شهید عبدالله مرادی حقیقت
شهید

عبدالله مرادی حقیقت

نام پدر: محمد
دانشگاه: صنعتی امیرکبیر
مقطع: کارشناسی
رشته: مهندسی مکانیک
تولد: سمنان
تاریخ تولد: 1343/07/30
تاریخ شهادت: 1365/10/21
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

عبدالله در سال 1343 در روستایی متولد شد که از کمترین امکانات نظیر آب و برق و مدرسه بی بهره بود. روستای حسن آباد در دوازده کیلومتری جنوب شهرستان سمنان. دوران ابتدایی را در روستای مجاور گذراند که تا روستای محل سکونتش چهار کیلومتر فاصله داشت. بعد از اتمام دوران ابتدایی به خاطر مشکلات خانواده به سمنان رفتند. او برای تامین مخارج خانواده در تعطیلات کارگری می کرد و با باز شدن مدارس به تحصیل ادامه می داد. در سال 58 در هنرستان سمنان در رشته مکانیک مشغول به تحصیل شد. با پیروزی انقلاب اسلامی، روح اسلام دوستی و حقیقت جویی در او بیدار شده، ضمن این که در رشته تحصیلی خود شاگرد اول بود، در کلیه مسائل دینی و مذهبی شرکت فعال داشت و در سطح هنرستان در سال 1360 و در سطح سمنان در سال 1361 در رشته قرائت قرآن، مقام اول را کسب کرد. درسال 1362 در آزمون سراسری شرکت کرد و در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی امیر کبیر پذیرفته شد. از زمانی که تحصیلات دانشگاهی را شروع کرد، مطالعه کتاب های اسلامی در کنار دروس دانشگاه را از سر گرفت. در مدت سه سالی که دوران دانشجویی را می گذراند، دو مرتبه از طریق جهادسازندگی به پشت جبهه اعزام شد. برای گذراندن دوره آموزش نظامی داوطلبانه به پایگاه شهید کلاهدوز رفت. بعد از اتمام دوره در اردیبهشت سال 1365 به جبهه اعزام شد، و 45 روز بعد از عملیات به سلامت بازگشت و درس را ادامه داد. شهید در مجموع چهار مرتبه به جبهه و پشت جبهه به صورت داوطلبانه و رایگان برای یاری رزمندگان رفت. او در اوقات بیکاری کارگری می کرد و به خانواده خود و حتی سایرین کمک می کرد. اهل تجملات نبود و ساده زیستی را افتخار خود می دانست. در مراسم ها وماموریت های جنگی مختلف هیچ گاه خود را معرفی نمی کرد. هیچ کس نمی دانست او شب وروز با خدای خود راز و نیاز می کرد. تنها خدا او را می شناخت. آخرین باری که به جبهه می رفت. به دوستانش گفت این دفعه من شهید می شوم. نام اصلی اش که عبدل بود، تغییر داد و برای خانواده اش نوشت که من با اجازه شما نامم را عبدالله می گذارم. او آخرین بار در تاریخ 5/10/1365 همراه با سپاه محمد (ص) اعزام شد و در عملیات کربلای پنج(شلمچه) در تاریخ 21/10/1365 به فیض شهادت نائل گردید. جنازه اش پس از انتقال به سمنان و تشییع، در گلزار شهدای امامزاده یحیی به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید عبدالله مرادی حقیقت
تاریخ: 1365/02/27

وصیت نامه شهید عبدالله مرادی حقیقت تاریخ : 1365/02/27 «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ؛ و آن کس که در راه خدا کشته شده، مرده نپندارید. بلکه او زنده ابدی است، ولیکن همه شما این حقیقت را در نخواهید یافت.» با نام خدا و با حمد و سپاس آن ذات یکتا، با سلام و درود بر یگانه ذخیره آسمانی و امام عصر حضرت ولیعصر(عج) و نائب راستین آن حضرت، بنیانگذار جمهوری اسلامی و با سلام و درود بر ارواح پاک و مطهر همه آن شهیدان و با سلام و درود بر کلیه اسراء و مفقودین و معلولین و مجروحین جنگ تحمیلی. در آغاز وصیت، از این که پس از مدت ها انتظار و با خواست خداوند متعال، لایق حضور در جبهه ها گشتم و از این که خداوند سبحان مرا جهت یاری و نصر دین خود برگزیده، خود را از شکرگذاری درگاهش عاجز می بینم و خدمت تمامی عزیزان عرض کنم که در آمدن من به جبهه و جنگ هیچ هدف و مقصودی جز یاری و دفاع اسلام عزیز نبوده و این که بتوانیم دست متجاوزین و قدرت های استکباری را کوتاه نموده، باعث نشر و گسترش اسلام، مکتبی که سعادت انسان ها در گرویدن به آن است شویم. ملت ما بداند که صحنه های این جنگ، یادآور کربلای زنده تاریخ و رشادت های امام حسین(ع) و یارانش در روز عاشورا می باشد. افتخار ما این است که در ادامه مسیر واقعه کربلا و تحت رهبری های پیامبر گونه حضرت امام خمینی پای در میدان نبرد گذاشته و با لطف خداوندی مصمم هستیم که مستضعفین را برای همیشه از دست مستکبرین عالم آزاد کنیم. امت حزب الله و شهید پرورمان وظیفه خود را به خوبی دریافته و در عمل به آن موفق است و نیازی به یادآوری نمی باشد. ولی لازم است به عرض همگی برسانم که قدر رهبری و امام عزیزمان را بیش از این دانسته که آن حضرت در دعاهایشان فراموش ننماید تا ان شاءالله با ادامه رهبری این بزرگوار انقلاب اسلامی متصل به قیام جهانی حضرت ولیعصر(عج)گردد. شرکت شما امت ایثارگر در مراسم باشکوهی چون نماز جمعه، دعای کمیل و توسل و... امید باقیمانده دشمنان اسلام را مبدل به یاس خواهد نمود. گرم نگه داشتن جبهه و حضور گسترده ملت ما در این میدان از وظایف اصلی و در راس تمامی مسائل است. خدمت هم رزمانم در سنگر مدارس و دانشگاه سلام عرض نموده، امیدوارم این عزیزان در عمل به وظایف خود که تامین نیروی متخصص و متعهد و در کنار آن توجه به مسئله اصلی کشور یعنی جیگ تحمیلی است، موفق باشید. حضور دانشگاه در صحنه های انقلابی به ویژه جنگ قابل توجه بوده، ولی انتظار جامعه انقلابی ما از نسل جوان و دانشجو بیش از این هاست. از کلیه دانشجویان ساکن خوابگاه شهید گلشن به ویژه هم اتاقی های خود که مدتی در خدمشان بودم، تقاضا دارم که به بزرگواری خود و در مقابل همه قصور و بی حرمتی هایی که نسبت به ایشان داشته ایم، ما را مورد بخشش قرار دهند. شما والدین گرامی در مدتی که افتخار فرزندی شما را داشتم، فرزندی شایسته و قدردان زحمات شما نبودم. حال زمان وداع فرارسیده و فرصتی حتی برای جبران گوشه ای از وظیفه سنگین خود را ندارم، تقاضایم از شما این است که از من در گذشته، طلب حلالیت مرا بپذیرید. ای مادر مهربان و دلسوزم می دانم شنیدن خبر شهادتم برایتان بسی مشکل خواهد بود، چرا که توقع شما از فرزندتان در این سن چیز دیگری بود. ولی مادرم، بدانید که در این شرایط وظیفه ما دفاع از اسلام عزیز و دفع دشمنان ان بود و در این بین شهادت برا ی افراد شایسته، امری است مسلم. از این جهت درخواستم از شما این است که در شهادتم بی تابی ننموده، خود را بیش از حد ناراحت ننمایید. دل خود را با یاد مادرانی که چند شهید تقدیم این انقلاب اسلامی کرده اند تسکین دهید. ان شاءالله خداوند شما را از اجر و صبر این شهادت بی نصیب نخواهد گذاشت. گریه و زاری شما به یاد شهدای مظلوم کربلا و سیدالشهدا باشد. بارخدایا! آن زمان ما را به نزد خود فراخوان که از ما کاملا در گذشته باشی. پروردگارا! به خانواده تمامی شهیدان صبر و اجری عظیم عنایت بفرما. خداوندا! تمامی شهیدان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی را با شهدای کربلا محشور بفرما. خداوندا! با پیروزی نهائی رزمندگان اسلام و بازشدن راه کربلا، دل های خانواده های شهدا را شاد بگردان. بنده عاصی خداوند عبدالله مرادی حقیقت 65/02/27

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.