شهید محمدرضا شاه حسینی
شهید

محمدرضا شاه حسینی

نام پدر: حسن
دانشگاه: مرکز تربیت معلم گرگان
مقطع: کارشناسی
رشته: ادبیات فارسی
تولد: میقان- شاهرود
تاریخ تولد: 1341/07/20
تاریخ شهادت: 1363/12/25
محل شهادت: شرق دجله — شرق دجله
عملیات: بدر
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

فرزند سوم حسن و طیبه، در 1341/7/20در میقان شاهرود به دنیا آمد. پدر با دامداری هزینه زندگی محمدرضا و سه برادر و سه خواهر دیگرش را تامین می کرد. پس از دیپلم وارد دانشگاه شد و در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تربیت معلم گرگان ادامه تحصیل داد. از فعالیت های مهم او، شرکت در فعالیت های سیاسی قبل از انقلاب بود که توسط نیروهای نظامی قلعه نو او را شناسایی کردند و کتک زدند. در دوران تحصیل در انجمن مدرسه، حضور گسترده ای داشت. در تیر 1363 از طریق بسیج به جبهه اعزام شد و چند ماه در آن جا حضور داشت. در 1363/12/25 ، در عملیات بدر شهید شد. پیکرش یک سال مفقود بوده و از روی پلاک او را شناسایی کردند. در گلزار شهدای میقان از توابع شاهرود به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید محمدرضا شاه حسینی

وصیت نامه شهید محمدرضا شاه حسینی بسم الله الرحمن الرحیم با درود به آن ها که دنیا را سه طلاقه کردند و از وابستگی های کاذب دنیا بریدند و خود را برای رزمی بی امان با خصم زبون آماده ساختند و در این راه از همه چیز گذشتند و جان خود را خالصانه و عاشقانه در راه معبود خویش فدا کردند. خدایا! بنده حقیر و تقصیر کار خودت را توفیق این را پیدا کرده که در صف مجاهدان واقعی تو قرار بگیرد بپذیر. ای خدای مهربان! در آزمایش های الهی ما را سرافراز کن، آزمایشی که خالصان و عاشقان گوی سبقت را بردند. در عرصه پیکار با ستمگران، وجودم را به خدمت خود آر و قدرت وجودم را افسون کن که همچون شیری شرزه به دشمنان بتازم و همچون صاعقه ای غران بخروشم و تا آخرین نفس و رمقی که در پاهایم احساس می کنم، با دشمن بجنگم. خدا! از تو مصرانه می خواهم که روح سلحشوری و علی وار جنگیدن را به من عطا کن و به کارزار با دشمن سلاحم را آتشین کن و گلوله هایم را به قلب دشمنانت بنشان. پدر و مادر عزیزم! اگر توفیق شهادت نصیبم شده، ناراحت نشوید؛ زیرا، همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم: «اِنّا لِلّه وَ اِنّا اِلیهِ راجِعون» همه در نزد خدا امانت هستیم و خدا هر وقت که دوست داشته باشد، امانت خودش را پس می گیرد. مادر عزیز، خواهران و برادران گرامی و پدر ارجمندم! درست است که احساس جدایی و هجران فرزندتان شما را ناراحت خواهد کرد، این را به عنوان وصیت بیان می کنم، اگر پولی در اداره آموزش و پرورش داشتم بگیرید و هزار تومان هم برای ساختن حسینیه اسم نوشتم به حسینیه بدهید و باقی مانده آن را در راه خدا خرج نمایید. اگر جنازه ام به دست شما رسید این را به عهده خودتان می گذارم، هرجا که خودتان دوست داشتید مرا دفن کنید. مدرسه راهنمایی کلاته خیج مقدار خیلی کم پول از من می خواهد، بابت غذایی که سه چهار روز در آن جا خورده ام و مدرسه راهنمایی ابرسج هم، شاید پول کرایه ماشین بدهکار باشم، آن ها را بدهید و در این جا از همه شما و همه قوم و خویشان حلالیت می طلبم و اگر بدی از این حقیر تقصیر کار دیده اید ببخشید.

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.