علی حسینی نسب خلیل آبادی
زندگینامه شهید
علی حسینی نسب در تاریخ 9/8/1339 در روستای خلیل آباد رفسنجان در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در روستای خلیل آباد شروع کرد و پس از اخذ دیپلم و آغاز انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه به خدمت مقدس سربازی رفت. پس از یک سال خدمت در ژاندارمری، به منظور انجام ماموریتی دو ماهه به طور داوطلب راهی جبهه شد. بعد از اتمام خدمت، با عنوان بسیجی راهی جبهه های حق علیه باطل و در گردان تخریب لشگر ثارالله مشغول انجام وظیفه شد. وی در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد و در عملیات والفجر1 (فرودین ماه1362) از ناحیه پا به شدت زخمی شد. در همان ایام بود که در آزمون سراسری دانشگاه ها شرکت کرد و در رشته شیمی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد. در بهمن 1362 راهی دانشگاه و پس از بهبود نسبی مجددا در سال 1364 رهسپار جبهه شد. پس از مدتی در اردیبهشت 1365 از ناحیه دست مورد اصابت ترکش قرار گرفت و برای مداوا به منزل بازگشت. سرانجام در حالی که 26 بهار از عمر پربرکتش می گذشت، با شرکت در عملیات کربلای 5 در تاریخ 19/10/1365 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
وصیتنامه شهید
قسمتی از وصیت نامه شهید علی حسینی خلیل آبادی
قسمتی از وصیت نامه شهید علی حسینی خلیل آبادی درود بر پیامبر خاتم که دین اسلام را آورد تا ما را هدایت فرماید و درود بر امامان معصوم (علیهم السلام)که راه آن حضرت را ادامه دادند. سلام بر رهبر عزیزمان خمینی بزرگ که با پیام خود ما را بعد از 1400 سال به سوی اسلام واقعی هدایت فرمودند. سلام بر شهدا و خانواده آن ها و سلام بر رزمندگان اسلام که با ایثار خون و سلامتی خود اسلام را آبیاری می کنند. این وصیت نامه را بر اساس وظیفه نوشتم چون وظیفه هر فرد است که وصیت نامه خود را بنویسد. مکتب سرخ تشیع همواره با خون آبیاری شده است و تا به حال پا بر جای مانده است. اکنون که اسلام این مکتب سرخ احتیاج به خون و فداکاری دارد بر همه لازم است که برای زنده ماندن آن از خود بگذرند و کسانی که از اول تا به حال به فکر این جنگ نبودند و در جبهه نیامدند باید در ایمان خود شک کنند و راهی بهتر از این برای خود انتخاب کنند. «حتما برایم مراسم نگیرید و اگر می گیرید خیلی مختصر و بدون تشریفات» از والدینم و تمام اقوام و دوستان و خواهران و برادران همسرم می خواهم که مرا ببخشند. وصی من پدرم است و هر چه صلاح دید انجام دهد. همسرم هم هر چه خواست و به صلاح او باشد بر طبق موازین انجام دهد و کتاب های مرا به دانشکده علوم بدهید. من در حساب صندوق قرض الحسنه دانشکده علوم 3000 تومان و در حساب بانک ملی دانشگاه حدود 7000 تومان و در حساب جهاد دانشگاهی 3000 تومان دارم و دیگر از کسی طلب و حسابی ندارم و از همه طلب عفو دارم. بعد از پیروزی عملی مانند بنی اسرائیل انجام ندهید و کفران نعمت نکنید. و از همسرم و پدر و مادرم می خواهم که بعد از من صبر و استقامت را از دست ندهند که خداوند بزرگ صابران را دوست دارد و به آنان پاداش بزرگ می دهد و خوشحال باشید که خداوند بزرگ ما را در این موقع از زمان قرار داد تا بتوانیم دین او را یاری کنیم و اسلام با سختی و مشقت پایدار مانده است. برای ظهور امام زمان (عجل الله)دعا کنید.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید