شهید غلامرضا علیزاده
شهید

غلامرضا علیزاده

نام پدر: —
دانشگاه: صنعتی اصفهان
مقطع: کارشناسی
رشته: مواد
تولد: کاشان
تاریخ تولد: 1339/03/13
تاریخ شهادت: 1361/02/20
محل شهادت: خرمشهر — خرمشهر
عملیات: بیت المقدس
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

غلامرضا در بعد از ظهر 14 خرداد 1339 شمسی در قریه اسحاق آباد کاشان دیده به جهان گشود. در سن 5 سالگی دوران ابتدائی را شروع کرده و با موفقیت پشت سر گذاشت. او از کودکی با فریضه نماز آشنا شد، و ازسن 10 سالگی روزه می گرفت و بسیار با هوش و با استعداد بود. پس از اخذ دیپلم در رشته مهندسی مواد دانشگاه صنعتی اصفهان پذیرفته شد. سال اول دانشگاه او مصادف با مبارزات گسترده و همه جانبه امت مسلمان با رژیم ننگین پهلوی بود. غلامرضا در برپایی تظاهرات وشرکت در آن بسیار فعالیت نمود. پس از تعطیلی دانشگاه ها با جهاد سازندگی همکاری کرد و به کمک روستائیان شتافت و پس از شروع جنگ تحمیلی به عضویت ستاد کمک رسانی چهل تن در آمد و در کمک به رزمندگان اسلام تلاش نمود. در اسفند ماه سال 1360 جهت آموزش بهیاری به تهران آمد و در یکی از بیمارستان های تهران این حرفه را فرا گرفت و به جبهه جنوب عزیمت کرد. او در جبهه خونین شهر در حالی که به مجروحین جنگی کمک می کرد در شب 20 اردیبهشت ماه 61 به لقاءالله پیوست. پیکر مطهرش بعد از سه روز به همت جمعی از همرزمانش از زیر آفتاب سوزان خونین شهر به پشت جبهه انتقال داده شد.

وصیت‌نامه شهید

بخشی از وصیت نامه شهید غلامرضا علیزاده

غلامرضا علیزاده دانشگاه : صنعتی اصفهان مقطع تحصیلی : کارشناسی رشته تحصیلی : مواد مکان تولد : کاشان (اصفهان) تاریخ تولد : 1339/03/14 تاریخ شهادت : 1361/02/20 سمت : بهیار مکان شهادت : خرمشهر عملیات : بیت المقدس زندگی نامه خاطرات وصیت نامه آثار نامه اسناد شهید عکس صوت و فیلم بخشی از وصیت نامه شهید غلامرضا علیزاده مادر و پدر مهربان، خواهران و برادران گرامیم، بدانید که انسان برای مردن است و آنچه جاوید است و پایدار؛ ذات خداست و این اوست که ابدی است و این مائیم که فانی هستیم. عزیزانم مرگ حق و این زندگی فانی است، پس چه بهتر که تقوا پیشه کنیم، خدا را بر همه کار شاهد گیریم، با یکدیگر به خوبی رفتار کنیم، همدیگر را آزار نرسانیم، دست و زبانمان را در کنترل داشته باشیم، عبادات را به نحو احسن انجام دهیم، حق را بگوییم و راه حق را تشخیص دهیم. مادر و پدر عزیزم؛ می دانم که ناراحتی های بسیاری را برایتان موجب شدم اما چه کنم که انسانی غافل و موجودی خطا کار بودم؛ می دانم که وظیفه فرزندی را هرگز و حتی برای یک لحظه نتوانستم انجام دهم، اما امیدم تنها به گذشت شما و رضای خداست. پس مرا ببخشید تا خداوند ان شاء الله از من راضی باشد. برادران وخواهرانم شما نیز مرا ببخشید که هرگز تنوانستم برادر خوبی برایتان باشم و به کسب ایمان و علم با هم و در عرض هم بپردازید. نام نام خانوادگی نشانی پست الکترونیکی متن

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.