عطاءالله رفیعی
زندگینامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم شهید گرامی عطاءالله رفیعی فرزند سید اله در تاریخ دوم اسفند ماه 1344 در شهر سجاس شهرستان خدابنده استان زنجان در یک خانوادهای مذهبی و کشاورز دیده به جهان گشود. تعداد فرزندان خانواده چهار نفر میباشد که شهید گرامی دومین فرزند خانواده بود ایشان تحصیلات خود را تا مقطع سوم نظری (سوم دبیرستان) در دانشسرای تربیت مدنی شهرستان خدابنده ادامه داد، از خصوصیات اخلاقی این شهید بزرگوار اینکه ایشان فردی خوش اخلاق، متدین، مهربان، صبور، شهادت طلب و عاشق امام خمینی (ره) و جهاد در راه خداوند بود تا آنجا که داوطلبانه از سنگر علم ودانش به سنگر جبهههای حق علیه باطل شتافتند و سرانجام در سال 1365 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر و صورت و دست و پا و سینه به درجه رفیع شهادت نائل آمدند پیکر پاک شهید گرامی در زادگاهش شهر سجاس به خاک سپرده شده است.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید عطاءالله رفیعی
وصیت نامه شهید عطاءالله رفیعی بسم الله الرحمن الرحیم خدایا براى سومین بار وصیت نامه ام را تعویض مى کنم. خداوندا! در این سه مرتبه که در جبهه شرکت کردم، شهادت را نصیبم نکردى. البته شکى نیست که تا به حال لیاقت شهادت را نداشتم و در این مدت بهترین دوستانم و نور چشمانم در کنارم به شهادت رسیدند. خدایا! به من کمک کن که لیاقت شهادت در راهت را پیدا کنم و باز با خجالت و شرمندگى آخرین وصیت نامه ام باشد که مى نویسم. به نام خداوند و به نام آنکس که همه چیزم اوست. زندگیم اوست و زنده بر اویم. به نام او که از اویم و بودنم از اوست. رفتنم از اوست یادم از اوست. جانم از اوست. معشوقم اوست. معبودم اوست. مقصودم اوست. امیدم اوست. و سلام بر شهیدان اسلام و شهداى انقلاب اسلامى بخصوص شهداى جنگ تحمیلى و خانواده شهدا و امت شهیدپرور ایران. اینجانب عطاءالله رفیعى هدفم از رفتن به جبهه این بوده است که اولا خدمتى به اسلام بکنم به فرموده امام لبیک گفته که مى فرماید: ((مساله اصلى جنگ است)) و من هم تمام مسائل و مشکلات را زیر پایم گذاشتم. خدایا! به من کمک کن که در این دانشگاه بزرگ علم و ادب اسلام موفق شوم که جز این چیزى نمى خواهم. شما اى خواهران و برادران مسلمان! پیام من به عنوان یک شهید این است که قدر این نعمت الهى را بدانید (یعنى امام عزیزمان). همه گوش به فرمان این بزرگوار باشید و در راه راست حرکت کنید و از خون شهیدانى که هدفشان پیروزى اسلام بوده، دفاع کنید. پدر جان! همیشه در راه اسلام قدم بردار و شهادتى را که نصیب فرزندت شد، نعمتى از طرف خدا بدان و خدا را شکر بگو و مرا حلال کن. مادر جان! خوشا به حالت که چنین فرزندى در اسلام تربیت کردى و تو بودى که همیشه افتخار مى کردى که فرزندت در جبهه است. پس حالا هم افتخار کن که فرزندت در راه اسلام به شهادت رسید به افتخارى بالاتر از افتخار اول و از شما مى خواهم که مرا حلال کنید. برادر عزیز! همیشه به یاد خدا باش و در راه دین مبین اسلام قدم بردار و اگر شهادت نصیبم شد، اسلحه به زمین افتاده ام را خودت بردار و از دین اسلام و قرآن و از خون شهداى اسلام پاسدارى کن. خواهران عزیزم و عزیزتر از جانم! من شما را توصیه مى کنم که هرگز در سوگ و عزاى من گریه و زارى نکنید که دشمنان اسلام از گریه شما سوء استفاده مى کنند و از همشهریان عزیزم بخواهید که اگر از من بدى دیده اند به بزرگى خودشان این حقیر را ببخشند و حلالم کنند. برایم یک سال نماز به جا آورید و در زادگاهم شهرک سجاس در بهشت امام زاده ابراهیم کنار قبر پسر عمه گرامیم شهید قند على گنج خانلو دفن کنید. و مرتب خدا را یاد کنید و شکر بگویید. نگذارید که دشمنان اسلام خوشحال شوند، بلکه با قامتى استوار از مردم پذیرایى کنید. والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته اردتمند همه رهروان راه حسین ابن على (ع) شهید عطاءالله رفیعى
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید