شهید مهدی بهمن زاده
شهید

مهدی بهمن زاده

نام پدر: احمد
دانشگاه: انستیتو شهرری
مقطع: کارشناسی
رشته: متالوژی
تولد: کرمان
تاریخ تولد: 1340/02/07
تاریخ شهادت: —
محل شهادت: —
عملیات: طریق القدس
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

پاسدار قرآن، جهادگر شهید مهدی بهمن زاده در اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰ در شهرستان کرمان در کوی قپه سبز متولد شد. دوران کودکی را به علت خدمت پدرش در شهرهای کرمان، تربت حیدریه، تهران، بیرجند سپری نمود و در سال ۱۳۴۶ در شهرستان بیرجند موطن پدری وارد دوران ابتدایی گردید. دوره دبستان را در بیرجند و تهران، پیرانشهر و سردشت طی نمود و دوره راهنمایی را در سردشت از استان کردستان گذراند و مجددا به کرمان مراجعت نمود و وارد هنرستان صنعتی معدن شماره ۲ رشته اتو مکانیک گردید. در این موقع بود که روحیه اسلامی در او تجلی پیدا کرد. بیشتر اوقات خود را به نماز و تلاوت قرآن مشغول بود. به کتاب های دینی و سیاسی و مذهبی گرایش شدید پیدا نمود. در سال ۱۳۵۷ آغاز انقلاب و بازگشت امام از هجرت که شور و هیجان شدید به انقلاب و اسلام ایجاد شده بود در اکثر تظاهرات و راهپیمائی ها و نماز جمعه شرکت داشت. همکاری زیادی با بسیج و سپاه داشت تا اینکه در سال ۵۸ دیپلم اتو مکانیک خود را از هنرستان اخذ و با نمرات عالی قبول شد و در همان موقع هم در کلاس های مکانیک که از طریق وزارت کار در کرمان تشکیل شده بود شرکت و با أخذ پایه ۲و ۳ نائل شد و سپس در کنکور سراسری کشور جهت دانشگاه شرکت نمود و در نتیجه موفق شد در سال ۵۸ به تهران و به انستیتو شهرری در رشته متالوژی مشغول تحصیل گردید تا اینکه دانشگاه ها به علت انقلاب فرهنگی تعطیل گردید و به مدت یک سال به فعالیت های انقلابی پرداخت. او روحیه انقلابی و بسیار عالی داشت و علاقه فراوان به اسلام و امام امت داشت و همیشه می گفت راه امام خمینی ره راه امام حسین و اسلام است. همیشه آرزوی رفتن به جبهه و شهادت طلبی داشت و اکثر اوقات بیکاری را به خواندن کتاب ها و نوارهای مذهبی می پرداخت. با آغاز جنگ تحمیلی عراق به ایران خود را آماده نبرد به جبهه ها نمود لذا در تهران در پادگان ولی عصر به آموزش رزمی اسلحه شناسی سبک و سنگین و دیگر فنون جنگی پرداخت به طورکلی کلیه آموزش های نهائی لازم را فرا گرفت سپس به کرمان مراجعت و پس از چندی وارد پادگان سرآسیاب و مجددا آموزش های لازم را آموخت و آماده رفتن به جبهه شد و در نتیجه در اواخر سال ۱۳۵۹ به مدت دو ماه عازم جبهه های جنگ حق علیه باطل در سوسنگرد شد. پس از اتمام مدت به کرمان مراجعت و فعالیت های خود را در بسیج کرمان از سرگرفت و به علت علاقه شدید خود به اسلام بیشترین وقت خود را در حال خدمت در ارگان های انقلاب می گذراند و به مدت دو ماه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهرستان سیرجان خدمت نمود و در تاریخ هفتم شهریور ماه سال ۶۰ به صورت رسمی عضو جهاد سازندگی استان کرمان در آمد و در قسمت کمیته فرهنگی جهاد جهت گسترش فرهنگ غنی اسلام به مدت دو ماه در حال خدمت به روستائیان محروم بود و در نقاط محروم کتابخانه ها ایجاد نمود و بیشتر اوقات خود را در خدمت روستائیان می گذراند. و مدت کوتاهی نگذشت که اعلام شد که در جبهه حق علیه باطل احتیاج به نیرو است و در پاسخ به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان آمادگی خود را اعلام و به اتفاق برادر شهید و هم رزمش عازم دیدار عاشقان حسین گشت و در مدت زمان کوتاه با برادر شهیدش منصور ‌و سایر هم رزمانشان در اهواز دوره آموزش را به اتمام رساند و در عملیات طریق القدس فتح بستان شرکت نمود و با موفقیت عملیات آن روز تمام گردید و روز بعد نهم آذر ماه سال ۶۰ جهت سرکوب پاتک بعثیون متجاوز داوطلبانه با برادرش شرکت داشته و در همان روز۹ آذر ماه سال ۶۰ به آرزوی دیرینه اش شهادت نائل آمد و خود را فدای اسلام کرد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید مهدی بهمن زاده
تاریخ: 1359/10/26

وصیت نامه شهید مهدی بهمن زاده تاریخ : 1359/10/26 "إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ" براستی که همه از خدائیم و به سوی او بازگشت می کنیم. پدر و مادر عزیزم با عرض سلام، می خواستم که برای آخرین بار حرف هایم را با شما در میان بگذارم شاید روزی که این نامه را می خوانید من در ظاهر دیگر بین شما نباشم ولی این را بدانید که همان طور که خدا در قرآن می فرماید شهیدان در راه خدا همیشه زنده اند و ناظر و شاهد بر احوال. پدر و مادر عزیزم از روزی که قدم در این راه گذاشتم جانم را وقف این هدف مقدس و این جهاد خداپسند نمودم و کشته شدن در راه خدا و رسولش را برای خود سعادت جاودانه دانستم و اکنون بیش از پیش به این حرف ایمان دارم چرا که گذشت این مدت در این مناطق و دیدن صحنه های جنگ به من ایمان داد که راهم را درست انتخاب کرده ام و این نبرد جنگ بین نیروهای کفر و حق است و تنها آرزویم این است که براستی از لشکر اسلام باشم و عملم و کارهایم مورد رضای خداوند قرار گیرد. به عنوان آخرین وصیت هایم از شما تقاضا دارم که در مرگ من اندوه به خود راه ندهید و خدای نکرده شیون و زاری نکنید که این کار شما موجب کاستن از ثواب عمل من می شود و من مطمئنم که شما نمی خواهید که من از توجهات الهی کمتر بهره ببرم. از شما تقاضا دارم جنازه من را در کرمان و در مسجد صاحب الزمان (عج) در کنار دیگر شهدای به خون خفته اسلام دفن کنید. از همه مهمتر مرگ من سبب نشود که از ادامه راهم توسط برادرانم منصور و رضا جلوگیری کنید بلکه سعی کنید آنها را طوری تربیت کنید که اسلام را که مکتب خون و شهادت و جهاد است درک کنند و بعد قدم در این راه بگذارند که این عمل شما و گذشتن از فرزندان در راه اسلام موجب رضای خدا و رسولش و پاسخ دادن به فریاد " آیا کسی نیست که مرا یاری کند" امام حسین(ع) است. خواسته دیگرم این که همان طور که من ایمان دارم که پاسخ مثبت دادن به ندای امام خمینی رهبر عزیزمان اجرای دستورات اسلام اصیل است از شما هم می خواهم که راه او را بشناسید و همواره و در همه حال. در پایان تقاضا دارم هر وقت به یاد من می افتید به یاد داشته باشید که پسرتان همواره این شعار را سرلوحه اش داشت که: کفن بدوز بهر تنم مادرم مگر عزیزتر ز علی اکبرم به گفته روح خدا رهبرم روانه جهاد با کافرم و هر وقت به یاد من شما را غم گرفت سوره توبه و آیات مربوط به شهید را بخوانید که موجب دلداری شما خواهد بود و در پایان برای همه شما آرزوی توفیق در راه حق و پیروزی در دنیا و سرافرازی در آخرت را دارم . و همه شما را به خداوند بزرگ می سپارم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 1359/10/26 سوسنگرد

وصیت نامه شهید مهدی بهمن زاده

وصیت نامه شهید مهدی بهمن زاده بسم الله الرحمن الرحیم «وَالْعَصْرِ/إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ/إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ/قسم به زمان و به عصر که به درستی همه انسانها در زیان وخسرانند مگر کسانی که عمل صالح انجام دهند ودعوت بحق و دعوت بصبر واستقامت کنند.» و در این زمان بدنبال دعوت به سوی حق که ازطرف رهبر عزیزمان امام خمینی برای دفاع از اسلام ومملکت اسلامی شده من مهدی بهمن زاده با اختیارکامل و آگاهی نسبت به آنچه در پیش دارم، این کاررا بهترین عمل صالح دانسته و آنرا انتخاب کرده ام. زیرا که این عمل را پاسخی به ندای «هَل مِن ناصِریَنصُرُنی»شهید کربلا حسین بن علی(ع) میدانم که در این تاریخ مصادف با ایام سوگواری آن حضرت است و ان شاءا... که خداوند همه پویندگان راهش را از برکات این ماه بهره مند گرداند و به من بنده حقیر و رو سیاهتر هم نظری می شود، بیفکند و از برکت پاکی وخلوص دیگر برادران همراه، من گنهکار را نیز ببخشد و بیامرزد. و اما در این لحظات که هر لحظه عشق وشور همگی مان به زیارت مرقد پاک حسین بن علی(ع) افزونتر می شود سخنی چند با شما که این نامه را می خوانید دارم. در وهله اول سخن باشماست پدر ومادر عزیزم؛ پدرم مادرم شما برای بزرگ کردن من سختی های بسیار کشیدید و از خود بسیار ایثار کردید و من هرچه دارم اول از خدا و بعد از برکت زحمات بی دریغ شما دارم و این را نیز آگاهم که تنها خواستتان خوشبختی وسعادت من بوده است و اینکه با اطمینان میتوانم به شما مژده بدهم که راه سعادت وخوشبختی ابدی را یافته ام. چرا که اگر این بار سالم از جبهه برگردم که از برکات این جهاد مقدس انشاا.. بهره مند می شوم و اگر در این راه جان را ببازم که باز هم چه سعادتی از این بالاتر که جزای آن رضای خدا و رسولش است، که این بالاترین سعادتها برای یک مسلمان و بزرگترین دستمزد برای خانواده اوست. این را هرگز فراموش نکنید که با این هدف به جبهه رفتیم که "کفن بدوز بهرتنم مادرم مگر عزیزتر ز علی اکبرم" واین باید همواره شعار شما درزندگی وتربیت فرزندانتان باشد، که زندگی این بزرگان دین را الگوی خود قرار دهید و اگر چنین کنید مطمئنا سعادت ابدی خود و فرزندانتان را فراهم کرده اید چرا که وعده خدا راست ودرست است. موضوع دیگر اینکه هرگز, هرگز به کاری که مخالفتی و یا حتی کمترین انحرافی از خط امام داشته باشد تن ندهید زیرا که امروزه سخن امام و راه امام خمینی صراط مستقیم و تبلور اسلام محمد(ص)و علی(ع) است و دیگر راه ها همه راه ضالین ومغضوبین است, در پایان امید عفو و بخشش از شما بخاطر کوتاهی ها واحیانا نافرمانی هایم را دارم و از شما خواهشمندم که هر هفته در دعای کمیل شرکت کرده و در آنجا برایم از خدا طلب عفو و مغفرت نمایید. در پایان هموطنم و هم مکتبم؛ بدانید که این زمان زمانی است که هریک از شما باید برای دنیای دیگرتان و برای سرای جاویدتان بهره برداری و توشه گیری نمایید بیایید و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و بیایید همه زیر پرچم « لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُمُحَمَّداً رَسوُلُ الله» که اینک رهبر عزیزمان امام خمینی برافراشته مجتمع شوید و از تفرق وگروه گرایی بپرهیزید و بیایید و قدر این انقلاب عظیم را بدانید و در تداوم آن بکوشید. اینک دیگر زمان رکود و سستی و کناره جویی نیست, وقت تلاش وکوشش است، وقت شناساندن اسلام است به تمام محرومان جهان وقت شناساندن قیام حسین(ع) است به کلیه ی در بندان جهان و وقت صدور انقلاب اسلامی است به سراسر جهان و رهانیدن کلیه مستضعفان از بند استکبار و بر همه شماست که در این راه کوشا باشید. به امید اینکه این انقلاب با انقلاب جهانی مهدی(عج) پیوند یابد. همواره دعا کنید خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. والسلام به امید پیروزی اسلام و مسلمین

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.