غلامرضا رعیت یزدلی
زندگینامه شهید
غلامرضا رعیت یزدلی درتاریخ اول بهمن ماه سال1336 در میان خانواده مذهبی در روستای یزدل کاشان به دنیا آمد، وی دومین فرزند خانواده بود. دردوران کودکی بدلیل نزدیکی با مسجد محل علاقه خاصی به این مکان الهی پیدا کرد. بطوری که در اکثر اوقات قرائت اذان را به عهده می گرفت دوره تحصیلات خود را از سال 44آغاز و تا سال 56 با موفقیت به پایان رسانید وموفق به اخذ دیپلم شد در فواصل درس به آموختن قرآن ونماز در مسجد محل همت گماشت، وی یکی از بنیا نگذاران انجمن اسلامی روستای یزدل به شمار رفت از این رو درزمان حکومت طاغوت توسط ساواک مورد شناسایی قرار گرفت درسال56دردانشگاه شرکت نمود ودر رشته فیزیوتراپی پذیرفته شد. دراین دوران همزمان با قیام انقلابی ملت ایران علیه طاغوت فعالانه شرکت می کرد بطوری که پس از پیروزی انقلاب در تعقیب افراد ساواک مورد اصابت گلوله قرار گرفت، با تعطیل شدن دانشگاه به کردستان رفت و در جبهه کردستان با ملحدان به نبرد پرداخت با آغاز جنگ تحمیلی به عضویت سپاه در آمد و به جبهه اعزام شد و در عملیات های مختلفی شرکت کرد. سرانجام با شرکت در عملیات پیروزمندانه فتح المبین در منطقه دشت عباس به شهادت رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید غلامرضا رعیت یزدلی(2)
وصیت نامه شهید غلامرضا رعیت یزدلی(2) خدمت برادر عزیزم علی روحانی سلام عرض می کنم، پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما را از درگاه ایزد متعال خواهانم. باری علاوه بر مطالبی که در نامه قبلی توضیح دادم مطالب دیگری توضیح می دهم و اگر باز به نظرم برسد مطلبی برایت می نویسم و خواهم نوشت. در صورت امکان 3 ماه نمازهای من را که کامل است قضا کنید و یا از پول حقوق سپاهم به یک نفر پول دهید و او قضای نمازهای من را بخواند و هم چنین 5/1 ماه نماز قصر (شکسته) دارم بخوانید. البته من برای خودم یک دست لباس از پول خودم خریده بودم و با آن نماز می خواندم و از تو نیز می خواهم چنان چه فکر می کنید که پولی که خودت به دست آورده ای حلال تر است یا نقصی در مال پدرت وجود دارد سعی کن که از پول خودت یک دست لباس بخری و کل لباس تو از مال خودت باشد با آن لباس ها این نماز قضاها را بخوان. اگر خواستی به دیگری بدهی که نماز بخواند فرد مومنی باشد و از پول هایی که قبلا برایت نوشته ام بردارید و بخوانید. در صورت توفیق شهادتم ان شاءالله 5 بار برای من نماز آیات بخوان البته من در این جا سعی می کنم که بخوانم و اگر نشد شما انجام دهید. 1- اگر توفیق شهادت یافتم یک انگشتر دارم که به برادرم محمدتقی رعیت و دستمال گردنم را به علی النقی رعیت دهید.وصیت نامه شهید غلامرضا رعیت یزدلی(1)
وصیت نامه شهید غلامرضا رعیت یزدلی(1) بسم الله الرحمن الرحیم خدمت برادر عزیزم علی روحانی، سلام عرض می کنم، امیدوارم به سلامت بوده و خدمت گذار خوبی برای اسلام و مسلمین باشید. غرض از نوشتن نامه مطالبی بود که می بایست به عنوان وصیت برایت بنویسم که در صورت لزوم و نبودن من به آن ها عمل کنید.. 1- از حضور و خدمت کلیه دوستان و آشنایانی که مرا می شناسند عذرخواهی نما و در صورتی که در جلسه ختم و یا غیره از همه مردم بخواهی که اگر کسی حقی به گردنم دارد بیاید و بگیرد یا آن را حلال کند بسیار خوب است از دوستانم از قاسم زارعی و حسین فیض {...} و سید جواد {...} مخصوصا عذرخواهی نما چون به این برادران زندگی کرده ایم و حقوقی در گردن من دارند. 2- مقدار 8000 تومان پول در دفترچه ای دارم که در سپاه است و در نزد برادری به نام علی سردار و شما برای تماس با ایشان می توانید با شماره تلفن 647593 و یا شماره تلفن های سپاه تهران که با من تماس می گرفتید تماس بگیرید ضمنا در دفترچه هم نوشته ام و برادر نائینی از برادران کاشانی هستند در گردان می باشند گفته ام که 2550 تومان پول از برادر احمد حسینی گرفته ام که شما از طریق برادر تقی حقتائی به شماره 827498 می توانید تماس گرفته و پول را دریافت کنید این پول ها را برای مخارج کفن و دفن و ختم استفاده کنید در صورت نصیب شدن شهادت ان شاءالله نزدیک قبر رحمت در صورت و رضایت خانواده شان به خاک بسپارید. 3- یک نامه حاوی چند پیام برای خانواده ام برایت می فرستم که در صورت پیش آمدن شهادت من آن را به خانواده ام می دهید. 4- برادرانم را البته مثل همه بچه های یزدل باید رویشان کار کنید و چون که زمینه در این ها بیشتر است باید در این جور بچه ها که از خانواده های مذهبی تری به طور نسبی هستند کار بیشتری بشود که خودتان در جریان هستید و امیدوارم موفق باشید. 5- آن چه در یزدل می گذرد با یک برنامه ریزی کوتاه مدت و یک برنامه ریزی درازمدت برای جذب نیرو و سازندگی در حد امکان کوشش باید شود. کارهایی از قبیل آوردن روحانی، کارکردن روی نیروهای جوان، آوردن خانمی برای خواهران و زنان یزدل و کارکردن روی نیروهای مدرسه راهنمایی که با هماهنگی و کمک معلم امور تربیتی مدرسه راهنمایی و برنامه هایی این چنینی از مواردی هستند که باید هر چه بیشتر روی آن ها نیرو گذشت تا بازسازی شود. 6- نامه ای به {...} خواهم نوشت و در آن تاکید خواهم کرد که اگر کسی حقی بر گردن من دارد حلالم کند. در جریان آن با تماس تلفنی با شماره 827498 باشد. شاید از طریق روزنامه ها باشد انتشار آن. 7- آن چه در چهاربرگی نوشته ام خوانده نشود هرگز تا وقتی که خبر به شما بدهند اگر شهید شدم بعد از آن که کفن و دفن شد آن را به پدرم بدهید و فقط خودش بخواند و دیگران که در نامه قید شده خواهرانم و برادرانم. 8- برادرم تقی و علی النقی، سعی کنند در سن شرعی زن بگیرند و می توانند از حقوق من نیز و یا از هر طریقی که توانستند استفاده کنند گرچه من خودم نتوانستم متاسفانه در سن قانونی و شرعی به عللی که می دانید زن بگیرم ولی این به عنوان وصیتی است که حتما باید به آن عمل کنند و در ضمن اینکه درس می خوانند زن نیز بگیرند. به خودت نیز نصیحت برادرانه می کنم که این کار را بکنی. والسلام نامه شما را به وسیله برادری که به تهران می آمد فرستادم و شاید نامه ام زودتر از دیگران به دستتان برسد. چون نامه ای به خانه نوشته ام و آن را از طریق پست در اندیمشک برایشان فرستاده ام که دیرتر به دستشان خواهد رسید.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید