شهید ناصر جمشیدیان قلعه سفید
شهید

ناصر جمشیدیان قلعه سفید

نام پدر: قاسم
دانشگاه: دانشگاه تهران
مقطع: کارشناسی
رشته: علوم سیاسی
تولد: اصفهان
تاریخ تولد: 1338/01/01
تاریخ شهادت: 1361/02/12
محل شهادت: خرمشهر — خرمشهر
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید ناصرجمشیدیان در سال 1338 در چهارسوق اصفهان به دنیا آمد. شش ساله بود که وارد دبستان شد. در تمام دوران تحصیلش “ از مدرسه تا دانشگاه درس و کار دو جنبه توأمان زندگی او بود. او برای تأمین هزینه های تحصیلی خود, از کلاس سوم ابتدایی تا سالهای دوران دانشگاه از انجام هیچ کاری دریغ نمی کرد. حتی زمانی که کار در منزل و کمک به خانواده نیز بر آن افزوده شد. طی کردن مسافتی هر روز در حدود 25 کیلومتر با دوچرخه جهت کمک در امر ساختن منزل جدید خانواده, بر مشکلات او می افزود. اما نتوانست دوران تحصیل خود را با موفقیت بگذراند. تعجب همگان را برانگیخت زمانی که دوران متوسطه را با معدل دیپلم 17 به پایان رساند. بعد از آن در سال 56 بلافاصله در کنکور سراسری دانشگاه شرکت کرد.و در رشته علوم سیاسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران پذیرفته شد. دانشکده خوابگاهی نداشت و این بار او علاوه بر تامین هزینه های شخصی و تحصیلی خود می بایست در اندیشه تهیه منزل هم باشد. لذا از صندوق قرض الحسنه وام گرفت و به کار مشغول شد تا بتواند هم اجاره اتاق را بپردازد و هم بار قرضش را سبک نماید. در سال تحصیلی 57 همراه با سایر دانشجویان با مبارزات انقلابی مردم همگام شد. بعد از پیروزی انقلاب دوره ای چهارماهه را در شناختن انقلاب گذراند. و به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان درآمد. سپس فعالیت خود را از طریق جهاد دانشگاهی دانشگاه دنبال کرد. در این زمان به دنبال رفع نیاز از افراد دردمند در نقاط دوردست کشور به اتفاق دوستان راهی نیشابور شد. در بازگشتی که به تهران داشت از طرف امور تربیتی منطقه 16 آموزش و پرورش تهران در یکی از جنوبی ترین محله های شهر تهران در مدرسه ای به عنوان مسئول آموزشگاه مشغول به کار گردید. همزمان با اوج گیری مخالفت های بنی صدر با ولایت فقیه و روحانیت او مبارزات خود را از طریق ارشاد جوانان و آشنایی ایشان با خط رهبری و بیدار سازی آنان ادامه داد. تا اینکه خدعه مخالفانش کارگر شد. و وی از کار در مدرسه برکنار شد اما با تلاش دوباره توانست به مدرسه بازگردد. بعد از آن, کار خود را به عنوان دبیر دینی در دبیرستان جنوب تهران آغاز کرد و همزمان مسئولیت معاونت پژوهشی جهاد دانشگاه را هم پذیرفت. در سال 60 عازم جبهه های جنوب شد و بعد از آن تا سال 62 دائماً بین جبهه های نبرد, تهران و اصفهان در رفت و آمد بود تا اینکه سرانجام در خرمشهر در جاده اهواز در حال راز و نیاز با پروردگار خود بود چرا که در لحظه شهادت چهره و دستهای سوخته اش به طرف آسمان بلند بوده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید ناصر جمشیدیان

وصیت نامه شهید ناصر جمشیدیان بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون اینجانب ناصر جمشیدیان با اقرار به وحدانیت پروردگار جهانیان خداوند یکتای قادر متعال و اقرار به نبوت و پیامبری رسول اکرم(ص) و شهادت به امامت ائمه معصومین کلیه احکام دین مبین اسلام را حق یافتم و به آنها اعتقاد دارم و آنها را می پذیرم. اینجانب با اعتقاد بر اینکه دوازدهمین امام حضرت ولی عصر(عج) که مادرش زهرا سلام الله علیها است اکنون در غیبت کبری است و در موقع خودش ظهور خواهد کرد. و حکومت عدل الهی را بر روی زمین خواهد گستراند و اکنون در برهه ای بسر می برم که نائب بر حق آن حضرت امام خمینی ولی فقیه زمان است و اطاعت او اطاعت ائمه و اطاعت پیامبر است و اطاعت پیامبر اطاعت خداست که همانا من طالب رضای خدا هستم و چند توصیه دارم به ملت فداکار اسلام به شرح زیر. همواره چون گذشته پیرو اسلام و روحانیت اصیل برهبری امام خمینی باشید و در حفظ آرمان شهدا و انقلاب اسلامی ات ریختن آخرین قطره های خون مقاومت کنید که خداوند کسانی را که در راهش چون سدی محکم با کفار و مشرک و منافقین مبارزه می کنند دوست دارد. همچین اسلام را در ولیت فقیه بدانید و همواره بقول امام پیرو ولایت فقیه باشید تا این مملکت آسیبی نبیند. دوم اینکه ملت شریف همچنان با فداکاری های خود در محکم کردن ستون های انقلاب اسلام و مبارزه با آفات آن کوشا باشید تا انشالله بتوانیم رضای خداوند را کسب کنیم. اما چند خواهش و درخواست که از پدر و مادر عزیزم دارم اینکه من به میل خودم به جبهه آمدم و شهید شدم شما برای شهدا گریه کنید چرا که امام عقیده دارد باید بر شهید گریه کردن و ما این برات را از شهدای کربلا برده ایم اما مسئله دیگر اینکه من تقریبا 5 سال نماز قضا دارم که از شما خانواده عزیز خواهانم به هر شکل این نمازها را برایم ادا کنید و مسئله دیگر اینکه در حدود 104 روزه قضایی دارم که از شماها می خواهم آنها را نیز به یک شکلی ادا کنید یعنی من از شما انتظار دارم علاوه بر زحماتی که تا بحال برای من کشیده اید این کار را هم برای من بکنید انشالله خداوند به شما اجر بدهد. از اقوام و آشنایان بخواهید که مرا به واسطه بدرفتاری هایی که با آنها کردم و بواسطه غیبت هائی که از آنها کردم مرا حلال کنند. از مال دنیا نیز چیزی ندارند مگر در حدود 5000 تومان که آن نیز ترویج مستضعفین مرکزی دزفول است و آن را هم هر طور اسلام اجازه می دهد خرج نماز و روزه های ادا نشده کنید. از شما طلب آمرزش برای خودم می کنم و باری همه شما صبر و استقامت و آمرزش از خداوند تبارک و تعالی خواهانم. "والسلام"

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.