شهید پرویز سراج
شهید

پرویز سراج

نام پدر: علی
دانشگاه: صنعتی شریف
مقطع: کارشناسی
رشته: کامپیوتر-سخت افزار
تولد: سمنان
تاریخ تولد: 1344/11/01
تاریخ شهادت: 1367/02/25
محل شهادت: —
عملیات: بیت المقدس 6
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید پرویز سراج در تاریخ 1344/11/1 در خانواده ای متوسط و مذهبی متولد گردید. تحصیلات مقدماتی را در تهران، دوران راهنمایی ایشان با اوج گیری انقلاب اسلامی همراه شد و او در کنار سنگر مدرسه با انقلاب همراه و همگام شد و فعالیت های خود را از مسؤولیت کتابخانه های حضرت سجاد(ع) و علی بن موسی الرضا(ع) آغاز نمود. بعد از اخذ دیپلم در سال 1362 در تربیت معلم در رشته ی دینی عربی پذیرفته شد و رسما معلمی قرآن را در مدارس بر عهده گرفت. همچنین در سال 1366 در امتحان کنکور سراسری شرکت نموده و در رشته ی مهندسی کامپیوتر سخت افزار پذیرفته و تحصیل را آغاز نمود. او عاشق مخلص مسجد بود و رابطه ای دیرینه با این عبادتگاه مسلمین و سنگر محکم دین داشت به طوری که بر سر زبان ها مسجد خانه ایشان معرفی شده بود. هیچ وقت از فعالیت های خود دست برنمی داشت از همان ابتدا با یک سری کلاس های آموزشی روخوانی قرآن و کلاس های عقیدتی آغاز گردید و کلاس های ترجمه و تفسیر قرآن به طول انجامید. کلاس ها را از بچه های کوچک آغاز نمود و تاکید می کرد آموزش را از کوچک ها و به عبارتی از کودکان آغاز نمود. که: «العِلمُ فِی الصِغَرِکَاالنَقشُ فِی الحَجر.» علم در کودکی همچون نقشی بر روی سنگ می ماند. و همچنین می گفت که بچه ها امید آینده اسلام و قآن هستند و همه چیز را باید از آن ها آغاز نمود چون که جامعه ای که نسل جوان خوب تربیت شود آن جامعه رستگار است. او بدین وسیله گوشه ای از حرکت عظیمی که خمینی کبیر (ره) آن را آغاز رهبری نموده بود به عهده گرفت و تا جایی که در ید قدرت داشت با عشقی که مخلصانه خدمت به اسلام را حیات خود می دید و بدون آن مرگ را زیباتر می خواند. کلاس های آموزش قرآن و احکام و عقاید را در مساجد از برای کودکان شش ساله الی پیرمردان شصت ساله ترتیب داده بودند و به کمک دوستان همسنگرش هدایت و آموزش کلی این کلاس ها را به روش قرآنی و حوزه ای به عهده گرفتند. ایشان در ضمن این کلاس ها برنامه هایی نیز برای جذب هرچه سریعت و بیشتر فرزندان این مردم به مسجد پیاده نمود. با آگاهی عالمانه ای که داشت همیشه عشق شهادت داشت و شوق و راهنمایی دیگران در تمام مسائل و امور مربوط به دین و اسلام بود. ایشان برای ما دوستان خود همواره در تمام مسائل مخصوصاً اخلاق و ایمان اسوه و الگو بودند. و تلاشی خستگی ناپذیر در جهت هدایت آل الله را آغاز کرده بود و تا پایان زندگی دنیوی اش آن را ادامه داد و بعد از آن خونش پیام دهنده سخنان و اهداف اوست. از اخلاقیات ایشان می توان نکات زیر را گوشه ای از عظمت روحی ایشان است ذکر نمود: مقلد مخلص حضرت امام (ره) بود. نماز اول وقت او هرگز ترک نمی شد. و نماز های یومیه را در پنج وقت می خواند روزه هایش را مرتب می گرفت و اکثرا روزهای دوشنبه و پنجشنبه را در صیام بود. تا جایی که وقت و موقعیت به ایشان اجازه می داد اکثراً در دعای کمیل و نماز جمعه و دیگر مراسم مذهبی شرکت می جست. قرآن را بسیار عزیز و گرامی می داشت و به آموزش وعمل به آن اهمیت فراوان می داد. احترام به والدین از برجسته ترین نکات زندگی او بود. هیچ وقت نشنیده بودم که صدایش از صدای والدینش برتر باشد. به صله ی رحم اهمیت می داد و فامیل را دوست می داشت.به سلام تقدم می کرد و همواره خوشرو و شاداب بود. در ظاهر و محزون بود. برای عشق خدا در داخل به تربیت فرزندان مخصوصاً فرزندان فامیل و خانواده اهمیت بسیار قائل بود و همواره متذکر این مطلب اساسی بود و نماز شب و دعاهای سحرش بین تمامی خانواده و دوستانش معروف است. او مکرر داوطلبانه در مناطق جنگی حضور پیدا می کرد. در عملیات کربلای یک آزاد سازی مهران همراه با شش تن از دیگر برادران به عنوان دیده بان جهت شکستن خط دفاعی دشمن پیش مرگ نیرو های خودی می شد و در همین عملیات یکی از همراهان وی برادر احمد زیاری شهید و در شهادت از او سبقت می گیرد. از کمترین مرخصی استفاده می کرد. دیرتر می آمد و زودتر برمی گشت. او بسیجی مخلص بود که فرمانده بودن او تا موقع شهادت بر هیچ کس آشکار نگردید. نحوه شهادت: بعد از ترم اول دانشگاه برادر شهید پرویز سراج در تاریخ 1366/12/12 برای چندمین بار به طرف دانشگاه واقعی خود راهی شد. بعد از آن در دفعه آخر که به مرخصی آمده بود با اینکه ده روز از مرخصی او مانده بود ولی بعد از 24 ساعت پس از مرخصی با اعلام قضیه ی مداخله آمریکا به خلیج و قضیه فاو شبانه خیلی سریع عازم جبهه شد و این بار همانند علی اکبر حسین (ع) عاشقانه از پدر و مادر خداحافظی دائمی نموده و با چشمانی اشک بار از حب به والدین و عشق و شهادت عازم جبهه گردید و با چه عجله ای کم وصف رفت تا به هنگام عملیات پیروزمندانه بیت المقدس 6 در آزاد سازی ارتفاع شیخ محمد با نیروهای تحت امر فرماندهی خود به حرکت در آمد و با کمترین تلفات بیشترین بهره برداری را نمودند. در واپسین لحظات در حالی که بیسیم به دست مشغول به فرماندهی و سازمان دهی نیرو ها بود که گلوله ی خمپاره ای در پشت سر ایشان به فاصله ی چند متری به زمین خورده و ایشان را با اصابت چند ترکش به نواحی مختلف بدن و مخصوصاً قسمت پشت سر به درجه رفیع شهادت رسانید و بدین ترتیب درجه دکترا شهادت را از دانشگاه عشق و ایثار و مقاومت از دست استاد بزرگوارش آقا امام حسین (ع) دریافت نمود و با فخر تمام این مدرک را با جان خویش معامله نمود. روحش شاد راهش پر رهرو باد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید پرویز سراج
تاریخ: 1365/12/10

وصیت نامه شهید پرویز سراج تاریخ : 1365/12/10 «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ؛همانا خداوند از مؤمنان مال ها و جان هایشان را خریداری می نماید و (در این معامله) برایشان جنت را می دهد.» آغاز سخن با نام تو که مبدا هستی و سرچشمه وجودی، تو عاشق خدایی که بر اساس عشق جهان آفریدی و در مسلخ عشق با عاشقانت معامله ای که او را از عذاب الیم نجات می دهد و به بهشت برین می رساند. معامله ای که عاشق خویش را فدای معشوق می نماید و تو نیز در مقابل همه چیز به او می دهی. خوشا بر تجاری که در سوق عشق با سرآمد عاشقان به معامله ای پر سود پرداختند و رضای او را بر تمام هستی ترجیح دادند. خدایا عبدی ذلیل که جز امید و عشق به درگاهت و دوستی او لیاقت چیزی ندارد آمده و در این جهان مادی سخن می گوید، عبد سخن نمی گوید معبود کلام می سازد. محبوبا تو را به محبین در خانه ات سوگند این حقی را در این بسیج شرکت ده و نظرم را بر وجه خویش بگردان بر اولیا و اوصیا و مؤمنین درود فرست که واسطه ی رحمت و فیض تو هستند. عزیزان نوشتاری که ملاحظه می کنید چند جمله ای است که به عنوان وظیفه بر کاغذ می آید. جهان بر دور محور ولایت می چرخد با نبود ولایت هستی ممکن نیست در اسلام عزیز اعمال بر اساس ولایت سنجیده می شود و هر کس با امام و پیشوای (ولی و سرپرست) خویش محشور می گردد. ولایت حقه از خدا شروع و در طول آن به انبیا و خاتم آنان حضرت محمد(ص) ختمی مرتبت که درود خدا بر او و آل پاکش باد و اوصیا و جانشینان ایشان -ولی فقیه- می رسد. امتثال فرامین هر یک واجب الاطاعه است. اگر پیامبر سخنی بگوید باید اطاعت شود به نص صریح قرآن: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» و همچنین ائمه (ع) و ولایت فقیه که در عصر حاضر در زمان غیبت بر عهده ی فرزند پاک رسول امام خمینی است که بر عمر پر برکتش بیفزاید. وقتی مردم بخواهند حرکت کنند خداوند معادن و ذخایر خویش را برای یاری آنان آشکار می نماید. هشت سال پیش مردم ایران لیاقت یافتند تا این محبت خدا بر مردم آشکار بشود و با رهبری پیامبر گونه اش جامعه ی رو به انحطاط را نجات بخشد. دشمنان کور دل برای مقابله با این هدیه ی الهی - انقلاب اسلامی- به مبارزه های گوناگون زدند که آخرین آن تحمیل جنگ از طرف بدبختی بی اراده بوده است. این جنگ هر چند از طرف آن ها شروع شد و به حکم قرآن چون آنان اول شروع نمودند باید با آن ها به مبارزه برخاست و خدا دوست دارد که این کفار به دست این امت اسلامی معذب شوند. (ان شاءالله) این جنگ بر علیه خود آنان به کار گرفته شد. مایه ی عزت و افتخار قرآن شد و جهانیان سردرگم را به راه هدایت نزدیک نمود و ان شاءالله در آینده روشنی نه چندان دور تشنگان حقیقت به اسلام می پیوندند. حال ای عزیزان: برای اینکه زحمات رسول خدا(ص) و ائمه معصومین (علیهم السلام)و شهدای اسلام هدر نرود بایستی متحد شد و تحت لوای اسلام و قرآن بر آنان بتازیم. تمام امکانات را برای پیشبرد و پیروزی جنگ به کار گیرید و برای احقاق حق از جان مال دریغ نورزیم زیرا طرف معامله خداست و زیانی در کار نیست. از کوچکترین کارها حتی سخن گفتن که باعث تضعیف روحیه بشود و دشمن خدا را تقویت کند دوری نمایید. عزیزان دقت کنید شهدا راضی نیستند پا بر خون آنان بگذارید. ای کسانی که شعار خاموش جنگ می دهید بدانید کسانی که خونشان را نثار کرده اند راضی نیستند که از خون آنان چنین استفاده شود. اگر با این نظام نو بنیان اسلامی بنای مخالفت بگذارید و در ادای وظایف سهل انگاری نمایید در هر دو جهان بدبخت و ذلیل می گردید. بدانید عزت از آن خدا و مؤمنین است و مؤمنین عامل به فرامین خدا و رسول می باشند نه اینکه به خاطر منافع شخصی از دین بزنند و دیگران را فدای خود، خانواده هوا و هوس ها و نفسانیات شوم خود بکنند. از پیامبر و ائمه بیاموزیم که چگونه تمام هستی خویش را وقف اسلام کردند و چگونه استاد بزرگ شهادت اباعبدالله الحسین (ع) خود و خانواده خویش را فدای اسلام عزیز نمود و در سیاهی ظالمان فریاد کرد: «إن کان دینُ محمّدٍ لَم یَستقِم،إلاّ بِقَتلی فَیا سیوفُ خُذینی؛ اگر دین جدم جز با کشته شدن من پایداری نمی ماند پس ای شمشیر ها مرا در برگیرید.» رضای خدا را درنظر بگیرید و تقوای الهی پیشه کنید از منافع مادی در حد لازم استفاده نمایید. به فکر خانه ی آخرت باشید. نباشید از کسانی که خانه ی دنیای آنان آباد و خانه ی آخرت شان ویران است. پوزخند به خط انقلاب و اعمال افراد خالص در انقلاب نزنید، مکر به کار نبرید که خدا با شما مکر به کار می برد. چوب خدا را چنان خواهید خورد که دیگر نای اندیشیدن نداشته باشید. دوستان، همکاران و دانش آموزان عزیز: همیشه خداوند را به خاطر این نعمات - وجود شما و با شما بودن- سپاس می گویم و تشکر از اینکه بنده ی حقیرش را اجازه محبت و همنشینی با شما را داده است. ما در این دنیا همراه پرستو های عاشقی بوده ایم که عاشقانه به سوی مأمنشان کوچ نمودند و با این عمل به ما آموختند چگونه زیستن و چگونه مردن را. برادران عزیز امید آینده اسلام و انقلاب شما هستید. خصوصاً شما دانش آموزان عزیز حوادث را نیک نظر کنید و به خاطر بسپارید. به آیندگان بگویید این انقلاب با نثار خون به دست آمده و با ایثار خون حفظ شده. چنان چه جنازه ام به دست شما نرسید نگران نباشید. قدر این فداکاری ها را بدانید و خوب درس بخوانید و برای جلب رضایت پروردگار خدمت کنید. در کنار تدریس و تحصیل به خودسازی مشغول شوید وخود را از گناه دور کنید. آرمان اسلام نجات مسلمین است پس نه خاک و نه سرزمین مطرح است. و اگر اسمی برده می شود از این ها به خاطر اسلام است. قدر دوستان خوب خود و نماز جماعت و مسجد را بدانید که سعادت در این هاست. گذشت و فداکاری کنید از اشتباهات یکدیگر گذشت نمایید تا انتظار بخشش از خداوند متعال داشته باشید. به یاد امام حسین(ع) گریه و زاری کنید. این حقیر را حلال نمایید و اگر حقی بر گردن بنده دارید حتماً از بازماندگانم مطالبه نمایید. خانواده ی بزرگ و ای عزیزان حقوق شما بر من بی شمار و پاسخ زحمات شما از طرف حقیر هیچ است. از خدا طلب جزا و اجر می نمایم که او عطا فرماید. پدر و مادرم فخر کنید که در راه اسلام هدیه ای نثار کردید و فردا در نزد علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) رو سفید و شاد باشید. به بزرگواری خود حلالم کنید و از خطا هایم بگذرید. به فکر عزت اسلام باشید و در مصائب صبور باشید گریه بر مظلومیت حسین و مظلومیت اسلام کنید از دیگرا ن نیز برایم حلالیت بگیرید و شما را به بندگی و تقوا سفارش می کنم. خدایا ما را از شهدای واقعی قرار بده. الها شفاعت نبیت و وصیت و رحمتت را نصیبمان بگردان. بار خدایا شهادتمان را تحت رایت نبیت و همراه با اولیائت قرار ده. خداوندا نواقص اعمال و عبادات و طاعاتمان را به کمال خویش ببخشای. خداوندا طالب رضای توئیم رضایت تو را خواستاریم عطایمان کن. خداوندا تو آنچنانی که دوست داریم آنچنان مان کن که دوست داری. خداوندا خلوص نیت عطا فرما. «وَالسَّلامُ عَلی الرََّسولُ الله وَ آله وَ آلُ اللهَ وَ لَعَنَ الدّائِمُ عَلَی اَعدائَاللهُ اَلحَمدُاللهَ الَّذی شَرَفنا بِالشَّهادَه» یکشنبه 10/12/1365 غلامعلی (پرویز) سراج

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.