شهید اکبر دهقانی خوراسگانی
شهید

اکبر دهقانی خوراسگانی

نام پدر: رضا
دانشگاه: دانشگاه اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: علوم تربیتی
تولد: خوراسگان
تاریخ تولد: 1344/01/01
تاریخ شهادت: 1364/04/11
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: مقابله با تک عراق
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید اکبر دهقانی خوراسگانی
تاریخ: 1364/04/10

وصیت نامه شهید اکبر دهقانی خوراسگانی تاریخ : 1364/04/10 بسم الله الرحمن الرحیم «أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ » سوره توبه‌23 آیا با قومى که عهد خود را شکستند و اهتمام کردند که رسول خدا را از شهر خود بیرون کنند، کارزار نمى‌کنید؟ در صورتى که آنها اول بار به دشمنى و قتال شما برخاستند از آنها بیم دارید و حال آنکه سزاوارتر این است که از خدا بترسید و بس، اگر اهل ایمانید. در حجله عشق بى کفن باید رفت دلسوخته پاره پاره تن باید رفت از جان بگذر که در سراپرده دوست فارغ زسرو دست و بدن باید رفت خدایا غلط کردم، اشتباه کردم، «اَستَغفِرُالله رَبّى وَاَتوبُ اِلَیه» خدایا گناهانم زیاد، صورتم سیاه، خداى چه کنم، چه کنم با چه رویى با تو صحبت کنم، خدایا خجالت مى‌کشم، شرم دارم، خدایا کسى را ندارم، پروردگارا، کریما، محبوبا، اى معشوق عاشقان، اى پناه بى پناهان، اى روشن دل عارفان، اى جلیس ذاکران، کدام جستجوگر به جستجویت برخاست و تو را یافت، کدام عاشق دلباخته به درگاه لطفت آمد و به وصال تو نرسید، آنان که در این دریاى پرخروش حیات برخاستند و تو را یافتند و آنان که دلباخته به درگاه لطفت آمدند با دیده جان به دیدارت نائل شدند. حال که احساس مى‌کنم لحظات آخر عمر ناقابل خود را سپرى مى‌کنم بهتر است به عنوان تذکر چند کلامى به زبان قاصر و با دست ضعیف بنویسم من فرد عاصى هستم و پاى بند به ولایت و امامت، که امام خمینى نماینده امام زمان در رأس آن واقع است، فردى هستم که اعتقاد محکم به قرآن، این کتاب آسمانى دارم با این که اعتقاد محکم به این قانون الهى دارم در طول عمرم فقط توانستم یکى از آیات این اقیانوس الهى را جامه عمل بپوشانم و آن هم آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» که در زمان ما اولى الامر همان امام عزیز است. امروز رهبر انقلاب حکم مى‌کند نه فتوا که جبهه امرى است واجب، این واجب بودن حکم است، پس بر تمام امت جبهه مانند نماز صبح واجب مى‌شود به جز افرادى که خود قرآن آنها را از جهاد محروم کرده است. پس طبق این آیه اگر به فلسفه سلسله مراتب دقت کنیم به نقطه‌اى مى‌رسیم که در این آیه دستور خداست، که خدا مى‌فرماید جبهه واجب است. امت اسلام آیا به دستور خدا گوش فرا نمى‌دهید، آیا به این حرف خدا اهمیت نمى‌دهید یعنى این مقدار به خود مغرور شده‌اید، آیا این قدر صفت فرعون در شما رخنه کرده است و مادیات شما را احاطه کرده است. واى بر شما که دوزخ انتظار دیدارتان را مى‌کشد. اما مسئله دیگر این که امروز در کنار جبهه جنگ جبهه اقتصادى کشور وجود دارد، سعى کنید با فعالیت خود، با تلاش خود این جبهه را هم به حد خودکفایى برسانید. با شما همسنگران عزیزم، شما اى بسیجیان عاشق، امروز رفتار و حرکت شما به جامعه انقلاب خط مى‌دهد، امروز رفتار شما اخلاق شما محور اصلى اخلاق دیگران را پایه گذارى مى‌کند، واى به روزى که در جامعه اسلامى فردى بگوید فلان بسیجى فلان کارى کرده است و فلان کار را نکرده است، از شما به عنوان یک بنده عاصى خدا تقاضا مى‌کنم، تمنا مى‌کنم که مواظب اعمال و رفتار خود باشید نسبت به این انقلاب و ارگان هاى انقلابى متعهد باشید، افرادى که بعد از 7 سال جنگ هنوز نمى‌خواهند انسان بشوند و در لباس مقدس بسیج خود را فرو برده و لیاقت ندارند از خود ترک کنید که چنین افرادى باعث از بین رفتن آبرو و حیثیت افراد مخلص بسیج مى‌شوند. از شما خواهش مى‌کنم که مواظب طرز صحبت کردن و طرز نگاه کردن باشید. مبادا نگاه شما و صحبت شما باعث شود. از دو دستگى و سو ظن نسبت به هم دست بردارید که این کار باعث خدشه دار شدن روح بسیج مى‌شود. و اما شما اى دانشجویان، هدف شما از تعلیم و تعلم چیست، هدفتان در سنگر دانشگاه چیست، آیا مدرک گرایى است آیا هدف محکم کردن پایه مادیات دنیوى است، آیا مقام پرستى است، اگر چنین است پس شما مانند موشى مى‌مانید که سر در سوراخ خود مى‌کند و از محیط بیرون خبرى ندارد شما هم غرق درس شده‌اید آیا این مملکت ولایت ندارد آیا جنگى در میان نیست، آیا مظلومیت اسلام در برابر کفر جهانى احساس نمى‌کنید، چرا این قدر بى تفاوت هستید جنگى در میان نیست. آیا مظلومیت اسلام در برابر کفر جهانى احساس نمى‌کنید، چرا این قدر بى‌تفاوت هستید چرا یک لحظه فکر نمى‌کنید؟ آیا فکر شما این است که تا ابد دهر زنده هستید؟ آیا هدف و مقامى بالاتر از هدف مدرک و درس که همان شهادت است فکر نمى‌کنید. البته من مخالف تحصیل نیستم بلکه کنار تحصیل اوضاع و احوال مملکت اسلامى را در نظر بگیرید، چرا زندگى حیوانى پیشه خود کرده‌اید؟ فقط کارتان به بخور و بخواب، لااقل کار براى اسلام نمى‌کنید و هدفتان هدف پوچى است لااقل اشکال تراشى نکنید و با ولایت مخالفت ننمایید باشد که مورد رحمت الهى قرار گیرید و احساس کنید که 7 سال جنگ در این کشور اسلامى وجود داشته و جوانانى خود را فداى اسلام کردند تا شما آسوده باشید و ما را بس که شما چنین احساسى کنید. و اما تو اى استاد و اى معلم: مواظب باش که جامعه انقلاب و در رأس آن نونهالان انقلاب همیشه به شما که سازنده نسل آینده است و وظیفه شماست که آنها را متعهد به اسلام بار بیاورید مواظب باشید که روز جزایى وجود دارد دوزخى است و بهشتى. و در آن جاست که هر فردى جلو راه شما سد مى‌شود و مجازات آن روز در برابر چشم شما نمایان مى‌شود. اما کمى درد و دل دارم و اینکه ما انسانیم، ما هم مایل بودیم ازدواج کنیم، ما هم مایل بودیم در کنار مادر و خواهرمان زندگى کنیم، ما هم مایل بودیم در شهر قدم بزنیم، زندگى کنیم و مدرکى بگیریم، بین ما و شما چه فرقى است. چرا خود را چند سال است در بدر بیابانها کرده‌ایم، چرا چند سال است مادرانمان و خویشانمان چشم به راه هستند حالا هم جنازه قطعه قطعه شده‌مان را ناظرند. همه به خاطر خدا، همه به خاطر اسلام، جنگ را از نماز صبح واجب‌تر مى‌دانستیم هر چند براى من و خانواده من طبق قانون اسلام از رفتن به صحنه‌هاى جنگ معذور هستیم، ولى با این که خانواده‌ام تنها یک فرزند داشت باز پشت به عواطف مادر و خانواده‌ام زدم تا بلکه به جایى برسم که خدا و چهارده معصوم وعده داده‌اند. برسم و در پایان از تمام دوستان، آشنایان حلالیت مى‌طلبم، مرا حلال کنید هر چند فرد خوبى براى شما نبودم. از مادرم به خاطر زحماتى که برایم کشید حلالیت مى‌طلبم از خواهرم مى‌خواهم که هیچ گونه ناراحتى براى من پیشه نکند تنها صبر کن که زینب چنین بود. والسلام اکبر دهقانى 64/04/10

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.