شهید سعید عابد
شهید

سعید عابد

نام پدر: علی
دانشگاه: علم و صنعت تهران
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی متالوژی
تولد: کاشان
تاریخ تولد: 1339/06/25
تاریخ شهادت: 1362/12/04
محل شهادت: جزیره مجنون — جزیره مجنون
عملیات: مقابله با تک عراق
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

سعید در سال 1339 در خانواده ای متوسط و مذهبی در شهر کاشان چشم به دنیا گشود. از همان اوان کودکی هوش و ذکاوت و استعداد خاص وی از سیمایش می درخشید. پس از دبستان در دبیرستان امام خمینی مشغول تحصیل شد و در طول این دوره که همزمان با سال های اختناق و فشار ستم شاهنشاهی بود، در کنار انجام تکالیف درس یخود به فعالیت های مذهبی و سیاسی شرکت در مجالس و محافل مذهبی، کلاس های قرآن، عربی و دیگر دروس دینیه می پرداخت و در آن شرایط که بسیاری از اقشار و گروه ها به جهت گیری خاصی پرداخته بودند یا به مسائل سیاسی اجتماعی صرف بها می دادند و یا فقط افعال عبادی فردی را برگزیده بودند، او به همراه چند تن از دوستانش تحت نظارت یک روحانی به مطالعه و دقت در مفاهیم عالیه قرآن و سیمایی که وحی آسمانی از انسان کامل ترسیم می کند بررسی و صحیفه سجادیه، مخصوصا دعای مکارم الاخلاق می پرداختند و با صیقل کتاب و سنت از جان خود زنگار می گرفتند و روح خود را جلا می دادند آری چون او این کلام منقول از معصوم را به گوش دل شنیده بود که :" اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک" در به زانو درآوردن این دشمن درون تلاش می کرد تا آنجا که در لابلای دفترچه ای از او چنین می یابیم: " هذا عهد لی: هرگاه بدون عذر برای تماز اول وقت آماده نگردم و سستی در این مورد باشد 50 ریال و در صورت غیبت نیز 50 ریال صدقه و یا در قبال 100 ریال یک روزه قربه الی الله " هذا عهد لی: هرگاه بدون عذر برای تماز اول وقت آماده نگردم و سستی در این مورد باشد 50 ریال و در صورت غیبت نیز 50 ریال صدقه و یا در قبال 100 ریال یک روزه قربه الی الله " هذا عهد لی: هرگاه بدون عذر برای تماز اول وقت آماده نگردم و سستی در این مورد باشد 50 ریال و در صورت غیبت نیز 50 ریال صدقه و یا در قبال 100 ریال یک روزه قربه الی الله؛ اللهم وفقنا لطاعتک. در صورت سخن و تعریف از خود 50 ریال و در صورت قرب امیال شیطانی و نفسانی 50 ریال" و در عین حال در مسائل مبارزاتی علیه رژیم شاه دخالت می کرد و به خاطر چنین فعالیت هایی بود که مسئولان دبیرستان نسبت به او حساس شدند و سخت گیری هایی را در مواردی به عمل آوردند، حتی از جانب رئیس دبیرستان تهدید به معرفی به ساواک شد. زمانی که فقط 17 بهار از عمرش می گذشت، از نعمت پدر محروم شد و علی رغم این مصیبت و اندوه با معدل خوب موفق به اخذ دیپلم گردید و متعاقب در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته مهندسی مواد-متالورژی دانشگاه علم و صنعت ایران پذیرفته شد. سعید دانشگاه را سنگری دیگر برای ادامه مبارزات سیاسی دید و به فعالیت های خود تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داد. بعد از پیروزی انقلاب در کنار فعالیت های دانشگاهی به همکاری با ارگان های انقلابی از جمله سپاه و جهاد پرداخت. پس از تعطیلی دانشگاه ها فرصت را مغتنم شمرد تا تمامی تلاش خود را صرف خدمت به محرومین کند؛ به همین دلیل مدتی در خطه داغ و خشک سیستان و بلوچستان و مدتی در لرستان به خدمت ادامه داد تا اینکه فراگیری مبانی علوم اسلامی به حوزه روی آورد. بعد از بازگشایی دانشگاه, علی رغم توصیه هایی که به او در جهت ادامه درس در دانشگاه می شد وجود او چیز دیگری را طالب بود که دانشگاه به تنهایی نمی توانست پاسخگو باشد و آن همان جذبه های عظیم روحانی و دانستنی های علوم الهی بود؛ لذا بعد از مشورت های لازم و کافی از امام، که جز او مرادی نمی شناخت، طی استفتایی کسب تکلیف کرد و بین ماندن در حوزه و رفتن به دانشگاه، جذبه های معنوی محیط روحانیت چنان او را تحت تاثیر قرار داد که تصمیم گرفت درس خود را در حوزه ادامه دهد. شهید سعید در عین فراگیری درس در ایام محرم، صفر، ماه مبارک رمضان و تعطیلات تابستان با نهادهای مختلف از جمله جهاد و بسیج همکاری می کرد و در تشکیل اردوهای نظامی و عقیدتی بسیج نقشی فعال و چشمگیر داشت. در بیشتر عملیات ها در جبهه ها حضور می یافت و سعی می کرد که در جبهه های مختلف نبرد سیاسی نظامی تبلیغی و عقیدتی شرکت کند. شهید عابد در 1362/12/5در جزیره مجنون به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید سعید عابد به برادرش
تاریخ: 1362/11/26

وصیت نامه شهید سعید عابد به برادرش تاریخ : 1362/11/26 بسم الله الرحمن الرحیم؛ برادر عزیزم محمد آقا؛ چند کلمه ای را خدمتتان معروض می دارم حتی المقدور رعایت کنید: الف) در صورت شهادت مرا در جوار شهدا در دار السلام دفن کنید و بر سنگ مزارم چنین نگارید که زبان حال من است: "نزلت بک وحیدا فی حفرتی و ارحم فی ذلک البیت الجدید غربتی حتی لااستانس بغیرک" وفدت علی الکریم بغیر زاد من الحسنات و القلب السلیم و حمل الزاد اقبح کل شیء اذا کان الوفود علی الکریم ب) تمام مراسم و مجالس از اولیاء خدا باشد و سخن از آنها و سخنن از خدا باشد و در رابطه با من بسیار ساده برگزار شود. ج) در صورت امکان تربت امام حسین(ع) را همراهم بگذارید و مقداری از خاک جبهه که به خانه آورده امدر مدفنم قرار دهید. د) همگی بستگان و دوستان مرا حلال کنند به ویژه مادر بزرگوارم که امید است در پیشگاه جد بزرگوارشان شافع این غلام روسیاه باشند. ه) کتاب ها و پول ناقابل و ... در راهی که رضای اوست مصرف شود آنگونه که می پسندد. و) حدود 3000 تومان دفترچه را حق تصرف نیست، با امام یا نماینده هایشان برسانید و کتاب معراج السعاده و جلد 1 و 2 پرواز در ملکوت را برای برادرم ... (خمینی شهر) بفرستید. ز) زندگینامه، پوستر و امثالهم برای من تهیه نکنید. وصیت نامه شرعی و مختصر دارم و اگر پیامی و سخنی از من می خواهید در دفتر یادداشتم نوشته ای تحت عنوان "یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ" وجود دارد قلیل توشه ای است از سخن با او؛ اگر قرار است وصیت و سفارشی داشته باشم آن را وصیتی از این بنده کوچک و حقیر حساب کنید. والسلام شب وفات صدیقه کبری سلام الله علیها-شب پنجشنبه 26 بهمن 1362

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.