شهید عبدالله(پرویز) کلوشانی
شهید

عبدالله(پرویز) کلوشانی

نام پدر: عباس
دانشگاه: صنعتی اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی مواد
تولد: اصفهان
تاریخ تولد: 1341/02/15
تاریخ شهادت: 1365/03/02
محل شهادت: فاو — فاو
عملیات: والفجر 8
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

‌ عبدالله‌، در سال‌ 1341 در اصفهان‌ به‌ دنیا آمد. از همان‌ کودکی‌ بسیار با ایمان‌ و معتقد بود و در تلاش‌ بود که‌ فقط برای‌ رضای‌ خدا کار کند. قبل‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ با فساد، مقابله‌ جدی‌ می‌کرد. مدارک‌ بسیاری‌ برای‌ محکومیت‌ ائمه‌ فساد فراهم‌ کرده‌ بود و علاقه‌ داشت‌ کسانی‌ را که‌ به ‌دامن‌ فساد رفته‌ بودند نجات‌ دهد. همیشه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر می‌کرد و هیچ‌ چیز مانع‌ از انجام‌ وظیفه‌ الهی‌ او نمی‌شد. پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ در رشته‌ مهندسی‌ مواد دانشگاه‌ صنعتی ‌اصفهان‌ پذیرفته‌ شد. رفتن‌ به‌ دانشگاه‌ نمایانگر علاقه‌ او به‌ آینده‌ انقلاب‌ و بیانگر اعتقاد او مبنی ‌بر این‌ بود که‌: «تخصصهای‌ توأم‌ با تعهد، راهگشای‌ این‌ انقلاب‌ است‌ و کار برای‌ انقلاب‌ نباید ما را از فکر و حرکت‌ برای‌ آینده‌ بازدارد» ولی‌ دانشگاه‌ هرگز برای‌ او بت‌ نشد و به‌ بهانه‌ سرمایه‌گذاری ‌برای‌ آینده‌ انقلاب‌ از لحظات‌ سرنوشت‌ ساز مرگ‌ و حیات‌ کنونی‌ انقلاب‌ غافل‌ نماند که‌ انقلاب ‌باید باشد و بماند تا آینده‌ای‌ برای‌ آن‌ وجود داشته‌ باشد. بر همین‌ اساس‌ در زمان‌ دانشجویی‌ خویش‌ نیز دست‌ از کار و تلاش‌ برنداشته‌، به‌ طور فعال‌ به‌ تشکیل‌ جلسات‌ مذهبی‌ برای‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ و تشکیل‌ اردوها اقدام‌ می‌کرد. در طول‌ این ‌فعالیتها بارها و بارها به‌ جبهه‌ رفت‌ و به‌ دفعات‌ مجروح‌ و بستری‌ شد اما هیچ‌ توجیهی‌ او را از حرکت‌ بازنداشت‌. او می‌دانست‌ و معتقد بود که‌ عزت‌ و شرف‌ ما در گرو همین‌ مبارزات‌ است‌ و اگر دشمن‌ را شکست‌ دهیم‌، اسلام‌ قدرت‌ مطرح‌ شدن‌ در جهان‌ را پیدا خواهد کرد و اگر جز این‌ شود خواری‌ و ذلت‌ در برابر هر قدرتی‌، دامنگیر این‌ امت‌ می‌شود. برای‌ او پیروزی‌ اصل‌ نبود بلکه‌ انجام‌ وظیفه‌ یعنی‌ قیام‌ برای‌ قسط که‌ فرمان‌ قادر متعال‌ است‌ انگیزه‌ اصلی‌ او بود. با پشتکار خود به‌ دانشگاه‌ راه‌ یافت‌ و با تلاش‌ خود و شرکت‌ در کلاسهای‌ آموزش‌ خط،خوشنویسی‌ را فراگرفت‌. او دعا می‌خواند، سخنرانی‌ می‌کرد، فرماندهی‌ می‌کرد، آموزش‌ نظامی ‌می‌داد و خلاصه‌ کلیدی‌ بود که‌ به‌ هر قفلی‌ می‌خورد. عاقبت‌ در شب‌ 28 ماه‌ رمضان‌ در وداعی‌ که‌ با همسنگرانش‌ داشته‌ از آنان‌ می‌خواهد که‌ درصورت‌ شهادت‌ برای‌ وی‌ نماز وحشت‌ بخوانند و حتی‌ طریقه‌ آنرا تعلیم‌ می‌دهد. در صبح‌ 28رمضان‌ مطابق‌ با دوم خرداد 65، وقتی‌ نیروها برای‌ کندن‌ سنگر آماده‌ می‌شوند او می‌ گوید که‌ امروز حال‌ و هوای‌ دیگری‌ دارم‌. شما بروید، من‌ پشت‌ بی‌سیم‌ می‌مانم‌. می‌ماند و وصیت ‌نامه‌ مفصلی‌ می‌نویسد که‌ بیانگر روح‌ لطیف‌ اوست‌. با خدا راز و نیاز عارفانه‌ای‌ می‌کند و از او تقاضای‌ عفو می‌کند و از همه‌ حلالیت‌ می‌طلبد. ‌ هنگام‌ ظهر به نماز می‌ایستد. بعد از نماز نیروهای‌ تحت‌ فرماندهیش‌ از او می‌خواهند که‌برای‌ سرکشی‌ و جهت‌ بررسی‌ خمپاره‌ای‌ که‌ عمل‌ نکرده‌، به‌ منطقه‌ بیاید. اما او می‌گوید بگذارید تا نماز عصرم‌ را بخوانم‌ که‌ اگر شهید شدم‌ نمازم‌ نماند. پس‌ از نماز عصر به‌ محل‌ سرکشی‌ می‌کند که‌ خصم‌ زبون‌ شروع‌ به‌ زدن‌ خمپاره‌ می‌کند. او برای‌ حفظ جان‌ نیروهایش‌ آنان‌ را پراکنده‌ می‌کند و خود بر اثر ترکش‌ خمپاره‌ شهید می‌شود. در لحظات‌ پایانی‌ عمر، تعبد، پاکی‌، خلوص‌ و جهت‌دار بودن‌ حرکت‌ خود را با قرار دادن‌ پاهای‌ خود رو به‌ قبله‌ در لحظه‌ عروج‌ به‌ نمایش‌ می‌گذارد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید عبدالله کلوشانی(2)
تاریخ: 1365/03/17

وصیت نامه شهید عبدالله کلوشانی(2) تاریخ : 1365/03/17 بسم الله الرحمن الرحیم؛ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ التَوبَه قَبلَ المَوت و الرّاحَهَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ المَغفِرَه بَعدَ المَوت وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ با سلام و درود خدمت امام زمان(عج) و نائب برحقش امام خمینی، روح خدا و با سلام و درود بر شهدای هفتم تیر شهیدان بهشتی، منتظری و یاران و هشتم شهریور رجایی و باهنر و شهدای محراب و یار وفادار آنان آیت الله طاهری و دیگر یاران امام و با درود بر رزمندگانی که در راه خدا همه دوستی ها را رها کردند و به دوستی با خدا دل بستند و خلیل الله و حکیم الله و روح الله شدند و خونشان رسولی شد از جانب مظلومان تاریخ که خداوند وعده خلافت بر روی زمین تاریخ به جانشینی خود را به آنان داده است و هر روز تنی از این یاران به لقا الله می پیوندند که تا نوبت دیگران کی در رسد. تحمل شهادت یاران و دوستانی که دوستیشان در راه خداست در برابر دیدگان انسان چه سخت است، اما آنچه که دل پر درد یاران شهید را در حالی که تکه های گوشت بدن برادرشان را بر می دارند شاد می کند و دلگرمی و تسلیت می دهد همین است که این ها را در ملکوت اعلی مقرب می بینند که این چنین پیکرشان از خصم دشمنان حق آجین شده است و این رمز آن است که حسین هرچه بیشتر داغ می بیند. چهره اش روشن تر، شاداب تر و سرخ تر می شود و اگر جز این بود کسی را یاری مقاومت در برابر این همه بلا و سختی نبود. خدایا هر بار که به گلزار شهدا در اصفهان یا جای دیگر می روم و دوستان دور و نزدیک خود را در آن نظاره می کنم در دل به خود می پیچم و سوزشی بزرگ در قلبم احساس میکنم و می دانم آنچه بین من و آنها جدایی انداخته همانا حب دنیا و حب نفس است وگرنه اگر عاشق واقعی بودم زودتر از این به دوستان می پیوستم اما من گناهکار و شرمنده ام که تنها خداوند می داند چه کرده ام اوست که بر من باید ترحم کند و مرا ببخشد. خدایا هر بار که مجروح شدم در دل بسیار شاد گشتم و هرگاه درد جراحت ها به سراغم می آمد لبخند رضایت بر قلبم شکوفه می زد و هرگاه که بیماری های مختلف برایم ناراحتی ایجاد می کرد خود را آسوده تر می دیدم چرا که امید داشتم تاوان گناه را همینجا داده باشم و بروم و می دانم که در غیر این حالت وضعیت من در قیامت معلوم نخواهد بود و خون های جبهه را دلیلی بر آمرزش گناهان گذشته می دانستم که معصومین چنین گفتند و می دانستم که اگر حرکتم برای خدا بوده باشد یقینا توبه ام با ریختن خون در راه خدا پذیرفته شده است. مردم مسلمان بدانید که شیطان درونی و ابلیس بیرونی و اعوان و انصارشان برای انحراف انسان کمر بسته اند و ابلیس قسم بر عزت و جلال خداوند یاد نموده است که انسان بنی آدم را بفریبد و کودکانه است این تفکر که شیطان را می توان به راحتی شکست داد. وه چه حیله گر است آنقدر گناه را در نظر انسان زیبا جلوه گر می کند که گویی خیری بالاتر در جهان جز این کار وجود ندارد و هر کس را با رمز و راز خویش می فریبد. خدایا این بنده ضعیف، ذلیل و بی مقداری که با آنکه بر تو پشت می کند آبرویش را حفظ می کنی و با آنکه معصیت می کند و در حال معصیت و پرده دری است بر حالش و ستار بودن عیوبش اصرار می کنی به بزرگی حقیقت ببخشای که دیگر من روی به سوی تو کردن و از تو خواستن را همانا اگر عفو و کرم تو نبود هرگز اراده نمی کردم. خدایا چه بسیار اعمالی که انجام داده ام و به خطای آن پی نبرده ام و می دانم که اگر رحمت و شفقت تو به حال بنده ات نباشد به پای اتش آن باید بسوزم. خدایا از شهدا شهادت را نخواستم و از شهدا خواستم که چون پرده ها از دیدگان آنها به کناری رفت مرا خجالت زده خون خود نکنند و سر راهم را نگیرند چرا که آنان محبوب تر و پرده دار تر از آن بودند که بر شناخت گناهان دیگران اصرار بورزند و مرا مرد خدا معرفی می کردند. خدایا دلم پر از اندوه است و روحم در عذاب و محتاج عفو تو هستم. خدایا از لحظه جان دادن می ترسم که آیا رسول و ائمه(ع) بر بالینم خواهند آمد؟ که اگر چنین باشد از ترحم توست و با آنکه از ملائکه عذاب و از فشار قبر می ترسم هنوز نمی دانم چگونه سپری می کنم، پس برایم نماز وحشت قبر بخوانید و از زبان لال در برابر نکیر و منکر، بشیر و نذیر و عاجز ماندن از جواب صحیح به آنها و از عالم برزخ که آیا دری از درهای بهشت برزخی خود برایم خواهی گشود و یا دری از عذاب و نتیجه اعمالم و از قیامت که یعقوب از یوسف گریزان است می ترسم که آیا چهره ام سیاه است یا سفید؟ کور خواهم بود یا بینا؟ خون سرخ شهادت بر سیمایم تلألو دارد یا خون شهیدان در گرداب خون غرقم خواهد کرد؟ و اینکه ای خدا خجالت زده وارد خواهم شد بر آنان که مرا خوب می دانستند یا سرفراز و سربلند؟ خدا بر عفو و کرم تو امید دارم و در اینکه مرا عذاب کنی خواهم گفت " مَا ذَلِکَ الظَّنُّ بِکَ وَ لاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِکَ‏." این گمان ای خدا بر تو نیست و معروف از فضل تو نیست که چنین با بنده ای "مُقِراً بالذنوبِ" کنی. خدایا بر حال زارم ترحم کن ای بهترین رحم کنندگان. آمین یا رب العالمین اما خدمت خانواده عزیز: ان شاالله از پدر و مادر زحمت کشیده در راهم تا خواهران و برادران بزرگترم و خویشان پدری و مادری ام و هرکه مرا می شناخت و او را سختی و زحمتی داده ام، همگی ان شاالله حلال می فرمایند و برای بنده دعا می کنند که خداوند بر حالم نظر لطف کند. پدر و مادر عزیز: قدر شما را ندانستم و شما را بسیار رنج ها داده ام. اجر شما با فاطمه زهرا و هم برادران و خواهران و فرزندان عزیز آنان که ان شاالله مرا می بخشند و عفو می فرمایند و نیز دوستان و خویشان عزیز و همینطور آن دوستانی که تا کنارشان بودم از شیطان دور بودم چرا که جذبه روحی آنان بر کید شیطان غلبه داشت و من در کنارشان آرامش داشتم و بر آنان سفارش و وصیت دارم که: جمع های اسلامی خود را و جلسات قرآنی و دینی خود را و جمع های حزب اللهی خود را حفظ کنید که مرگ شیطان در این جمع هاست. به خواهران سفارش که ستر و پوشش حقیقی اسلامی خود را حفظ کنند و باعث به گناه و فسار کشیده شدن دیگران نشوند که قبر خانه ایست که روزی چند بار شما را صدا می زند و به یقین که همه شما خواهید مرد و دوباره برای اعمال زنده خواهید شد. بترسید و حجاب خود را حفظ کنید و بر مردان و جوانان باد که خود و دیدگان خود را از جهنم و سوزندگی آتش آن بر اثر نگاه حرام نگه دارند. و از خدای حزب الله بترسید که او بر حق است و به آنچه که می کنید گواه است که"أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى" آیا نمی دانید که خداوند شما را می بیند. (قرآن کریم) حزب الله ثابت قدم باش و از تهمت نهراس. از کم کاری بپرهیز. پایدارتر و صبورتر شو که این کوره امتحان است و باید در آن گداخته شد تا اینکه اسلام بتواند تو را صافی و جهت روح بخشد. ای امت استوار باش و امامت را یاری کنکه وعده حق و پیروزی تان نزدیک است. و ای خانواده شهدا صابر باشید که خداوند نامتان را در کنار حسین و ابراهیم می انگارد و اجرتان در صورت صابر بودن بر رضای خداوند با اوست. قرآن و نهج البلاغه و دیگر کتب ادعیه اسلامی را مطالعه کنید و خود را با درک و شناخت آنان قوی کنید. باشد که همه شما در کنار حوض کوثر در بهشت برین در کنار رسول الله و شهدا سعادتمند حاضر شوید. برای اینجانب یک سال نماز و یک ماه روزه قرضی بگیرید و کتاب هایم را به کتابخانه مسجد های اطراف بدهید. خودتان در دادن یا ندادن آن مختار هستید و حدود 230 تومان صدقه بدهید. دیگر عرضی ندارم. خداحافظ همگی شما–موفق به حق باشید – کانال های جاده فاو – ام القصر – عبدالله کلوشانی – 65/03/17 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار خداوند ما را توفیق دهد که رهروی راستین برای راه خونینشان باشیم. خداوند دل های ما را مستعد آن سازد که دردی که دل شهدا را به درد می آورد و سوزی که آنها را می سوزانید بر دل های ما نشیند که دلی که درد نداشته باشد و سینه ای که سوز نداشته باشد جز اب و گل نیست از عرش ندای ربنا می آید/ آوای خوش خدا خدا می آید فریاد که وا کنید درهای بهشت /مهمان خدا ز کربلا می آید

وصیت نامه شهید عبدالله کلوشانی(1)
تاریخ: 1363/12/27

وصیت نامه شهید عبدالله کلوشانی(1) تاریخ : 1363/12/27 «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ» «هرگز کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید بلکه آنان زنده اند و لیکن شما درک آن را نمی کنید.» با درود به حضرت ولی عصر(عج) و با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران نائب الامام مجاهد اکبر مرجع اعلم و افقه حضرت آیت الله العظمی حاج سید روح الله الموسوی الخمینی و با درود بر فقیه عالیقدر نور چشم امام امت و امید امت و امام فقیه عالیقدر حضرت ایت الله العظمی منتظری و درود به تمامی یاران و پیروان صدیق ایشان بالاخص امام جمعه شهر شهیدان آیت الله طاهری و با سلام بر مجروحان و جانبازانی که بر روی تخت های بیمارستان ها درد می کشند چه خوش دردی که اجری بس بزرگ دارد و با سلام به رزمندگانی که قلب آنها مملو از عشق به اسلام و ولی فقیه و رهبرشان روح الله می باشد و اسرایی که سختی ها را برای خدا تحمل کرده اند و حزب الله که همیشه سپر بلای انقلاب بوده است و فدایی ولایت امام و آماده جانبازی در تمامی جبهه های حق علیه باطل و ایثارگر بزرگ انقلاب و حافظ و مراقب اسلام تحت رهبری امام امت. مسائلی هست که در این لحظات اخر لازم دانستم به عنوان تذکر به برادران عرضه نمایم که "وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ" مسائل اصلی در این انقلاب چند موضوع خاص است که بدان اشاره می کنم و شما را به حفظ و حراست و دقت در آن سفارش می کنم: 1-حفظ اصالت رهبری و ولایت که دژ اسلام را رهبر می تواند پا بر جا نگه دارد و ولی فقیه است که می تواند این انقلاب را از انحراف تا ظهور حضرت صاحب(عج) نگه دارد. 2-حفظ عقیده انقلاب که چیزی جز اسلام نمی تواند راهگشا باشد و باید در ساخت یک جامعه اسلامی کوشش کرد و خدا آنها را که سد تفکر اصیل اسلام می شوند را در هر لباس و پست و مقامی هستند خوار و ذلیل و رسوا بگرداند. باید صراحتا بگویم که امروزه با نام اسلام و در لباس اسلام بر اسلام واقعی ضربه می زنند و روزی ولی فقیه و روز دیگر بازوهای ولی فقیه را مورد حمله قرار می دهند و در لباس روحانیت بر روحانیت اصیل ضربه می زنند. 3-حفظ روحیه تهاجمی انقلاب بر طبق اصل لا شرقیه و لا غربیه که تا این سیر حرکتی و روح تهاجم بر باطل در ما وجود داشته باشد می توانیم به تداوم انقلاب و عدم انحراف آن امیدوار باشیم که این نوع انحراف معمولا بسار ناپایدار و خفیف حرکت می کند. 4-حفظ نیروهای اصیل انقلاب که تنها حزب و گروه واقعی در خط امام، حزب الله است که ولی فقیه رهبرش و قرآن قانون اساسی آن و ائمه جمعه دبیر کل شهرستان هایش و حزب الله عضو آن می باشد و این گروه و این حزب مسلما تحت حملات مداوم احزاب و گروه های غیر اسلامی و یا اسلامی در کنار ولایت قرار خواهد گرفت، همان گروه هایی که با وجود اسلامی بودن و و جود بعضی افراد صادق در آن به دلیل وابستگی گروهی گاه پا را از خط امام فراتر می نهند و خود امام خویش می شوند و آماج تیرهای بلای آنها دامنگیر حزب الله می شود، و ای کاش افراد صادق در آن به هوش آیند، خدا همه ما را از خواب غفلت بیدار کند. 5- (عدم ایجاد فساد اخلاقی و جنسی) ایجاد فساد اخلاقی و جسمی در نسل جوان انقلاب که خود از بزرگترین حربه های دشمن بوده است و ما هنوز جریان آندلس و داغ آن بر جگرهایمان باقی می باشد و بر مسئولین کشور این امر واجب است که در نهایت تلاش در مقابله با این فسادها که بی حجابی یکی از مظاهر آن است کوشش کرده و بدانند که حزب الله پشتیبان آنها است و اگر از عهده انجام آن بر نمی آیند صادقانه خود را کنار بکشند قبل از آنکه کوتاهی ها و عدم توانایی آنها ضربه های بیشتری بر این انقلاب الهی وارد کند، این گونه فسادها چه از بی حجابی و چه مواد مخدر و چه فساد جنسی که متاسفانه در نسل جوان رو به ازدیاد است اکثرا ریشه سیاسی دارد و بر شماست که مانع از رشد و نمو آن شوید و از کوتاه آمدن و ترس از کشتن ائمه کفر و فساد خود را بیرون آورید که بعضی ها بیش از آنی که از کشته شدن بترسند از کشتن می ترسند. 6- عدم توجه به خود کفایی اقتصادی، سیاسی و نظامی و فرهنگی چه در بعد آموزش عالی و دانشگاهی و چه در بعد کشاورزی و چه در ابعاد نظامی که وابستگی اقتصادی و نظامی ممکن است وابستگی سیاسی نیز بیاورد و باید از تنگ نظری ها و کوته بینی ها در این امر دوری جست و نیروهای ماهر را از هم اکنون با تشکل تحت ولایت آماده مقابله با مشکلات عدیده نمود و از تبلیغات ظاهری و خالی از محتوا و واقعیت و سوز و گداز دوری گزید. 7- عدم جدایی و تفرقه جدایی و تفرقه خود عامل بزرگی در تضعیف انقلاب می باشد که باید به تجمع های پرمحتوا و توجه به روحیه سازی و خودسازی الهی در مسیر جهاد اسلامی و رشد فکری و فرهنگی در اجتماعاتی از قبیل نماز جمعه ها و راهپیمایی ها و نماز جماعت ها که خود خاری است در چشم دشمنان و بالاخص نماز جمعه خار بزرگی است که در چشم یاران شیطان فرو می رود، اتحاد خود را حفظ کنیم. 8- عدم صدور انقلاب و رشد آن در جوامع دیگر به خصوص کشورهای مستضعف و تشنه عدالت اسلام در اروپا و افریقا و دیگر جاها که این را بدانید اگر ما از این بعد صدور انقلاب بر دشمن نتازیم دشمن فرصت تاختن به ریشه آن را پیدا خواهد نمود. 9-عدم رسیدگی به محرومان و دردمندان جامعه و ایثارگران حزب الله و آن مردم عامی کوچه و بازار که این امر خود می تواند در دلسردی و نا امیدی آنان به آینده انقلاب اثر بزرگی بگذارد و تاکنون نیز در بعضی جاها این اثر را گذاشته است. 10- عدم ساده زیستن مسئولان و بزرگان انقلاب که خود این امر و جدا بودن آنان از مردم می تواند اثرات سوئی را در بر داشته باشد، البته تا آنجا که به آنان ضربه جانی از طرف منافقین نخورد باید در بین مردم باشند و در نهایت ساده زیستن را از امام امت و فقیه عالیقدر فرا بگیرند و بدانند که مردم خادم را از خائن و دلسوز را از خودخواه باز می شناسند و یا باز خواهند شناخت. 11- عدم توجه به نسل نوجوان و اینده ساز انقلاب که من خود بیشتر اوقات عمرم را در این امر کار روی نوجوانان سپری کردم و هیچ پشیمان نیستم و نخواهم بود و پدران و مادران و مربیان باید در این مورد دقت کنند بخصوص در سنین نزدیک بلوغ و هنگام آن و سعی در توجیه صحیح آنان بنمایند. و نیز در مورد ازدواج نسل جوان از فاطمه زهرا(س) و علی(ع) پیروی کنند که خوشبختی یک زوج به اسلام است نه به خانه و مال و غیره و آنها که از جوانان در اوان زندگی توقع خانه و ماشین و پول و غیره می نمایند جوانی خود را در نظر بیاورند و نگذارند که به این دلیل های پوچ و واهی یا خدای ناکرده شغل و کار فردی که مثلا سپاهی است و یا جزء مجاهدان راه خدا در جبهه ها می باشد از پذیرفتن او و به سامان رساندن او خودداری کنند که اگر خدا رزاق است پس این همه حرص و طمع و یا غصه برای رزق خوردن چرا؟ و اگر روزی هر کس تقسیم شده است این همه حرص و طمع چرا؟ و اگر ... (مراجعه به برگه ای از بنیاد شهید که در این مورد چتپ شده است.) پس به امر تحصیل و رشد نوجوانان و مسائل جنسی و روحی آنان باید توجه بیشتری نمود و این سرمایه آینده را نگذارند که از بین رود. و اما حزب الله سعی کند که متشل شود و خود را از جهت فرهنگ اسلام غنی نماید و هسته سازی نیروهای اسلام را شروع کند و خود را محدود به شهر و دیار خود نکند و سعی کند که مسلمانان سیاست مدار و سیاست مدار مسلمان شود و در حرکت خود کشورهای اسلامی را فراموش نکند و خود را در قالب احزاب و گروه ها محدود ننماید و از تنگ نظری خا دوری گزیند و بر جاذبه اسلامی تکیه ورزد و دافه را در حد ضرورت به کار برد و خود را آماده زجرها و شکنجه ها و زندان ها و سختی ها نماید. در این فرصت اندک بیش از این نمی توانم مطلب بنویسم و در نهایت در خانه اگر کس است یک حرف بس است باید ببخشید که تا این مقدار مطالب طولانی شد. از همه شما حلالیت می طلبم. خدایا بنده تو عبدالله ناامید شد و تو او را عبدالله واقعی قرار بده. خدایا من هر که را که بر من ستم روا داشت و تهمتی زد و غیبتی نمود حلال کردم و بخشیدم و عفو کردم تو مرا ببخش من از بنده ات گذشتم خدایا تو از گناهانم درگذر و مرا مبتلای به فشار قبر و مار و مور قبر و سختی جان دادن و خجالت پیامبر خدا(ص) و ائمه اطهار و امام زمان و امام امت و شهدا و امت شهید پرور مگردان. که والله قسم خوف از سختی های قیامت مو را بر اندامم راست می کند و یاد مرگ شیطان را از من آزرده می کند و قلبم را خائف درگاه خدا و اگر بنا باشد از کسی بترسم از اعمال خود باید بترسم که خدا رحمان و رحیم است و من هرچه بکشم از اعمال خودم است. بار الهی از نفس ستمگر خود به تو پناه می برم و تنها از تو یاری م یجویم و غیر از تو کسی را ندارم و گدای درگاه بخشش و عفو و کرم و فضل تو هستم. از خانواده عزیزم و در درجه اول از پدر و مادرم که هیچگاه نخواهم توانست حق آنان را ادا کنم حلالیت می طلبم و انان را به عشق به اسلام و امام و صبر در سختی ها سفارش می کنم و امید به دعای خیر آنان دارم. و اگر خدا مرا جزء شهدای راه خود قرار داد و اجازه شفاعت عنایت فرمود اول شفاعت شما را خواهم نمود و به برادران و خواهرانم و فرزندان عزیز آنان نیز مژده می دهم که اگر امام را یاری کنید قلب شهدا از شما راضی و خشنود خواهد بود و من نیز شما را دعا خواهم کرد و بر دوستان عزیز که خود می دانند که منظورم کدامین است و بین من و آنان رمزی و رازی است تا به قیامت که دیدار تازه کنیم. چون مطلب زیادی نوشتم دیگر چیزی نمی نویسم، خود می دانید و خدایتان و خدا یاریتان کند در راه اسلام. الهی رِضاً بِرِِضِاکَ رَاضِیَهً بِقَضَائِکَ لَا یَمْلِکُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لَا ضَرّاً وَ لَا مَوْتاً وَ لَا حَیَاهً وَ لَا نُشُوراً یا رب ارحم عبدک الضعیف – اللهم اجعلنی من الشهدا فی سبیلک خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگه دار –رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان. 63/12/27

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.