سیدساعد هاشمی فشارکی
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید سید ساعد هاشمی فشارکی
تاریخ: 1361/07/06
وصیت نامه شهید سید ساعد هاشمی فشارکی تاریخ : 1361/07/06 بسم الله الرحمن الرحیم (وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ) و این جملات را درلحظه ای می نویسم که ساعتی به نبرد مانده است و در شبی می نویسم که امید زنده ماندن تا شب دیگر را ندارم که رسول اکرم می فرماید: «الفضل الشهداء الذین یقاتلون فی الصف الاول فلایلفتون وجوههم حتی یقتلوا اولئک یتلبطون فی الغرف العلی من الجنه ؛ و برترین شهدا آنانی هستند که در خط مقدم به شهادت رسند و تا هنگام کشته شدن روگردان نبرد نباشند و اینان کسانی هستند که در غرفه های بلند بهشت آرمیده اند و خداوند به رویشان لبخند زند و برای آنان حسابی نیست.» اری من نیز صف اول را برگزیده ام و روی بر نمی تابم تا آنکه جنازه پاره پاره شده ام را به موطنم باز آرند اما قبل از هر سخنی باید این را بگویم که چرا به جبهه آمدم و چرا شهادت را برگزیدم و چرا از درس و مدرسه بریدم و جنگ و پیکار را بر آن مقدم دانستم و چرا موقعیت بزرگی که اینک در مقابل رو داشتم و تا چند صباح دیر با بازگشایی دانشگاه ها می توانستم ادامه تحصیل بدهم و با استفاده از فعالیت تحصیلی به دور از هیاهوی نبرد و جنگ در گوشه ای خزیده و تنها به درس خواندن و ادامه تحصیل بپردازم اما چرا چنین نکردم، پاسخ به این سوال که شاید در ذهن تمام دوستان آشنایان و اقوام بیاید شعری است که امیر المومنین علی بن ابیطاب در روز ورود به صفین و امام سید الشهدا در روز ورود به صحرای کربلا با خویش زمزمه می کرده اند است. «فان تکن الدنیا تعد نفسیه فان ثواب الله اعلی و انبل و ان نکن الابدان للموت انشات فقتل امراء باسیف افضل و ان بکن الارزاق قسما مقدرا فقله مرص المرء فی السیر اجمل و ان فکن الاموال للتریک جملا فما بال متروک به المرء یبخل» اگر چه دنیا و آنچه در آن است زیبا و دوست داشتنی است اما خانه آخرت زیبا و برتر است و اگر قرار است اموال که فرد در دنیا جمع آوری می کنند باید بگدارند و بروند پس چه بهتر آن ها را در راه خدا انفاق کنند و اگر قرار است روزی از این دنیا بروم پس چه بهتر که در راه خدا با شمشیر قطعه، قطعه شوم و این بود که هر سه را برگزیدم تکه تکه شدن جسم را در راه خدا انفاق مال در راه خدا و ترجیح اخرت به دنیا را من راهی را برگزیدم که در آن پاسخ به نکیر و منکر قبل از موت و در صحنه رشادت و نبرد است که رسول اکرم می فرماید: «کفی بالبارقه فوق راس الفتنه» شهید در زیر برق شمشیری که در بالای سرش بود آزمایش را پس داده است من راهی را انتخاب کردم که در صف اول به شهادت برسم خط مقدم نبرد راهی که افتخار شهید معرکه بودن را داشته باشم. که مولوی در وصف شهید معرکه می گوید: خون شهید از آب اولی تر است این خطا از صد ثواب اولی تر است برای مردان الهی و بای انسان که خود را و جانش را به خداوند فروخته است مرگ طبیعی ننگ است که امیرالمومنین می فرماید: «الالصف ضربه بالسیف احب الی من میته علی فراش» هزار ضربت بر تن من بخورد بهتر از آن است که در بستر بیماری بمیرم. مرا یاد مرگ در راه خدا آشنائی است آن گونه که طفلی را با پستان مادرش به؟ مولوی: ای که می ترسی ز مرگ اندر فراز هان ز خود ترسانی ای جان هوشمندار زشت روی توست نه رخسار مرگ جان تو همچون درخت و مرگ، برگ از همه جالب تر و شگفت انگیزتر درمورد مرگ و شهادت شعر امام السید الشداء است که در روز عاشورا می فرمایند: فتامحق و ما بالموت عار علی الفتی اذا ما نوس حقا و جاهد مسلما و واسی الرجال الصالحین بنفسه و فارق مثبورا و ودع مجرما فان عثت کم اندم و ان مت لم الم کفی بل ذلا ان تعیشی و ترعا من به سوی مرگی می روم که مرگ برای جوانمردان ننگ نیست، آنگاه که مرگ در راه عقیده اسلام و هدف حقانیت باشد و مرد بخواهد با ایثار جانش از مردان نیک حمایت کند و جانیتکاران مخالفت نمایند و از دشمنان خداوند دوری گزیند من جانم را در طبق اخلاص گذارده و دست از زندگی می شویم اگر زنده ماندم پشیمانی ندارم آری این مستی است که پوستش و اعتقاد ما به مستی است که جز خدارا نبینم که چه خوب گفته علامه طباطبائی همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستی است در کیش مهر بروند زیی جرگه ها هوشیارها چرا مرگ در راه خدا و آغوس باز پذیرا نباشم مگر نه آنکه عنری را پس از نماز صبح در فشارک پدربزگ زیارت عهد را برایم نمی خواند که نوید فجر و عشق به انتطار ظهور آقایم حچه ابن الحسن را در دلم زنده کنم و در آن مناجاتش که با اشکش همراه بود نمی خواند: «اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً» خداوندا اگر مرگ که برای تمام بندگانت حتم قرار داده ای میان دیدار من و آقایم فاصله انداخت در آن روز که منادی ندا می دهد ای اهل قبور برخیزید و یاری و مهد امتم زمان آیند قبور شهدا شکافته می شود و شهدا در حالی که کفتی خونین بر تن و شمشیری از علاف در آمده بر دست دارند و در دستی دیگر نیزه ای به یاری و مهد امام زمان می شتابند. من امشب آماده می شوم که فردا در صف شهدا معرکه باشم تا بلکه به لطف خداوندی در یوم، روز ظهور آخرین ذخیره الهی سربازش باشم تا در حالیکه خون، کفنم را رنگین کرده است و این مقامات وعده داده شده کجا و مدرک مهندسی و ثروت دنیا و خود دنیا و مافیهای آن کجا همه اش به عشق یک دیدار او که مولایم است زیر پا می گذارم. در طریقت پیش ممالک هر چه آید خیر اوست در صراه مستقیم ای دلی کسی گمراه نیست بر در میخانه رفتن کار یک رنگان بود خود فروشان راه نیست هرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست. آری، اگر رهبر بزرگی انقلابمان امام خمینی می گویند آنان که حلقه ذکر عارفان و دعای سحر مناجاتیان حوزه ها و روحانیت را درک کرده اند در جلسه حضورتان آرزو به جز شهادت ندیده اند اشاره به این قسمت از دعای سحر است که می خوانیم «اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا وَ فِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ مَعَ وَلِیِّک فَوَفِّقْ لَنَا» خداوندا با ما توفیق بده که که در راه تو و به همراه ولی تو کشته شویم و به فیض شهادت نائل شویم. «اللهم اخمنا فی سفن نجاتک و متعنا بلذیذ مناجاتک و اودرنا حمیاض و اذا قنا حلاوه ودل و قربک و اجعل جهادنا فیک و همتتها فی طاعتک و اخلص نیاتنا فی معاملتک» خدایا، ما را در کشتی های نجات جای ده و لذت مناجاتت را به ما به ما بچشان و ما را به سرچشمه پاک دوستی با خود وارد عمل ساز و از شیرینی دوستی و قرب خود گبه ما بچشان و جهاد ما در راحت و تاشمان را در فرمانبرداریت قرار ده و نیت ما را در اعمال خالص گردان. و اما سخنی چند درباره دانشگاه، دانشگاهی که اینک پس از مدت ها در آغاز بازگشائی آن ها هستیم و امیدواریم اینک با باز گشائی آن ها در انجا فضائی اسلامی حاکم باشد. من در زمانی به تحصیل ر دانشگاه پرداختم که در اطاق های آن ها به جای علم و تحصیل اطاق جنگ و فرماندهی شعبات مختلف گروه های چریکی در کردستان و خوزستان و محل جاسوسی و خیانت و وطن فروشی بود و نه دانشکده گفته رسول خدا ریشه تمام نیکی هاست. این یک اصل اساسی و غیر قابل انکار است که سرنوشت یک کشور و یک ملت و یک نظام بعد از توده ها در دست طبقه تحصیل کرده است و این را کسی نمی تواند انکار نماید که استعمار نو تنها با به دست گرفتن این قشر تحصیل کرده است که مدت ها را به زنجیر بردگی و استعمار می کشد. غرب زدگی و شرق زدگی ناشی از روشنفکرانی که به عنوان تحصیل و پیشرفت مملکت به خارج رفته اند اما مسخ فرهنگی و معنایی شده اند دزدانی که با چراغ به دزدی آمده اند. ارادی که چند صباحی به دور از فرهنگ اسلام و استشمام هوای وطن بوده اند و اینک پیام آور غرب و شرق اند و برخی که از این حد هم فراتر رفته اند به غرب و شرق نرفته کعبه آمالشان غرب و شرق است. شما نمی توانید تردید بکنید که جهان خواران غرب و شرق برای به دست آوردن مقاصد شوم خود که ایجاد استعماری نو در جهان سوم است. بهترین راه هجوم به فرهنگ و ادب کشور های ضعیف است که این را با تربیت معلمین و استادان غربی و شرقی و به کار گماردن آنها در دبستان ها و دبیرستان ها و دانشگاه ها به دست می آورند مهمترین نمونه این معلمین مدارس راهنمایی و حتی ابتدائی که بیش از آنکه ایرانی باشند غربی اند را در مدت کوتاه تدریسم دیده ام این مسخ فرهنگی و معارف کار تازه ای نیست آن ها با تاسیس بیمارستان مسیح و کالج در خود اصفهان از سالهائی ما قبل از جنگ دوم جهانی به دنبال این هدف بوده و هستند که به دست قشری از بومیان هر مدت بی سر و صدا بلکه با شوقرو رغبت ملتی را به دام استعمار و بردگی مسخ فرهنگی و تهی کردن صنعت و کشاورزی بکشانند و چقدر که در این امر خاصه در ایران موفق بوده اند اینک ملتی را در روبه رو داریم نمی تواند راه به جای دور نرویم همین فشارک 10 سال پیش نه ما قبل از زمان اصلاحات ارضی چقدر گندم و گوشت را تولید می کرد اینکه چقدر 10 سال دیگر می ترسم که نامش از صحنه روزگار قلم کشیده و تپه ای از خاک با خانه های مخروبه نباشد اگر روند همین باشد نمی آیند فریاد بزنند ای مسلمان تو مکتبی را داری که در قرآنش اگر اشتباه نکنم بیش از صدوپنج بار واژه معلم آمده است. و نمی گویند ای دانشجو تو کسی هستی که بگفته رسول اکرم آنچه در زمین و آسمان است دعاگوی تو اند و هر آنکس در حال تحصیل مرگش فرا رسد ببین انبیا الله الهی او، بیش از یک درجه فاصله نیست. دانشگاهی که می بایست به دنبال این خون ها و رنج ها بازگشایی شود بایستی دانشگاه باشد که به تعبیر امام صادق: «عَلما شِیعَتنا مرا بِطونَ بالثُغَرِ اَلذی یای اِبلیسُ و غَوا ریته یَمنَعونَهُم عَنِ الخَروُجِ عَلی ضَعفا شیعتِنا» دانشمندان شیعه مرزبانانی هستند که از یورش شیطان و عضویت ها آن بر پیروان ناتوان ما جلوگیری می کنند. تا کنون اکثریت افرادی که از دانشگاه های ما فارغ التحصیل شده اند دانشورانی اند خود فروخته از فرط غرور و آگاهی اند بی مسئولیت و سگانی اند لب تشته نبوده اند که دل به جز ریاست. شهرت و خوشی و راحتی به چیز دیگری نداشته اند که به تعبیر قرآن مجید «فمثله کمثل الکلب ان تحمل علیه لیهث او تترکه یلهث»که علامه طباطبایی در المیزان در افسیر این آیه از امام محمد باقر نقل می کند که منظور این آیه به علم است که حتی نفرین به رسول خدا و امت صالح می کنند به جهت ثروت دنیا، و آنچه اعظم و اکثر محصول دانشگاه های ایران بوده است مثل دانشمنران یهود بوده است که تنها حمل کتب های علمی و مطالب علمی سودی دیگر نبرده است و جز رنج مشقت برای به خاطر سپردن و نگه داشتن مطالب و فرموده ها در مخز مثل حماری است که کتابی را بر دوش کشد اما خمیری از گنجینه معلومات او به کسی نرسید که خداوند در سوره جمعه می فرماید: «مثل الذین حملوا التوراه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا» ؟؟؟ تحصیل کرده ما نبوده اند که مایه خمیر برای مردمان ما باشند چند سال است که دانشگاه های ما لیسانس کشاورزی، دکترای کشاورزی بیرون می دهند به همان نسبت ؟؟؟ کشاورزان را داشاه این نبوده است که خمیری از آموخته هایش به جامعه بدهد. ؟؟؟ باشد و مردم را از چنگال دشمنان نجات بخشد. که به اینچنین دانشمند و فقیه گویند در روز قیامت صبر کند و برای آنان که از آگاهی و علم تو بهره گرفته اند شفاعت کن. امیدوارم در بهاران بازگشایی دانشگاه ها هوایی را تنفس کنید آکنده از اسلام و در راهی جز در ؟؟؟ شرلفت ایران و عظمت اسلام گام برندارید. «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» خداوندا نلرزان قلوب ما را پس از آنکه به ما راه نمودی و به ما رحمت بی پایان خود را ببخش که تو بسیار بخشنده ای و اما سخنی با پدر و مادرم، ای پدر بزرگوار ای مادر گرامیم آن هنگام که تن در خون غلطیده مرا دیدید اشک و جزع نکنید که شما را صابر و بردبار یافته ام من شما را به صبر می خوانم که امیر المومنین در سوگ رسول اکرم می فرماید : « إِنّ الصَّبْرَ لَجَمِیلٌ إِلاَّ عَنْکَ، وَإِنَّ الْجَزَعَ لَقَبِیحٌ إِلاَّ عَلَیْکَ، وَإِنَّ الْمُصابَ بِکَ لَجَلِیلٌ، وَإِنَّهُ قَبْلَکَ وَبَعْدَکَ لَجَلَلٌ.» همانا که شکیبایی بسیار زیباست جز در وفات رسول خدا جزع زشت جزع زشت جز در وفات رسول خدا و پس از وفات رسول خدا تمام غم ها آسان و سبک است. که همان گونه که امیرالمونین می فرماید، شکیبا باشید و صابر که این زیباست و جرع و اشک نریزید که زشت است و بدانید که شهادت من برای شما آزمایش اگر چه برای من سعادت و رستگاری است که خداوند بندگانش را به کاهش در مال و محصولات و از دست دادن فرزندان آزمایش می کند. و همیشه این آیات از قرآن مجید را بخوانید که می فرماید: « أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ ؛وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ » و آیا مردمان چنین پنداشتند که به صرف آنکه گفتند ما ایمان آورده ایم تا خداوند دروغگویان را از راستگویان معلوم کند. خداوند در این امتحان الهی که به سعادت و رستگاری مرا در آن قرار داده است راه پیروزی و سعادت شما را نیز نشان داده است. که می فرماید: « وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِینَ. » صبر پیشه سازید که خداوند با صابران است و بسیار نماز بخوانید که یاد خدا ارامش بخش دل هاست. در پایان سخن از تمام دوستان و خویشاوندانم می خواهم که اگر از من خطائی دیده اند مرا ببخشند که خداوند بخشنده و مهربان است. « رَبِّ اغْفِرْ لی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمینَ إِلاَّ تَباراً» «خداوندا مرا و پدر و مادرم و هر مومنی بر در خانه مت وارد می شود و مردان و زنان مومنه را بیامرز و بر ستمکاران جز تباهی میفزای» والسلام ساعت 24 61/7/6
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید