محمدرضا شریعتی
زندگینامه شهید
زندگینامه ثبت نشده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید محمدرضا شریعتی (2)
وصیت نامه شهید محمدرضا شریعتی (2) بسم الله الرحمن الرحیم " مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ “ هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد و هر که مرا بیابد، مرا می شناسد و هر که مرا بشناسد، مرا دوست دارد و هر کسی مرا دوست بدارد، عاشقم می شود و هر که عاشقم بشود، عاشقش می شوم و هر کس را که عاشقش بشم، او را می کشم و هر کس را بکشم، دیه او به گردن من است و هر کس که به گردن من دیه دارد، من خودم دیه او هستم. " باز قسمتی دیگر از وصیت نامه خودم را با این حدیث شروع کردم. آری امت حزب الله، برادران مسلمان زینبان یتیم پرور خانواده های شهدا و معلولین انقلاب اسلام باری دیگر در طول دو سال از جنگ می گذشت که ناگاه حسین زمان از گوشه جماران ندا در داد که ای جوانان عازم به جبهه ها شوید هنگامی که تابش این نور به ما رسید ما را که در دنیای مادی و هوس رانی بودیم به خود آورد که ای جوان تو به فکر چه هستی مال دنیا از بین رفتنی است آنچه که فعلا باید حیثیتش حفظ بشود اسلام است نه مال دنیا. پاسخ به خون شهدا است که به خاطر اسلام جانفشانی کردند نه هوا و هوس این هوا و هوس تو را به مزبله دادن تاریخ می افکند. و ما هم که به عنوان یکی از مقلدین کوچک نائب امام زمان حضرت امام خمینی بودیم گفتم لبیک یا امام، و حرکت کردم هر چند هم که خانواده ما امید داشتند که من به نزد آن ها باشم و کمکی به آن ها بکنم در این فصل که خودتان بردم قلعه نو. واقعیت رویم نمی شد در اول که به پدرم بگویم من می خواهم بروم به جبهه و وقتی که حکم امام را شنیدم گفتم این زمان، زمان حساس است انسان باید از پدر و مادر خود و مال دنیا دست بکشد و عازم به جبهه شود هر چند هم که افرادی باشند که از رفتن من ناراحت بشوند که بگویند ای بابا چرا ایشان می خواهد برود ایشان باید نزد پدرش بماند و کار بکند این هم خودش یک جبهه است ولی من به عقل ناقص خودم به پیش خودم می گفتم اسلام یک زمان احتیاج به نیرو دارد یک زمانی احتیاج به کمک های اولیه دارد و یک زمانی هم احتیاج به خون دارد و از طرفی هم بارها در این زمان حساس به نزد خود می گفتم ما که عنوان می کنیم مقلد امام هستیم پس کی می خواهیم به “هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی” او لبیک بگوییم. آیا{...} با تمام وجود حرکت کردم و آمدم تا این که بتوانم با پیروزی نهایی برگردم. مادر عزیزم و خاله های مهربانم و ننه گرامی و خواهران عزیزم و برادر بزرگوارم می دانم که شما همگی خوشحال خواهید بود. مادر عزیزم، خاله هاجر، پدر بزرگوارم چقدر شما فعالیت می کردید برای من یک همسر خوب انتخاب بکنید حال هم ناراحت نباشید اگر به امید خدا برگشتم سریع اقدام خواهم کرد و اگر برنگشتم همین جا همسر من اسلحه من است. حجله گاه من سنگر من می باشد. نقل و نبات روی سر من رگبار گلوله های دشمن می باشد و امیدوارم که بتوانم با پیروزی کامل با دیگر برادران راه کربلا را باز کنیم و هر کداممان برای شما از تربت پاک کربلا ( مهر ) سوغات بیاوریم دیگر وقت ندارم. تا چند ساعت دیگر عازم می شود در حدود دو سال برای من نماز بخوانید با بدهید بخوانند و یک الی دو ماه هم برای من روزه بگیرید یا بدهید بگیرند ولی به کسانی بدهید تا این کارها را انجام بدهند که اول مخلص به نطام جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی باشند و دوم هم این که مقلد امام باشد و از شما بستگان می خواهم اگر شهید شدم راضی نیستم که کسی در زیر جنازه من گریه بکند و راضی نیستم که کسی غیر از امام خمینی مقلد دیگری برای خود انتخاب کرده باشد و در زیر جنازه من بیاید و برای جلوگیری از این کارها ای پدرم و ای دایی های عزیزم که من پیش همگی شما شرمنده هستم و ای پسرخاله های عزیزم شما مسئولید که جلوی این افراد را بگیرید نه با سر و صدا بلکه با تواضع و فروتنی و از کلیه برادران و مادران می خواهیم که از جنگ و عازم کردن فرزندان خود و کمک به جبهه یادشان نرود چون در روز قیامت مسئولید. و راستی دیشب که شب چهارشنبه 29/4/61 برادرم تقی را زیارت کردم و دیگر برادران که گرد و غبار کربلا بر سر و صورت آن ها نشسته بود و چهرها هایی عاشقانه داشتند. ( برادر علی عبداللهی، صفوی، قاسمی، پسر رضا قاسم، تقی شریعتی ) وقت نیست. خدا حافظ. امام را دعا کنید. پیرو ولایت فقیه باشید که در راس آن ها امام است. خودتان را از جامعه روحانیتی که در خط امام هست و در راس آن روحانیت که امید امام و امت ( آیت الله منتظری ) می باشد جدا نکنید. در جلسات دعا و عزاداری خوب شرکت کنید. و یک وصیت نامه ای هم در کامیاران به دست برادر جلالی دادم در صورت امکان استفاده نمایید. و آن نواری که پر کردم دعای توسل فقط در خانه برای خودمانی ها گذاشته شود چون اصلاحش دقیق نکردم و آمادگی ذهنی هم خوب نداشتم.وصیت نامه شهید محمدرضا شریعتی(1)
وصیت نامه شهید محمدرضا شریعتی(1) " اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِی زُمرَه الشُهَداء * خدایا قرار بده ما را در زمره شهدا " " وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ" نگویید آنا نکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه آن ها زنده اند و لکن شما درک نمی کنید. " لاله این چمن آلوده به رنگ است / سپر از دست مینداز برادر که جنگ است هنوز عاشق چو شدی تیر بسر باید خورد / زهری که رسد همچو شکر باید خورد در راه وصال دوست با چهره باز / دریا دریا خون جگر باید خورد با عرض سلام و درود به پیشگاه سلاله پاک رسول خدا محمد ابن عبد الله (ص) و ولی عصر امام زمان (عج) و نایب بر حقش این قلب تپنده امت حزب الله و نور چشم تمام مستضعفین جهان اسلام حضرت امام خمینی و کلیه خانواده های شهدای ایران، فلسطین، الجزایر، لبنان، افغانستان وصیت نامه خود را بدین شرح به عرض کلیه خواهران و برادران می رسانم. خداوند در قرآن کریم سوره بقره آیه ۲۱۵ چنین می فرماید : « حکم جهاد برای شما مقرر گردید و حال آن که بر شما ناگوار و مکروه است لکن چه بسیار شود چیزی که شما ناگوار شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح در آن بود و چه بسیار شود چیزی را که خیر می دانید اما برای شما شر است خداوند به مصالح امور داناست و شما نمی دانید » حال ای خدا مرا این عزت بس که بنده تو بودم و این فخرم بس که پروردگارم تو بودی تو آنچه را که من دوست دارم مخواه، بلکه آنسان که می خواهی بگردان. دو سال از جنگ تحمیلی می گذشت که ناگاه فریاد همیشگی حسین که از حلقوم وارثش خمینی عزیز بیرون آمد ندا در داد که ای جوانان عازم به جبهه های حق علیه باطل شوید و این فریاد بود که قلب سیاه من که به هر چیز فکر می کرد به غیر از این نشست و مرا که سالیان در خواب غفلت بودم بیدار ساخت و روانه به جبهه های جنگ نمود. برادران و خواهران عزیزم اگر شهید شدم و قطرات خونم در صحرای کربلا ریخته شده به مردم بگویید که تمام قطرات خون ایشان فقط و فقط برای اسلام و برپاداری ولایت فقیه و روحانیت اصیل در خط امام است و کسی دیگر نیست که این راه را همچون حسین وار در صحرای کربلا و همچون علی وار در محراب عبادت ادامه بدهد و سلام بر شما خواهرانم از شما می خواهم هنگامی که شهید شدم زینب وار بخروشید و منافقین را رسوا نموده و حالت متواضع و فروتن داشته باشید و از شما می خواهم که تنها و تنها از خط امام و کانال ولایت فقیه که خط اسلام می باشد دفاع کنید و خدمت برادر بزرگوارم سلام می رسانم آری برادر عزیزم شما حق بزرگی بر گردن من داشتید و بنده نتوانستم وظیفه برادری را نسبت به شما ادا کنم و از تو می خواهم برادر جان اهل منزل و وابستگان را همیشه دعوت به صبر نمایید و به آن ها بگویید که شما هم شهید هستید. چون توانستید فرزندی را تربیت بکنید و به عنوان هدیه به خدا بدهید و به مردم بگویید که همگی ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم و سلام مرا به کلیه برادرانی که در کلیه نهادهای انقلاب اسلامی کار می کنند به خصوص برادران حزب جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران و جهاد سازندگی، بنیاد شهید و ... برسانید. به همه آن ها بگویید که اگر خطا یا گناهی از ما سرزده و یا این که عامل رکود حرکت تمام برادران حزب الهی بودیم ما را عفو کنند و طلب مغفرت از خدای متعال کنند و متذکر می شوم که هر چند در زمان زنده بودنم نتوانستم هدف خودم را به همه برادران و خواهران اسلامیم اعلام نمایم امیدوارم که توانسته باشم با شهادتم هدف خودم را بیان کرده باشم و تنها وصیتی که به همه برادران و خواهران دارم این که مبادا اهل کوفه باشید و حضرت علی را تنها بگذارید. باید امام را همچون چشم در سر و قلب در بدن دوست بداریم و اخلاق اسلامی و حجاب اسلامی را در کلیه رفتارهای خود عملی بکنید و به پسر خاله های عزیزم این پاسداران اسلام و امام بگویید پیرو ولایت ففیه باشند که هستند و دایی های مهربانم را سلام مخصوص برسانید و اگر زحمتی و یا این که ناراحتی برای آن ها در طول عمرم فراهم کرده ام معذرت می خواهم و از آن ها می خواهم که مرا به بزرگواری خودشان ببخشید و باز از آن ها می خواهم که خانواده مرا دعوت به صبر نمایند و سلام مرا به برادران و خواهرانی که در نکارمن هستند برسانید و اگر نسبت به آن ها بی احترامی کرده ام از جانب من معذرت بخواهید و یک مجلس ختمی هم در آنجا برقرار کنید و به آن ها هم بگوید که ایشان تنها از امام تقلید کنند ای خواهران و برادران، پیرو خط ولایت فقیه باشید مبادا تفاله های آمریکا و منافقین در گوش شما زمزمه ها و نوید های شورانگیز بدهند و شما هم به سخنان آن ها گوش بدهید و امام را تنها بگذارید چون اگر کسی از شما به سخنان افراد باطل گوش ندهد مثل این است که به سخنان خدا گوش کرده و خدا را عبادت کرده و بنده خدا می باشند و از همگی شما افراد مومن و مخلص می خواهم که برای سعادت بودن خود هم در دنیا و هم در آخرت دروازه بان گوشتان باشید. پدر و مادر عزیزم و کلیه فامیل های وابسته اگر شهید شدم آن امکاناتی را که نزد خودتان تهیه دیده بودید و قصد داشتید در مجلس عروسی من خرج کنید آن ها را در روز سوم شهادتم به حزب جمهوری قلعه نو ببرید تا به جبهه های جنگ ببرند و از همگی شما در مجلسی که برای من می گیرید در خواست می کنم همیشه خوشحال و خنده رو باشید پدر و مادر عزیز و بزرگوارم و ننه بزرگوارم مبادا غصه خواری کنید که روح من در قیامت ناراحت باشد و من هم در پیش خدا شرمنده گردم اگر می خواهید گریه بکنید به جای گریه بر من گریه بر حمزه عموی پیامبر بکنید که هیچکس نبود در مجلس ختم او مگر پیامبر و چند نفر دیگر و گریه کنید بر نواب صفوی، آیت الله شهید بهشتی، آیت الله شهید باهنر، شهید رجایی این مظلومان تاریخ خودمان ( انقلاب اسلامی ) و گریه بر شهدای آبادان، دزفول، خونین شهر، کردستان بکنید که چند روز جسد های این عزیزان ممکن است در بیابان ها بمانند و بعد از گرفتن این جسد ها چه غریبانه به خاک سپرده می شوند. در آخر باز می گویم من برای شهادت به اینجا نیامده ام و در سر خودم امید به شهادت در راه اسلام را نمی پرورانم بلکه پیروزی اسلام بر کفر را در فکر خودم پرورش می دهم و لکن اگر شهادت به نزد من آید آن را همچون مادری که طفل خودش را به بغل می گیرد می گیریم. در اینجاست که سخن امام حسین (ع) در روز عاشورا در زیر زبانم آمد که می گفت ای خدا اگر با شهادت من دین جدم حضرت محمد (ص) زنده تر می شود پس ای شمشیرها مرا دریابید و پدر و مادرم سلام مرا به برادران طلبه ام برسانید و بگویید که چقدر دوست داشتم که شاگرد کلاس آن ها باشم ولی سعادت نداشتم و به عموم خواهران و برادران بگویند که قدر این طلبه های در خط امام و خط ولایت فقیه را بدانند چون این برادران طلبه فقط از خدا می ترسند و این ها همگام با مردم ولی در قلب تمام مردم مسلمان جای دارند. در آخر متذکر می شوم هنگامی که مرا به قبرستان می برید از این شعارها یادت نرود برای دفن شهدا مهدی بیا مهدی بیا، بر سر قبر شهدا مهدی بیا مهدی بیا، خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار، مرگ بر شوروی، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، حزبیه فقط حزب الله رهبر فقط روح الله و این وصیت نامه شاید اشتباهات داشته باشد فقط برادران طلبه على محمد ، تقی محمدی تقی شریعتی بررسی شود و بعد خوانده شود.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید