محمود احمدی میاندشتی
زندگینامه شهید
شهید محمود احمدی در تاریخ 1345 در بخش بوئین میان دشت اصفهان پا به عرصه ی وجود گذاشت. دوران کودکی را در آغوش خانواده ای مذهبی و اسلام شناس سپری کرد و در سن 6 سالگی پا به مدرسه نهاد. دوران ابتدایی و متوسطه را با موفقیت کامل پشت سر گذاشت. او انسانی عاشق و علاقه مند به انقلاب و امام بود و در کنار نحصیل در فعالیت های اجتماعی از جمله به عنوان عضو انجمن اسلامی مدرسه و عضویت در بسیج شرکت فعال داشت. شهید احمدی جوانی مخلص و ایثارگر و اهل خدمت به خلق خدا بود و بیشتر به فکر آخرت بود. اهل راز و نیاز به درگاه خداوند متعال بود و همیشه شکرگزار و قدردان الطاف الهی نسبت به خودش بود. پس از اخذ مدرک دیپلم موفق به قبولی در دانشگاه تهران در سال تحصیلی 66-65 گردید و سپس در مقطع کاردانی به ادامه تحصیل پرداخت. او در کنار تحصیل همیشه به دانشگاه اصلی جبهه و جنگ سر می زد و قبل از شهادت 17 ماه سابقه حضور در جبهه را داشت. او بدنی پر از ترکش داشت که پدرش از او خواسته بود که دیگر به جبهه نرود و درسش را بخواند، او در جواب گفت: «پدر من درسم را می خوانم و جبهه را نیز ترک نمیکنم، شهادت و جانفشانی در راه اسلام و میهن را بهترین درس و تدریس است.» شهید گران قدر پس از اندکی تحصیل در دانشگاه مجددا برای آخرین بار عازم میدان نبرد گشت و سرانجام در تاریخ 5/12/65 در منطقه عملیاتی ام الرصاص وقتی سخت مشغول به هلاکت رساندن دشمنان بعثی بود در واپسین لحظات با چهره ای خندان به دیدار معشوق شتافت و به درجه رفیع شهادت رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمود احمدی میاندشتی(2)
وصیت نامه شهید محمود احمدی میاندشتی(2) بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشنده مهربان «الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ؛ آنانکه ایمان آوردند و هجرت کردند و بکوشیدند در راه خدا با مالها و جانهاى خود بزرگتر است پایه آنان نزد خدا و آنانند رستگاران .»(سوره توبه آیه 19 ) مازنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگى ما عدم ماست بنام الله یگانه خدائى که قلبهاى ما را روشن ساخت و ما را هدایت کرد تا در راه او قدم برداریم و براى او فدا بشویم خدایا: سپاسم را بپذیر خدایا بهترین لذت هاى آخرتى و دنیائى را بمن عطا کن، و آن لذت بهترینى که مى دهى در عبادت کردن خود قرار ده. خدایا: تو جانم دادى و جانم را خواهى گرفت مرا در آن صراطى گذار که هیچگاه در لحظه جان دادن غفلت نخورم. خدایا: به ما نعمت دادى که نه قدرش دانستیم و نه لیاقتش داشتیم، پس ما را زبانى ده که سپاسگذار تو باشم با درود و سلام به حضرت بقیه الله اعظم آقا امام زمان(عج) و نائب بر حقش این امید مستضعفان جهان و این قلب تپنده امت اسلامى و با درود و سلام به ارواح طیبه تمام شهداى اسلام از صدر تا ظهور آقا امام زمان و با سلام گرم به شهداى زنده اسلام و درود بر سلحشوران جبهه هاى حق علیه باطل. من حقیر و کوچکتر از آن هستم که وصیت کنم ولى بعنوان برادر کوچکتر خودتان این حرفها را بپذیر. دوستان و خواهران و برادران گرامى همانطور که مى دانید ما در دوره اى زندگى مى کنیم که انقلابى بزرگ و الهى که ثمره خون بیش از هزاران شهید در خون تپیده و هزاران معلول و مجروح بدست آمده است مملکت مان به پیروزى رسیده انقلابى که زنده کننده سنت رسول الله و ائمه معصومین است و سالها براى به ثمر رسیدن آن تلاش و کوشش کرده ایم انقلابى که توانسته با اعمالش الگوئى شود براى مستضعفین جهان و بزرگترین ضربه را به استعمار شرق و غرب بزند. و مهمترین عاملى که در پیروزى این انقلاب و ادامه آن نقش داشته و خواهد داشت مقام رهبرى و ولایت فقیه است. ولایت فقیه همان رسالت انبیاء و امامان را بر دوش دارند و ما باید از امر ولایت فقیه سرپیچى نکنیم چرا که اگر غیر از این باشد هم خودمان به کمال نخواهیم رسید و هم اینکه انقلاب را بخوبى نمى توانیم درک کنیم چون اولین مرحله براى رشد و کمال تسلیم در برابر خدا ورسول و امامان معصوم است و امروزه اطاعت از امر ولایت فقیه است و از طرف دیگر از آنجا که امام یک نعمت است که خداوند به امت اسلام عطا کرده است و باید شکر این نعمت را بجاى آورد و تا به دستورات ایشان باشیم و اگر خداى ناکرده از این امر سرپیچى کنیم در روز جزا در پیشگاه خداوند سر افکنده و شرمسار هستیم و خداوند هرگز ما را نخواهد بخشید و ما هم که به جبهه مى رویم براى رضاى خدا و اطاعت از امام است و امیدوارم که بتوانیم این مسئولیت را بخوبى به پایان برسانیم و تمام کسانى هم که به جبهه مى آیند از کودک12ساله تا پیرمرد هفتاد ساله انگیزه اش همین است و نیروئى که در امت شهادت طلب ایران دیده مى شود حتما بر صدام و صدامیان پیروز خواهند شد و پوزه اربابان صدام را بخاک خواهند مالید زیرا امت ما تنها ولى خود را خدا مى دانند و از هیچ قدرت دیگرى ترسى ندارد البته در این راه الهى مشکلات زیادى خواهیم داشت و ما که دم از اسلام و مسلمانى و استقلال مى زنیم باید این مشکلات و کمبودها را تحمل کنیم. چرا که اگر کمبودها را تحمل کنیم حتما پیروز خواهیم شد و آن وقت هست که مى توانیم با سربلندى و افتخار زندگى کنیم. زیر زندگى با استقلال و آزادگى در سایه اسلام شیرین تر است از زندگى در اسارت و بندگى و در سایه آمریکا و شوروى. برادرانم و خواهرانم : همان گونه که امام فرمودند مسجدها را خالى نکنید مساجد سنگر هستند ما باید به گفته امام عزیزمان لبیک بگوئیم و مساجد را پر کنیم که دشمنان اسلام از مساجد مى ترسند در مجالس و دعاهاى توسل و کمیل و ندبه، سایر دعاها شرکت کنید که با توسل و ذکر خدا دلها آرام گیرد و براى پیروزى اسلام بر کفر جهانى معلولین و مجروحین، رزمندگان کفر ستیز مستضعفان لبنان و فلسطین که در چنگال صهیونیستم هستند دعا کنید مخصوصا براى طول عمر رهبر کبیر انقلاب اسلامى. همیشه نماز یومیه را سر وقت و با توجه بخوانید و تهذیب نفس را فراموش نکنید. اما سخنى با برادران و خواهران دانش آموز و آن اینکه عزیزان مدرسه شما سنگر محکمى است که دشمنان شما از این سنگرها مى ترسند، مدرسه سنگر است که شما با یاد گرفتن درسها مخصوصا قرآن و توضیح المسائل و احکام شرعى اسلام مى توانید به مستضعفان محروم جهان کمک کنید و شما به وسیله قلم با ابرقدرتها بجنگید. اما وصیتى با خانواده ام: پدر و مادر عزیزم مى دانم که هر پدر و مادرى که فرزندشان نزد خودشان باشد و از آنها دور نشود ولى امروزه باید آرزوهاى ما جهت دیگرى پیدا کند و آن تقویت اسلام است و وقتى که پاى مسئولیت الهى پیش مى آید خودتان هم باید قبول داشته باشید که دستور خدا را باید اجرا کرد چون امروز حفظ اسلام واجب تر از من و امثال من است و ما همه در این دنیا امانتى هستیم از جانب خداوند و باید این امانت را به صاحب امانت پس دهیم. درخت انقلاب اسلامى براى سیراب شدن احتیاج به خون دارد امامان (هَل مِن ناصِر یَنصُرُنى ) صدا مى زند. و بر ملت مسلمان ایران واجب است که بر این پیام امام لبیک بگویند و این درخت را با خون خود سیراب کنند. پدر ومادرم: چگونه من مى توانستم مشاهده کنم که هر روز عده اى از بهترین جوانان ما کشته مى شوند و من به کارهاى روزمره مشغول باشم مى دانم که از دست دادن من شاید سنگین باشد ولى غم از دست دادن حسین (ع) بر فاطمه سنگین نبود؟ مگر آنها نبودند که کشته شدند تادین اسلام پا برجا باشد ؟ من هم به نوبه خود از آقا و سرورم حسین (ع) درس مبارزه و جهاد و شهادت را یاد گرفتم. اى خواهران عزیزم: حجاب و عفت و پاکدامنى را سرلوحه زندگى خودتان قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگى و مبارزه کنید، زینب گونهپیام شهیدان راه خدا را به گوش جهانیان برسانید و زینب گونه به ادامه راه شهیدان ادامه بدهید. برادرانم: راه خدا بهترین و برترین راههاست پوینده و کوشنده در این راه باشید و از شما مى خواهم که قدر این نائب مهدى(عج) را بدانید که اطاعت از او واجب شرعى است . در خاتمه امیدوارم مرا ببخشید انشاءالله راه کربلا به همین زودهاى زود باز مى شود و به زیارت سیدالشهداء رفتید براى من طلب مغفرت و بخشش بکنید. پدر و مادرم: شما افتخار کنید که فرزندتان را تقدیم اسلام کردید و و قتى اسلام در خطر باشد باید همه فرزندانتان را فداى اسلام کنید. از برادران و خواهرانم، از دوستان و همکلاسی هایم و از شما مردم مى خواهم که اگر از من بدى دیده اید مرا حلال کنید و دعا کنید تا در جوار رحمت الهى قرار بگیرم و شما صبور و صابر باشید تا خداوند به شما کمک کند، در ضمن حدود یک ماه روزه قضا و نماز دارم که برایم بجاى آورید و در حدود500 تومان براى رد مظالم بدهید. همه شما را به خداوند متعال مى سپارم از همه شما التماس دعا دارم به امید پیروزى لشکر اسلام علیه تمام کفر جهانى. خدایا خدایا تا انقلاب مهدى تورا بجان مهدى از نهضت خمینى محافظت بفرما . محمود احمدی میاندشتیوصیت نامه شهید محمود احمدی میاندشتی(1)
تاریخ: 1365/11/21
وصیت نامه شهید محمود احمدی میاندشتی(1) تاریخ : 1365/11/21 بسم الله الرحمن الرحیم «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.»( سوره توبه_ آیه 111) ای خدای من چه شیرین است شهادت وچه شیرین است بردلها یاد تو وچه نیکوست طعم محبت تو و چه صاف و گوارا است زلال قرب وصال تو، کوی جانان را که صد کوه و بیابان در ره است رفتم از راه دل و دیرم که ره یک گام بود ای غایت مقصد دل مشتاقان شهادت آتش اشتیاق مرا خاموش نمیکند مگردیدار تو، اضطراب من سکوت نمی نماید مگردرکوی تو اندوه مرا زایل نمی کند مگر نسیم گلشن تو. آنکس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند واعیال وخانمان را چه کند دیوانه کنی هردو جهانش بخشی دیوانه تو هردوجهان را چه کند شکر و سپاس خداوندی را که بعد از مدت ها سرانجام شربت شهادت را نصیبم کرد و سپاس خداوندی را که به من توفیق داد که این راه را انتخاب نمایم و جان ناقابل خود را تقدیم نمایم وای کاش صدجان داشتم وتقدیم چنین راهی می کردم زیرا شهد شهادت گواراترین و زیباترین و شریفترین راه سعادت ابدی و جاودانگی می باشد... و اما بعد. خواستم برای امت شهید پرور وصیتی بکنم ولی چیزی به خاطرم نیامد زیرا اولاً خودم را کوچکتر از شما امت بزرگ دانستم ثانیاً شما ملت و امت سلحشور احتیاجی به وصیتم ندارید برای اینکه شما قهرمانان تاریخی بودید و ان شاء الله من بعد هم هستید که تاریخ هرگز شما را فراموش نمی نماید. شما مردانه چه قبل از انقلاب اسلامی و چه بعد از آن در مقابل مصائب و مشکلات چون کوه راسخ ایستادید و خواهید ایستاد و شما امتی بودید که از همان ابتدای قیامتان راه خود را که برگرفته از راه سرور شهیدان حسین بن علی(ع) شناختید ملتی که الان قریب هفتاد سال است که درمقابل صدام جنایتکار ودست نشانده که به کمک اربابان پوشالی زنده است ایستاده و قادسیه او را با آن آرزوها و اسطورهای فتح سه روز به خاک سیاه نشاند. طوریکه امروز عاجزانه طلب صلح می کند ولی ملت ما گفته امام را هرگز فراموش نمی کنند. صلح بین کفر وایمان معنی ندارد. اینک که نمی توانم برای این امت بزرگ مطلبی داشته باشم و قلم ولفظ قاصر از ایثارگری ومقاومت شما ملت است سخنی دارم با کسانی که هنوز درغفلت وخواب خرگوشی هستند یا چه بهتربگویم کسانی که درجهل مرکب بسرمی برند اینها بدانند که بحمد اله جمهوری اسلامی ایران روند رشد وتکاملی خود را طی می نماید وتا پرچم لااله الاالله و محمد رسول الله (ص) را در تمام عالم به اهتزار درنیاورد از پای نخواهد نشست اینها بدانند : ما ملت ایران با توانایی هرچه تمامتر این دفاع مقدس را تا رفع ظلم و برقراری عدالت برگیتی ادامه داده و در این راه از فدا کردن جان و مال و تمام وجود باکی نداریم وهمیشه شعار و عملمان جنگ جنگ تا رفع فتنه و ننگ می باشد . و اما پدر و مادرگرامی دست شما را می بوسم ودرود می فرستم بر پدران و مادرانی که فرزندان خود را فدای اسلام نمودند. پدر و مادرم می دانم که مرا با هزاران زحمت بزرگ کردید و هنگامی که کوچک بودم دستم را گرفتید و از من مراقبت نمودید و در هنگام سختیها مرا یاور بودید و با عرق جبینتان ودست های پینه بسته تان مرا راهی مدرسه کردید تا من علم بیاموزم و به جامعه ای خدمت کنم تا درهنگام پیری عصای دستتان باشم ولی این را بدانید که زحمتهای شما هرگز به هدر نرفته است . شما فردای قیامت درحضور فاطمه زهرا(س) و فرزند گرامیش سرور شهیدان عالم انشاء الله روسفید هستید. پدر و مادر عزیزم اگر چه شما دوست داشتید فرزندتان را درحالت دامادی ببینید ولی من چگونه تحمل ماندن می کردم درحالیکه پیکر صد چاک بهترین دوستانم و برادرانم را که به جرم اسلام خواهی و عدالت و رفع ظلم به پا خواسته بودند توسط دشمنان اسلام و جانیان جهان مخصوصاً صدام کافر به خاک وخون کشیده شدند چگونه شاهد بمباران شدن شهرهای مقاوم و به خاک و خون کشیده شدن قلب های کوچک کودکان معصوم و شیرخوار و شهادت عده ای ازدانش آموزان مردم بی پناه با موشک ها و بمب های خوشه ای اهدای ابرقدرت ها به رژیم رو به زوال بعثی صهیونستی بودم و نسبت به این خون های پاک بی تفاوت؟ خداوند چگونه صبری می توانست به من بدهد که به چهره غمناک پدران و مادران شهید داده نگاه کنم و نسبت به خون فرزندانشان که برای اجتماع چون شمع سوختند تا ما زیر نور شمع فروزان به زندگی ادامه بدهیم و بی تعهد و بی مسئول؟ درخاتمه از شما می خواهم که مرا حلال کنید و برایم ازخدای بزرگ طلب مغفرت ورحمت بخواهید. همچنین ازبرادرانم وخواهرانم وکلیه بستگانم وخویشان طلب عفو و بخشش وحلالیت می کنم و از آنها خواستارم که درقبال خون شهیدان بی تفاوت نباشند و دست از یاری اسلام برندارند. ازدوستان و برادران بسیجی هم می خواهم که حلالم نمایند وسنگر را خالی نکنند . هرکه دارد هوس کرببلابسم الله . خداحافظ شما. وصیت نامه حقیرمحمود احمدی مورخه: 65/11/21 اگر وصیتم ازنظرشرعی واملائی وکلامی وانشائی اشکال داشت اصلاح فرمائید.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید