شهید محمدباقر اسدی نجف آبادی
شهید

محمدباقر اسدی نجف آبادی

نام پدر: حسن
دانشگاه: دانشگاه ارومیه
مقطع: کارشناسی
رشته: آبیاری
تولد: کهریزسنگ
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1361/04/31
محل شهادت: پاسگاه زید — پاسگاه زید
عملیات: رمضان
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید اسدی به سال 1339 در نجف آباد در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشوده و دوران تحصیل ابتدائی و راهنمائی و دبیرستان خود را در همان شهر به پایان برد. در 13 سالگی بخاطر اعتراض به مختلط بودن کلاسهای درس در دوره راهنمائی مورد تعقیب عوامل رژیم شاهنشاهی بوده ولی بخاطر کمی سن از محکومیت خلاص شد. ایشان در سال 1357 وارد دانشگاه ارومیه شد و همراه با عده ای از دانشجویان سپاه ارومیه را راه اندازی نمود و سپس به دستور امام (ره) شروع به پاکسازی ارومیه و مناطق اطراف از وجود ضد انقلابیون نمود. وی به همراه دو نفر دیگر مدتی مأمور اداره فرمانداری شهرستان خوی را بر عهده گرفت ولی بیشتر تحمل نکرد و به جبهه های نبرد رفت. بعد از مجروحیت های زیاد در نهایت در آخرین مرحله عملیات رمضان در شهر بصره به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمدباقر اسدی نجف آبادی

وصیت نامه شهید محمدباقر اسدی نجف آبادی «انا لله و انا الیه راجعون» درود به رهبر کبیر انقلاب امام خمینى لحظه موعود فرارسید از این لحظات و این یوم الله ملت مسلمان ما فراوان دیده است در یوم الدما هرچه مى بینیم خداست هرجا مى رویم ذکر او است و یاد او در این لحظات روزها ممکن است افرادى به او ملحق شوند و رجوع کنند به او و این یوم الله ها است که ما را زنده مى کند و زنده نگه مى دارد این ایام ما در رابطه با هر الحى القیوم هستیم و از زندگى او زنده مى شویم بدانید تا زمانیکه با خدا در ارتباط هستید زنده اید و گرنه بودن و نبودتان فرقى نمى کند و هرچه بهتر که نباشید بدانید که تنها یاد خدا به شما آرامش مى دهد اگر به ریسمان الهى چنگ زنید همانا «عروه الوثقى لانفصام لها» نصیب شما گردیده است در آن صورت خوشا به حالتان بدانید و آگاه باشید که شما طرف معامله هستید معامله که همه چیز آن مشخص است و باید انتخابتان صحیح باشد یک طرف معامله زندگى چندین مسأله دنیا در سایه پول و احتمالا قدرت است و طرف دیگرش زندگى جاودانه در جوار دوستى و رحمت حق تعالى دومى را مى توانید با پاگذاشتن روى نفستان بدست بیاورید براى من این گونه گفته شد که تا بهشت دو قدم است قدم اول را برنفست بگذار و قدم دوم را در بهشت واى بر آنانکه در گرانب هاى انسانیت خود را به یارى خوکان و سگان بریزند این چقدر زیانکارند انسانی که مى تواند در کنار حق تعالى مطمئن باشد انسانی که ملائکه در برابر او به امر حق سجده کردند چرا خودش را خوار و پست گرداند چرا توبه نکند و بازگشت نکند به همان جا که بود و همه اش حمد است ما زبالائیم بالا مى رویم - من ملک بودم و فردوس برین جایم بود -آدم آورد در این دیرخراب آبادم- نمى دانم از کجا بنویسم و از کجا بگویم مطالب زیاد است و اهم آنها اینکه به نفس روح الله ملتى زنده شد و امیدوارم سرآغاز زندگى دنیا باشد در حکومت عدل مهدى سرآغاز مبارزه با هرچه زشتى و ریا و ظلم و پلیدى است باشد انشاءالله سرآغاز و شروع دوباره اى باشد بر آنچه دین پیامبر ما محمد (ص) در آغاز بود همان بعثت براى کامل شدن اخلاق براى تخلقوا به اخلاق الله و این ارزش بالاتر از هر چیز است حتى از جان ها هزاران هزار انسان اگر تمام انسانها هم زندگى دنیا شما را در این راه فدا کنند که اخلاق بشرى و تربیت او در جهت خدا باشد باز هم ذره اى است در مقابل دریا با پدر و مادر خداحافظى مى کنم و امیدوارم توانسته باشم با فداکردن جان خودم در پیشگاه خداوند شما را سرافراز کرده باشم و توانسته باشم پاسخگوى زحمات شما باشم دیدار مادر آخرت انشاءالله با روى سفید و دست پر ولى بهرحال باز هم نتوانستم دین خود را ادا کنم و اى کاش آمرزیده از این دنیا برویم از دوستان و آشنایان هرکسى از من بدى دیده امیدوارم عفو کند و بگذرد . درخت غم بجانم کرده ریشه بدرگاه خدا نالم همیشه عزیزان قدر یکدیگر بدانید اجل سنگ است و آدم مثل شیشه والسلام محمدباقراسدى

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.