شهید احمد تبریزی
شهید

احمد تبریزی

نام پدر: عباس
دانشگاه: دانشکده فنی و حرفه ای انقلاب اسلامی تهران
مقطع: کارشناسی
رشته: معماری
تولد: سمنان
تاریخ تولد: 1338/02/19
تاریخ شهادت: 1361/10/13
محل شهادت: عین خوش — عین خوش
عملیات: —
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید احمد تبریزی در سال ۱۳۳۸ در سمنان در خانواده‌ ای متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود. تحصیلات دوران دبستان را با جدیت و منظم به پایان رسانید. تحصیلات دبیرستانی خویش را نیز به همین ترتیب گذرانید. شهید علاقه زیادی به مسجد و مجالس مذهبی داشت و در سن ۱۸ سالگی موفق به اخذ دیپلم در رشته ریاضی شد و از آنجا که دانشگاه را فضای بازی برای فعالیت ‌های مذهبی ضد شاه می دانست راهی دانشگاه شد. و در دانشکده خود شروع به فعالیت نمود و ابتدای دوران دانشگاهی او زمان اوج انقلاب سال 57 – 56 بود و او نیز در تشویق و بسیج دانشجویان و جوانان پرشور انقلابی مسلمان نقشی داشت و بعد از تعطیل دانشگاه سمنان آمد و در سمنان با هم سن و سال هم سن و سالان خود تلاشی پیگیر در تشکیل و گستردگی تظاهرات ضد شاهی داشت و شب ها همراه با گروهی اعلامیه ضد شاهی را پخش می نمود تا این که انقلاب به پیروزی نهایی رسید و شهید با بازگشایی دانشکده به محل تحصیلی خود یعنی تهران بازگشت و در دانشکده خود شروع به مبارزه با دشمنان انقلاب اسلامی و منافقان آمریکایی نمود و چون با حزب جمهوری اسلامی تهران همکاری داشت دفتر حزب جمهوری اسلامی را در دانشکده خود افتتاح کرد و شروع به تبلیغات خط امام نمود و به بحث و گفتگو با منافقان آمریکایی پرداخت تا شاید بتواند آن ها را به خط امام که همان خط اصیل اسلام است آشنا سازد و شهید اعتقاد داشت که هواداران ساده سازمان با مرکزیت منافقین تفاوت دارند و باید این ها را جریانات انحرافی سازمان آشنا سازد و با کسانی که در مرکزیت سازمان هستند و کینه توزانه به انقلاب می ‌تازند برخورد جدی و قاطع نمود شهید احمد تبریزی در تهران یک دوره کامل امدادگری را گذرانید و بعد از آن در بیشتر جلسه های درس اعضای مرکزیت حزب جمهوری اسلامی از جمله کلاس درس آیت الله دکتر سید حسین بهشتی و آیت الله رفسنجانی و دکتر باهنر و عسگر اولادی و غیره شرکت می نمود و خط مشی آن ها را در دانشکده خود پیاده می‌کرد و چندین بار از طرف حزب جمهوری اسلامی تهران برای شناسایی و تحقیق کاندیداهای حزب جمهوری اسلامی برای مجلس شورای اسلامی به استان یزد و شهرهای دیگر سفر کرد و از اعضای فعال حزب جمهوری اسلامی ‌تهران شاخه دانشجویی بود. آری شهید احمدی تبریزی یک انسان سازش ناپذیر با هر جریان انحرافی بود و خطی را که موفق به برآوردن خواسته ‌های ملت و برقراری یک حاکمیت اسلامی می ‌دید خط امام بود. شهید از یک ماموریت از طرف حزب به استان باختران و کردستان برای تحقیق رفته بود هنگام برگشت متوجه شد که دانشگاه به خاطر انقلاب فرهنگی تعطیل شده است بعد از تعطیلی دانشکده با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شهید مصلحت دید که به خدمت سربازی برود برای این کار از دانشکده ترک تحصیل موقت نمود و به خدمت سربازی رفت دوران آموزشی را در تهران گذرانید و بعد از اتمام به پادگان لویزان منتقل شد و بعد از چندی به همراه لشکر ۲۱ حمزه راهی جبهه جنگ شد وی ابتدا در جبهه کرخه با صدامیان جنگید و در عملیات فتح المبین زخمی شد و در بیمارستان تهران بستری شد. شهید در مدت مرخصی هم بیکار نمی نشست و در کتابخانه بسیج حمزه سمنان فعالیت می‌ کرد و بعضی شب ها پاسداری می داد وی بعد از اتمام ۱۸ ماه خدمت سربازی برای مدت شش ماه دیگر به طوری احتیاط در جبهه مقدم ماند. وی به همراه دیگر برادران حزب اللهی برای تقویت روحیه همسنگرانش کوشش زیادی می نمود از آنجا که مطالعات سیاسی و ایدئولوژی خوبی داشت از طرف نماینده سیاسی ایدئولوژی لشکر به عنوان نماینده سیاسی و ایدئولوژی گردان خود انتخاب شد و فعالیت زیادی برای آگاه ساختن سپاهیان اسلام داشت و چندین بار به وی پیشنهاد شده بود که به قسمت سیاسی ایدئولوژی زندان اوین تهران منتقل شود ولی عشق به شهادت وی مانع از این کار شد بالاخره یک هفته به خدمت سربازی اش مانده بود تلفنی با خانواده تماس گرفت و گفت منتظرم نباشید من تا آخر جنگ و پیروزی اسلام به سمنان بر نمی گردم. که سرانجام در روز ۱۳ دی ماه ۱۳۶۱ که چند روز از اتمام دوران خدمتش گذشته بود در جبهه عین خوش بر اثر ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل شد و به آرزوی دیرینه اش رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید احمد تبریزی (2)

وصیت نامه شهید احمد تبریزی (2) بسم الله الرحمن الرحیم " وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ * البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌اند، بلکه زنده‌اند (به حیات ابدی و) در نزد خدا متنعّم خواهند بود. " خدایا من تاکنون چند بار وصیت نامه نوشتم ولی لیاقت آن را نیافتم که مرا به سویت بخوانی و تو را به مقربان درگاهت قسمت می‌ دهم که این وصیت نامه را آخرین وصیت نامه ام قرار ده و مرا به سویت بخوان. دوستان و برادران عزیز شهادت لیاقت می ‌خواهد و اگر اکنون شهادت نصیبم نشده است دلیلش این است که لیاقت نداشته ام. برادران و خواهران عزیز از امام پیروی کرده و آن را تنها نگذارید و من راضی نیستم کسانی که قلبا به این انقلاب اعتقاد ندارند در تشییع جنازه‌ام شرکت کنند. پدر و مادر عزیزم که بسیار برایم زحمت کشیدید هرچند من نتوانستم زحماتتان را ادا کنم ولی از خدا می ‌خواهم که در روز قیامت شما را در پیش امام حسین (ع) و فاطمه زهرا (ع) روسفید دارد و امیدوارم که صبر پیشه کنید و دشمنان را با صبر خود ناامید کنید. برادران و خواهران شما باید الگو در جامعه باشید که خانواده شهدا چشم و چراغ ملت اند. پدر عزیزم تو وصی من هستی آن مقدار از پولی را که نزد محمود دارم 200 تومان آن را به محمد پور دوست و همکلاسی ام که در مجتمع بودیم بدهید و بقیه را هم به {...} انقلاب و به دولت بدهید. برایم دو ماه روزه و یک سال نماز بدهید. بسم الله الرحمن الرحیم سرباز وظیفه: احمد تبریزی نام پدر: عباس شماره شناسنامه: ۲۳۷ محل تولد: سمنان انا لله و انا الیه راجعون. ان شاء الله در صورت شهادت مرا در امامزاده یحیی سمنان دفن کنید. در صورتی که پدر و مادرم جای دیگری را می ‌خواهند آنجا که آن ها می‌ خواهند دفن کنید.

وصیت نامه شهید احمد تبریزی
تاریخ: 1361/01/17

وصیت نامه شهید احمد تبریزی تاریخ : 1361/01/17 بسم رب شهدا خدایا این چهارمین بار است که وصیت نامه خود را می نویسم و یاران همه رفتند ولی هنوز من لیاقت آن را نیافتم که به آن ها بپیوندم. خدایا تو را قسم می دهم به خون شهیدان که این وصیت نامه را آخرین وصیت نامه من قرار ده و مرا هر چه زودتر به سایر شهیدان ملحق کن. خدایا ما را خالص گرداند و خونمان را سیلی گردان که این سیل ریشه کفار و منافقین را از بن برکند. دوستان عزیز بیایید دل‌های خود را با دعا و نماز از سیاهی ها پاک کنیم و رضای خدا را در کارهای مان بر رضای خدا هر چیز دیگر مقدم بداریم و از خدا می خواهم که وجود امام عزیزمان این اسوه و الگو و این رحمت الهی که بر جامعه ما فرود آمده تا ظهور مهدی (عج) مستدام بدارد ما را شایستگی سربازی آن امام عزیز قرار دهد. پدر و مادر عزیز می ‌دانم آنقدر شما برایم زحمت کشیدید تا به این سن رسیدم و پدر عزیز که از کوچکی مرا با مسجد آشنا کرد باید در قبال این زحمات اجر و مزد دریافت دارید و آیا مزدی بهتر از این که مرا در راه رضای خدا قربانی کردید. خدا از شما راضی شود و امام حسین علیه السلام، حضرت فاطمه زهرا علیه السلام از شما شاد و خوشنود شوند. ( شما و هر که مرا می شناسند می‌ گویم راضی نیستم که هر کس به این حرکت این جمهوری اسلامی و امام عزیز و روحانیت و خلاصه به خط امام وفادار نیست در تشییع جنازه ام شرکت کنند. ) مگر این که بتواند با شرکت در تشییع جنازه روح خود را صیقلی دهد و سازندگی داشته باشد. ملت عزیز من فقط و فقط برای بر پایی احکام اسلامی در جامعه به جبهه رفتم تا بتوانم با خونم امر به معروف و نهی از منکر کرده باشنم پس هر که در برابر منکرات ساکت بنشیند به خون شهدا خیانت کرده. ملت عزیز و شهید پرور دشمن سعی دارد که ما را از روحانیت جدا کند با شایعات این که چرا آن ها به جبهه نمی روند آن ها که تاکنون شهدای زیادی را در این انقلاب داده‌ اند و محکم و استوار تا به آخر ایستاده اند شما هوشیار باشید و در دهان مخالفان روحانیت و اسلام بکوبید و نمازهای جماعت و جمعه را فراموش نکنید و صفوف خود را به شکل کنید و در دهان منافقان بکوبید. در پایان مقدار پولی را که دارم دویست تومان از آن احد محمد پور است که از دانشجویان دانشکده می باشد و محمود او را می شناسد. بقیه را برای کمک به جنگ زدگان بدوات اسلامی بدهید. هر کس ادعای طلبکاری کرد فورا بپردازید. برایم سی روز روزه بدهید بگیرند و یک ماه هم نماز بخوانند از تمام شما حلالیت می طلبم. خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی (عجل الله) تعالی خمینی را نگهدار. سرباز کوچک اسلام احمدی تبریزی17/1/61

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.