محسن هنردوست
زندگینامه شهید
جوانی پاک و بی ریا، نام زیبایش محسن در سال1344 در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. دوران نوجوانیش مصادف بود با طاغوت ستم شاهی، او نیز همانند دیگر حق جویان در صحنه های مبارزه علیه رژیم شرکت فعال داشت. فعالیتهای مذهبی، جلسات قرآن و برنامه های کوه نوردی و انتظامات محلی از جمله فعالیتهای این شهید بزرگوار در طی دوران انقلاب بود. همزمان با شروع جنگ تحمیلی پس از طی دوره ی آموزش نظامی راهی جبهه های جنوب شد و در چندین عملیات حضوری پر ثمر داشت. در کنار مبارزه با دشمن و فعالیت در جبهه ها به تحصیل علم نیز مشغول بود به گونه ای که موفق به قبولی در رشته ی مهندسی برق دانشگاه صنعتی اصفهان شد در آن زمان او جبهه را برتر از دانشگاه می دانست برای همین، بارها با آرزوی شهادت و قلبی مملو از عشق و اخلاص و ایمانی محکم برای شرکت در عملیات های دیگر عازم جبهه می شد. هق هق گریه ها و سوز دل در نماز شب های سنگر روح او را آماده ی پرواز می نمود، تا اینکه سحرگاه وصال نزدیک شد و در موقع نگهبانی، بر اثر برخورد ترکش به پیشانی مجروح و پس از پانسمان جراحت در پی مأموریتی آرپی جی خود را بر دوش و لحظاتی بعد دعوت آسمانی را لبیک و همزمان با سالروز شهادت مولایش امام محمد باقر در 31/4/67 به کاروان شهیدان پیوست.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محسن هنردوست
وصیت نامه شهید محسن هنردوست بسم الله الرحمن الرحیم (۱) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (۲) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَهً وَ لا وَلَدا (۳) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ أَحَدا صَمَدا لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ (۴) أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (۵) حَسْبِیَ اللَّهُ وَ کَفَی سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعَا لَیْسَ وَرَاءَ اللَّهِ مُنْتَهَی أَشْهَدُ لِلَّهِ بِمَا دَعَا وَ أَنَّهُ بَرِیءٌ مِمَّنْ تَبَرَّأَ وَ أَنَّ لِلَّهِ الْآخِرَهَ وَ الْأُولَی. بدان که: تعلق حجاب است و بی حاصلی چو پیوندها بگسلی واصلی تو را با حق آن آشنایی دهد که از دست خویشت رهایی دهد که تا با خودی در خودت راه نیست وز این نکته جز بی خود آگاه نیست خود بهتری جوی و فرصت شمار که با چون خودی گم کنی روزگار پی چون خودی خودپرستان روند به کوی خطرناک مستان روند بــســوزم کـه یـار پــســنـدیـده اوســت در عاشق سـرایـت کـنـد سـوز دوســت بدان مدعی عشق کار تو نیست که نه صبر داری نه یارای ایست سر انداز در عاشقی صادقست که بد زهره بر خویشتن عاشقست اگر عاشقی دامن او بگیر و گر گویدت جان بده، گو بگیر اگر عاشقی خواهی آموختن به کشتن فرج یابی از سوختن مکن گریه بر گور مقتول دوست قل الحمد الله که مقبول اوست فدا شی ندارد ز مقصود چنگ و گر بر سرش تیر بارند و سنگ به دریا مرو گفتمت زینهار وگر میروی تن به طوفان سپار اگر میروم امروز در کوی دوست قیامت زنم خیمه پهلوی دوست گناهکارم و چشمم فقط و فقط به رحمت بی منتهای او دوخته شده است. می روم شاید که این عبد عاصی را هم به جوار رحمتش راه دهد ان شاالله و این تردید هم به واسطه گناهان زیاد من است. خدایا، پروردگارا، خالقا، ای رب من و رب همه، عاجزانه از تو می خواهم که این وامانده در بیابان سوزان معاصی را به قافله پر نور شهدا ملحق کردی. پدر و مادر عزیز و مهربانم و برادران و خواهران بزرگوارم و ای رفقا و دوستان عزیزم از همه شماها حلالیت می طلبم و خاضعانه می خواهم که برایم از خداوند متعال طلب عفو و مغفرت کنی. ای وارثان انقلاب اسلامی: این بزرگ رجعت زیبا به سوی خدای متعال پی از 1400 سال، میراثی به شما رسیده است که با خون به دست آمده و با خون حفظ شده، پس شما هم با خون نگاهبانش باشید، هجرت کنید از گناهانتان جهاد کنید با نفستان. (علیکم بالقرآن، علیکم بالتقوی، علیکم بالصبر علیکم بااولایه) والسلام محسن هنردوست
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید