منصور موحدی نیا
زندگینامه شهید
شهید منصور موحدی در مرداد ماه سال 1335 در اصفهان پا به عرصه زندگی سراسر تلاش خویش گذاشت. او لحظه ای قرار و آسایش نداشت و یکی از پیشتازان مبارزات مذهبی بود، که به همین خاطر توسط ساواک دستگیر شد و از دانشگاه اخراج گردید و به علت مبارزه های پی در پی توسط عاملان رژیم پهلوی دستگیر و زندانی شد که با پیروزی انقلاب اسلامی آزاد شد. توجه او به سوی خدا، او را به رهایی از دام شیاطین درون رهنمون ساخته و به خلوص رسانده بود و نیز تواضع و فروتنی و روگرداندن از برتری جویی و برخورداری های دنیوی، صحبت با اهل حق، و کینه و عداوت و خشم کوبنده در مقابل دشمنان و محافظت شدید در اطاعت از مقام ولایت فقیه از جلو ههای خلوص این شهید عزیز بود. مبارزات پردامنه و پی گیرش با خطوط مغایر و مخالفان خط امام و وابستگان به قدرت های خارجی خصوصاً منافقان به شدت ادامه داشت. سرانجام در تابستان 59 با بالا گرفتن غائله کردستان به سنندج رفت و پس از آن با شروع جنگ به اتفاق دوست نزدیکش شهید نیلفروش زاده، عازم خوزستان شد و در جبهه های جنوب فعالیت شدید و مداومی را در جهاد با کفّار بعثی آغازکرد سرانجام در حمله فرمانده کل قوا خمینی روح خدا در 21/3/1360 در ماه پر برکت شعبان. در حالی که مسئولیت حمله به قلب دشمن را بر عهده داشت، به درجه رفیع شهادت نایل گردید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید منصور موحدی نیا
وصیت نامه شهید منصور موحدی نیا بسم الله الرحمن الرحیم به نیت این که برای خدا خون خود را در راه اسلام محمد و ائمه معصومین و نایب به حق شان امام خمینی بدهم به میدان کارزار می روم و امیدوارم خداوند از من عاصی به لطف مغفرت و رحمتش بگذرد و همه این خون را در جهت اسلام قبول کند. از همه برادران و خواهران به خصوص از آشنایان خواستارم که محکم برای اسلام فعالیت کنند و بدانند شکر بسیاری از نعم که فقط یکی از آن ها این انقلاب و هدایت الهی به وسیله الله را شاید تا آخر عمر نشود به جا آورد. لذا بایستی تلاش برای اسلام را زیاد کرد و باز این را به خصوص به دوستان سال های جوانی و خانواده ام بیشتر تذکر می دهم. برادرم ناصر و خواهرانم و پدر و مادرم انشاء ا... به فعالیت های اسلامی خود ادامه دهند و خدایی نکرده سرد نشود که پر خروش تر شوند. از همه دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم به خصوص از پدر و مادرم و به خصوص از مادرم و امیدوارم با روحیه عالی خود نمونه باشد. ضمنا برادرم ناصر کلیه نوشته های مرا بخواند و هر چه را که جنبه ایدئولوژی داشت و به دردش می خورد نگه دارد و بقیه را دور بریزد. خدا توفیق بندگی اش را به همه ما ارزانی دارد و السلام علیکم و رحمه ا... (التماس دعا دارم).
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید