شهید حسن شهبازی دستجردی
شهید

حسن شهبازی دستجردی

نام پدر: —
دانشگاه: —
مقطع: کارشناسی
رشته: زمین شناسی
تولد: اصفهان
تاریخ تولد: 1346/06/02
تاریخ شهادت: 1365/11/19
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید حسن شهبازی در دوم شهریور ماه سال 1346 در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. ایشان در یک سالگی بیماری سختی گرفت که امید به زنده ماندنش نبود ولی ازدعاهای زیادمادرش بدرگاه خداوند که خواهان سلامتی اواز درگاه حق تعالی بود خواست خدا برآن قرار گرفت که او نوزده سال دیگر زنده بماند ویکی از سربازان امام زمان باشد و بخاطر هدف اصلی خود که همان دفاع از بلاد مسلمین جهان بود به شهادت برسد. او از هفت سالگی علاقه زیادی به درس وقرائت قرآن ونماز وگرفتن روزه داشت، ایشان تنها پس خانواده بود که بعداز او خداوند سه دختر دیگر به خانواده عطا کرد .در روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این نوجوان ده ساله فعالیت بسیاری انجام داد درشبها به تظاهرات میرفت وعکس امام را در دست گرفته ودر مقابل مزدوران شاه شعار می داد. از همان ابتدا عاشق امام خمینی بود وسرودهای زیادی از امام وانقلاب حفظ کرده ومی خواند .هنگامی که جنگ تحمیلی شروع شد ایشان نوجوانی 13ساله بود. با این که درس می خواند ولی همواره دلش در جبهه های جنگ بود وبه مادرش برای گرفتن رضایت نامه اصرار می کرد اوهرروز قدخودرا اندازه می گرفت به امید اینکه روزی به حد مورد نظر برای رفتن به دیار عاشقان برسد تا اینکه بالاخره توانست مادرش را قانع نماید وبه جبهه برود قبل از رفتن به جبهه عضو بسیج مسجد الجمال بود ونمازهای صبح وظهر وشب خودرا به امامت آقای آیت الله صادقی در مسجد شفیعی می خواند، و امور تبلیغاتی این مساجد را نیز انجام می داد. ایشان استعداد زیادی داشت و بدون اینکه زیاد درس بخواند همواره در کلاس های و درسهایش موفق بود. گاهی اوقات که در خانه تنها می ماند در کارهای خانه به مادرش کمک می کرد او حتی لباس هایش را خودش می شست و به خوردن هر نوع غذا قانع بود و خدا را شکر می کرد. او همیشه می گفت فرض کنیم چند سالی بیشتر زندگی کنیم و مقداری برنج و گوشت بیشتری بخوریم و خدای ناکرده گناه بیشتری انجام دهیم . در سن شانزده سالگی برای اولین با ربه کردستان اعزام شد ،حدودا سه ماه درکردستان بود که به مرخصی آمد. او تعریف می کرد که هنگامی که ماشین غذا می خواسته برای رزمندگان غذا ببرد چند تا از دوستانش سوار ماشین شدند و هنگامی که او هم خواسته بود سوار شود فرمانده او را از ماشین پیاده می کند و می گوید سری بعد تو برو. درهمان هنگام کوموله ها جلوی ماشین آنها را می گیرند و آنها را به رگبار بسته و بعد همه آنها را آتش می زنند. او بسیار ناراحت بود و می گفت: چرا من لایق شهادت نبودم. ایشان برای دومین بار به جبهه های جنوب اعزام شد ودر عملیات والفجر 8 یکی از بهترین دوستانش به نام پرویز مرادی را ازدست داد. بعد از شنیدن خبر شهادت دوستش در اتاقی تنها به کنج خلوت رفته و زارزار گریه می کرد و می گفت؛ پرویز چرا تنها رفتی و مرا با خود نبردی. پس از آن برای سومین بار به جبهه اعزام شد آن روز مصادف شد با عملیات کربلای 4وکربلای 5 و بمباران کردن شهرها. در عملیات کربلا 4باردیگر دوست وهمسنگر دیگرش را از دست داد که بعد از شهادت او به گفته همرزمانش حسن سه روز و سه شب گریه می کرد. در تمامی مدتی که در جبهه مشغول مبارزه با کفر بود به درس خواندن نیز مشغول بود و توانست دوران دبیرستان خود را طی نماید و امتحان دانشگاه بدهد و برای رشته زمین شناسی رتبه مورد نظر را بیاورد ولی این نکته را از خانواده اش پنهان کرد تا اینکه مبادا از رفتنش به جبهه جلوگیری کنند. شبی قبل از شهادتش به خواب مادرش آمده بود که او باغی بسیار بزرگ قدم یم زد و به مادرش می گفت: مادر ببین دردانشگاه عالی قبول شده ام غصه نخور من در دانشگاه عالی قبول شده ام. ایشان در 19بهمن ماه1365 درعملیات کربلای 5 با عنوان امدادگر و آرپی چی زن در منطقه عملیاتی شلمچه به شهادت رسید. و در تاریخ 29بهمن ماه در گلستان شهدا به خاک سپرده شد. هنگام تشییع جنازه اش به خاطر بمباران کردن شهرها کسی در شهر نمانده بود پیکر ایشان همچون صاحب اسمش امام حسن غریبانه تشییع و به خاک سپرده شد. باشد که ما و تمام آنهایی که لیاقت شهادت را نداشتیم همواره پیرو راه آنان باشیم و به جزءجزء وصیت نامه های شهدا عمل کرده و آنها را الگوی خود قرار دهیم.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید حسن شهبازی

حسن شهبازی دستجردی مقطع تحصیلی : کارشناسی رشته تحصیلی : زمین شناسی مکان تولد : اصفهان (اصفهان) تاریخ تولد : 1346/6/2 تاریخ شهادت : 1365/11/19 مکان شهادت : شلمچه عملیات : کربلای 5 زندگی نامه خاطرات وصیت نامه آثار نامه اسناد شهید عکس صوت و فیلم وصیت نامه شهید حسن شهبازی بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین "مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ." ماراست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند « شهید مظلوم دکتر بهشتی » به نام الله که جانم از اوست و به سوی او نیز خواهیم رفت به نام او که مرا یاری نمود تا بدین مکان مقدس قدم بگذارم و به نام او که به ما پیروزی و فتح تو را خواهد داد چرا که خود در کتاب کریم خود فرموده من ینصرالله ینصرکم. با سلام به آقایم امام زمان یگانه منجی عالم بشریت و باسلام به نایب بر حقش حضرت امام و با عرض سلام به ارواح طیبه شهداء از کربلای معلی تا کربلای ایران و با عرض سلام به برادر شهیدم پرویز پور مرادی و دیگر دوستانی که از من پیشه گرفتند و به وصال معبود و معشوق خویش رسیدند. ای خدا تو خود می دانی که بنده حقریت طاقت آتش جهنم را ندارد ای خدا از اینکه به من توفیق دادی تا قدم به این مکان مقدس بگذارم ترا سپاس می گویم، ای خدا به من توفیق بده که گناهم نیز دراین مکان مقدس آمرزیده شود ای خدا تو خود می دانی که گناهکارم درحق نفس خودم ظلم کردم شقاوت و سختی قلبم را فراگرفته دوستانم همه از من پیشی گرفته اند ای خدا پرویز پور مرادی، محمد شجاعی، کلانتری ،نصر اصفهانی وبقیه دوستانم رفتند و من غم زده وتنها ماندم ،ای خدا ازاین جهان فانی سیر شده ام دیگر تاب دیدن این همه بدی را ندارم دلم گرفته است در این لحظات آخر ای خدا از تو می خواهم که مرا در محشر از اولیا وانبیاء وشهدا ودوستانم جدا مگردان. نام نام خانوادگی نشانی پست الکترونیکی متن

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.