شهید علی افضلی
شهید

علی افضلی

نام پدر: محمد
دانشگاه: دانشکده فنی و حرفه ای انقلاب اسلامی تهران
مقطع: ------------------
رشته: —
تولد: روستای تودروار-دامغان
تاریخ تولد: 1344/06/06
تاریخ شهادت: 1365/02/29
محل شهادت: مهران — مهران
عملیات: مقابله با تک عراق
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید علی افضلی در ششم شهریور 1344 در روستای تودروار دامغان در خانواده ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. تحصیلاتش را با موفقیت تا سطح دیپلم ادامه داد و سپس در دانشکده ی فنی لویزان پذیرفته شد.از ویژگی های بارز اخلاقی شهید افضلی، اخلاق و سلوک آسمانی اش بود و خوشرویی و مهربانی همیشگی اش. شهید بطور مرتب در شب های چهارشنبه برای دعای توسل، شب های جمعه دعای کمیل و اقامه ی نماز جماعت وجمعه فعالیت داشتند و در تمامی مراسم های مذهبی شرکت فعال داشتند. در تظاهرات های قبل و بعد از انقلاب فعال بوده است و در طول تحصیل در انجمن اسلامی همکاری داشته است. او فعالیت های فرهنگی در جهت آموزش های نماز، قرائت قرآن و شرکت در کلاس های عقیدتی و احکام و آموزش قرآن از دیگر فعالیت های این شهید بزرگوار می باشد. این دانشجوی مخلص و با صفا، بارها جامه ی رزم پوشید و راهی دیار عاشقان شهادت گردید وهمراه با خیل سپاهیان نور، با لشکریان ظلمت به نبرد پرداخت و سرانجام در عملیات آزاد سازی مهران، به ملکوت پرکشید و پیکر پاکش بر خاک لاله آذین مهران، آیینه ی روشن فداکاری و جانفشانی گشت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید علی افضلی
تاریخ: 1365/02/27

وصیت نامه شهید علی افضلی تاریخ : 1365/02/27 "بسم الله الرحمن الرحیم" سلام علیکم: خداوند کرات و سیارات و ستارگان را آفرید، خداوند تمام جانوران، پرندگان، خزندگان و انسان که موجودی ناشناخته است آفرید حال با پیچیدگی این مخلوقات کیست که بگوید خالقی نیست برای آفریده شدن این ها. ما یقین داریم بر اینکه خالق تمام این موجودات شگفت انگیز یک واحدی است بنام الله. خداوند برای پیاده کردن دین خود اسلام، هزاران پیامبر فرستاد که انسان ها را در هر زمان هدایت کنند و هدف از خلقت را به بشر بیاموزند که اول آن حضرت آدم و آخر آن پیامبر اکرم(ص) می باشد و پیامبر اسلام(ص) بعد از خود جانشین انتخاب کرده که اول آن حضرت علی(ع) می باشد و پیامبر و معصومین ما می باشند که در طی چند سال برای هدایت جامعه کوشش بسیاری کرده اند تا سر حد شهادت در زمان غیبت مولا صاحب الزمان(عج) هدایت جامعه به دست ولی فقیه می باشد و ولی فقیه این زمان حضرت امام خمینی(ره) می باشد. و من که به جبهه پا نهاده چیزی نبوده است به غیر از انجام تکفیلی که مرجعم و رهبرم و هدایت کننده ام امام امت بر دوشم گذاشته است. پیام من به پدر و مادر: من چه بگویم و چه بنویسم که زبان قاصر است و ترسم قلم شعله کشد صفحه بسوزد و با این دل خونین به پدر رنج کشیده و تنهایم و مادر غم پرورم چه بنویسم. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که من فرزندی خوب برای پدر ومادر خود نبودم و می خواهم که مرا حلال کنند و مرا ببخشند که من حتماً منتظر هر دوتای شما هستم. من چه پیامی برای ملت شهید پرور ایران بنویسم و برای ملت شاهرود چه بگویم، من در مقابل خانواده هایی که 7 شهید، 5 شهید، تعدادی شهید، معلول، مجروح، مفقودالاثر تقدیم جمهوری اسلامی و برای تحقق پیدا کردن اهداف عالیه اسلامی کرده اند چه بگویم و چه بنویسم. ملتی که امام خود و رهبر خود را شناخته و پشت سر او دارد حرکت می کند و از تمام هستی خود می گذرد و من که باشم که برای آنها پیام بدهم. برای منافقان و ستون پنجم چه بگویم که تنها صحبت آن است که آنها گمراه اند و به اشتباه رفته اند و من از آنان می خواهم که بنشینند و وجدان خود را قاضی نمایند و واقعاً ببینند که حق چیست و باطل کدام و آن را به چون و چند دنیا که دیار فناست خوش کرده اند یکی به یک موتور، یکی به یک ماشین، یکی به زن و بچه و یکی به درس خواندن، اگر تمام این لذت های دنیایی بی هدف ولی انگیزه باشد، اگر تا مقام عالیه دنیایی هم برسند هیچ ارزشی نداشته و ندارد و نخواهد داشت. آن ها که به دنبال علم بدون جهت و بدون تزکیه رفتند اشتباه کردند و من هم اگر دنبال درس رفتم و می خواستم که ادامه دهم درسم را تا جایی که بتوانم کشش مغزی در مورد درس داشته باشم درس را دوست دارم و مدرکی و تخصصی را دوست داشتم بگیرم که در آینده نه اینکه با یک زندگی سطح بالا روبرو باشم بلکه بتوانم گره ای از کار محرومان را بگشایم و کمی هم رضایت پدر و مادر دلسوزم را که خیلی دوستشان داشته ام و دارم جلب نمایم و به دست آورم. حال که پذیرفته شدم در حین اینکه لایق نبوده ام و خودم می دانم که به نفس خود ظلم کرده ام برای من افتخار می باشد و از پدر و مادرم می خواهم که بر مشکلات صبر نمایند ودعا کنند که من بتوانم شب اول قبر با شفیع شدن مولا حضرت علی(ع) و رسیدن بر سر قبر من و کمک گرفتن از ائمه معصومین از فشار قبر کاسته شود و در روز قیامت بتوانم جواب خدا وپیامبران و ائمه اطهار و شهدا بدهیم. ان شاء الله دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید علی افضلی در داخل چادر روز شنبه ساعت 9 شب تاریخ 1365/2/27 در مقر کاظمین- اهواز

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.