شهید فضل الله دهاقین خوانساری
شهید

فضل الله دهاقین خوانساری

نام پدر: علی
دانشگاه: —
مقطع: کارشناسی
رشته: فرانسه
تولد: خوانسار
تاریخ تولد: 1343/01/19
تاریخ شهادت: 1365/09/26
محل شهادت: فاو — فاو
عملیات: مقابله با تک عراق
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید دهاقین در سال 1343 در شهرستان خوانسار متولد شد و کلاس اول ابتدایی را در همان شهرستان گذراند و پس از آن به همراه پدر و مادر و بقیه خانواده برای سکونت به شهر مقدس قم عزیمت کرده و در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت. از آنجا که شهید دهاقین دارای اخلاق نیکو و حافظه ای خدادادی بود همیشه در ردیف دانش آموزان ممتاز کلاس قرار داشت. وی دوران ابتدایی را در شهرستان قم گذراند و وارد مدارس راهنمایی شد. با اوج گیری مبارزات مردمی علیه رژیم ستم شاهی، ایشان نیز همپای امت حزب الله در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت فعال و همه جانبه داشت و با پیروزی انقلاب اسلامی در کشورمان شهید دهاقین برای حفاظت از انقلاب اسلامی به همراه دیگر برادران در مساجد و دیگر ستادهای مقاومت حضور داشت. وی شبها را در مساجد و ستادهای مقاومت و روز ها را در مدرسه در سنگر علم می گذراند، تا اینکه پس از چندی موفق به دریافت دیپلم شد. با شروع جنگ تحمیلی جنایتکاران بعثی عراق علیه انقلاب نوپای اسلامی شهید دهاقین مسئولیت بیشتری را در خود احساس نمود و برای اولین بار در سال 1361 در جبهه های نبرد حق علیه باطل شرکت جست و پابه پای دیگر برادران رزمنده با تجاوزگران جنگید و پس از بازگشت از جبهه های نور علیه ظلمت در امتحانات سراسری تربیت معلم شرکت کرد و چندی نگذشت که به مرکز تربیت معلم رباط کریم راه یافت. شهید دهاقین پس از چند ماه درس خواندن در این مرکز باز هم برای برای دومین بار در سال 62 به جبهه ها اعزام شد و بدین ترتیب سه ماه دیگر در میان هم رزمانش گذراند و پس از سه ماه در سنگر رزم باز به سنگر علم بازگشت و در مرکز تربیت معلم به تحصیل ادامه داد و از همین زمان بود که در کنکور دانشگاه در رشته زبان شرکت کرد و قبول شد. اما نکته قابل توجه اینکه اخلاق و رفتار شهید دهاقین در محیط خانه و حتی در میان بستگان بسیار جلب توجه می کرد و رفتاری آموزنده داشت. شهید در حالی که هم درس می خواند و هم به جبهه می رفت، اوقات بیکاری و اوقاتی را که فرصتی به دست می آمد را در ستاد های مقاومت و دلجویی از خانواده شهداء و مفقودین و اسرا و عیادت از مجروحین و معلولین و شرکت در دعاهای کمیل و ندبه و رفتن به گلزار شهدا، آموزش زبان عمومی و تشکیل مراسم دعاهای کمیل و توسل در بعضی از مساجد خوانسار و قم و نوحه خوانی در ایام محرم و ایام دیگر حضور چشم گیر داشت و فعالانه شرکت می کرد. سرانجام پس از چندین مرحله شرکت در جبهه، در سال 65 در تاریخ 26/9/65 پس از 22 سال تلاش و کوشش صادقانه در راه خدا و برای یای دین خدا در جبهه فاو از ناحیه سر مورد هدف ترکش قرار گرفت و به درجه پر افتخار شهادت نائل آمد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید فضل الله دهاقین خوانساری

وصیت نامه شهید فضل الله دهاقین خوانساری « فَلْیُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا بِالْآخِرَهِ وَمَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا؛مؤمنان باید در راه خدا با آنان که در راه حیات مادی، دنیا را بر آخرت گزیدند، جهاد کنند و هر کس در جهاد به راه خدا کشته شود یا فاتح گردد برای او اجری بزرگ است.» (نساء/74) درود بر روشنگر راه ما، امام خمینی(ره) و سلام بر هادی او حضرت حجه بن الحسن(عج)؛ درود بر تمامی خدمتگزاران اسلام؛ درود بر شهیدان راه خدا و درود بر معلولین و مجروحین و اسرا که فقط به خاطر اسلام تمام هستی خود را بر کف نهاده و تقدیم اسلام عزیز می نمایند. اولین پیامم به عنوان سربازی کوچک از سربازان امام به ملت عزیز این است که، ای عزیزان! به خدا قسم امام شما یک فرد معمولی نیست؛ پس او را از تمام دنیا و هستی خویش برتر بدانید. به راستی کدام پیر 80 ساله ای است که در مورد آینده اسلام و انقلاب سخن بگوید و تمام سخنانش یکی پس از دیگری به مرحله عمل درآید؟ کدام پیر 80 ساله ای است که قلب هزاران هزار جوان یک مملکت را مجذوب خویش سازد و کدامین قلب آرامی است که در مقابل قدرتمندان جهان نلرزد و شاهدیم که در این مورد قلب امام آرام ترین قلب هاست. عزیزان اسلام، پدران و مادران، جوانان! همه ما علم به مرگ داریم؛ اما بعضی از ما عقیده و ایمان راستین به مرگ نداریم. ای جوانان عزیز! خطابم بیشتر به شماست. مخصوصاً به بعضی جوانانی که هنوز وقت خود را در کوچه و خیابان بیهوده تلف می کنند و قدرت و توان خود را صرف جهاد در راه خدا نمی کنند، می خواهم بگویم که فکر کنید و بنگرید. تمام کسانی که از دنیا رفته اند، مثل شما چشم ها و گوش ها و زلف زیبایی داشتند، اما ببینید همه این ها فنا شدنی است بهترین شاهد ما کسانی هستند که در جوانی نفس اماره را پایمال نکرده اند و در هنگام پیری سخت پشیمانند. عزیزانم! شاید در وصیت نامه جای این گونه حرفها نباشد، اما به خدا دلم به حال شما می سوزد؛ آخر چرا جوان های ما به راهی قدم گذارند که هم خود ضرر کنند و هم سربار جامعه باشند؛ چرا؟ پیام دیگرم به دانشجویان و دوستان دیگرم در دانشگاه است، که عزیزان! من هم مانند شما درس خوانده ام و حتی با خود عهد کرده بودم که درس بخوانم و بدون انحراف از خط امام بتوانم در آینده به انقلاب اسلامی خدمت کنم. اما اگر می خواستم از خط امام منحرف نشوم، چگونه می توانستم پیام جهاد امام را نادیده بگیرم و چه کسی تضمین می کرد که در آینده پیام های مهمتر او را کنار نزنم؟ و اگر اسلام در این برهه از زمان خدای ناکرده شکست بخورد دیگر می خواهم نباشم که در آینده چه ها کنم. پس شما هم بکوشید که علم را با عمل توأم بسازید که با یک بال پرواز میسر نیست. پیام دیگرم به پدر و مادر بسیار عزیز و مهربانم است که افتخاری بزرگ نزد آقا ابا عبدالله و نزد زینب کبری(س) یافتند که فرزند ناقابلشان را در راه حسین(ع) فدا سازند. پدر و مادر عزیزم! از این که نتوانستم عصای پیری شما باشم، و از این که در کودکی و نوجوانی هم جز زحمت و رنج برای شما حاصلی نداشتم، معذرت می خواهم و خدا را گواه می گیرم که اگر لایق بهشت بودم، بی شما به بهشت نخواهم رفت. پدر و مادر عزیزم! همانگونه که شما حسین زهرا(ع) را دوست داشتید من هم به حسین(ع) عشق می ورزیدم و کسی که حسین فاطمه را دوست بدارد و به راه او رود، در آخرت تنها نخواهد بود. من برای شما حرفی ندارم جز این که با خجالت به شما بگویم که صبر و استقامت پیشه کنید.

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.