محمد خردمندی
زندگینامه شهید
شهید محمد خردمندی در خانواده ای مذهب پدر شهر اصفهان چشم به دنیا گشود. او دارای 3 برادر و 2 خواهر بود که خود فرزند چهارم خانواده محسوب می شد. وی تحت تعلیم والدین خود که افرادی پایبند به اسلام و متدیّن بودند قرار گرفت و استعداد او شکوفا شد. از آن جائی که خاندان مادری او همه از مجتهدین و روحانیون بزرگ بودند. کاملاً با سبک روحانیت و زندگی طلبگی از نزدیک آشنا بود. پدر بزرگ او مرحوم آیه الله سید ابوتراب مرتضوی درچه ای از مجتهدین و علمای بزرگ اصفهان (متوفی به سال 1368 شمسی) و آیات عظام سید محمد باقر و سید مهدی درچه ای، پدر بزرگ های او بودند. دوران دبستان را در مدرسه نور دانش که از مدارس مذهبی آن زمان بود با موفقیّت گذراند و در دوران دبستان تحت تعلیم آموزگاران متدین و مجرّب قرار گرفت که این تعلیمات در زندگی او کاملاً مؤثر و مشهود بود. بعد از گذراندن دوره دبستان وارد آموزش راهنمائی شد و در همان مدرسه نور دانش به تحصیلات خود ادامه داد. در این دوران روزهای جمعه در هیئت خردسالان بنی فاطمه اصفهان شرکت می کرد. این هیئت جهت رشد مذهبی کودکان بنا شده بود که اکنون در زمان ما تحت نام "کانون ثقلین" به کار خود که تبلیغات مذهبی است ادامه می دهد. شهید محمد خردمندی بعد از دوران راهنمائی جهت گذراندن دوران متوسطه وارد دبیرستان ادب اصفهان شد. و علاوه بر تحصیل در انجمن اسلامی دبیرستان نیز مشغول ترویج ارزش های اسلامی شد. در همین دوران شوق و اشتیاق وافری به دروس حوطه علمیه پیدا کرد که این اشتیاق مرهون تقوی و علم و زهد پدر بزرگ او بود که خود از نزدیک شاهد او بود. لذا با راهنمائی برادرش هم زمان با گذراندن دوران دبیرستان عصرها در حوزه علمیه اصفهان مشغول تحصیل شد. وی دوران مقدمات را به مدّت سه سال گذراند. سپس در کلاس های مکالمه زبان عربی که در کتابخانه امیرالمؤمنین اصفهان بود روی آورد و مشغول ادامه تحصیل شد. در این ایام بود که موفق به اخذ دیپلم ریاضی شد. و جهت ورود به دانشگاه تحصیلات خود را دنبال نمود تا سرانجام هم زمان در سه دانشگاه پذیرفته شد. دانشگاه فنی شریف در رشته مهندسی برق- دانشکده نفت- و دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته مهندسی پتروشیمی که به علت نزدیکی به محل سکونت، ادامه تحصیل در دانشگاه صنعتی اصفهان رشته پتروشیمی را پذیرفت. یک ترم در کلاس شرکت نمود. در اوائل ترم دوّم وارد بسیج شد و طی گذراندن دوره های بسیج با برادرش عازم جبهه های نبرد شد. مشوّق او در این امر برادر دوّمش بود که سال ها در جبهه مشغول نبرد بود و سرانجام معلول 50% به بالا شد و اکنون دوران معلولیّت خود را سپری می کند. شهید محمد خردمندی بر طبق خوابی که در وصیت نامه او مندرج است یکی دو سال قبل از شهادت از شهادت خود باخبر بود. آن بسیجی وارسته سرانجام در عملیّات کربلای 5 از ناحیه سینه مورد اصابت ترکش قرار گرفت و در خط مقدم به فیض عظمای شهادت نائل شد. پیکر پاک آن بسیجی دلاور را در آن ایّام که هم زمان با بمباران شهر اصفهان بود به اصفهان منتقل و از مسجد دروازه نو تا گلستان شهدا به نحو باشکوهی تشییع نمودند. در گلستان شهدا در جوار شهید حاج مصطفی ردّانی پور و شهید خرازی به خاک سپردند. از خصوصیّات آن شهید بزرگوار می توان سخت کوشی در تحصیل، تقوی و توکّل به خدا، بی اعتنائی به زخارف دنیا و اطاعت از مقام عظمای ولایت و رهبری را نام برد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمد خرمندی(3)
وصیت نامه شهید محمد خرمندی(3) " بسم الله الرحمن الرحیم " نور چشمان عزیزیم، پدر و مادر عزیزم، علی آقا، احمد آقا؛ خانم فاطمه، محمد حسین آقا، خانم زهرا، منصور، و دیگر بچه ها ی یرادر و خواهرانم که بعدا به دنیا آمد من انشاءالله به خاطر خدا آمدم و به خاطر او هم خواهم رفت، اسلحه مرا زمین نگذارید اسلحه من تفنگ ظاهری نبود بلکه درس تعهد در ابتدا بود. نور چشمانم مرا ببخشید مخصوصا می خواهم از آقای محمد حسین و زهرا خانم و منصوره خانم برای من گنهکار و سیاه طلب بخشش کنید از علی آقا و احمد آقا هم متشکرم که مرا با زندگی ما نوس کردند و مرا به جلسه قرآن خواندند، قرآن را رها نکنید، اما را تنها نگذارید، بسیار پشت سر دوستانم غیبت کردم و از معلمان مدرسه ام طلب بخشش کنید و یکسال روزه احتیاطا برای من بگیرید شک دارم که بدهکارم اما برایم بگیرید زیرا شک من به یقین میرسد وقتی بیکار شدید برای من طلب مغفر ت کنید محتاج دعای شمایم، من خوابی دیدم در سال حدود 59 شب پیغمبر را به خواب دیدم که آمدند و در محله ما افراد را غسل می دادند می گفتند هر کس که پیغمبر او را غسل دهد شهید حساب می شود ، من با یکی از افراد خانواده ام در صف ایستاد یم چند نفر جلویمان بودند من هم جلو تر از برادرم دلم می خواست در صورت پیغمبر نگاه کنم در صف ایستادم که از خواب بیدار شدم ، در خواب پیغمبر دیدن بیخودی نیست خواب صادقانه است پیغمبرم فقط مرده ها را غسل می داد و زن هم در صف نبود ، زنها را هم حتما فاطمه (ع) غسل می دهد پس بکوشید تا شما هم آن شهید مورد نظر باشید عزیزانم شما را خیلی اذیت کردم ببخشیدم، پدر و مادر عزیزم من امانتی بودم خدا از شما گرفت چه خوب امانتداری بودید مرا ببخشید و عفو کنید خدا می داند که ناراحتم چرا که خدا حق الله را می بخشد اما حق الناس را نمی بخشد یک کتاب داستان 10 تومانی به کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شماره 1 خیابان کاوه بدهکارم اهمال کردم شما بخرید و بدهید. هر چه فکر می کنم یک عمر گناه کردم وقتی به یاد گناهانم می افتم وقتی به یاد می آورم نمازهایی را می توانستم جماعت بخوانم و نخواندم به خواب خودم شک می کنم همه گناهان حق الناس بود از کسانی که برای من می آیند طلب بخشش کنید. از افراد بسیج دروازه نو برای من طلب بخششش کنید و حلالیت بطلبید باز هم می گویم من به محمد حسین آقا و زهرا خانم بسیار بدی کردم، اذیت کردم از آنها برای من حلالیت بطلبید و شما هم پدر و مادر عزیزم نور چشمم مرا عفو کنید حلالم کنید اگر شما نگذرید من چه کنم، بچه های خودتان را به قرآن خواندن عادت دهید مبادا شما درتربیت کودکتان اهمال کنید کودکان شما خون مرا حفظ می کنند، نگذارید بگویند وصیت نامه دیگری نوشته ام که در آن دیگر مطالبی که خانواده نیست نوشته ام که همراه این است برای من حلالیت بطلبید، کربلا که رفتید رو به قبر امام کنید و بگوئید عاشقت آمد اما هرگز جسمش نرسید بگوئید عاشقت آمد اما تو را ندید من چه بدبختم هر چه فکر می کنم سر تا پا گناهم برای من حلالیت بطلبید به خدا گنهکارم وقتی بیکار شدید و حال داشتید برای من نماز بخوانید هر مقدار که می توانم درارثم تصرف کنید نصف آن را برایم رد مظالم کنید به فرزندتان بگوئید آینده ایران به درس و فکر شما بستگی دارد، به آنها تفکر اسلامی یاد دهید . " والسلام "وصیت نامه شهید محمد خرمندی(2)
وصیت نامه شهید محمد خرمندی(2) « بسمالله الرحمن الرحیم » بنام خداوند منان هم او که فرزند را به رسم امانت به پدر و مادر سپرده و حفاظت این امانت را بعهده آنها گذاشت و روزى این امانت را تحویل خواهد گرفت بنا براین اگر این فرزند ذلیل ، حقیر و معصیت کار به فیض عظماى شهادت نائل آمدند تنها نباید گریان باشید بلکه خوشحال بودن دراین موقع سزاوار است چرا که امانت را پس داده اید و دیگر از این بابت غصهاى ندارید و انشاءالله مشمول سخن امام که خانواده شهدا شمع و چراغ ملتند خواهید شد. بدانید دنیا فانى است و همانگونه که من رفتم شما هم خواهید آمد بنابراین براى خود توشه راه جمع کنید که بىتوشهگان به مقصد نخواهند رسید. من حدودا در سال 59 پیامبر اکرم را در خواب دیدم. حضرت در محله ما آمدند و افراد در اغسل مىدادند مىگفتند هر کس که پیامبر او را غسل دهد شهید حساب مىشود من با یکى از افراد خانوادهام در صف ایستادیم چند نفر جلوى ما بودند من هم جلوتر از برادرم دلم مىخواست در صورت پیامبر نگاه کنم در صف ایستادم که از خواب بیدار شدم پیامبر فقط مردها را غسل مىدادند زن در صف نبود زنها را هم حتما فاطمه (س) غسل مىدهید پس بکوشید تا شما هم آن شهید مورد نظر باشید در اینجا لازم مىدانم سفارشاتى به خانواده و دوستان و آشنایانم بنمایم شما را سفارش به اطاعت از رهنمودهاى امام خمینى مىکنم که بحق نافرمانى از امام بر مىگردد به نافرمانى از آقایانى از آقایمان امام زمان (عج) تقوا را پیشه سازید و همیشه خدا را در نظر بگیرید زیرا که« فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ » یاد من باشید تا در قیامت یاد شما باشم نماز اول وقت را فراموش نکنید، سعى کنید با اعمال روزانه خود اسلام را سربلند نگه دارید و مسلمانان را عزت بخشد هیچگاه زود قضاوت نکنید، همیشه خود را کوچک و خوار بدانید تا بتوانید در برابر دیگران بزرگ و در برابر خدا سربلند باشید تا مىتوانید سخن کم بگوئید ، علوم دینى را یاد بگیرید که این علوم در دنیاى ، دیگر کمک بزرگى براى شما و در دنیاى مادى شما را چنان مى سازد که گرد گناه نخواهید رفت قرآن را ، رها نکنید و امام را تنها نگذارید ، قرآن را زیاد بخوانید زیرا امام صادق (ع) فرمودند من « مَن قَرَا القُرآن و هو شابٌّ مُؤمِنٌ ، اختَلَطَ القُرآنُ بلَحمِهِ و دَمِهِ » یعنى هرکس قرآن بخواند در حالیکه جوانى مؤمن باشد و قرآن با گوشت و خونش مخلوط مىشود هیچگاه گناه خود را کوچک نشمارید و نسبت به گناهانتان بىاعتنا نباشید، هر شب اعمال خود را از نظر بگذرانید و سعى کنید روزتان از روز قبل بهتر شود اخلاق خوب را نسبت به همه کس رعایت کنید زیرا پیامر اکرم فرمودند « حُسنُ الخُلْقِ نِصفُ الدّینِ » اخلاق خوب نیمى از دین است در علوم روز وارد باشید و اخبار جان مسلمین را بدانید، براردان دانشآموز درس خود را براى خدا بخوانید و از او طلب کمک کنید، در همه حال امام خمینى را یارى کنید، مرا حلال کنید خداوند غفور است و دوست دارد که عبد او هم جلوهاى از حق باشد پس شما هم تا آنجا که مى توانید غفور باشید ، هنگامى که قرآن و عترت داریم من ذلیل حقیر حرفى براى گفتن ندارم فقط مىتوانم بگویم امر بعروف و نهى از منکر را فراموش نکنید بدانید همیشه در محضر خدائید و امامان شاهد اعمال شمایند رسول الله در همه حال شما را مى بیند چرا در محضر آنان گناه کنیم ، بهترین دوست خود را کتاب قرار دهید کتابهاى تأئید شده و معتبر زمان ما زمان حساسى است ، زمان غربال شدن انسانهاست آزمایش خداوند است که در این زمان به ظهور رسیده است ظهور آقا امام زمان نزدیک است و پیش آمدهاى پیش از وقوع ظهور بطور یقین نزدیکتر بنابراین خود را آماده کنید مبارزه آستینها را بالا بزنید و آماده مبارزه با نفس شوید حضرت امام خمینى رهبرمان را رها نکنید این آقاى سیدى است از ذریه پیامبر او را رها نکنید او را رها نکنید و همیشه بفرمان امام باشید، دوست دارم در چهلم و سال و هفتهام دعاى توسل خوانده شود، بر سنگ قبرم یازهرا بنویسید که شاید به زهرا مرا ببخشید به صورت سیلى خورده حضرت زهرا بیامرزد ملکهاى عذاب به حرمت امالائمه باذن خدا از من در گذرند شاید که حضرت على و امامان به حرمت نام مقدسش بفریادم برسند آن موقعى که دیگر فریاد رسى نیست اگر کفنى داشتم و توانستید بنویسید ،اسم چهارده معصوم را دور آن بنویسیدو چند آیه رحمت و جمله « حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ » را بر آن بنویسید از کسانى که مىدانید به گردن من حق دارند دوستان و آشنایان و ارحام حلالیت بطلبید ، از همه براى من حلالیت بطلبید و از آنها بخواهید که شهادت دهند من خوب بودم بلکه خداوند آنها را و مرا بیامرزد از کسانى که در مراسم من شرکت مىکنند طلب بخشش کنید از دوستانم و معلمان مدرسهام طلب بخشش کنید براى من دعا، نماز و روزه بگذارید و بدانید از10 ثواب اینکار 9 تاى آن به خودتان تعلق مىگیرد بنابراین هم شما سود مىبرید و هم من اگر حالى پیدا کردید یادى از من کنید و هدیهاى براى روح من بوسیله دعا بفرستید . به روز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا درد این جهان باشد براى من مگرى و مگو فراق،ئفراق مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد مرا به گور سپرى مگو وداع، وداع که گور پرده جمعیت جنان باشد ترا چنان بنماید که من بخاک شدم به زیر پاى من هفت آسمان باشد. خدایا فرج آقا امام زمان را نزدیک بگردان امام را حفظ بفرما ، رزمندگان اسلام را به پیروزى برسان « والسلام »وصیت نامه شهید محمد خردمندی(1)
تاریخ: 1365/10/01
وصیت نامه شهید محمد خردمندی(1) تاریخ : 1365/10/01 " بسم الله الرحمن الرحیم" إِلَهِی قَلْبِی مَحْجُوبٌ، وَ نَفْسِی مَعْیُوبٌ، وَ عَقْلِی مَغْلُوبٌ، وَ هَوَائِی غَالِبٌ، وَ طَاعَتِی قَلِیلٌ، وَ مَعْصِیَتِی کَثِیرٌ، وَ لِسَانِی مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ، فَکَیْفَ حِیلَتِی یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ، وَ یَا عَلامَ الْغُیُوبِ، وَ یَا کَاشِفَ الْکُرُوبِ، اغْفِرْ ذُنُوبِی کُلَّهَا بِحُرْمَهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. خدایا دلم پوشیده است و جانم معیوب و عقلم وهوی و هوسم . و طاعتم کم و نافرمانیم زیاد و زبانم معترف به گناهان پس چیست چاره من ای پوشاننده عیبها و ای دانای غیبها و ای کنار زننده غمها بیامرز گناهان مرا به آبروی محمد و آل او بنده حقیر محمد خردمندی که معتقد به دین مقدس و مبین اسلام و ایمان به خدا و پیامبر و علی (ع) و ذریه مقدس او دارم و از تمام برادران دینی طلب حلالیت می کنم . مادر و پدر عزیزم و بردران وخواهران عزیزم بخدائی خدا شما را قسم می دهم که مرا حلال کنید. من به شما بسیار ظلم کردم بعضی مواقع بی جهت عصبانی می شدم علی آقا و احمد آقا و محمد حسین آقا و فاطمه خانم و زهرا خانم من شما را بسیار اذیت کردم مرا حلال کنید حلال کنید تا دیگران شما را حلال کنند من شاید به برادری برای شما بودم زود عصبانی می شدم شما را به خدا مرا ببخشید از ته دل مرا حلال کنید خداوند غفوراست و دوست دارد که عبد او هم جلوه ای از حق داشته باشند. پس شما هم تاآنجا که می توانید غفور باشید ؛ پدر مادرم از شما معذرت می خواهم که اگر شما مرا حلال نکنید در آن معذب هستم . نمی دانم چقدر نماز و روزه بدهکارم انشا ءالله که نیستم اما شما هر گاه بیاد برادر و فرزند حقیرتان افتادید بخاطر خدا و برای رضای امام زمان (عج) نمازی، روزه ای، ذکری برای من هدیه کنید. برادران عزیز قرآن و عترت را حفظ کنید، تقو اپیشه کنید، امر به معروف و نهی از منکر کنید خدا آیاتی در قرآن در هر 3 زمینه دارد بدانید عالم محضر خدا ست و اما شاهدان عالم شمائید. رسول الله در در همه حالات شما را می بیند از آنها خجالت بکشید ا زخدا شرم کنید و معصیت نکنید بهترین دوست خود را کتاب های سالم قرار دهید دنبا له رو حرفهای امام باشید تا گمراه نشوید دوست دارم در چهله و هفته و سال من دعای توسل بخوانید بلکه به خاطر توسل آنها مرا خداوند بیامرزد دوست دارم که بر سنگ قبرم یا زهرا بنویسید شاید به زهرا به صورت سیلی خورد: زهرا مرا ببخشند. به حرمت ائمه و به حرمت فرزندان عزیزش، محسن سقط شده اش خداوند از من در گذر از کسانی که می دانید به گردن من حق دارند دوستان و آشنایان و صاحبان رحم من حلالیت بطلبید از همه برای من حلالیت بطلبید و از آنها بخواهید که شهادت دهند من خوب آدمی بودم تا خداوند بیامرزد مرا و آنها را در پایان متذکر می شوم که 300 تومان خمس در کمدم هست آنرا بپردازید مقداری هم اگر می خواهید رد مطالبم برایم بدهید و یک وصیت نامه دیگری د رکمدم هست آنرا پیدا کنید و اگر طلبی، چیزی در آن نوشته ام آنها را بدهید. کتاب هائی را که از کتابخانه های مختلف گرفته ام و شاید نداده ام اگر دیدید به آدرسش بدهید دیگر عرضی ندارم جز اینکه باز از پدر و مادرم تشکر کنم و از خانواده ام می خواهم مرا حلال کنند در ضمن از دائی جانها و آقا جان و خانم هم تشکر می کنم برای راهنمائی که بمن کردند. آقا جان وخانم هم متشکرم که پای من را به جلسات قرآن باز کردید از احمد آقا و خانم فاطمه وزهرا خانم و محمد حسین آقا هم متشکرم که پند واندرز به من دادند . در ساکم چیزهایی از رفقا هست اگر کسی آمد به او بدهید.(با نشانی)65/10/1 " والسلام "
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید