عزیز عزیززاده
زندگینامه شهید
شهید دکتر عزیز عزیززاده به سال 1347 در روستای وانستانق شهرستان گرمی چشم به جهان گشود. مقاطع ابتدایی و راهنمایی را در زادگاه خود با موفقیت به پایان رسانده و جهت ادامه ی تحصیل در دوره ی متوسطه به شهرسان گرمی مهاجرت نمود. پدرش که مردی کشاورز و خادم اباعبدالله بود این درس بزرگ را به پسرش به خوبی یاد داد که باعث شد عزیز از کودکی در مراسم تعذیه نقش اسرای کربلا را بازی کند. عزیز با اصلاح شناسنامه خود در سن 14 سالگی بارها خود را به صف مردان جنگ و جهاد رساند. همزمان با تحصیل در دوره ی متوسطه، بارها به مناطق جنگی(حاج عمران، دزفول، اهواز، کرمانشاه و فاو و...) اعزام گردید در مجموع بیش از چهار سال در مناطق عملیاتی حضور داشت. در عملیات های مختلف شرکت نموده و بارها مجروح گردید که عوارض ناشی از بمباران های شیمیایی تا آخر عمر مشکلاتی را برایش بوجود آورده بود. بعد از پذیرش قطع نامه 598 و اتمام جنگ، شهید عزیززاده در سنگر علم به کسب دانش پرداخت و پس از اخذ مدرک کاردانی رادیولوژی، در بیمارستان شهید محلاتی مشغول کار گردید. شوق ادامه تحصیل و خدمت در عرصه های بالاتر او را بر آن داشت تا در سال 1374 مجددا در آزمون سراسری دانشگاه ها شرکت نماید که تلاش های وی و توفیق خدا باعث گردید از رشته ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز پذیرفته شود. شهید عزیززاده برای دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی، مسئولیت بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی را برعهده گرفت و به همراه سایر دانشجویان بسیجی در پاسداری از اسلام و انقلاب اسلامی از هیچ کوششی مضایقه نکرد. وی در دوران تحصیل یک بار هم به عنوان دانشجوی برتر مورد تقدیر قرار گرفت. عوارض شیمیایی که سال ها این شهید بزرگوار را آزار می داد بالاخره بر او غلبه کرده و در بامداد روز چهارشنبه 83/6/4 کالبد جسمانی را از او گرفت تا روح ملکوتی اش به دیدار معشوق ازلی که مدت ها در انتظار وصالش بود موفق گردد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید عزیززاده
تاریخ: 1383/02/09
وصیت نامه شهید عزیززاده تاریخ : 1383/02/09 وصیت نامه بسم الله الرحمن الرحیم امروز مصادف است با ۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۳ برابر با ۸ ربیع الاول سال ۱۴۲۵ قمری مصادف با شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) و این چند سطر را به عنوان وصیت نامه برای آینده می نویسم . بار خداوندا تو را شاکرم که مرا مسلمان بدنیا آوردی و این توان را دادی که در راه دین و اسلام تو قدم بردارم. بار خدایا درود و صلوات خویش را بر انبیاء و اولیاء مخصوصا پیامبر خاتم حضرت محمد (ص) و خاندان او و ۱۴ معصوم ارزانی دار و ما را از مریدان آن بزرگواران قرار بده. خداوندا از تو می خواهم اگر عمرم کفاف نکرد و مرگم فرا رسید این توان را به من بدهی که در زمان حکومت حضرت مهدی زنده شده و از سربازان آن حضرت قرار گیرم. خداوندا خود شاهدی از زمان طفولیت در راه دین تو و در راه اسلام قدم برداشته و سعی نموده ام به تکالیف خویش عمل نمایم و اگر قصوری در این راه داشته ام خارج از توانم بوده است. بار خدایا اگر عمری بعد از این هم برای بنده ارزانی داشته ای از تو می خواهم مرا در راه قدم برداشتن در راه دین و اسلام و خدمت به بندگان خود موفق گردانی که هیچ شیرینی برای من شیرین تر از رضای تو نمی باشد بارالها اگر آزمایشاتی برای بنده گذاشتی و اگر از توان من خارج بوده تو ارحم الراحمینی و من هم بنده تو. بار خدایا راضی به رضایت تو هستم و همیشه از تو رضایت را دنبال نموده ام . و اما سخنی با خانواده و دوستان سفارش می کنم همیشه نماز را اول وقت سعی کنید بخوانید در کارهای خیر قدم بردارید و در راه ولایت فقیه حرکت کنید و در مشکلات به رضایت الهی راضی باشید و فرجام امور را به او بسپارید و از او مدد جوئید. و اما در خصوص خود ۱) تمام نماز و روزه ام را تا به امروز به جای آورده ام ان شاء الله قبول حق باشه و نماز و روزه مانده ندارم. ۲) به کسی هیچ گونه بدهی ندارم غیر از وام هایی که از صندوق انصار برداشته ام و آن را هم کم می کنند. ۳) از کسی طلبی ندارم غیر مطالبات قانونی از سپاه شامل حق اشعه از سال ۷۴ و حقوق بازنشستگی جانبازی. ۴) وصیت می کنم ۱۰ ٪ حقوق و مزایم بعد از من تا زمانی که زنده هستند به پدر و مادرم داده شود. ۵) وکیل قانونی و وصی اینجانب تا زمانی که فرزندانم و همسرم زنده هستند همسرم پروین صیادی می باشد و در صورت جدا شدن او از فرزندانم سپاه وکالت قانونی دارد ۹۰ ٪ حقوق و مزایایم را بین فرزندانم تقسیم کند. ۶) اختیارات وسایل خانگی را و املاک و ساختمان بر عهده همسرم می باشد مگر اینکه از فرزندانم جدا شود. ۷) هیچکدام از اقوام درجه یک بعد از من حق دخالت در امور زندگی اینجانب را ندارد . در پایان از خداوند منان می خواهم پایان عمر مرا با شهادت در راه خود قرار دهد و مرا پاکیزه بپذیرد . در پایان از همه کسانی که بر گردن بنده حقی دارند عاجزانه می خواهم که بزرگواری نموده و مرا ببخشید که ان شاء الله خداوند جزای خیر دهد . با سلام و صلوات بر روح پرفتوح انبیاء و اولیاء و شهدا و امام خمینی (ره) و این مرقومه را در حالی که صحیح و سالم و سرزنده می باشم نوشته ام و وصیت های قبلی فاقد اعتبار می باشد . عزیز عزیزراده بنده کوچک خدا 1383/2/9
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید