احمد امامی
زندگینامه شهید
شهید احمد امامی در سال 1342در روستای بافران به دنیا آمد، درسن 6سالگی وارد دبستان شد از همان ابتدای تحصیل نبوغ و استعداد فوق العاده ای در وجودش نهفته بود بروز داد و با اشتیاق غیرقابل وصف کلاس های درس ابتدائی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت و هر ساله در بین همکلاسی هایش سرآمد و نمونه بود تا اینکه در امتحان نهائی دوره ابتدائی رتبه اول را حائز گردید. وی در طول تابستان هزینه تحصیلش را از طریق قالی بافی وکار در مزرعه درکنار پدرش همانند بسیاری از نوجوانان روستا تأمین می نمود و از نزدیک با درد و فقر و محرومیت مردم برخورد داشت و بخوبی آن را لمس می کرد، درادامه وی تحت نظر پدرش با قرآن و اصول و فروع اسلام و وظایفی که یک مسلمان برای رسیدن سعادت دارد گرایش شدید او به مکتب و تعالیم انسان از همان ابتدای سنین بلوغ آشکار بود. مدرسه راهنمائی وی در شهرستان نائین بود و در وطی 3سال تحصیل در مدرسه علاوه بر موفقیت کامل ودر دروس کلاسیک درانتقال آموخته های دینی و مذهبی به همکلاسان سعی وافر داشت و لحظه ای از انجام این مسئولیت مهم غافل نبود. دراین زمان ذهن اوپذیرای مسائل عمیق ترشده و با شروع دوره نظری از برادرش که درآن زمان طلبه حوزه علمیه قم بود مددگرفت و پایه های فکری وعقیدتی خود را با شالوده ای از اسلام اصیل پی ریزی نمود، از آنجا که شهید امامی به تحصیل علوم اسلامی بسیار علاقه داشت راهی قم گردید و در کنار دروس کلاسیک به تحصیل در حوزه علمیه پرداخت، با شروع اعتصابات و تعطیل شدن دبیرستان ها و مدارس به زادگاه خود مراجعت نموده و در دبیرستان شهید چمران به یاران و همسنگران خود پیوست و مشغول مبارزه گردید. و در ادامه مبارزات علیه رژیم به جمع انجمن اسلامی بافران پیوست و با استفاده از رهنمود برادران روحانی و انجمن با پخش اعلامیه و پوستر بخصوص اعلامیه حضرت امام که در آن زمان از پاریس مخابره می شد به مبارزه خود جهت تازه بخشید، پس از پیروزی انقلاب به تحصیل ادامه داد و در سال 1359رتبه اول در رشته ریاضی از دبیرستان دکتر چمران نائین فارغ التحصیل گردید، پس در کنکور مهندسی برق والکترونیک نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی شرکت و درآن امتحان موفق شد، در همان اثنا دردوره تربیت معلمی را با موفقیت پشت سرگذاشت، و در ادامه رشته مهندسی نیروی دریایی را رها کرده و درمرکز تربیت معلم تهران در رشته تعلیمات دینی و عربی ثبت نام و به ادامه تحصیل مشغول گردید. وی بعد از طی یکسال تحصیل به زادگاهش مراجعت نمود و در پی آغاز جنگ تصمیم گرفت از سنگر کلاس و مدرسه هجرت به سنگر جهاد علیه کفر جهانی به ستیز برخیزد و به ندای ملکوتی امام و مقتدایش که فرمود باید جوانان در جبهه ها حضور یابند و جنگ را خاتمه دهند پاسخ گوید. بدین منظور برای آموختن فنون نظامی از طریق بسیج به پادگان غدیر اصفهان اعزام شد و پس از دوره نظامی و اتمام آم1361/8/17وزش امدادگری راهی جبهه های جنگ حق علیه باطل گردید. ابتدا در اهواز و سپس در جبهه های جنوب غربی همگام با یاران در عملیات پیروزمندانه محرم به خدمت مجروحین درآمد. سرانجام روز از آبان ماه 1361/8/17غروب هنگام وقت فضیلت نماز عصر خورشید رنگ خون گرفت وخوشی را در خط مرزی عین خوش عینیت داد.
وصیتنامه شهید
وصیتنامه شهیداحمد امامی
تاریخ: 1361/08/04
وصیتنامه شهیداحمد امامی تاریخ : 1361/08/04 «مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه؛هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسیکه مرا یافت می شناسد مرا، و کسیکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسیکه عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسیکه من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسیکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم.» حدیث قدسی پروردگارا ترا طلب کردم، ترا یافتم و ترا شناختم، دوستت می دارم و بتو عشق می ورزم خودت مرا یاری کن. بارالها: قلبم را حجابی پوشانده و هوای نفسانی بر وجودم حاکم شده این حجاب را از قلبم بردار و اشعه ای از جمالت را در وجودم قرار ده. پروردگارا وجودم را وابسته بتو میدانم لحظه ای مرا بخود وامگذار. خداوندا زبانم رابه کلام خودت گویا ساز و مرا با بندگان صالح و پیامبرانت همنشین کن معبودا به من توفیق خدمتگزاری در راه اسلام و فداکاری درحفظ حریم دینت عنایت فرما پرودگارا اخلاص در عمل صداقت در نیت وجهاد درراهت را نصیبم ساز بشارت و رحمت خدا بر بندگان صابر و مقاوم خدا که در برابر سختی ها و مشکلات سرتسلیم فرود نیاورد در مسیر الی الله امید به پیروزی و کمک الهی دارند. آنهایی که یگانه تکیه گاهشان خدای عالمیان است و راضی به رضای اویند و به وعده های پیروزی از جانب او یقین دارند، آنان که چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند صبوری پیش گرفته و گویند ما ب فرمان خدا آمده و بسوی او رجوع خواهیم کرد. امت اسلامی، پیکارگران راه حق وحقیقت، راست قامتان مکتب اسلامی، امید دهندگان محرومین جهان نابود کنندگان بت های پوشالی قرن،رحمت و بشارت خدا بر شما باد که بفرمان الهی و چراغ راه قرار دادن دستورات نجات بخش ائمه اطهار(ع) و پیروی از ولی فقیه توانستید در قرن حاکمیت ستمگران و جباران مشعلی فروزان در ظلمت حاکم بر جهان روشن کرده و روزنه امیدی برای ستمدیدگان و محرومان جهان بوجود آورید و حاکمیت سردمدارن فساد را به خطر اندازید و چنان کنید که امام عزیزمان بگویند: این قرن قرن غلبه مستضعفین برمستکبرین است. برادران وخواهران: به خدا توکل کنید و این رحمت الهی را که نصیب مسلمانان شده محفوظ نگهدارید. عزیزان ما هنوز اول راهیم راه بسیار طولانی و پر فراز و نشیب است هجوم دشمنان از همه طرف آغاز شده و می خواهد ما را ببلعند. امپریالیزم ضد بشریت شرق وغرب درپی آن است که ضربه ای را که انقلاب شکوهمند اسلامی خورد جبران نماید و هر روز با کمک اعمال مزدورشان گروه های چپ و راست، منافقین ضدخلق مره پرستان جبهه ملی وبی خردان نهضت آزادی در صد دند حرکت سریع انقلاب را کند نمایند، مزدور دیگرشان صدام به ایران تجاوز می کند و امت اسلامی را از باز سازی خرابی های رژیم پلید گذشته باز می دارد و وارد میدان نبرد می سازد. عزیزان ما درجبهه های مختلف با دشمنان اسلام روبرو هستیم و باید خود را آماده تر از گذشته نموده و با آگاهی از توطئه های این مکارن درصدد مقابله برآئیم، به عنوان یک فرد مسلمان از مسائل اسلامی دورنباشیم و با کمک روحانیت متعهد و مبارز از فرهنگ غنی اسلامی بهره مند شویم. جامعه اسلامی باید از نظر اخلاقی پیشرفت علمی وصنعتی، عدالت نمونه باشد، باید علما زکات علمشان را بپردازند و دانش آموزان اقشار مردم از وجود آنها استفاده نمایند. حوزه های علمیه گسترش یابد، مدارس و دانشگاه ها نقش اصلی خویش را ایفا کنند. لازم می بینم مطلبی را که به آن رسیده ام برای شما نیز بیان کنم و آن اینکه تنها راه نجات بشریت از وحشی گری های کنونی توسل به مکتب زنده پویا الهی و اسلام است مکتبی که بندهای اسارت را بریده و راه راست و راه سعادت بشر را بندگی خدا می داند. مکتبی که ملاک برتری افراد تقوی می داند واختلاف های طبقاتی، نژادی و غیره را بطور کلی طرد می کند. مکتبی که وابستگی انسان را فقط به خدا میداند. مکتبی که از سرای جاودانی خبر می دهد و این دنیا را کشت گاه آخرت می داند مکتبی که به نیکان وعده بهشت و به پلیدان وعده عذاب جهنم می دهد مکتبی که وعده حکومت جهانی واحد به امامت امام زمان(عج)میدهد، چنین مکتبی میتواند تضمین کننده بشریت باشد. عزیزان شهدای عزیزمان از سمیه و یاسر گرفته تا امام حسین (ع) و یاران او و شهدای نهضت اسلامی همه و همه حقانیت این مکتب را به اثبات رسانیده اند. امید که با درس گرفتن از این مکتب و با درس گرفتن از انقلاب خونین ثارالله و با پیروی از روح الله پرچم خونین اسلام را در فلقی گلگون در سراسر جهان به اهتزاز در آوریم و دست در دست محرومین جهان آوای پیروزی بخوانیم. واما خانواده عزیزم زحمت های شما فراموشم نمی شود. از شما راضیم که مرا از انجام تکلیف شرعی ام منع نکردید. پدر عزیز شما خود به مسائل اسلامی واقفید و وظیفه یک مسلمان را درقبال آنچه به آن اعتقاد دارد می دانید و من این راه را براین اساس انتخاب کردم و از شما می خواهم دیگران را نیز به اطاعت از فرمان امام و تقویت جبهه ها دعوت کنید. مادر مهربانم، می دانم آنچه را که آرزو داری سعادت فرزندت می باشد و می دانم سعادت مرا در این میبینی که در مسیر حق قرار گیرم. و برای رضای خدا کار کنم. مادرم بهترین فرصت برای جلب زمان خدانصیبم گشت و سعادت حضور درجبهه جنگ را یافتم. آرزو دارم در شب تاسوعا که احتمال حمله می دهم، در زمره یاران حسین (ع) در آیم و همانند آنها به شهادت یعنی بهترین مرگ و این میراث پیامبر(ص) و اولیاء الله برسم. مادرم شب تاسوعاست. خاطره جانبازی ها، فداکاریها و شهادت های ابا عبدالله حسین (علیه السلام) در گوشم طنین انداز است. چگونه لبیک نگویم نه نه حسین جان بسویت می آیم و مادرم همچون زینب و دیگر ماران شهید صبر می کند و شکرگزار پروردگار متعال می باشد. مادرم، شاد باش که فاطمه از تو راضی است جملاتی که نوشته شد ذکری است که ان شاءالله برای مومنین مثمر ثمر واقع شود. زیر آسمان کبود غوغایی برپاست نسیم الهی همه جا را معطر کرده چهره های دوستان نورانی است با قامتی استوار انتظار می کشند آتش عشق وجودشان را می سوزاند و دیدار معشوق آرامش خاطرشان می دهد برلب نغمه های الهی دارند و صدای یا مهدی شان سکوت حاکم را در هم می شکند. و سرانجام باید رفت، بایدرفت، خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ ای امام، خداحافظ ای امت اسلامی خدایا طلب کردم یافتم ترا دوستت دارم و به تو عشق می ورزم مرا دریاب و گناهانم را بیامرز. آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین شب تاسوعا سال 1403 . 1361/08/04 امضا احمد امامی بافرانی
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید