علی رضا کریمی
زندگینامه شهید
علیرضا، در سال 1346 در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. در دوران انقلاب با پخش اعلامیه و شرکت در تظاهرات در راه پیروزی انقلاب تلاش کرد و از اوایل جنگ بارها در جبههها حضور یافت. وی پس از اخذ دیپلم، در رشته آموزش ابتدایی دانشگاه شهید اسفندیاری اهواز پذیرفته شد و چندین بار از طریق دانشگاه به جبهه اعزام شد. او حضور در جبهه را تکمیل درس دین میدانست. در عملیات رمضان مجروح و پس از بهبودی دوباره عازم جبهههای حق علیه باطل شد. یکی از همرزمان او میگفت: «من برای مأموریتی به اصفهان آمدم و هنگام بازگشت به جبهه علی رضا به من گفت که او هم میخواهد به جبهه بیاید اما علیرضا مسئولیت های زیادی به عهده داشت: کلاس های قرآن را اداره میکرد و.... به او گفتم: الان وجود تو در اینجا ضروریتر است. ولی او گفت که نه و خلاصه خیلی اصرار کرد و من هم مرتب جواب منفی به او دادم تا اینکه همانجا گریه افتاد و گفت: شما که رفتی، من هم میآیم; یعنی، اینقدر عاشق بود من به جبههآمدم و در جبهه متوجه شدم او در عملیات والفجر 8، مسئول پدافند در فاو بوده است و بالاخره در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو و در نهم اردیبهشت سال 65 به شهادت رسید.»
وصیتنامه شهید
وصیتنامه شهید علیرضا کریمی
وصیتنامه شهید علیرضا کریمی بسم ا... الرحمن الرحیم شهادت حد نهایی تکامل انسان است اینرا خدا در قرآن می¬گوید: " وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ " اینک که کاروان خون بار انقلاب هر روز به پیش می¬رود و با خون جوانان این وطن آبیاری می¬شود بر هر فرد مسلمان واجب است که در پیشبرد اهداف این انقلاب شروع به فعالیت کند و من آنچنان چیزی را که در خور این انقلاب باشد، ندارم فقط جان بی¬ارزش من است که از آن خداست و بی¬هیچ ترسی آن را در راه خدا فدا می¬کنم که می¬فرماید:" إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ " و امیدوارم این قطره خون بی¬ارزش برای باروری انقلاب اسلامی جهانیان مورد پذیرش اما زمان و نایب بر حق او امام خمینی قرار گیرد. و اینک انسان یکبار بیشتر نمی¬میرد و چه بهتر از مردن در راه (فکر کنم) خدا باشد چنین انسانی هرگز خود را تنها و بی¬ارزش نمی¬یابد و بعکس خود را ذره¬ای بی¬انتها ذوابسته به ابدیتی بی¬پایان، به عظمتی با شکوه و به کمالی بی¬غایت و بی¬نهایت دوست داشتنی می¬یابد. و اینک وصیت من نسبت به پدر و مادر، برادران و خواهرم: عزیزان من بعد از شهادت من امیدوارم که شماها راه سالار شهیدان حسین بن علی که می-فرماید:"هل مِن ناصر یَنصُرُنی " را لبیک گویید و راه آنان را دنبال کنید و مرا ببخشید اگر در زندگی باعث ناراحتی شما شدم مرا ببخشید چون من به حلالیت شما محتاج هستم و امیدوارم که قطره¬های خون من باعث روشن شدن کسانی باشد که هنوز در مسیر این انقلاب قرار نگرفته¬اند و بقول دکتر شریعتی "آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که ماندند، باید زینب وار باشند و امیدوارم که برادران و دوستان بتوانند زینب وار در راه پیشبرد انقلاب قدم بردارند و به امید موفقیت و پیروزی هر چه زودتر رزمندگان اسلام. زیاده از این حرفی ندارم. "خداحـافظ شمـــــا" "علیرضــــا کریمی" "والـســـــــــــــلام"
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید