شهید رحیم صباغیان
شهید

رحیم صباغیان

نام پدر: رمضانعلی
دانشگاه: دانشکده فنی شهید صدوقی یزد
مقطع: کاردانی
رشته: برق
تولد: سمنان
تاریخ تولد: 1342/04/01
تاریخ شهادت: 1365/02/06
محل شهادت: جزیره مجنون — جزیره مجنون
عملیات: پدافندی
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

رحیم فرزند رمضانعلی صباغیان در 1342/4/1 در سمنان متولد شد. ابتدایی را در دبستان صادقیه و راهنمایی را در مدرسه توکلی پشت سر گذاشت. متوسطه را در هنرستان شهید عباسپور به پایان برد. او در کنکور شرکت کرد و در دانشکده فنی یزد پذیرفته شد. رحیم از کودکی با منبر و مسجد آشنا شد و وقتی بزرگتر شد، در نمازهای جماعت و دعای کمیل و... شرکت می کرد. او به همراه دوستانش با پخش اعلامیه و شرکت در تظاهرات دین خود را به انقلاب ادا کرد. رحیم که از آب و گل در آمد، همراه پدر به مغازه اش می رفت به عنوان شاگرد کار می کرد و درآمد داشت. تعطیلات تابستانی به کار برق کشی می پرداخت؛ گاهی هم برای برق کشی به روستا می رفت. رحیم در مهر 62 به ورامین رفت و در آموزش و پرورش آن شهر به مدت دو سال تدریس کرد. او از سال 60 تا 65 در چند مرحله به جبهه رفت. ابتدا از طریق لشکر هفده علی بن ابی طالب(ع) به عنوان بسیجی به منطقه جنوب اعزام شد. در سال 61 هم دو ماه در جبهه بود. در آذر 64، از طریق تیپ بیست و یک امام رضا (ع) اعزام شد. چند بار مجروح شد. یک دفعه از ناحیه شکم و پهلو جراحت عمیقی داشت و به مدت یک ماه بستری بود. بعد از بهبودی نسبی در بیست و یکم فروردین 65، در حالی که دانشجوی ترم آخر در رشته برق در دانشکده یزد بود، از طریق تیپ الغدیر به جبهه رفت. سرانجام در ششم اردیبهشت همان سال در اهواز، جزیره مجنون در عملیات پدافندی به شهادت رسید و مفقودالجسد شد. بعد از سال ها پیکر پاکش در تفحص کشف شد و درکنار امامزاده یحیی سمنان در کنار بقیه دوستان شهیدش آرام یافت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید رحیم صباغیان
تاریخ: 1364/04/17

وصیت نامه شهید رحیم صباغیان تاریخ : 1364/04/17 بسمه تعالی امت مسلمان – دانشجویان و استادان گران قدر– دوستان و آشنایان عزیز سلام. سلام به عزت نفستان. سلام به مجاهدت های متحیرتان. سلام به اطاعت و عبادتتان. سلام به رزمتان در جبهه های مختلف حق علیه باطل. هر گاه به کوچکی خودم می اندیشم خجالت کشیده و غرق این می گردم که چه بنویسم که همه ملت مان الهی شده اند و این جای بسی شکر است. قبل از اینکه حقیر چیزی بگویم باید از استادانی که هیچ محدودیت سنی و طبقاتی از بچه 14 ساله گرفته تا پیرمرد 70 ساله که در یکایک آنان سجایای اخلاقی به عینیت رسیده درس ها بگیریم و این مستلزم فرصتی طولانی است. معبود من! خجالت میکشم که عمری از من گذشته و هیچ کاری برایت و در راهت انجام نداده ام و از طرف دیگر تو چه نعمتهایی که برایم ارزانی نداشته ای و چه الطافی که به من روا نداشته ای. خدای من! قدرت رویارویی با دشمن و قتال در راهت را به من عنایت فرما و کمکم فرما که تا آخرین لحظات عمرم به جز خشنودی تو به هیچ چیز دیگر نیاندیشم. آفریدگار من! گناهانم را ببخش و خونم را پذیرا باش که این کمترین چیزی است که میتوانم به پیشگاهت هدیه نمایم. امت مسلمان اندکی به عزت و عظمت خود که تحت تعالیم عالیه اسلام و رهبری های حضرت امام خمینی به دست آورده اید اندیشیده و شکرگذار این نعمت الهی باشید. استادان و دانشجویان عزیز! در طلب علم بیش از پیش بکوشید که استقلال جامعه اسلامی در گرو سعی و تلاش شما میباشد. دوستان و آشنایان عزیز! تقاضامندم خطاهایی که از من حقیر سر زد ببخشایید و این را از قلب و زبان خود جاری سازید و اگر حقی از من طلب دارید جهت مطالبه آن به پدرم مراجعه کنید. خواهران برادران عزیزم: در هر امری رضای خدا را در نظر داشته و پیرامون کلیه جوانب آن بیاندیشید. پدرم! مدت دو سال برایم نماز احتیاط خوانده و مدت دو سال نیز روزه بگیرید. خمس اموالم را پرداخته و از اموالم به قدر نیازتان بردارید و مابقی را تحویل کمیته امداد امام خمینی بدهید. پدر و مادر عزیزم! در زندگی خدمت قابل توجهی برایتان انجام نداده ام. بلکه باری بر دوشتان بوده و به جز مزاحمت کاری نداشته ام. امیدوارم خطاهایم را بخشیده و عفوم کنید. و این را بدانید که در تمام عمر خودم به وجود شما افتخار می نمودم و این مطلب را در خیلی از موارد نیز عنوان کرده ام. در ضمن کسانیکه به من علاقه می ورزیده اند می توانند جهت ابراز آن برایم طلب مغفرت نموده و هر یک، یک روز نماز و روزه برایم بگیرند. رحیم صباغیان 64/04/17

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.