شهید ابوالفتح حسنی
شهید

ابوالفتح حسنی

نام پدر: صیدال
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید باهنر اصفهان
مقطع: کاردانی
رشته: تربیت معلم
تولد: روستای پادنا- سمیرم
تاریخ تولد: 1346/05/05
تاریخ شهادت: 1365/11/25
محل شهادت: اروند رود — اروند رود
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

ابوالفتح حسنی در تاریخ 1346هجری شمسی در خانواده ای پاک ومحروم ومستضعف در یکی از روستاهای منطقه پادنا از شهرستان سمیرم متولد گردید در دوران کودکی در همان خانواده بزرگ شد وتحصیلات ابتدایی خود را در روستای سرباز به پایان رسانید وبعد از آن قدم در مرحله راهنمایی گذاشت مدت3سال با جدیت تمام در روستای بیده تحصیلات راهنمایی خود را به پایان رسانید اگر بخواهیم تصویری از مشکلات دوران راهنمایی نامبرده را ارائه دهیم قلم ازگفتن آن عاجزاست وهیچ خواننده ای نمی تواند آن را احساس کند چرا که باید هرکسی با اینگونه مشکلات مواجه شود تابعد درک کند همین بس که بگویم شهید حسنی هر روزه در مدت 3سال در میان سرماوگرمای این منطقه عقب افتاده جهت ادامه تحصیل دوران راهنمایی حدود 7 کیلومتر باید صبح ها پیاده روی می کرد وعصرها همین مسیررا برمی گشت وبرای صرف ناهار محقرخود در خود مدرسه می ماند چه بگویم وچه بنویسم نگارنده این نامه مدتها در کنار او همکلاسی اوست ونمی تواند چگونه اخلاق ورفتار اورا توصیف کند از همان دوران کودکی اخلاق نامبرده همه را به خودش جذب می کرد وهمه اورا دوست می داشتند در سال سوم دوم راهنمایی که مقارن بود با تظاهرات وراهپیمایی مردم بر علیا رژیم ستم شاهی اگر چه شهید حسنی از لحاظ سنی وقدرت بدنی یکی از افراد کوچک کلاس بود اما همیشه راه درست وصحیح را به بزرگترها نشان می داد در قالب نماز خواندن اخلاق خوب وشعارهای اسلامی بعداز آن هم مشکلات پس از امتحان ورودی در هنرستان شبانه روزی شیرازپذیرفته شد وجهت ادامه تحصیل مقطع متوسطه به آنجا رفت در حین ادامه تحصیل چندین مرتبه به جبهه های حق علیه باطل شتافت مدت 4سال دوران تحصیلی مقطع متوسطه خود را به پایان رسانید که در همین دوران در جبه های جنگ مجروح شد در همان سال دوران متوسطه در امتحان ورودی مراکز تربیت معلم شرکت کرده وموفق شد وبه مرکز تربیت معلم شهید باهنر اصفهان راه یافت با این حال که خانواده شهید از لحاظ مالی در وضع نامطلوبی به سر می برد خود شهید روزهای تعطیل را به کارگری می پرداخت تابتواند خرج ادامه تحصیل خود را فراهم کند تا اینکه درحین ادمه تحصیل در مرکز تربیت معلم سال دوم تربیت معلم به جبهه های جنگ شتافت در والفجر8به عنوان غواص خدمت می کرد تااینکه به فیض شهادت نایل شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید ابوالفتح حسنی

وصیت نامه شهید ابوالفتح حسنی بسم الله ارحمن الرحیم "وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ." کسانیکه در راه ما جهاد کنند از راههایى آنها را هدایت مى‌کنیم و همیشه خدا یار نیکوکاران است. خدایا با بار گناه سنگین بسویت آمده‌ام. مى‌ترسم از سنگینى گناه بدنم سبک نشود. خدایا از تو در تمام کارهایم عافیت مى‌خواهم و به تو پناه مى‌برم از رسوایى و خوارى دنیا و از عذاب آخرتت. خدایا پناه مى‌برم به ذات بزرگوارت و به عزتت که فوق آن متصور نیست، به قدرتت که چیزى از آن سرپیچى نتواند کرد خدایا بیامرز مرا از هر گناهى که مرتکب شده‌ام که قطع مى‌کند امید را. خدایا تقرب مى‌جویم به سویت رحم کن بر من که بدنم ضعیف و عذاب تو سخت است و طاقت عذاب تو را ندارم. آن کسانیکه غریبانه در دنیا زندگى کردند لحظه‌اى خدا را از یاد نبردند و هیچ گاه از مرگ غفلت نداشتند تا زمانى که جان خود را مظلومانه فدا کردند آنها به کوچکى گناه نگاه نمى‌کردند بلکه گناه را مانند سنگینى کوهى در مقابل چشمشان مى‌دیدند و آنقدر در برابر خداى خود بخاک مى‌افتادند و چنان تضرع و زارى مى‌کردند تا گناه خود را پاک مى‌کردند. خوشا به حال آنها که در قیامت به سوى بهشت پیشى مى‌گیرند آنان نزدیکان به درگاه خدایند. اى خدایى که قیامت را وعده دادى و هیچ گونه شکى در آن نیست و نخواهد بود چه جواب داریم به آن جوانان که جان خود را براى زنده ماندن دینشان و اسلامشان فدا کردند و آنان که براى زنده ماندن اسلام تمام شکنجه‌هایى که بر آنها تحمیل مى‌شد مى‌پذیرفتند ولى دست از اسلام و دینشان بر نمى‌کشیدند اى خدا، من هم به نداى هل من ناصر ینصرنى حسینى لبیک گفته و آمده‌ام با به این جمع این عاشقان حسین و این زاهدان شب و این راهیان روز و این حارثان اسلام بپیوندم و بتوانیم بر باطل پیروز شویم. اى خداى بخشنده و مهربان دوست دارم این بدنى که غیر از آن چیزى که بتوانم در راه اسلامم ندارم بدهم از من بپذیرى دوست دارم آنقدر براى رضاى تو کشته بشوم و زنده بگردم و باز کشته بشوم تا دین مبین اسلام در سرتاسر گیتى برقرار گردد. اى پدر اگر خداوند اعلى شهادت را نصیبم کرد زحمتهایى که براى من کشیده‌اى حلال کن و هیچ گونه ناراحتى نداشته باشى و خدا را شکر کن که توانستى هدیه‌اى ناقابل در راه اسلام بدهى و گریه نکن. اى پدر مبادا از نماز غفلت کنى که این نماز پایه دین است و تو اى مادر آن رنج و زحمتى که براى من کشیدى و آن شیرى که به من دادى حلال کن مادرجان الآن که این وصیت‌ها را مى‌کنم مثل اینکه آخرین صحبتهایم را با شما مى‌کنم اى مادر مبادا قطره‌اى اشک به خاطر کشته شدن من بریزى و مبادا غم را به خودت راه دهى اى مادر نماز و مسائل اسلامى مثل حجاب و غیره را بیشتر تکیه کرده و عمل کنید. و تو اى برادر و اى دوستان عزیز شما سنگرها را خالى نکنید و جبهه‌ها را گرم نگه دارید و شکر کنید که خدا چنین نعمت به شما و ما داده و اینگونه وسایل آسایش را در اختیارتان گذاشته. شما ادامه دهنده راه شهدا هستید و شما، این اسلام عزیز را که با ریخته شدن خونها به این حد رسیده چنان گسترش مى‌دهید تا به انقلاب مهدى متصل کنید و تو اى خواهر زینب‌وار صبر کن و دعا کن که خداوند عالم این هدیه ناقابل را بپذیرد اى خواهر حجاب تو کوبنده‌تر از خون من است این جوانهایى که جان خود را فدا مى‌کنند بخاطر زنده‌ماندن اسلام و همچنین بخاطر حفظ حجاب شماست مبادا که حق شهدا را ادا نکنید اى خواهر در نماز غفلت نکنید همین نمازهاى به موقع و با جماعت و این دعاهاى مردم شهیدپرور است که رزمندگان اسلام را به پیروزى مى‌رساند. دعا زیاد کنید مخصوصا به امام و رزمندگان که این دعاهاست که پیروزى را مى‌آورد. این جهان یک امتحان است براى آخرت سعى کنید که در این امتحان موفق شوید. حضرت على (ع) در این باره مى‌گوید محاسبه کنید خود را قبل از آنکه به حسابتان برسند. پس اى برادران اى خواهران واجبات را انجام دهید و اسلام را بى‌یاور نگذارید. و نگذارید دشمنان اسلام دلشاد گردند و این انقلاب را متصل کنید به انقلاب مهدى و نگذارید قرآن غریب بماند. اگر نمى‌توانید قرآن بخوانید لااقل آن را باز کنید و سعى کنید که یاد بگیرید. از تمام دوستان و آشنایان طلب مغفرت مى‌کنم هر گونه بدى از این حقیر دیدید به بزرگوارى خودتان ببخشید و مرا حلال کنید. ای مادر الان که این وصیت نامه را نوشتم احساس می کنم که آخرین صحبت هایم را با شما کرده ام پس آن رنج و زحمتی که برای من کشیدیو آن شیری که به من دادی حلال کن. «والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته» خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه بر عمر رهبر افزا

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.