شهید غلامحسین سعیدی نژاد گراغانی
شهید

غلامحسین سعیدی نژاد گراغانی

نام پدر: محمدحسین
دانشگاه: دانشکده فنی شهید صدوقی یزد
مقطع: کارشناسی
رشته: برق
تولد: کرمان - روستای گراغان
تاریخ تولد: —
تاریخ شهادت: 1363/12/23
محل شهادت: شرق دجله — شرق دجله
عملیات: بدر
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

زندگینامه ثبت نشده است.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید غلامحسین سعیدی نژاد (3)

وصیت نامه شهید غلامحسین سعیدی نژاد (3) «اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَهِ فِی سَبِیلِکَ» «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ جُنْدِکَ فَإِنَّ جُنْدَکَ هُمُ الْغَالِبُونَ وَ اجْعَلْنِی مِنْ حِزْبِکَ فَإِنَّ حِزْبَکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ،وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَوْلِیَائِکَ فَإِنَّ أَوْلِیَاءَکَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لِی دِینِی فَإِنَّهُ عِصْمَهُ أَمْرِی وَ أَصْلِحْ لِی آخِرَتِی فَإِنَّهَا دَارُ مَقَرِّی» بار الها من نمی خواهم که در بستر بمیرم یاریم کن در دل سنگر بمیرم بارالها هم اکنون قلم را به نام تو و به یاد تو به دست گرفته ام تا وصیت نامه نویسم. خودت کمکم کنو قلم را روان گردان و دستم را توانایی ده و قلبم را پر از عشق خود نما و نیتم را خالص گردان ای مولای من اکنون که قلم در دست دارم دلم به یاد کربلای حسین عقده کرده و هوای کربلا دارد. بارالها یاری ام ده و یا در راه کربلای حسین شهید شوم و یا به زیارت کربلا نائل گردم. الهی کمکم کن آنچه در قلب دارم برون ریزم و بر کاغذ آرم. «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُوَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله وَ اَشهد اَنّ علیّاً ولیّ اللَّه» بار خدایا شهادت یگانگی ات می دهم که تو پروردگار تمام هستی می باشی. خدایا شهادت به پیامبری پیغمبرت حضرت محمد(ص) و به ولایت ولی ات علی(ع) و یازده فرزندش و به زنده بودن امام زمان (عج) می دهم. خدایا شهادت می دهم که ماه جماران امام خمینی حفظه الله تعالی نائب برحق امام زمان (عج) و ولی فقیه در این زمان می باشد. ولایت او حق و دشمنان او باطل می باشند. خدایا تو را شکر می گویم که توفیق جهاد در راه خودت را به من عطا فرمودی و تو را سپاس می گویم در زمانی زندگی می کنیم که مرگ و زندگی معنا پیدا کرده است و زندگی در سایه جمهوری اسلامی و ولایت فقیه می باشد. افتخار می کنیم که با فرماندگی امام زمان(عج) و نائب برحقش امام خمینی به میدان رزم آمده و برای برافراشته شدن پرچم پرافتخار توحید و برای باز شدن راه کربلای حسین(ع) جهاد می کنم. بارالها تو را حمد گویم که به من ایمان و اعتقاد و بصیرتی دادی تا بتوانم آگاهانه و آزادانه لبیک گوی حسین زمان باشم. خدایا در این راه کمکم کن. در تاریخ ثبت کنید و به نسل های آینده بگویید که من و دیگر شهدا این راه را با شناخت و آگاهی کامل انتخاب نمودیم زیرا به خوبی تشخیص داده ایم که تنها راه سعادت انسان ایمان و جهاد و شهادت در راه خدا می باشد و زندگی در برابر ظالمان و ستمگران جز ذلت و خواری چیز دیگری نمی باشد. این راهی را که می پیمایم با بصیرت تمام و با عقل سلیم و آزادانه و آگاهانه انتخاب کرده ام خوب می دانم که در این راه شهادت اسارت معلول شدن مفقود شدن و یا پیروزی چیز دیگری نیست که در حقیقت همه این ها پیروزی می باشد. چون که اطمینان دارم وظیفه خود را در قبال دین حق اسلام عزیز انجام داده ام آماده استقبال از همه این ها می باشم و در دلم می گویم ای خدا کاش جان داشته که در ره جانان فدا می کردم. ای معبود من آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانه و مال را چه کند دیوانه کنی هر که جهانش بخشی دیوانه س تو هر دو جهان را چه کند خدایا مرا به سربازی خود قبول نما و ریختن خون ناقابلم در ره اسلامت را از این بنده گنه کار بپذیر. ای معبود من اعتراف می کنم که عمرم بیهوده تلف کرده جز خجلت و روسیاهی در پیشگاه مقدس تو چیز دیگر ندارم اما تو به لطف بی کران خودت گناهانم را ببخش ای مهربان ترین مهربانان. اما حتما ای امت اسلام ای ملت حزب الله بدانید و آگاه باشید هم اکنون تمام کفر و الحاد در پشت خاکریزی به نام صدام در برابر تمامی حق به نام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و با تمام تجهیزات و تسهیلات خود در جهت براندازی دین مقدس اسلام دست به دست هم داده اند. زیرا در طول تاریخ خصوصا چند سال اخیر از آن سیلی خورده و در آینده سیلی خواهند خورد ما غیر از خدا و شعار الله اکبر سلاح دیگری نداریم و آنچه تاکنون رمز پیروزی رزمندگان اسلام بوده نصرت و امداد های غیبی خداوند می باشند. ای مردم قدر این انقلاب را بدانید. به خدا بزرگترین نعمت را در روی کره زمین خداوند به شما مسلمانان ایران عنایت فرموده از این نعمت خوب بهره گیرید. آن هایی که هنوز یا بی تفاوت اند و یا فکرهای بیهوده در سر دارند این را بدانند که حق پیروز است و به خدا قسم قیامتی هم برپا می باشد یک روزی از این دنیای مادی سفر خواهید نمود و باید در دنیای دیگر جوابگوی اعمال خود باشید. به این منافقین روبه صفت بگویید که از خدا بترسید و خجالت بکشید به آغوش اسلام برگردید که سعادت شما در این می باشد. امت حزب الله همانجور که تاحالا از انقلاب اسلامی حفاظت کرده اید باز حفاظت کنید که پیروزی نزدیک است و مژده پیروزی از جبهه ها می آید. از فرمان های امام امت با تمام توان خود اطاعت نمایید و همیشه او را دعا کنید که تا زمان ظهور امام زمان و حتما در کنار امام زمان او را نگه دارد. جوان ها به جبهه ها بشتابند و خصم را هرچه زودتر سر جای خود بنشانند و آن هایی که قادر بودند و هنوز حتی یک بار هم به جبهه نرفته اند می گویم که خجالت بکشید و از خدا بترسید آیا خون شما از خون دیگر جوانان قرمزتر است؟ آیا شما در این مملکت و در سایه جمهوری اسلامی زندگی نمی کنید. آیا از دسترنج و فداکاری های این جوانان احساس آرامش نمی کنید؟ اینقدر باطل فکر نکنید و از مرگ سرخ نترسید که خداوند مرگ سیاه را به سراغ شما خواهد آورد. اما تو ای مهربان پدر و مادرم ای که با تحمل سختی ها و رنج های زیاد مرا پروراندید شما برای بزرگ کردن من درد ها و رنج ها را تحمل نمودید اما از من خیری ندیدید مرا حلال کنید مرا ببخشید که در دوران عمرم فرزند خوبی برایتان نبودم. پدر و مادرم بدانید که قبل از آنکه من فرزند شما باشم فرزند اسلام بودم و اسلام بر شما ارجعیت دارد و شما هم از اسلام هستید. پدر و مادر گرامی می دانم که شهادتم برایتان سخت است اما صبر و استقامت پیشه کنید و به یاد کربلای حسینی در روز عاشورا بیفتید که امام حسین(ع) شاهد شهادت فرزندانش علی اکبر و علی اصغر بود و زینب در سوگ شهادت دو برادر و چهار فرزند نشسته بود. در سوگ شهادتم زیاد گریه نکنید و از خرج های بیهوده بپرهیزید آنهایی که پیش شما می آیند و مانند منافقین صدر اسلام دایه مهربان تر از مادر می شوند و می گویند اگر فلانی جبهه نرفته بود حالا زنده بود به آن ها بگویید که فلانی از خدا بود و به سوی خدا رفت زهی سعادت اما شما منافقین اگر راست می گویید و دلسوزی می کنید راه او را ادامه دهید. به هر حال پدر و مادر گرامی از شما حلالیت می طلبم. اما تو ای همسرم که جز رنج و سختی با من چیز دیگری ندیدی ببخش مرا و بدان که رسالتت سنگین شده و باید زینب وار صبر پیشه کنی و پیام رسان خون شهدا باشید اما شما ای برادرانم از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید و نگذارید سلاح من بر زمین بماند به جبهه بشتابید بدانید که سعادتش در این است یک روزی از دنیا خواهید رفت نکند خدای نکرده روسیاه در آن دنیا باشید. در خاتمه از همه اقوام و خویشان و دوستان و آشنایان حلالیت میطلبم و از همه می خواهم که مرا حلال کنند در خاتمه یک وصیت دارم و آن اینکه وقتی ان شاالله راه کربلای حسینی(ع) باز شد و کربلا تشریف بردید سلام مرا به آقا اباعبدلله الحسین برسانید و بگویید فلانی آرزوی زیارت قبر تو بر دلش ماند و رفت. او عاشق کربلای تو بود ای حسین و از امام حسین (ع) برایم شفاعت بطلبید. من گدایم، گدایم، گدایم ... عاشقم، عاشق کربلایم. هروقت بر سر مزارم آمدید روضه امام حسین و حضرت زهرا را برایم بخوانید از مردم محل می خواهم که به یاری خود و همکاری یکدیگر مسجد را درست کنید و نماز را به پا دارید. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما زیارت کربلا نصیب ما بگردان.

وصیت نامه شهید غلامحسین سعیدی نژاد(2)
تاریخ: 1363/12/15

وصیت نامه شهید غلامحسین سعیدی نژاد(2) تاریخ : 1363/12/15 شهادت میدهم که خدای جهان الله است او یکتا و یگانه میباشد وجز او خدایی نیست شهادت میدهم که محمد(ص) آخرین پیامبر خداست شهادت میدهم که تنها خلیفه بر حق و امام بر حق بعد پیامبر اسلام(ص) علی(ع) و یازده فرزند معصوم او میباشد. شهادت می دهم که امام زمان(عج) زنده بوده و روزی به اذن خدا ظهور خواهد کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود. ایمان دارم که قیامتی خواهد بود و بهشت و جهنمی به پا خواهد شد و خداوند متعال در آن زمان از روی عدل به اعمال همه انسان ها رسیدگی خواهد نمود. الهی زبانم قاصر است که بیان شکر نعمت هایت گویم. اما تو را حمد و سپاس می گویم در زمانی زندگی می کنم که مرگ و زندگی برایم معنی و مفهوم پیدا کرده اگر زنده ام در سایه جمهوری اسلامی و ولایت ولی فقیه و اگر می میرم مرگی با شرف و با هدف انتخاب کرده ام. خدایا تو را شکر می گویم که این توفیق عظمی یعنی آمدن به جبهه و جهاد با کفار بعثی و مزدوران آمریکا را نصیبم نمودی. پروردگارا تو را سپاس گزارم که توانستم به فرمان ولی فقیه زمانم لبیک گویم و به جبهه آیم تا در جهت باز نمودن راه کربلای حسین(ع) از دست کفار بعثی جهاد نمایم. ای خدای بزرگ از این بنده حقیر و گنه کار بپذیر. الهی چنان ایمانی عطایم کن که در پیاده نمودن احکام تو تا جان در بدن دارم از پای ننشینم. خدایا گرچه بنده ای گنه کار و معصیت کارم اما امید به فضل و کرمت دارم و از تو می خواهم که با فضلت نسبت به من رفتار کنی نه با عدلت. پروردگارا توبه هایم را قبول کن و مرا از توابین قرار ده که تو بخشنده و مهربانی. خدایا تو را به عظمتت سوگند می دهم که در میدان رزم وسوسه شیطانی را از وجودم دور گردان و نیتم را خالص نما و چنان نیرویی عطایم کن که حسینی وار با دشمنانت بجنگم و حسینی وار با خون خود اسلامت را یاری و دشمنانت را رسوا گردانم و چنان صبر و استقامتی در میدان جنگ عطایم کن که بتوانم با توکل بر تو مانند یاران حسین(ع) نیروهای دشمن را به جان و دل بخرم اما هرگز سر تسلیم در قبال آنها فرود نیاورم. ای امت حزب الله این راه را با تعقل و تفکر و علم و بصیرت انتخاب نمودم و نه بر پایه احساسات می دانم که در این راه اسارت شهادت معلول شدن مفقود شدن هست اما همه این ها را به دل و جان پذیرایم و ای کاش جان ها داشتم که در راه خدا و برای پیاده نمودن حاکمیت قانون خدا نثار می کردم زیرا آن کس که خدا شناخت جان را چه کند. فرزند و عیال و خانه و مال را چه کند. دیوانه کند هرکه جهانش بخشد. دیوانه او هر دو جهان را چه کند. معتقدم که جمهوری اسلامی حق است و باید با تمام توان از او پاسداری نمود. هم اکنون تمام حق و ایمان به نام جمهوری اسلامی ایران در برابر تمامی کفر و باطل که متشکل از تمام ابرقدرت ها و ابرجنایت کارها در پشت خاکریزی به نام صدام قرار گرفته است و همه دنیاپرستان و همه خون آشامان و زالو صفتان با هم جبهه مشترک در جهت نابودی جمهوری اسلامی ایران تشکیل داده اند تا شاید چند صباحی دیگر بتوانند بر مستضعفین جهان حکومت کنند اما وعده خدا حق است و مستضعفین بر آنها غالب خواهند شد ان شاالله. در پایان به عنوان بنده حقیر و گنه کار از شما امت حزب الله تقاضایی دارم. اولا تا پیروزی نهایی کفر ستیزان جبهه توحید بر لشکریان کفر صدامی از پای ننشینند و با نثار مال و جان خود راه بسته شده کربلای حسین(ع) را باز کرده و حکومت اسلامی را در عراق پیاده نمایید و سلام مرا به آقا اباعبدالله الحسین برسانید و از او بخواهید که در قیامت شفیعم شود. ثانیا قدر نعمتی که خداوند متعال بعد از سال ها به ما شیعیان خصوصا شیعیان ایرانی یعنی وجود نورانی آیت الله عظمی امام خمینی (مدظله العالی) حمایت فرموده و بدانید و گوش به فرمان او باشید و دعای همیشگی خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار همیشه از صمیم قلب سر دهید. ثالثا آنچه که تاریخ قبل از انقلاب و بعد از انقلاب ثابت کرده این است تنها قشری که از خط اسلام عزیز و اسلام اصیل منحرف نشده روحانیت تشیع بوده پس اگر می خواهید در خط اسلام اصیل باشید همیشه و در همه حال پشتیبان روحانیت و در خط روحانیت باشید زیرا به قول امام امت اسلام منهای روحانیت اسلام نیست. رابعا چون که شغل حقیر ظاهرا معلم بوده اما در حقیقت لیاقت نام معلم بودن هم نداشتم زیرا در حال حاضر دانش آموزانی هستند که حقیقتا در ایمان و ایثار و تقوا و شجاعت و شهامت معلم من می باشند. لازم دیدم تذکری به معلمین و دانش آموزان محترم عرض نمایم. برادران معلم بدانی که شغل شما خیلی با ارزش و مقدس می باشد و مسئولیت سنگینی بر دوش شماست. این دانش آموزان امانت مقدسی نزد شمایند پس سعی کنید از این امانت خوب نگهداری کرده و قبل از تعلیم به آنها تهذیب و تزکیه نفس در وجودشان بوجود آورید البته زمانی موفق خواهید بود که خود تهذیب نفس کرده و اخلاق اسلامی را در خود بوجود آورده باشید. شما ای دانش آموزان عزیز که امیدهای اسلام و انقلاب هستید درس بخوانید و در جهت رفع مشکلات کشور اسلامی خود بکوشید این رمز موفقیت شما در درس تخلقوا به اخلاق الله و تهذیب نفس می باشد. در خاتمه از همه دوستان و آشنایان و اقوام و خویشان طلب عفو و بخشش دارم و از تو ای خدای بزرگ خواهانم که در آخرت ائمه معصومین(ع) را شفیعم قرار دهی و این خون ناقابلم را در راه پیاده شدن اسلام این دین مقدست بپذیری. آمین یا رب العالمین 1363/12/15

وصیت نامه شهید غلامحسین سعیدی نژاد(1)

وصیت نامه شهید غلامحسین سعیدی نژاد(1) «إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْکَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ» (سوره مبارکه آل عمران-آیه شریفه 140) " اگر در میدان نبرد خساراتی به شما وارد آمد و مجروح و مصدوم شدید به دشمن هم صدمه وارد گردید جریان زندگی بدین ترتیب است که روزی گروهی شکست می خورند و جمعی پیروز و زمانی دیگر شکست خورده پیروز و پیروزمندان مغلوب می شوند این بدان دلیل است که عناصر مومن و صادق شناخته شده و خدا از میان شما شاهدانی برگزیند و خدا ستمکاران را دوست ندارد." به نام خداوند به پای دارنده جهان و نظم دهنده و اداره کننده آن. به نام خدایی که هیچ حرکتی از حیطه قدرتش خارج و مخفی نیست و خدایی که یاور مستضعفان و دشمن ستمکاران است و به نام خدای محمد(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) و با درود به تمامی شهدای راه حق سلام و درود بر امام زمان(عج) و نائب بر حقش امام خمینی و با درود گرم و مملو از محبت به خانواده عزیزم و پدر و مادر مهربانم که با زحمات خود مرا به اینجا رسانده اند تا که بفهمم امانتی بیش نیستم و باید این امانت را به صاحب اصلیش بازگردانم. در زمانی زنگی می کنیم که تمام ابر قدرت ها و شیطان های کوچک و بزرگ و تمام مستکبرین و ظالمین و خون آشامان جهان کمر همت جهت براندازی مکتب انسان ساز اسلام بسته اند و درصدد جایگزین کردن طاغوت به جای الله می باشند. آن زالو های خون آشامی که با مکیدن خون مستضعفین رشد و نمو کرده درصدد این هستند که ندای حق طلبانه هر مظلومی را در گلو خفه نمایند تا چند صباحی به اعمال حیوان صفتانه خود ادامه دهند اما از سوی دیگر امت مسلمان و حزب الله ایران اسلامی می روند تا با توکل بر خداوند کریم و با اطاعت از اوامر پیامبرگونه رهبر بزرگوارشان امام خمینی عزیز تمام مرزهای کفر و الحاد را در هم شکنند و تمامی مظلومین را از زیر یوخ ظالمین و شیطان های قرن نجات دهند و قانون اسلام را جایگزین تمامی قوانین شرک و الحاد نمایند ان شاالله. اما موفق شدن در این راه خطرناک و پرپیچ و خم احتیاج به وسایلی دارد. رمز موفقیت در این راه جهاد و شهادت و ریختن خون به پای درخت برومند اسلام می باشد زیرا از همان اول درخت اسلام به خون ریشه گرفت و با خون شاد و خرم ماند و نیز برای ادامه حیات و رشد و نمو احتیاج به خون دارد پس خون من که قطره ای از دریای مواج و پر تلاطم است اسلام و حزب الله می باشد چه سعادتی از این بالاتر که در ره معشوق ریخته شود. زیرا آیا دیده اید که پروانه ای را از سوختن در گرد شمع بترسانند؟ پس بدانید که ریختن خون من عاشق در ره معشوق که الله می باشد مانند همان پروانه ای می باشد که در گرد شمع می سوزد و جان می دهد و لذت می برد و این را می گویم که ای کاش ده ها جان داشتم و در راه معشوق می دادم و لذت می بردم. ای مسلمانان به هوش باشید! در زمانی که خانه خدا کعبه معظم در دست عمال سعودی پلید و بیت المقدس اولین قبله مسلمین دست صهیونیست های غاصب و قبر های پاک و مطهر ائمه اطهار سلام الله علیه در دست حزب بعث کثیف عراق می باشد تمام مسلمین از زیارت آن ها محرومند و همه شما آرزوی زیارت قبر اباعبدالله الحسین بر دلتان مانده است سکوت کردن و در خانه ماندن برای ما مسلمانان ننگ است. آیا هیچ وجدان بیدار و عقل سلیمی قبول می کند که مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل گفتن این دشمنان دیرین مسلمین در خانه خدا جرم باشد و ما مسلمانان بی تفاوت بنشینیم؟ آیا خداوند کریم در قیامت ما را مواخذه نخواهد کرد؟ آری جواب همه این ها مشخص است. در چنین زمانی که خداوند بزرگترین نعمت یعنی رهبری امام امت را به ما عنایت فرموده است اگر کفران نعمت کنیم از اثر تقصیرات ما نخواهد گذشت و نعمتش را نسبت به ما تبدیل به نقمت خواهد کرد. ای امت مسلمان و حزب الله به هوش باشید. آگاه شوید هم اکنون تمامی کفر و شرک و الحاد دست به دست هم داده و در برابر تمامی ایمان یعنی جمهوری اسلامی ایران ایستاده اند تا به خیال خام خود بتوانند این انقلاب بزرگ که نجات دهنده مستضعفین جهان آرمان و هدف او می باشد را در هم بکوبند. اما غافل از آنند که «وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ». در حال حاضر تنها روزنه امید مسلمانان و محرومین جهان، جمهوری اسلامی ایران می باشد و همه کسانی که در حکومت جمهوری اسلامی زندگی می کنند در نجات مستضعفین جهان مسئول هستند. آری وقتی که کربلای عزیز و نجف اشرف و دیگر شهرهای عراق که قبر ائمه اطهار در آن ها دفن می باشد در دست بعثیون کافر قرار دارد و حزب بعث کثیف در جهت ریشه کن کردن تشیع سرخ علوی می باشد و فرزندان پاک رسول خدا(ص) یعنی آیت الله سید محمدباقر صدر و خواهرش و خانواده شریف آیت الله حکیم را به شهادت می رساند دیگر ننگ است که ما در خانه بنشینیم و به جبهه نیاییم تا از آرمان های مقدس تشیع سرخ علوی دفاع کنیم. ایا برای انسان مسلمان خصوصا شیعه ذلت و خواری از این بالاتر که در خانه بنشینیم و آرزوی زیارت قبر اباعبدلله الحسین در دلمان بماند. ننگ است برای ما. پس ای یاران انقلاب ای دوستان حسین ای عاشقان کربلا پیش به سوی جبهه ها به پیش که مهدی آماده فرماندهی شما ی باشد. به پیش که امام حسین(ع) آماده مهمانی شماست. ای جوانان مسلمان بشتابید به سوی جبهه که کربلا و نجف و کاظمین و دیگر شهرهای عراق و مسلمانان عراق چشم انتظار شمایند. بشتابید که حسین(ع) ندای «هَل مِن ناصِر یَنصُرُنی» سر می دهد و لبیک گو می خواهد. بشتابید که خدای عزیز منتظر شماست. من عاشقانه و آگاهانه و با بصیرت تمام این راه را انتخاب نمودم زیرا کمال و رشد و سعادت خود را در این راه دانستم. امیدوارم که خداوند منان از من بپذیرد و امیدوارم که با ریختن خون ناقابلم به پای درخت برومند اسلام توانسته باشم خدمتی بکنم. زیرا در زندگی این دنیا موفق نشدم به اسلام و مسلمین خدمت نمایم. اما به آن هایی که در تشییع جنازه ام شرکت می کنید و یا بر سر قبرم میایید بگویید که سلاح خونینم را بر زمین نگذارند بماند برخیزید و به سوی جبهه ها حرکت کنند در شهادت من افسوس نخورند زیرا من خوشبخت شدم و به آرزوی خود رسیدم بلکه بر خود افسوس بخورند که از این نعمت الهی هنوز بی بهره مانده اند. به آن هایی که توانایی جبهه آمدن را دارند و هنوز به جبهه نیامده اند اعلام نمایید که از این لباس ذلت بیرون آیند تا عذاب خدا بر شما نازل نشده تا مرگ سیاه شما را در آغوش نگرفته است و به آن منافقین سیه دل هم بگویید مه دایه مهربان تر از مادر نشوید و مانند منافقین صدر اسلام نگویید اگر فلان کسی به جبهه نرفته بود از دنیا نمی رفت زیرا قرآن کریم می فرمایند: «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوْتِ» و «وَلِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ» تمام جنبنده ها سرانجام مرگ را خواهند چشید و برای همه امت ها مرگ را مقدر نموده ایم و هنگامی که مرگ رسید نه لحظه ای تاخیر و نه لحظه ای تقدم می اندازیم. در پایان از پدر و مادر و برادران و خانواده ام امید بخشش دارم و مرا حلال کنید. از همه دوستان و آشنایان و اقوام و خویشان تقاضا دارم مرا ببخشند و عفو نمایند. عبادت خدا را بجای آورید و گوش به فرمان امام امت و ادامه دهنده راه شهدا باشید از مردم محل و اقوام خود می خواهم که بیشتر به یا خدا باشند و بدانند که یک روزی از دنیا خواهند رفت و در دنیای دیگر باید جوابگوی اعمال خود باشند. نماز را بپای دارید زکات را بدهید و از تمام وسوسه های شیطانی دوری نمایید. امام را دعا کنید. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی کنار مهدی خمینی را نگه دار. رزمندگان اسلام نصرت عنایت فرما مرگ بر آمریکا مرگ بر شوروی مرگ بر صدام مرگ بر اسرائیل مخصوص برادرانم: خدمت همه برادرانم با خانواده ایشان سلام و دعای فراوان می رسانم. امیدوارم که در شهادتم صبر را پیشه خود سازید و مانند امام حسین(ع) بر مرگ برادرش عباس صبر نمود و نیز خود مانند او خون پاکش را نثار راه الله نمود شما صبر کنید و ایمانتان را محکم تر کرده و گام هایتان را استوارتر در جهت رضای خدا بردارید. برادران عزیزم از همه شما طلب عفو و بخشش دارم و معذرت می خواهم اگر بعضی اوقات در برابر شما بی ادبی نمودم. امیدوارم که بعد از شهادتم ادامه دهنده راهم باشید و از یاد خدا غافل نشوید. تسلیم فرمان خدا باشید و نماز را با اهمیت بشمارید و با همسرانتان خوش رفتاری کرده و آن ها را در خط اسلام هدایت بنمایید و فرزندانتان را آن جور که رضای خداست تربیت کنید. برادرانم همیشه با هم متحد باشید در راه های خیر و هر ساله روز عاشورا را غذا دهید و مسجد محل را درست نمایید. در ضمن سعی کنید که با فرزندانم خوش رفتاری کرده و اگر زمانی پدر و مادر خواستند مزاحم آنها شوند نگذارید. از فرمان های امام است پیروی کنید و برای انقلاب و جمهوری اسلامی به نحو احسن خدمت نمایید. از شما معذرت می خواهم اگر بدخط یا بی محتوا نوشته ام زیرا دیگر وقت ندارم و در حال آماده شدن می باشم.خداحافظ. برادر حقیر و گنه کار شما غلامحسین سعیدی نژاد. در ضمن اگر وصیت نامه زودتر از خودم رسید{...} مخصوص همسرم صغری جان همسرم: الان که این جملا ت را بر کاغذ می آورم در حالت تحویل دادن وسائل می باشم که تجهیزات بگیرم و برای عملیات آماده باشم لذا اگر بدخط و بی محتواست ببخشید. صغری جان امیدوارم که مرا عفو نمایید گرچه مدتی که با هم زندگی کردیم برایت سخت گذشت و به تو بد کردم و خودم را مقصر در قبال تو می دانم اما این را از تو مطمئنم که می بخشیدم. امیدوارم که مرا عفو نمایید. مادر را سلام می رسانم و خدا را گواه می گیرم که در قبال او خجالت زده ام که به او بد کردم از او عفو و بخشش می طلبم. امیدوارم که عفو نمایید. فاطمه و زهرا را سلام و دعل رسانم امیدوارم که در زندگی موفق و پیروز باشند و زینب گونه و فاطمه گونه زندگی کنند همان جور که قبلا به تو گفتم صغری جان بعد از تحصیلات ابتدایی و راهنمایی آن ها را به حوزه بفرست. خدمت دایی و هاجر سلام میرسانم و از طرفم از آنها برایم عفو و بخشش بخواه. از تمام اقوام و خویشاوندان خود خصوصا پدرت و عمه ات و خاله ات عفو و بخشش طلب کن. صغری جان امیدوارم که در شهادت من مانند حضرت زینب(سلام الله علیها)صبر پیشه خود نمایید و بدانید که خداوند کریم با صابران است همیشه و در همه حال خدا را گواه و ناظر بر اعمال خود بدانید و نیز بدان که همیشه شیطان می خواهد انسان های خالص را وسوسه نماید. لذا همیشه به یاد خدا باش. در پایان چون که شتاب دارم معذرت می خواهم که بی محتوی است امیدوارم که ببخشیدم که خدا هم شما را می بخشد. خداحافظ دیدار قیامت ان شاالله در بهشت. ساعت ده صبح پنج شنبه درضمن همانجور که گفتم مبلغ چهارهزار و پانصد تومان از پول مسجد را برای بلندگو دادیم که باید به مسجد برگردد اگر احمد که برگشت خودش درست می کند و اگرنه شما از برادران و آشنایان این مبلغ را بگیر و به حساب مسجد {...} باک فرهنگیان {...} که مبلغی از قبل {...} آنجاست که دسته چک خانه خاله پیش احمد هستند بگیرد و بدهد مسجد را درست کنند. درضمن وصیت کردم که اگر این وصیت نامه زودتر از خودم رسید مرا در بهشت زهرا جیرفت به خاک بسپاریدم. مخصوص پدر و مادرم «وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ» پدر و مادر سلام امیدوارم که در شهادتم صبر را پیشه خود سازید و مانند امام حسین(ع) بخاطر خدا که در شهادت علی اکبر و علی اصغر صبر نمود و نیز عاقبت خون پاک خودش هم نثار راه خدا کرد. در شهادتم صبر کنید و بدانید که این یک امتحان الهی برای شماست زیرا قبل از آنکه من فرزند شما بودم فرزند اسلام بودم و نیز در زمانی که راه کربلای حسین(ع) بسته است ننگ بود که من در خانه بنشینم. به هر حال پدر و مادر عزیز مرا عفو و بخشش نمایید گرچه در دوران زندگی ام برای شما نتوانستم فرزندی خوب باشم لذا از شما طلب عفو و بخشش می نمایم هر زمان که به یاد من افتادید و خواستید گریه کنید به یاد سیدالشهدا اباعبدالله الحسین گریه کنید و از او بخواهید که در قیامت شفیع می شود. پدر و مادر عزیزم سفارشی که به شما می کنم با بچه هایم خوب رفتار کنید و بدانید که صغری نیز مانند شما و شاید هم بیشتر ناراحت می باشد مزاحم او نشوید و با او خوش رفتاری نمایید و در مسائل مادی و وسائل خانوادگی هرگز مزاحم او نشوید و از او چیزی طلب نکنید زیرا من هیچ چیزی ندارم و بلکه مبلغی هم بدهکارم. در پایان خدمت تمام اقوام و خویشان سلام و دعای فراوان می رسانم و از طرف من از همه آنها طلب عفو و بخشش نمایید. اگر کربلا رفتید سلام مرا به آقا اباعبدالله الحسین برسانید. پدر و مادر معذرت و طلب عفو و بخشش می خواهم. ببخشید که وقت کم دارم و در حال آماده شدن و رفتن به عملیانم. در ضمن اگر وصیت نامه ام زودتر رسید یا احمد زنده ماند و آمد به او گفته ام که مرا در بهشت زهرا جیرفت به خاک بسپارید.

وصیتنامه شهید غلامحسین سعیدی نژاد به همسرش
تاریخ: 1362/12/25

وصیتنامه شهید غلامحسین سعیدی نژاد به همسرش تاریخ : 1362/12/25 بسمه تعالی "وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ" عزیزم سلام و خداحافظ امیدوارم که هم سلام و هم خداحافظی ام را بپذیری ای هم عقیده و هم فکرم خداحافظ. تو بودی که مرا به جبهه رفتن تشویق می کردید زیرا سعادت من و خودت را در این می دانستید آری هرگز پند تو و نصیحت هایت را فراموش نخواهم کرد اجرت پیش خدا محفوظ است می دانم که تحمل شهادتم برایت سخت است و نیز از طرف دیگر مطمئنم که زینب وار مانند کوه استقامت خواهید کرد و با مشکلات مبارزه می کنید. صغری جانم گرچه می دانم در مدت کوتاه زندگی با من برایت خوش نگذشت بلکه به قول خودت رنج و سختی برایت به ارمغان آوردم خوب این خواست خدا بوده باید راضی به رضای خدا باشیم امیدوارم که دوران تلخ زندگی با من را فراموش کنید. صغری جان مرا ببخش حلالم کن من به تو خیلی بد کردم امیدوارم که عفو نمایید صغری جان خدا می داند که این کلمات را بر روی کاغذ می آورم در دلم پیش تو شرمنده ام که نتوانستم همسر خوبی برایت باشم و من ذره ای از تو ناراضی نیستم و امیدوارم که تو هم از من ناراضی نباشید و مرا عفو نمایید هم اکنون که در سوگ شهادت من نشسته اید صبر پیشه کنید و بدانید این امتحان الهی برای تو می باشد و در حال امتحان و آزمایشید {...} بزرگ امتحان را خوب پس بدهید. عزیز دلم مرا ببخش و از مادر برایم حلالیت بطلب. پیش مادر شرمنده هستم. من به او آنچه که شایسته اش بود رفتار ننمودم. به خدا شرمنده هستم. از او بخواه که مرا ببخشد و حلالم کند. صغری جان آن چنان که شایسته است فاطمه جان و (زینب یا حسین) آینده را ان شاالله تربیت نمایید. {...}که قبلا تذکر دادم آنها را به حوزه بفرست آنها را حسینی وار و زینب وار تربیت کن. صغری جان با مشکلات زندگی برای خدا خوب مبارزه کن عزیزم شیطان هرلحظه در کمین انسان می باشد. خصوصا هرچه انسان خالص تر باید خیلی مواظب باشد که شیطان وسوسه ات نکند تا نفس اماره ات را به حرکت درآورد. صغری جان مرا ببخش و حلالم کن. ان شاالله وقتی که کربلای حسین(ع) تشریف بردید سلام مرا برسانید و از آقا امام حسین(ع) شفاعت برایم بطلبید{...}گرچه مطمئنم که همه کارها را به یاری خدا با موفقیت انجام می دهید اما لازم میدانم چند مسئله را تذکر دهم اول {...} صبر و شکیبایی {...} پیشه خود نمایید. ثانیا حدود دو سال و دو ماه برایم نماز یا خودت و یا {...} بقیه را کامل بخوانید یا بخوانند و دو ماه روزه نیز بگیرید که ان شاالله در آن دنیا {...} که خود میدانید اداء نمایید زیرا حق الناس جواب دادنش مشکل است رابعا مسئله وابسته نبودن به هیچ گروهی را به تو تذکر می دهم و خدای نکرده آن جور نباشد که بخواهد از شهادت من استفاده سیاسی کنند اعلام می کنم که وابسته به هیچ گروهی نیستم و راضی نیستم که به گروهی مرا بچسبانند و از تو می خواهم از این گروه بازی ها دوری جوی زیرا خودت خوب می دانید غیر از گناه و معصیت و غیبت و تهمت چیز دیگری به دنبال نداشته و ندارد و بزرگترین گناهان همین غیبت و تهمت می باشند. خلاصه صغری جان تو را سفارش می کنم که از شرکت کردن در جلسات مانند گذشته و یا جلسه گذاشتن در خانه بپرهیزید هیچ راضی نیستم و تو را منع می کنم زیرا رضایت خدا در کار نیست. از قول من پیش همه اقوام و آشنایان خود حلالیت بطلب. در ضمن فکر کنم چهارصد تومان برای علی ماهری بدهکارم به او بدهید و از طرف من از او عذرخواهی کنید. از خرج های بیهوده در مراسم شهادتم بپرهیز. هر وقت بر سر قبرم آمدید قرآن بخوانید و روضه خوان بیاورید که روضه امام حسین(ع) و مادرش زهرا(س) را بخوانند و از آنها برایم شفاعت بطلبند. تذکر دیگر که لازم دیدم مسئله برخورد با خانواده من می باشد. من در وصیت خصوصی به پدر مادر برادرانم مسئله را تذکر داده ام لکن ممکن است خدای نکرده شیطان انسان را فریب دهد. از تو می خواهم که تا حدودی عاقلانه از حق خود بگذر و خدای نکرده کوچک ترین مسئله ای بوجود نیاور. خدا ان شاالله همه ما را ببخشد و بیامرزد و به راه راست هدایت کند. به هر حال صغری جان تو را به تقوای الهی و صبر و شکیبایی و مبارزه با نفس اماره و دوری از محرمات و مکروهات و انجام واجبات و مستحبات سفارش می کنم در خاتمه از تو و مادر و همه همه اقوام و خویشان و آشنایان حلالیت می طلبم و می خواهم که مرا دعا کنید تا خدا از گناهانم در گذرد خداحافظ تو ای همسر هوای کربلا دارم نمیبینم تو را دیگر به سر عشق خدا دارم خداحافظ التماس دعا همسر گنه کار تو غلامحسین سعیدی نژاد 25/12/62

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.