احمد محمدی دره بیدی
زندگینامه شهید
شهید احمد محمدی دره بیدی، فرزند غلامعلی، در تیر ماه سال 1341 در اصفهان دیده به جهان گشود و در خانواده ای مذهبی رشد کرد. او از دوران نوجوانی با دیدی باز و ایمان و اعتقادی قوی فعّالانه در جریانات انقلاب شرکت می کرد. بعد از انقلاب در دبیرستان به فعالیت در انجمن اسلامی پرداخت و چون خطی خوش داشت، در قسمت تبلیغات بسیار فعال بود. بعد از شروع جنگ تحمیلی با ثبت نام در بسیج، به جبهه اعزام شد و در حین جهاد با کفر، از سنگر علم نیز غافل نبود و در همین هنگام موفق به اخذ دیپلم و راه یابی به دانشگاه اصفهان و تحصیل در رشته زبان انگلیسی شد. احمد بسیار متواضع بود و با وجود این که فعالیت در قسمت های زیادی به او پیشنهاد می شد همه را رد می کرد و ترجیح می داد در کنار رزمندگان باشد. اما این اواخر مسئولیت فرماندهی دسته را به عهده گرفته بود. این شهید عزیز سرانجام در تاریخ 1367/5/7 در منطقه شلمچه، آنچنان که آرزو داشت شربت شهادت را نوشید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید احمد محمدی دره بیدی(2)
وصیت نامه شهید احمد محمدی دره بیدی(2) الله اکبر الله اکبر "أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ الله" اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ علیه السلام خداوندا زندگی مرا مانند محمد و خادانش و مرگم را نیز مانند محمد و خاندانش قرار ده من را قرار بده از کسانی که خون خواه حسین علیه السلام شدند و خون خود را نثار او کردند. همگی سلام وصیتنامه و یا بهتر است بگویم کارت عروسی من وصیتنامه ام را نوشته ام. آری سال 60-61 نوشته ام و آن روز خیلی پاکتر از امروز بودم و بهمین دلیل فقط آن را تمدید کردم و در پاکت در کمد می باشد آن را پیدا خواهید کرد. از شما می خواهم که بخندید و خوشحال باشد چرا که وجود من در هر مجلسی مایه خنده بود و هم اکنون من پهلوی شما هستم. یادم هست برایم تعریف می کردید که در کودکی بسیار ناتوان بودم، ناتوانتراز بقیه کودکان،بصورتی که حتی دکترها قطع امید کرده بودند، ولی آن روز او مرا نجات داد چرا؟ نمیدانم ودانستن آن، اینک تاحدی برایم مفهوم است، درطول عمر گناهان فراوانی کردم و او می خواست بگوید: میتوانم موجود کثیفی مثل احمد را جان دهم و در زندگیش کمکش کنم و همیشه به یاد او باشم در حالیکه گاهی او بیاد من نبود. عزیزان، درب خیلی خانه ها برای پیدا کردن همسر آینده ام رفته اید، به همه بگوئید او خودش می گفت: باید خودم با کمک خدا این خانه را پیدا کنم. درمیان همه گل گشتم وعاشق نشدم / تو چه بودی که تو رادیدم ودیوانه شدم آری اینک پیدا کرده ام، خانه ای یافتم ابدی، چه صاحبخانه مهربان ونورانی، چه عروسی نصیبم شد، چه زیبا ودوست داشتنی، چقدر لطیف و نورانی، چه خویشاوندانی دارد، پیامبران و امامان و صالحان و خوبان، عجب صاحبی دارد، چه بخشنده و مهربان، خودش دستم را گرفت و به خانه خویش برد، او را به من نشان داد و مرا عاشق کرد، مهریه جالبی دارد، هر چند پر ارزش است، درعین حال در برابر او ارزشی ندارد، آری مهریه این عروس جانبازی واطاعت است، تازه همین را هم مالک اوعطا می کند، بله عروس من گنهکار شهادت است» امیدوارم داماد لایقی باشم ولیاقت را هم باید دوست عطایم کند، برای عروسیم همه را دعوت کنید شاد باشید. خدایا، شکر که مهر حسین را در دل ما جای دادی و توفیق در لشگر وگردان امام حسین(ع) بودن را نیز از عنایات خفیه، تو میدانم. خدایا تو را دوست دارم برای من چگونه جان سپردن مهم نیست، آنچه مهم است بخاطر کی و چه مردن است انشاالله شهادت است. از همه برایم حلالیت بطلبید، بعضی بیشتر از دیگران برگردنم حق دارند حلالیت بطلبید، خدایا شکر که مرا در خانه ای مسلمان ونزد پدر ومادری مسلمان خلق کردی. پروردگارا من درحق هیچکس خوبی نکردم ولی تو با فضل بی پایانت، در لحظه لحظه زندگی ما را حفظ نمودی و مهم تر از همه گناهان ما را فاش نکردی و پوشاندی که حتی بین خلق آبرویمان نرود. پروردگارا همان طور که در دنیا آبروی ما را حفظ کردی در آخرت نیز آبروی ما را مبر، پروردگارا شفاعت آقا سید الشهدا(ع) را نصیب ما بگردانوصیت نامه شهید احمد محمدی دره بیدی
تاریخ: 1362/12/11
وصیت نامه شهید احمد محمدی دره بیدی تاریخ : 1362/12/11 بسم الله الرحمن الرحیم؛ "فَلْیُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا بِالْآخِرَهِ وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا." (سوره نساء آیه 76) عاِملنا بِفَضلِک وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِک، پروردگارا ما را با فضلت بپذیر (افاضه) و با عدلت با ما رفتار مکن که از فزونی گناهان طاقت آن را نداریم. "نِجاه مِنکَ یا سَیّدَ الکَریمَ نَجِنّا بِحَقِّ بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم." با سلام خدمت آقا امام زمان(عج) که حسرت دیدار وی بر دلمان ماند و با درود و سلام بر نائب برحقش امام امت که با ایمانش به اسلام باعث شد ما نیز با آگاهی مختصری نسبت به این دین الهی و محمدی(ص) پیدا کنیم و با درود به روان پاک همه شهدا، آنها که سوختند تا دیگران را روشنایی بخشند و اجر چنین ایثاری فقط با خداست و بس و با درود بر رزمندگان و یاران با وفای رهبر که هر کدام در سنگری از اهداف اسلام و انقلاب نگهداری می کنند. پروردگارا شکر که به من گناهکار توفیق خدمت در اره خویش را عطا کردی، پروردگارا با هیچ یک از جوارحم می توانم شکر تو را گویم زیرا با هر یک گناهان فراوانی انجام داده ام و شرمنده ام. پروردگارا من در حق هیچ کس خوبی نکردم ولی تو با فضل بی پایانت، در لحظه لحظه زندگی ما را حفظ نمودی و مهم تر از همه گناهان ما را فاش نکردی و پوشاندی که حتی بین خلق آبرویمان نرود. سر چه باشد که نثار قدم دوست کنم /این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد یار نزدیک تر از من به من است /وین عجب تر که از من از وی دورم چه توان با که توان گفت که یار/ در کنار من و من مهجورم تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد/ ز سمک تا به سمایش کشش لیلی بود پروردگارا همانطور که در دنیا آبروی ما را حفظ کردی در آخرت نیز آبروی ما را مریز. پروردگارا شفاعت آقا سید الشهدا(ع) را نصیب ما بگردان. پدر و مادر از جان عزیزترم و برادران و خواهرم، سلام علیکم، امیدوارم خوب و سلامت باشید و هر چه بیشتر به فکر توشه آخرت، می دانم در زندگی هیچکدام خیری از من ندیدید و من نتوانستم زحمات شما را جبران کنم در صورتی که در این مدت عمر برای شماها بسیار باعث ناراحتی شده ام و همگی بر گردن من حق دارید همگی مرا عفو کنید و از دوستان و آشنایان برایم طلب مغفرت نمایید. مادر! چگونه بنویسم که تو چه کردی و من چه؟ زحمات و رنج های تو را چگونه قدردانی نمایم؟ مهر تو را چگونه جبران کنم؟ نمی دانم و نمی توانم اما می دانم و ایمان دارم خداوند اجر تو را خواهد داد. "فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ، وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ" پدر! زحمات و رنج های تو را نیز حتی نمی توانم در خیال خود تصور کنم، رنج ها و مشقت هایی که نبود مگر بخاطر راحتی ما، شکر پروردگارا که در زندگی پدری برای نگهداری ما آفرید که بزرگترین راهنمای ما بود، در تمام عمر و مشوقی برای پیروی از امام امت و ادای دین اسلام. پدر عزیزم مرا عفو کن و ببخش. برادرانم! دست از یاری امام برندارید که می دانم برنمی دارید، چرا که مهر امام در خون ماست، در رگ ماست، در پوست ماست. خواهرم! زینب وار صبر کن که تنها راه سعادت بندگان پیروی از اولیای خدا و محبان او می باشد. در حرم امام حسین(ع) مرا فراموش نکنید، بگویید آقا جسم نوکرت آنقدر کثیف بود که لیاقت آمدن به حرم تو را نداشت و امیدوار بود بتواند با خون خود لااقل روح خویش را صفا دهد و آنگاه اگر خداوند عنایتی فرمود شرفیاب شود. حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ المَولی وَ نِعْمَ النَصیر با آرزوی طول عمر برای امام امت و پیروزی رزمندگان و نابودی تمام مستکبرین و پیروزی مستضعفین، بنا بر وعده الهی و بخشیده شدن تمام گنهکاران در پیشگاه الهی. والسلام احمد محمدی- 1362/12/11
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید