حجت الله قاسمیان گلسفیدی
زندگینامه شهید
شهید قاسمیان در پانزدهم خردادماه سال 1345 در یک خانواده مذهبی و مؤمن در شهرستان رشت پا به عرصهی وجود نهاد. به دلیل عشق و علاقه به قرآن، دوران کودکی را به فراگیری علوم قرآنی پرداخت و با سپری شدن کودکی به تحصیل روی آورد و در طول تحصیل دانشآموز بسیار با نظم و موفقی بود. او دیگران را هم نسبت به کسب و فراگیری علم تشویق و ترغیب میکرد. شهید قاسمیان در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جهت شرکت در راهپیماییها و تظاهرات براندازی رژیم پهلوی همانند سایر مردم نقش بسزایی را ایفا نمود. بعد از فراغت از تحصیل و گرفتن دیپلم موفق شد به دانشگاه راه پیدا کند و در رشتهی امور دامی دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد. پس از آن نیز با علاقه در این رشته مشغول تحصیل شد. پس از شروع جنگ تحمیلی به ندای رهبر خود در دفاع از کشور لبیک گفت در سال 65 از طریق لشکر 5 نصر خراسان به مناطق عملیاتی رهسپار شد و به عنوان غواص در یکی از طرحهای عملیاتی در دریاچهی ماهی در یک رویارویی سخت سرانجام جان به جان آفرین تسلیم نمود و به درجهی افتخار شهادت نایل آمد. پیکر پاک او بعد از 29 روز به دست خانواده رسید. " خصوصیات اخلاقی شهید " شهید قاسمیان در کانونی که صوت دل نشین قرآن، معطّر کننده فضای آن بود رشد کرد و از پدر، خواندن کلام خدا را آموخت. در سایه توجّهات الهی از خادمین مسجد مهدیه و مدرسین قرآن به نوجوانان در مسجد بادی الله رشت گردید. حجت الله جوانی ورزشکار بود و در دوران دانشجویی نیز عضو تیم والیبال شد. هرگاه مشکلی برای یکی از اعضای خانواده رخ می داد با صلابت و همّت بالا، در صدد رفع آن بر می آمد. برای شناخت بهتر از مسائل پیرامون خود، مطالعاتش را در زمینه های دینی و عقیدتی گسترش داد، تا بتواند با دستاوردهای انقلاب آشنا شده و مسیر رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی را به دیگران نیز انتقال دهد. در هر شرایطی به قضای الهی و تقدیر کاملاً مقیّد، و راضی به رضای پروردگار بود و در انجام اعمال نیک و خداپسندانه پیش قدم می شد. تمام وجودش سرشار از عشق به انبیاء و آرزویش تکیه زدن بر بال فرشتگان الهی بود.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید حجت الله قاسمیان
وصیت نامه شهید حجت الله قاسمیان بارخدایا . مرا انقطاع کامل بسوی خود عطا فرما و دیده های دل ما را به نویر که با آن نور تورا مشاهده کند روشن ساز تا آنکه دیده بصیرت ما حجابهای نور را بر درد و به نور عظمت واصل گردد و جانهای ما بمقام قدس عزتت در پیوندد . با سلام خدمت یگانه منجی عالم امکان ، حضرت مهدی ( عج ) و با درود فراوان بر ارواح طیبهء همهء شهدای اسلام خصوصا شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی و بامید طول عمر و سلامتی کامل امام امت ، این افتخار واقعی اسلام و قرآن و زهرا ( س ) "اوصیکم عبادا لله بتقوی الله " ایهاء الناس آگاه با شید که سفارش من به شما ، سفارش حضرت علی ( ع ) است که همه ما را سفارش به تقوی الهی کرده است و در جای دیگر جهاد در راه خدا را لباس تقوی معرفی کرده است کـــــه : (( ان الجهاد باب من ابواب الجنه ـ فتحه الله لخاصه اولیاء )) پس جهاد ، در راه خدا انسان متقی می طلبد و محال است که انسان در این جبهه ها دگرگون نشود . اینجاست که وقایع صدر اسلام مفهوم میگردد که مسلمین چه اهتمام عظیمی نسبت به مسئله جهاد داشته اند و سرانجام جهاد متقین که شهادت است و چه زیبا قر آن فرموده است ، آیاتی را که دلالت برحضور شهدا در جوار رحمت حق دارد و از آن بالاتر ، مقام رضایی که خداوند " جل و اعلی " از شهید دارد و به جایی میرسد که خداوند میفرماید : ارجع، بیا ، بیا ! ! بطرف من که من از تو راضی و خشنودم . مرحبا . مگر این تمام هم و تلاشمان نسیت؟ مگر نمیگوئیم که فقط خدا از ما راضی خلق چه کاره اند ، و شهید کسی است که ره صد ساله را یک شبه می پیماید و به مقامی میرسد که باعث غبطهء دیگران می گردد. اما روی سخنم چیز دیگریست . این جهاد با این عظمت به گفتهء پیامبر (ص ) هنوز جهاد اصغر است پس جهاد اکبر چیست ؟ من چون در زندگانی زیاد مرد عمل نبوده ام ، اشاره وارد میشوم که : (( یا ایها الذین آمنوا ، لم تقولون ما لا تفعلون )) جهاد اکبر تحولی است عظیم که در روح و روان انسان بوجود میآید و جوهرهء وجودی انسان را آنطور میکند که بواقع انسان خلیفهء خدا در زمین میگردد و تبلور عینیش را بیائید در شبهای سنگر تاریک ببینید که چگونه صدای " العفو العفو " بلند است . رد شوم . و اما ایها الناس روی سخنم با شماست . شما الان میدانید که چه گوهر گرانبهایی دست شماست . بخدا قسم اصلا از اوصاف این پیامبر زمان است . مرد خود ساخته ایست که پیامبر اسلام ( ص ) و فاطمه ( س) به آن افتخار می ورزد .و رای امام شما عرض میکنم که من فقط یک آرزو دارم و آن اینکه : قبل از شهادتم لالقل یکبار وجود ذیجود شما را زیارت کنم . پس آنگاه به سان یاران مولایمان امام حسین ( ع ) عرض کنم که اگر مرا بکشند و زنده شوم و باز هم کشته شوم ، دوباره زنده شوم و این عمل هفتاد بار ادامه یابد باز هم تا آخر ایستاده ام چون صراط مستقیم را یافته ام و مرگ را جز حائل و پرده ای بین این دنیا و سعادت ابدی نمیدانم که : (( خالدین فیها ابدا )) و اکنون روی سخنم با پدر و مادر و برادران و خواهرانم است . ای مادر در فراقم به زینب کبری و ام لیلا اقتدا کن .کربلا و عاشورا نمک تمام مجالس است . ما هر حادثه ای را به حادثه جانسوز کربلا تشبیه مینمائیم . اگر خدا به ما لطف کرد و این جان ناقابل را در راه اسلام قبول نمود و ما را جزء شهدا محسوب کرد ، در شهادتم اشک بریزید ، زیرا امام حسین ( ع ) در شهادت علی اکبر فرمود که الان کمرم شکست . منتهی طوری شود که مورد سؤ استفاده دشمنان و فرصت طلبان واقع نگردد . به وقتش از شما میخواهم که زینب گونه عمل کنید . آنجا که با ید رسالت خویش را انجام دهد ، آنچنان با صلابت ، خطبهء آتشین میخواند که فقط صوت در آن از سر بریده ء امام حسین ( ع ) است که موجب قطع خطبه میگردد و در جایش از شدت زاری و مویه ، چنان سر را به ستون محمل میکوبد که خون گیسوانش را فرا میگیرد . ملاحظه میکنید که ما هر چه داریم از عاشورا و محرم است و اساسا ذکر مصایب امام حسین ( ع ) شیرهء جان ما گردیده و از همان اول ، شیری که میخوردیم با اشک چشم مادران ما که در سوگواری سرور شهیدان می ریختند با هم مخلوط شده و ثمره اش جوان عاشق امام حسین ( ع ) است که به عشق فتح کربلای معلا به جبهه رو میآورند . و اما دوستان و برادران دینی : امروز بفرمودهء امام امت ، حفظ اسلام از حفظ احکامش واجب تر است . خلاصه امروز ر فتن به جبهه واجب تر از نماز خواندن است . نکند خدای ناکرده ، تعلقات ، سنگینتان کند و نتوانید دل بکنید که آگاه باشید که در این گه در این گونه از مواقع مال و منال دنیا ، به اندازه آب بینی پشیزی ارزش ندارد . چون حتی با مسامحه کاری در امر جبهه و جنگ ، فردای قیامت هزاران شهید یقه ها را خواهند چسبید و خواهند گفت که با خونمان چه کردید ! میگویند فردای قیامت مشکلترین توقف ، جایی است که از " حق الناس " پرسیده میشود و به همین خاطر یادتان نرود . از کسبه ء محل برایم حلالیت بطلبید و اگر ما را قبول کنید . از همه این برادران راضی هستم . اما من عرض کنم که بخاطر بسپارید که مشکلترین موقع جایی است که شهدا در آن حضور دارند و بهرحال مدیون زحمات و بلاشهای این بزرگواران هستیم . انشا ء الله که شرمنده روی این همه شهید نشویم و سر بلند در جوار شان بسر ببریم و اما قیامت . هر وقت ، وقت کردید جزء آخر قرآن بخصوص ، سوری که مربوط به قیامت است را مطالعه کنید . عجیب انسان را میلرزاند و با استمرار در خواندن میکند . ما با سلاح ذکر و صبر و توکل به پیش میرویم تا متحقق احکام باریتعالی باشیم . در خاتمه ، مجددا استمرار خط ولایت فقیه را متذکر میشوم و با استناد به آیه ء "کل نفس ذائقه الموت" متذکر رهبری آینده حضرت آیت ا.... منتظری ، مجاهد وفقیه الیقدر میباشم . خدایا به ما کمک کن که در مسیری که گام بر داشته ایم محکم و استوار عمل کنیم که : (( ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص )) بار خدایا ، امام عزیز را برایمان تا انقلاب مهدی بسلامت نگه دار و رزمندگان اسلام را پیروزی عاجل و کامل کرامت فرما الهم طهر قلو بنا من النفاق و اعمالنا من الریا و اعینیا من الخیانه و لسا ننا من الکذب و الغیبه . پروردگارا بعد از من ، ابوی بزرگوار و زحمتکش است و والدهء عزیز ایشان را بعهده دارد - مدت 3ماه نماز قضا و 3 ماه روزه قضا و یک ماه نماز اداء بدهکاری من میباشد . انشا الله انجام دهید که خدا خواست جبران خواهد شد. والسلام برادر کوچک شما و ارادتمند ـ حجت الله قاسمیان گلسفیدی اعزامی از مشهد
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید