شهید علی ادهم
شهید

علی ادهم

نام پدر: حسن
دانشگاه: —
مقطع: ------------------
رشته: —
تولد: گرمسار
تاریخ تولد: 1347/06/06
تاریخ شهادت: 1366/04/29
محل شهادت: جزیره مجنون — جزیره مجنون
عملیات: مقابله با تک عراق
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

در هفتم شهریور 1347 در منزل آقای حسن ادهم در گرمسار، فرزندی چشم به جهان گشود که نامش را علی گذاشتند. چون خانواده اصالتا سرخه ای بودند، بعد از مدتی به شهر خود سرخه برگشتند. او دوره های ابتدایی و راهنمایی را در سرخه گذراند. دوره دبیرستان را در مدرسه شهید عباس پور سمنان با موفقت سپری کرد و در کنکور دانشگاه پذیرفته شد. علاقه شدید او به مطالعه در زمینه های صنعت، هواپیمایی،فلسفه ،دین ،الکترونیک ، فیزیک و زبان انگلیسی باعث شده بود که کتاب های زیادی در این زمینه ها در کتابخانه شخصی خود داشته باشد. از زمانی که به سرخه برگشتند، در کلاس های قرآن استاد شهید عباس فیض شرکت می کرد. قبولی در دانشگاه مانع حضورش در جبهه نشد. از شانزده سالگی در مناطق جنگی حضور پیدا کرده بود. اولویت اول زندگیش حضور مستمر در جبهه بود. شش بار از طریق جهاد به عنوان تراش کار و از طرف بسیج به عنوان بی سیم چی، تک تیر انداز ، تیربار چی و کمک تیر بارچی به جبهه اعزام شد. در عملیات کربلای پنج از ناحیه پهلو مجروح شد. این مجروحیت سبب شد که حدود بیست سانتی متر از روده اش را بردارند و سه ماه بستری باشد. هنوز بهبودی کامل حاصل نشده بود که به جبهه رفت. در تک عراقی ها در جزیره مجنون، بر اثر ترکش کاتیوشا مجروح شد. وقتی همرزمانش خواستند او را به عقب منتقل کنند، اجازه نداد و از آن ها خواست سایر مجروحین را تخلیه نمایند.هنوز در صحنه مانده بود که گلوله خمپاره ای منفجر شد و نیمه نفس او را هم گرفت.در بیست و نهم تیر ماه 1366، در تک عراقی ها در جزیره مجنون به شهادت رسید.شرایط جزیره طوری بود که تا سه روز بعد نتوانستند جنازه اش را به عقب منتقل کنند. محل شهادتش کانون آتش بازی عراقی ها و انفجار انواع گلوله ها شد. به همین دلیل جنازه شهید علاوه بر جراحات بسیار زیاد، در آتش خشم بعثی ها سوخت.پس از انتقال جنازه به سرخه و تشییع در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه شهید علی ادهم(3)

وصیت نامه شهید علی ادهم(3) حمد و سپاس خدایی را که به ما نعمت هستی عنایت فرمود تا در راهی که رضای او در آن است استفاده کنیم. شکر خدایی را که اسلام واقعی را به ما نمایاند و برای هدایت ما پیامبران را فرستاد. شکری مضاعف که به ما توفیق عنایت فرمود تا با بسیجیان و سپاهیان عاشق، به سرزمینی قدم بگذاریم که به عطر خون شهیدان معطر است. بارالها! به سوی تو روی آورده ام و گل سرخ شوق را به امید کرمت در دل پروراندم. بارالها! به پروردگاری تو گواهی می دهم، اعتراف و اقرار دارم که تو پروردگارم هستی و بازگشتم به سوی توست. پیش از آن که چیزی باشم و نشانی از من باشد، به من نعمت عنایت کردی و مرا از خاک آفریدی و هدایتم کردی. وقتی مساله، مساله حیات اسلام است، از حبیب بن مظاهر تا علی اصغر، همه باید در این راه فدا شوند. این خون و جان ما تا وقتی ارزش دارد که اسلام در خطر نباشد. وقتی اسلام به خطر افتاد، سر حسین بالای نیزه می رود، زینب به اسیری برده می شود، علی اکبر و علی اصغر کشته می شوند. بدن حسین را زیر سم اسب ها له می کنند و سر امام حسین را از بدنش جدا می کنند. پدر و مادر عزیزم! می دانم که چقدر ناراحت هستید، اما بدانید که ناراحتی برای یک نفر و از دست دادن او خیلی بهتر است از ناراحتی از دست دادن اسلام. خوشحال باشید که با یک عمل آگاهانه، با یک انتخاب و یک دنیا افتخار از این جهان رفته ام، چون قرآن می فرماید:« زندگی چند روزه دنیا، افسون و بازیچه ای بیش نیست و زندگی اگر مردم بدانند، به حقیقت در آخرت است.» برادران عزیز! توجه داشته باشید، هر چند نیاز کشور به علوم مختلف دراین برهه از زمان زیاد است، اما بدون داشتن اسلام، استقلال سیاسی و اقتصادی هیچ گاه نمی تواند سعادت ملتی را تامین کند. پس با حضور خود در جبهه این استقلال را به دست آورید. بدانید که جنگ، جنک است و عزت، شرف، دین و میهن ما در گرو همین مبارزات است. برادان عزیزم! امروز به جای آن که از مناره های مسجدالاقصی صدای الله اکبر و لااله الاالله شنیده شود، صدای چکمه های صهیونیست خون آشام به گوش می رسد. می دانید چرا؟ چون مسلمانان از اسلام غفلت کردند و به دستورت اسلام عمل ننمودند. همان گونه که در قرآن:« کتب علیکم الصیام» نوشته شده است « کتب علیکم القصاص و کتب علیکم القتال» هم نوشته شده. پس لختی به خود آییم. خود را بشناسیم و بدانیم که در کجا به سر می بریم؟ برای چه آفریده شده ایم؟ وظیفه ما دراین چند روز دنیا چیست؟ مدت ها از شروع جنگ تحمیلی گذشته است و همه شاهد ویرانی هایی هستیم که جنگ به این ملت تحمیل کرده است. ملت ما در مقابل این مشکلات چون کوهی ایستاده است. دیروز رفته است و نمی دانیم که آیا در عمرمان فردایی می یابیم یا نه. نباید به فردا اعتماد داشت. پس بر ماست غنیمت شمردن این فرصت. اکنون زمان آن رسیده است که دین خود را به ملت و امت شهیدپرور، به خانواده های شهدا و به این کشور اسلامی ادا کنیم. این وظیفه هر مسلمانی است که در مقابل هر متجاوزی بایستد. چند تذکر به برادران عزیزم: سعی کنید با دوستی و محبت بین خود، پیوندتان را استوار سازید و به یکدیگر احترام فراوان گذارید که روایات ما حرمت مومن را عظیم تر از کعبه دانسته است. غیبت کردن مسلمان از مسلمان دیگر بزرگترین گناه است که انسان گوشت برادر مرده خود را بخورد. پس به این موضوع اهمیت دهید ودوستی کنید. هر روز چند آیه از قرآن را بخوانید که دل را جلا می دهد. قدر امام را بدانید که علامه امینی فرمود:« خمینی ذخیره خداست که به ما رسیده است.» آیت الله سعیدی در زندان ساواک فرمودند: « به خدا اگر مرا بکشید و خونم را بر زمین بریزید، در قطره قطره خونم نام مقدس خمینی را خواهید دید.» توجه داشته باشید که همگی به سوی خدا باز خواهیم گشت. این یکی از خصوصیات مکتب اسلام است که حرکت انسان از او شروع و به او ختم می شود. ( انا لله و انا الیه راجعون ) پیام تمام شهیدان ما این بوده است که هر وقت به یادمان افتادید، کودکان معصوم لبنانی را در نظر بگیرید که مظلومان هبه دست صهیونیست قتل عام می شوند. جنگ بد است، اما در مقام دفاع نه. دشمن ما کسانی هستند که مدرسه ها، بیمارستان ها و مناطق مسکونی مارا مورد هجوم قرار م یدهند و با بمب و موشک آن ها را ویران می کنند. آیا تا به حال خرابه ای را دیده اید که بر اثر اصابت موشک باشد؟ یا شهیدی را که پیکر مطهرش در زیر آوار مانده است؟ آیا تا به حال کودک معصومی را بر تخت بیمارستانی دیده اید؟ آیا در آن لحظه با خود اندیشیده اید که اینان به کدامین گناه کشته و زخمی شده اند؟ آری برادرم! دشمن وحشی است، بسیا ر وحشی. پس بر ماست که با حضور گسترده خود در صحنه های نبرد، انتقام خون این شهیدان و همه خون های به ناحق ریخته شده را بگیریم.

وصیت نامه شهید علی ادهم(2)

وصیت نامه شهید علی ادهم(2) بسم الله الرحمن الرحیم پدرو مادر گرامیم، سلام علیکم پس از عرض سلام و آرزوی سلامتی برای شما، چند نکته ای را که نمی خواستم در وصیت نامه باشد در اینجا تذکر میدهم. 1- اگر خدا توفیقی داد و شهید شدم شما با صبر و شکیبایی خود مرا خوشحال کنید، مبادا بعد از شهادتم کاری کنید که باعث خوشحالی دشمنان اسلام گردد و به حرف هیچکس گوش ندهید که مثلاً بگویند او برای ماندن چیز و یا ماندن کسی کشته شد یا حرفهایی نظیر اینکه هر کس به مقدار خود باید به جبهه برود و این درست اما شاید بعضی ها اصلاً نخواهند در جبهه حضور یابند مگر آنها معلم ما هستند که هر کاری کردند ما هم انجام بدهیم اگر آنها به جبهه رفتند ما هم برویم و اگر نرفتند ما هم نرویم و در مقابل این افراد ما خانواده هایی را داریم که همیشه یکی یا دو تا از افرادشان در جبهه ها هستند ما جواب آنها را چه بدهیم، معلم ما آن حسین فهمیده ای است که با نارنجک خود را زیر تانک دشمن میاندازد و خود شربت شهادت مینوشد و تمانک هم می ترکد و از این حماسه ها در طول این جنگ زیاد است و هیچگاه به حرفهای یاوه گویان گوش ندهید که آنان میخواهند تا میتوانند بین مردم تفرقه بیاندازند. توجه داشته باشید امروز هر کس یا میتواند انقلابی و مسلمان باشد یا منافق و حد وسطی وجود ندارد هر کس در میدان عمل پایش بیفتد و توانست با حضور در جبهه ها امام خود را یاری کند آن مسلمان است و آن کسی که از خود سلب مسئولیت میکند منافق است. امروز همه ما مسئولیم، مسئول این اسلام. شما به خانواده های شهدایی که چندین فرزند خود را تقدیم انقلاب کرده اند شهید حسنان، شهید کلمه ای و شهید فیض و یا دیگر شهداید نگاه کنید و به بینید که چه روحیه ای دارند آنها با 2 یا چند فرزند خود را تقدیم انقلاب کردند و این وظیفه ماست که جای خالی آنها را پر کنیم. پدر گرامیم: اگر توانستید و مانعی نبود در این خطوط مقدم حضور یابید و به یاری امام بشتابید که ما در کربلای حسین نبودیم که او را یاری کنیم اما در کربلای خمینی هستیم و باید او را یاری کنیم. مادر گرامیم: شما که هر روز دعا و قرآن میخوانید سزاوار نیست کاری کنید یا حرفی بزنید که باعث خوشحالی دشمنان اسلام شود و بدانید که با رفتن من مسئولیت شما سنگین تر شده است و باید مانند مادر شهید قاضی به دیگر خانواده های شهدا روحیه بدهید و بدانید که همه کسانی که اعزام نیرو هستند به فکر منافع خود نیستند و همه برای اسلام کار میکنند شما باید مواظب مادر شهید تقی پیوندی باشید و مواظب مادر شهید حسنان، توجه داشته باشید که قرآن میفرماید: «هیچ کس جز به فرمان خدا نخواهد بود که اجل هر کس در اوج قضای الهی بوقت معین ثبت است و هر کس ثواب این جهان را بخواهد به او میدهیم از آن و هر کس ثواب آن جهان را بخواهد به او میدهیم، از آن روز دهیم پاداش شکرگزاران را.» (آل عمران 145) توجه داشته باشید که خط سرخ شهادت از امام حسین به ما ارث رسیده است و با مرگ خیلی فرق دارد و شهیدان هرگز نمی میرند ما که در این دو روز دنیا بالاخره باید بمیریم پس چه بهتر که این مردن شهادت باشد. در اسلام جهاد حتی از زمان هم ساقط نمی شود آنهائی که به جبهه نمی آیند منافق هستند چون پیغمبر میفرماید: «کسی که بمیرد و جهاد در راه خدا نکرده باشد و آمادگی جهاد در راه خدا را نداشته باشد به قسمتی از نفاق مرده است.» 2- وسایل شخصی مرا از کتاب و لباس و ... اگر احتیاجی نداشتید به دوستانم بدهید. 3- حدود 9 روز روزه و 6-5 ماه نماز قضا دارم. علی ادهم

وصیت نامه شهید علی ادهم(1)
تاریخ: 1365/12/07

وصیت نامه شهید علی ادهم(1) تاریخ : 1365/12/07 وصیت‌نامه اشهدان لا اله الا الله ، اشهد ان محمد رسول الله ، اشهد ان على ولى الله «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» محققا خدا از مومنین جان ها ودارایى‌هایشان را خرید که به جاى آن بهشت ‌برایشان باشد بنابراین آنان هم در راه خدا جهاد می کنند پس میکشند و کشته میشوند و عده اى است که وفاى شان بر خدا حق و درست است و آن در تورات و انجیل و قرآن بیان نموده وکیست که به عهد و پیمان خود وفا کننده تر از خدا باشد پس اى مومنین شاد باشید به داد و ستد خودتان آنچنان داد و ستدى که به آن معامله نمودید که آن معامله و داد و ستد همان پیروزى و رستگارى است .(سوره توبه آیه ی 111) هان تکن الدنیا تعد نفسیه / فدار تواب الله اعلى وابتل وان تکن الا موال تترک جمیعا / فما بال متروک باءالمرء یبخل وان تکن الا بدان للموت الشات / فقتل امراء بالسیف فى الله اجمل اگر چه دنیا زیبا و دوست داشتنى است اما خانه پاداش الهى و خانه آخرت بسیار زیباتر و بهتر است و اگر مال دنیا را آخر کار باید گذاشت و رفت پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نکند و اگر این بدن هاى ما ساخته شده است که آخر کار بمیرد پس چرا در راه خدا با شمشیر قطعه قطعه نشود . بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود بر یگانه منجى عالم بشریت و نسل غوطه‌ور در گناه مهدى موعود و بنام خداوند بت شکنان تاریخ ابراهیم خلیل الله، محمد رسول الله، خمینى روح الله. حمد وسپاس بیکران خداوندى را که به ما نعمت هستى عنایت فرمود تا از آن در راهى که رضاى او در آن است استفاده کنیم. شکر خداوندى را که اسلام واقعى را به ما نمایاند و براى هدایت ما پیامبران را فرستاد و شکرى مضاعف که به ما توفیقى عنایت فرمود تا همراه با بسیجیان و سپاهیان عاشق به سرزمین قدم گذاریم که به عطر خون شهیدان مطهر است. بارالها، بسوى تو روى آورده‌ام وگل سرخ سوق را به امید کرم تو در دل پروراندم . بارالها به پروردگارى تو گواهى مى دهم اعتراف و اقرار دارم که تو پروردگار هستى و بازگشتم بسوى تست، پیش از آنکه چیزى باشم و نشانى از من باشد به نعمت آغاز کردى و مرا از خاک آفریدى و براى هدایت مقدر خود بدنیا آوردى . پدر و مادر گرامیم: میدانم چقدر براى من زحمت کشیدید و واقفم که هیچگاه نتوانستم حتى گوشه اى از زحمات طاقت فرساى شما را جبران کنم فقط توجه داشته باشید وقتى مسئله، مسئله اسلام است از حبیب ابن مظاهر تا على اصغر همه باید دراین راه فدا شوند این خون وجان ما تا وقتى ارزش دارد که اسلام در خطر نباشد وقتى اسلام در خطر افتاد سر حسین بالاى نیزه میرود، زینب به اسیرى میرود، على اکبر و على اصغر کشته مى شوند بدن امام حسین را زیر سم اسبها له میکنند و سر امام حسین را با شمشیر جدا میکند همه این جنایتها به خاطر اسلام بوده است و خواهد بود اما دین اسلام باید باقى بماند . پدر و مادر عزیزم: مى دانم که چقدر ناراحت هستید اما بدانید که ناراحتى کشیدن براى یک نفر و از دست دادن او خیلى بهتر از دست دادن اسلام است خوشحال باشید که این امانت را به صاحب اصلى اش تحویل داده امیدوارم که از اشتباهاتم درگذرى و مرا عفو کنید . برادر و خواهر گرامى ام: از اینکه برادر خوبى براى شما نبودم و بارها موجبات اذیت و آزار شما را فراهم کردم مرا ببخشید شما با صبر و بردبارى خود مى توانید پیام رسان خون شهداء باشید که همانا مقاومت و پایدارى در راه حق تا آخرین لحظه است و خوشحال باشید با یک عمل آگاهانه، با یک انتخاب و یک دنیا افتخار از این جهان رفته ام و همانا زندگى واقعى در آن دنیا است چون قرآن مى فرماید: «این زندگانى چند روزه دنیا افسوس و بازیچه اى بیش نیست و زندگى اگر مردم بدانند به حقیقت در آخرت است.» (سوره عنکبوت آیه 64 ) در شهادتم ناراحت نباشید و به این آیه قرآن توجه داشته باشید که : «الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ...» ( آنانکه چون به حادثه سخت و ناگوارى دچار شوند صبورى پیشه گیرند و گویند ما به فرمان خدا آمده ایم و به فرمان خدا مى رویم آن گروهند مخصوص به درود و الطاف الهى و رحمت خاص خداوند و آنها به حقیقت به سوى خدا هدایت یافته‌گانند . ( 157و 156 بقره ) و اما اى دانش آموزان و هنر جویان گرامى : اى امیدان آینده انقلاب اسلامى دایما توجه داشته باشید در حال در پشت میز آرام و بدون هیچ دغدغه اى نشسته اید و درس مى خوانى که بسیارى از جوانان دایما در جبهه ها حاضرند ، بسیارى در خاک و خون مى غلطدند و بسیارى مجروح و معلول میشوند واین راحتى شما دلیل جان فشانى آنهاست و قرآن در این مورد مى فرمایید : اگر خدا دفع شر بعضى از مردم را به بعضى دیگر نکند همانا صومعه ها و دید و گشتها و مساجدى که در آن نماز و ذکر خدا بسیار مى شود همه خراب و ویران مى شد و هر که خدا را یارى کند البته خدا او را یارى خواهد کرد که خدا را منتهاى اقتداء و توانایست . ( قسمتى از آیه 40 سوره حج ) برادارن عزیزم توجه داشته باشید هر چند نیاز این کشور به علوم مختلفه در این برهه از زمان زیاد است اما آیا توجه دارید که بدون داشتن اسلام و استقلال سیاسى ، استقلال اقتصادى هیچ گاه نمى تواند سعادت ملتى را تامین کند پس با حضور خود در این جبهه حافظ این استقلال باشیم که جنگ ، جنگ است و عزت و شرف دین و مهین ما در گروه همین مبارزات است : و بدانید که جبهه بهترین محل یادگیرى درس و فداکار ى است ، بهترین محل براى خودسازى و درک تفسیر آیه هاى قرآنى است ، بهترین محل براى نزدیکى به خداست و بهترین محل براى جهاد با نفس . و علاوه بر جنگ درس خود را فراموش نکنید چون در طول تاریخ علم و ایمان با هم پیوند ناگسستنى داشته اند و نباید پیوندشان گسسته شود . برادران عزیزم : امروز بجاى آنکه از مناره هاى مسجدالاقصى صداى الله اکبر و اشهد ان لا اله الا الله بلند شود از آن صداى چکمه هاى خون آشامان صهیونیست به گوش مى رسد مى دانید چرا ؟چون مسلمانان از حریم اسلام غفلت کردند و به دستورات قرآن عمل نکردند در قرآن همانطوریکه نوشته شده است : (کتب علیکم الصیام و تب علیکم القصاص ) نوشته شده است که کتبه علیکم القتال ، پس لختى به خود آییم و خود را بشناسیم و بدانیم که در کجا به سر مى بریم و براى چه آفریده شده ایم و وظیفه ما در این چند روزه دنیا چیست مدتها از جنگ تحمیلى گذشته است و همه شاهد ویرانى‌هایى هستیم‌که جنگ به این ‌ملت تحمیل کرده‌است و ملت‌ما در مقابل این مشکلات چون کوهى استوار ایستاده اند . تا چند جور طاغى و طالع بردار ماییم اینک باقى صالح برادر اسلام سیلى خورده خونین مانده برجاى ما راست این میراث خونین مانده بر جاى فخر تبوک و بدر و فتح خیبر از ماست برخیز اینک ذوالفقار حیدر از ماست دیروز ، دیروز رفته است نمى دانیم آیا در عصرمان فردایى را مى یابیم یا نه بناید به افراد اعتمادى داشت پس بر ماست غنیمت شمردن این فرصت اکنون زمان آن رسیده که دین خود را به ملت و امت شهید پرور به خانواده هاى شهدا ء و به این کشور اسلامى اداء کنیم این وظیفه هر مسلمانى که در مقابل هر تجاوز و تجاوزگرى بایستد . برادران عزیزم : من کوچکتر از آنم که بخواهم کسى را نصیحت کنم اما چند جمله اى را به عنوان تذکر به خود و شما عرض مى کنم . 1- سعى کنید با دوستى و محبت بین خود پیوند هایتان را استوار سازید و به یکدیگر احترام فراوان گذارید که در روایتها حرمت مومن را عظیم تر از کعبه دانسته اند و بدانید که خوش خویى و گشاده رویى دام دوستى است و شجاع ترین مردم کسى است که بر هوا و هوس خویش را پیروز شود . 2- غیبت کردن مسلمان از مسلمان دیگر بزرگترین گناه است و مانند این است که انسان گوشت برادر مرده خود را بخورد پس به این موضوع اهمیت بدهید و سعى کنید هر روزه چند آیه از قرآن را بخوانید که دل را جلاء مى دهد . 3- قدر این امام را بدانید که علامع امینى فرموده است خمینى ذخیره خدا براى شیعه است و آیت الله سعیدى در زندان ساباک فرمودند که بخدا اگر مرا بکشید و خونم را بر زمین بریزید در قطره قطره خون من نام مقدس خمینى را خواهید دید . 4- توجه داشته باشید همگى بسوى خدا باز خواهیم گشت و این یکى از خصوصیات کتب روح بخش اسلام است که حرکت انسان را هدف از او شروع شده و به او ختم مى شود ( انا لله و انا علیه راجعون ) و این اصل جدا کننده مکتب اسلام از مکاتب مادیگرى و اانحرافى است پس چه سعادتمند و ارجمندند کسانى که جان ومال خود را به بهاى بهشت با خدا معامله کرده اند . 5- پیام تمامى شهیدان ما این بوده و است که هر وقت بیادمان افتادید کودکان معصوم لبنانى را در نظر بگیرید که مظلومانه بدست صهیونیست ها قتل عام مى شوند به پاسداران جان برکفى بیاندیشید که در کردستان سر بریده شده اند و براى سرهایشان جایزه ها داده و به کسانى بیاندیشید که بدست منافقین پروانه صفت سوختند . 6- سعى کنید با خواندن قرآن ، شرکت در دعاى کمیل و توسل و مجالس دیگر بعد روحانى خود را تقویت کنید و براى آخرت خود توشه اى بردارید . 7- مسئله اى دیگر در مورد زمزمه هاى صلح است که در گوشه و کنار این مرز و بوم شنیده مى شود و یا زمزمه هایى که درباره جنگ شنیده مى شود توجه داشته باشید که جنگ بد است ‌اما نه در مقام دفع دشمن ما کسى است که مدارس ما ، بیمارستانهاى ما ، مناطق مسکونى کشور ما را مورد هجوم قرار مى دهد و با بمب و موشک آنها را ویران مى کند آیا تا به حال خرابه اى را دیده اید که بر اثر اصابت موشک باشد یا شهیدى را که پیکر مطهرش در زیر آوار ملنده است ، آیا تا به حال کودک معصومى را بر تخت بیمارستان دیده اید ، آیا در آن لحظه با خود اندیشیده اید که اینان به کدامین گناه شهید و مجروح شده اند . آرى برادرم دشمن ما وحشى است ، بسیار وحشى آیا با یک وحشى مى شود صلح کرد مسلما نه ، پس بر ماست که با حضور گسترده خود در صحنه هاى نبرد انتقام خون این شهیدان و همه خونهاى بناحق ریخته شده را بگیریم . 8- در آخر از تمامى دوستان و آشنایان حلالیت مى طلبم و امید وارم که به بزرگى خود مرا ببخشید مخصوصا از همکلاسهایم و امید وارم که در دعاهایتان ، نماز هایتان این حقیر را فراموش نکنید و براى آمرزش گناهان من دعا کنید . اما هدفم از آمدن به جبهه من بر اساس وظیفه و مسئولیتى که در خود براى دفاع از اسلامى که از / 1400 سال قبل برسم امانتى به ما سپرده شده است حس نمودم و در اینجا حضور یافتم و امیدوارم که خداوند از ما قبول کند . ساعت 51 /2 بعد از ظهر روز 1365/12/07 على ادهم

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.