شهید شعبان سجادی
شهید

شعبان سجادی

نام پدر: احمد
دانشگاه: مرکز تربیت معلم شهید باهنر دامغان
مقطع: —
رشته: تربیت معلم
تولد: دامغان
تاریخ تولد: 1344/01/30
تاریخ شهادت: 1365/10/04
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 4
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید شعبان سجادی در پگاه سوم فروردین 1346 در روستای طزره از توابع شهرستان دامغان دیده به جهان‌گشود. در کانون گرم خانواده‌ای ساده‌زیست، صمیمی و متدین رشد نمود که علیرغم زحمات مستمر پدر مانند اکثر مردم آن‌زمان با فقر دست به گریبان بود. پدر شهید که کارگری ساده بود بعد از مدتها تلاش توانست اندک زراعت و دامی خریداری کند تا به پشتوانه آن ممرّ حلالی برای اعضاء خانواده داشته باشد. شهید شعبان سجادی تحصیلات ابتدایی را در روستای طزره پشت سر گذاشت. طعم دوری از خانواده را برای نخستین بار در 12 سالگی زمانی چشید که برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی به همراه برادر بزرگترش اسماعیل به شهرستان گرگان عزیمت کرد. در سال 1361 برای تحصیلات متوسطه مجدداً به شهرستان دامغان بازگشت و در رشته علوم انسانی دبیرستان دکتر شریعتی ثبت نام نمود. در سال 1364 موفق به اخذ دیپلم ادبیات و علوم انسانی شد. در همان سال در آزمون ورودی دانشگاه‌ها شرکت و برای ادامه تحصیل در دانشگاه تربیت معلم دامغان پذیرفته شد. دوران تحصیل دبیرستان شهید سجادی که همزمان با تجاوز دشمن بعثی عراق به میهن اسلامی بود؛ آغاز آشنایی جدی وی با پیر جماران امام خمینی (رحمه ا.. علیه) بود. مطالعه فراوان کتب انقلابیون مذهبی و گوش دادن به سخنرانی‌های حضرت امام از یکسو و مشاهده اعزام یکی بعد از دیگری دوستان به جبهه‌ها و به شهادت رسیدن آنان از سوی دیگر، روحیه جهاد و شهادت‌طلبی را در وی تقویت کرده بود. روزی حلال پدر، زحمات تربیتی مادر در کنار فضای معنوی ایام جبهه و جنگ، روح زلال شهید سجادی را که از کودکی با مشکلات صیقل داده شده بود، در عنفوان جوانی شیفته مفاهیم فطری دینی و اعتقادی کرده بود. آنگونه که برای عمل به تکلیف الهی شرکت در جبهه‌ها را بر خود واجب دید و در سال 1365 دوبار به جبهه‌های حق علیه باطل در منطقه شلمچه اعزام شد و بالاخره در پنجم دیماه 1365 در عملیات کربلای 4 در منطقه شلمچه دعوت حق را لبیک گفته و جان عزیز را ارزانی جانان نمود.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شعبان سجادی
تاریخ: 1365/09/29

وصیت نامه شعبان سجادی تاریخ : 1365/09/29 «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ سپاس بی پایان خداوندی را که پروردگار عالم وجود هستی بخش آفریدگان پدید آورنده آسمانها و زمین است.» درود فراوان بر روان پاک پیامبر برگزیده خدا محمد مصطفی (ص) باد که نخستین بنده شایسته خداوند و افضل پیامبر مقرب او و بهترین آفریده او بر رحمت و مکرمت او بسوی جهانیان است و به عترت پاک و معصوم و وجود آن مقدس که از هر آلودگی و ناپاکی و قلب تپنده است و امید تمامی مستضعفین جان امت شهید پرور انقلاب اسلامی و با درود بر تمامی شهیدان از کربلای حسینی تا کربلای ایران که با خون خود ریشه های راستین اسلام را آبیاری کردند و در برقراری آن جان خود را فدا کردند. هم اکنون چند پیام به شما پدر و مادر عزیزم و برادرم و امت شهیدپرور انقلاب اسلامی دارم که بقرار زیر است. شما ای پدر و مادر عزیزم. الآن هنوز نمی دانم عازم کدام جبهه می باشم ولی انشاء الله به هر جبهه ای که می روم هدفم برچیدن کفر است و هدفم بر علیه آنهایی ست که مقابل اسلام ایستاده اند و تنها خواهشی که دارم این است که اگر به خواست خداوند شهادت نصیبم گردید برایم گریه نکنید که من پیش خدای خودم خواهم رفت و اینکه خون من از خون شهیدان کربلای حسینی تا کربلای ایران با ارزشتر و رنگین تر نیست و از شما میخواهم برای سلامتی و طول عمر امام دعا کنید و همیشه بیاد خدا باشید و در راه خدا قدم بردارید و از شما پدر و مادر عزیزم حلالیت می طلبم و از زحماتی که برای من در طول زندگی کشیدید ارج می نهم و از خداوند متعال برای شما اجر و شکیبایی خواستارم. اما سخنی که با شما برادر عزیزم دارم این است که دین خود را نسبت به خالق ادا کن و بار تکلیفی که بر دوش تو نهاده شده است بمنزل برسان. وظایف خویش را آنچنان که خواست خداست انجام ده. باشد که پروردگار آنها را از تو بپذیرد. زنهار که از امر خدا سرپیچی ننمایی یا به محرمات و معاصی دامن خویش را آلوده نسازی و از شما برادر عزیزم خواهش میکنم که مرا حلال کنید که اگر چنانچه در طول زندگی برای شما مزاحمت ایجاد کردم امیدوارم مرا ببخشید و عفو نمایید تا شاید از گناهانم اندکی کاسته گردد. از آشنایان و اقوام مخصوصاً شما دائی عزیزم و سایر عزیزان حلالیت میطلبم و امیدوارم مرا حلال کنید و خداوند همه شما را موفق و سلامت بدارد. خواهشی که از شما امت حزب الله دارم این است که پشتیبان رهبر باشید و از رهبری او اطاعت کنید و دلیرانه در برابر مفسدین و جبارین تاریخ با توکل بر خدا ایستادگی کنید که نصرت شما در آن است و این وعده ای است که خدا داده است و خوف از خدا را در خود بالا ببرید و پشتیبان سرسخت ولایت فقیه باشید و همیشه در پی حق و حقیقت باشید و ذکر و هدفتان فقط برای الله باشد چون در این صورت است که صراط مستقیم را طی خواهید کرد. جنگ را فراموش نکنید و آن را یک امر مهم بشمارید. و اگر شما در صحرای کربلا حضور نداشتید که سیدالشهدا (ع) را یاری نمائید الآن میتوانید جوابگوی هل من ناصر سید الشهداء(ع) باشید و سخن دیگری را که با بعضی از مردم دارم این است که میگویند اینها از درس فرار کردند و رفتند. شما این را نمیدانید و فهم این را ندارید که بفهمید که بخاطر امر خدا به جبهه ها رفتیم و وصیت دیگر من به امت حزب الله این است که هر وقت نفسشان اسیر شان کرد به جبهه ها بیایند با فاتحه و قرآن خواندن و صلوات در هر روز جمعه این گناهکار را شاد کنید و نکته دیگر اینکه امام را تنها نگذارید و از رهبری او اطاعت کنید و به خانواده شهداء (ع) سر بزنید و به دیدار معلولین و مجروحین بروید و هر کس با انقلاب امام مخالف است مدیون هستید که بگذارید در تشییع جنازه من بیاید و مدیون هستید که با هر فامیل ضد انقلاب در رابطه باشید چه دوستان و آشنایان در آخر سفارشی به شما پدر و مادر عزیز و برادر و سایر عزیزان دارم این است که راضی نیتسم که بخاطر من خودتان را به خرج بیاندازید و آن خرجی که بخاطر من میخواهید ختم کنید برای جبهه بفرستید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 29/9/1365 «امام امت را تنها نگذارید و از رهبری او اطاعت کنید»

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.