاند امام حسین را بیاد آورید که چگونه علی اصغر را در کربلا داد. چگونه علی اکبر را در کربلا داد. و چه با اشتیاق خون پاک خود را نثار نهال اسلام نمود مگر او پدر نبود مگر مگر او پدر نبود مگر او مهر پدری نادشت او چه می دید و چه چیز بهتر از عشق به فرزندانش بود که این چنین ایثار از خود نشان می داد پدرم اگر به واقعیت پدری نداشت او چه میدید و چه چیز بهتر از عشق به فرزند برایش بود که این چنین ایثار از خود نشان می داد پدرم اگر به واقعیت اسلام با چشم دل بنگریم در خواهیم یاقت که دنیا پلی بیشتر نیست و باید مهیای آخرت شد که مرگ بسیار نزدیک و روز حساب در انتظار است و تنها اعمال انسان در آنجا همراهیش می کشد . وای بر احوال غافلان و در آخر شما را به صبر دعوت می کنم و در فکر داشته باشید که هدف از زندگی ما پس دادن آزمایش است نه آباد کردن خداحافظ پدر جان و شما ای مادر عزیز ای کسی که با جان و دل به درد دل هایم گوش می دادیم و برابر مشکلات زندگیم را سبک می کردی با بر خوردهای بجای که در {...} انجام می دادند من را به راه صحیح زندگی آشنا می کردی مادر جان باید بگویم خیلی مواقع من اشتباه بسیار خطیری در زندگی داشتم و شما با حرکات و رفتار خد من را پشیمان از کرده خویش می نمودید و با برخورد صحیح شما من را به راه درست راهنمائی می شدم مادر حلالم کن شما خود می دانید که من چقدر در زندگی به شما تکیه داشتم و احتیاجی بگفتن نیست باز هم حلالیت می طلبم مادر عزیزم و مهربانم خداحافظ مادر جان. و شما خواهرانم هر چند که آشنا به وظایف خود هستید ولی بعنوان یاد آوری باید بگویم که زینب را از یاد نبرید و زندگیش را مطالعه کنید و همان گونه که او و شهادت بر او ؟ عمل کنید تا شاید مورد لطف الهی قرار گیرید انشا ء الله و در روز قیات جز او واصحاب یمین قرار گیرید از شما جا حلالیت می طلبم می دانم چه ظلمهائی در حق شما انجام دادم و هیچ مقدار حقی را که بر گردنم داشتید ادا نکردم محتاج حلالیت شمایم ببخشید دیگر دست من از دنیا کوتاه شده و شما از خدا بخواهید که خ داوند تبارک و تعالی مرا ببخشد خداحافظ شما خواهران عزیز و {...} و تو ای برادرم محمود جان با تو چه بگویم منتها حقی را که بر گردنم داشتی ادا نکردم بلکه توانستم به تو ظلم کردم زبانم از سخن گفتن عاجز است نمی دانم از کجا یش شروع کنم و از کدامش برادر عزیزم حلالم کن به پند های پدر و مادر گوش بده و آنها را در زندگی خود به کار ببند تو دیگر بزرگ شده ای و باید جای خالی مرا پر کنی محمود کمی فکر کن و مسئولیتی که بر گردن داری دریاب دیگر حرفی ندارم خداحافظ تو باشد . " والسلام "
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید