محمدرضا خیاط زاده
زندگینامه شهید
شهید بزرگوار محمدرضا خیاط زاده در تاریخ 20/9/1345 در شهر کرمان متولد شد. از همان کودکی علاقه زیادی به شرکت در مجالس مذهبی به خصوص مجالس امام حسین(ع) داشت. او تنها فرزند ذکور خانواده می باشد. در آغاز جنگ تحمیلی علیرغم اینکه سن کم بی تابی می کرد که به جبهه برود و همیشه می گفت کی ما بزرگ می شویم تا بتوانیم سرباز آقا امام حسین(ع) شویم تا اینکه در دوران دبیرستان به جبهه رفت و همزمان با آن در دانشگاه فردوسی مشهد در رشته تاریخ قبول شد. ایشان با اینکه علاقه زیادی به جبهه داشت درس را رها کرد و به سوی میعادگاه شتافت. برای آخرین بار که قصد رفتن به جبهه داشت خانواده مانع رفتن او شدند و وی در جواب گفت: من به یک شرط جبهه نمی روم اینکه اگر فردای قیامت بی بی فاطمه زهرا(س) و امام حسین (ع) مرا به حضور نپذیرفتند و بی توجهی کردند شما بیایید و جوابگو باشید و این شد که راضی شدیم ایشان به جبهه رود و بعد از خداحافظی در عملیات شلمچه به درجه رفیع شهادت رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمدرضا خیاط زاده
تاریخ: 1365/11/01
وصیت نامه شهید محمدرضا خیاط زاده تاریخ : 1365/11/01 بسم الله الرحمن الرحیم یا زهرا(س) «اَشهَدُ اَن لااِلهَ الّا الله وَحدَه لا شَریکَ لَه وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدا عَبدُه وَ رَسوله اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد» «السَّلامُ عَلی الحُسین وَ عَلی علی بن الحُسین وَ عَلی اولادُ الحُسین وَ علی اَصحابُ الحُسین» در این آخرین لحظات عمرم سخنی با شما ملت قهرمان و عزیز دارم هرچند که کوچکتر و حقیرتر از آن هستم. ای ملت عزیز با اتکا به خداوند تبارک و تعالی و به رهبری امام امت خمینی بت شکن صحنه مبارزه با استکبار را رها نکنید و پیرو امام حسین(ع) باشید که تا آخرین قطرات خون خود در مقابل ظلم و ستم ایستادگی کرد و به شهادت رسید. ای ملت عزیز در همه حال مطیع نائب امام زمان(عج) خمینی بت شکن باشید و هیچ وقت او را تنها نگذارید و مبارزه با ظلم و ستم و استبداد را ادامه دهید تا فرج امام زمان(عج) برسد. و بالاخره پدر و مادر عزیزم نمی دانم چگونه از شما بخشش بطلبم بسیار برای من زحمت کشیدید. پدر و مادر عزیزم بدانید که به عشق خود می رسم. معشوق و معبود من خداوند تبارک و تعالی است. دلم در لقاء او پر می کشد. تنها آرزویم قرب به او است و چیز دیگری غیر از شهادت در راه او من را به او نمی رساند. این دنیا بسیار کوچک است و لذایذ آن بسیار کوتاه مدت و کوچک است و هیچ لذتی بزرگتر از قرب به خداوند نیست پس چه بهتر که هر چه زودتر به سوی او بشتابیم. پدر و مادر عزیز من به کام و آرزوی خود می رسم و خوشی من در این است که با تنی خونین که در رکاب امام خمینی جنگیده ام و به خون خود غلطیده ام به سوی او بروم چرا که راه امام خمینی راه خداوند تبارک و تعالی است. پس پدر و مادر عزیز من به سوی معشوق خود می روم میدانم برایتان سخت است، ولی خدای را شکر کنید که خداوند مرگم شهادت در راهش قرار داده است. من را به بزرگی خودتان ببخشید و حلال کنید. پدر و مادر عزیز خیلی دلم می خواست کمکتان باشم، ولی میدانید که دین خدا در خطر بود پس صبر داشته باشید و صبور باشید و خداوند به شما صبر می دهد. در شهادتم نمی گویم گریه نکنید ولی سعی کنید دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی و خمینی را شاد نکنید و در آخر پدر و مادر عزیز در همه حال پیرو خمینی باشید و مطیع او. راه او راه حسین بن علی(ع) است. سعی کنید خدای را در قلبتان جای کنید و غیر او را بیرون کنید. بالاخره پدر و مادر عزیز من را حلال کنید و بدی هایی که داشتم نادیده بگیرید. و ای خواهران عزیزم ان شاالله که من را می بخشایید و راه زینب(س) را ادامه می دهید و در همه حال به یاد خدا باشید و تنها به او اتکا داشته باشید و همان طور که می دانید حجاب شما کوبنده تر از خون من است و در همه حال پیرو امام باشید و بالاخره از تمامی اقوام و آشنایان حلالیت میطلبم و ان شاالله که من را می بخشایند. به امید پیروزی اسلام و فتح کربلای حسین(ع) خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار 1365/11/01
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید