محمدجواد عزلت
زندگینامه شهید
شهید محمدجواد عزلت در بهمن سال 1337 در نجف اشرف متولد شد. او در محیطی کاملا مذهبی رشد نمود و تحت آموزش های پدر به تدریج با اسلام آشنا شد. از ابتدای کودکی با بچه های دیگر فرق می کرد و در کار منزل به ماد رو پدر کمک می کرد. در کارهایش جدی و بسیار سخت کوش بود. در کنار درس خواندن کار هم می کرد تا کمکی برای خانواده باشد. به علت مبارز بودن پدرش بار مالی خانواده را تا زمانی که در عراق بودند به دوش می کشید. تحصیلاتش را در زمینه زیست شناسی در نجف و بغداد به پایان رساند. از همان دوران نوجوانی به مسائل سیاسی علاقمند بود و بحث های روز را دنبال می کرد. عشق امام خمینی تمام وجودش را پر کرده بود و همزمان با تبعید امام به نجف فرصت بیش تری پیدا کرد تا به فعالیت های خود شکل بهتری بدهد. گاه گاهی مخفیانه به خدمت امام می رفت و اعلامیه های معظم له را در صحن حضرت علی(ع) پخش می کرد. در سال پنجاه و شش برای ادامه تحصیل به تهران آمد و یک سال بعد در رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شد. از همان ابتدا با انجمن اسلامی همکاری نزدیک داشت. در برنامه کوهنوردی با عشق و علاقه شرکت می کرد. در برنامه های کمیته امداد به عنوان پزشکی متعهد و فعال شرکت می کرد و به مداوای روستائیان می پرداخت. در جهاد سازندگی نیز حضوری فعال داشت. در روزهای تعطیل هم که به دیدار اقوام می رفت آرام نمی گرفت و سریعا خود را به اردوهای جهاد می رساند. پس از تعطیلی دانشگاه ها به سپاه رفت و دوره مقدماتی آموزش نظامی را دید. سپس از سوی سپاه پاسداران بر کردستان اعزام شد و با جان و دل به کشور و انقلاب خدمت می کرد. محمدجواد در پنج خرداد سال شصت در مریوان در یک عملیات نظامی به شهادت رسید.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمدجواد عزلت
وصیت نامه شهید محمدجواد عزلت بسم رب الشهدا ملتى که شهادت دارد اسارت ندارد . (امام خمینى) با سلام و درود به رهبر عزیزم، نور چشمانم روح خدا خمینى بت شکن و تمامى امت شهید پرور ایران، آنان که در عمل ثابت کردند که پیرو خط امام هستند. یکى از اصول دین اسلام شعار لا اله الا الله است که داراى دو جنبه نفى و اثبات است. مسلم است که این شعار که مبین مکتب اسلام است پا نمى گیرد و استقرار نمى یابد مگر با مجاهدت فراوان و بالاخص خون که «تا نگرید ابرکى خندد چمن» اسلام براى این منظور راهى عرضه کرده که تهیه آن نه وابستگى ایجاد مى کند نه مرز و نه اسرار نظامى دارد و نه جاسوسى مى خواهد؛ که نام آن شهادت است. شهادت یک انتخاب بزرگ است که طرفین معامله یکى خدا و دیگرى بنده است « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ» در این معامله، هیچ گونه دغلکارى و سیاسیکارى، مکر و حیله نیست و بنده با طیب خاطر و آرامش فکر و آگاهى کامل دست به این کار می زند. ائمه ما نمونه بارز این هستند و راستى مگر خون ما از خون پاک آنان رنگین تر است. باید مستضعفان این ابیات را سر لوحه کار خود قرار دهند. «ان کان دین محمد لم یستقم - الا بقتلى فیا سیوف حذینى» درمیان آزمایش خدایى قرار گرفته ایم که کربلایى دیگر و عاشورایى دیگر و فریادهاى «هل من ناصر ینصرنى» شهدا از دیوارهاى آهنین گذشته و خواب خرگوشی مان را آشفته مى سازد که اى بیدار شو، تا کى در خوابى! بس است زندگانى حیوانی، بس است رذالت و بندگى، بنگر که درخت اسلام تشنه است و دین محمد (ص) در خطر است و باید با خون خویش این درخت را سیراب کنی و با خون خویش جوامع مرده را به حرکت در آورى که نه شهید هرگز نمى میرد. اى بدبخت هایی که راه را اشتباه مى روید و به خیال خود « و هُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا » و اى جرثومه هایى که بر ضد انقلاب توطئه مى چینید، اسلام دین قدرت است و بر سر احکام الهى با کسى سازش ندارد از هیچ قدرتى ترس ندارد، تعارف ندارد، شوخى ندارد و بهترین سرنوشت براى شما سرنوشتى چون محمدرضا پهلوى است. و سخنى با امت قهرمان: اى یاران نایب مهدى (عج) خدایارتان باد این راهى که مى روید ادامه دهید و راهنماى خویش را بپابید، مبادا مانند قوم بنى اسرائیل شوید و سامری ها شما را گول بزنند و مبادا که خسته باشید که گرگ هاى تیز دندان منتظر بسته شدن چشم هاى شما هستند و حال خود دانید. و سخنى با پدرم و مادرم، عزیزانم می دانم که عاطفه هاى خانوادگى فقدان پسرتان را برایتان سنگینى مى کند ولى سعى کنید خود را کنترل کنید و بدانید که جواد تنها وظیفه خود را انجام داده و بس - و بدانید که شهید زنده است - و بدانید که حضرت قائم می فرمود که «موت حلى من العسل» و بالاخره بدانید که حضرت على (ع) در لحظه شهادت فرمودند «فزت و رب الکعبه» در خاتمه برایم مراسم ختم نگیرید و پول آن را به حساب نخست وزیرى واریز کنید. مقادیرى پول نزد آقاى مرعشى نجفى - دایى قدرت ـ حقوقم در سپاه - صندوق دارم که نصف حقوقم را به حساب سپاه واریز کنید و بقیه را همراه با بقیه پول ها به پدرم بدهید. به امید دیدار در آن دنیا
گالری تصاویر
تصویری در گالری ثبت نشده است.
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید