حکمت الله یارقلی
زندگینامه شهید
شهید حکمت ا... یارقلی در دوم فروردین 1343 به عنوان اولین فرزند خانواده چشم به جهان گشود. در 5 سالگی مطابق سوم خانواده آموزش و قرائت و حفظ قرآن مجید را آغاز نمود و در 7 سالگی پای در مرکب مدرسه نهاد. از آن زمان تا هنگام اخذ دیپلم همه ساله شاگرد ممتاز کلاس بود و با استعدادی که داشت حیرت همگان را برمیانگیخت. هنوز دیپلم متوسطه خود را نگرفته بود که جنگ بر کشور تازه استقلال یافته مان تحمیل شد با تلاش بسیار و اصرار زیاد خانواده تا پاییز 1361 برای شرکت در جبهههای جنگ تاب آورد و 20 آبان 1361 در کنکور پزشکی شرکت نمود. 29 آبان جهت شرکت در اردوی رزم عازم بود که 28 آبان مصادف شد با تشییع پیکر پاک پسرعموی عزیزش بنابراین در اعزام بعدی در تاریخ 20 آذر به آرزوی دیرینه اش دست یافت. بعد از اعلام نتایج پذیرفته شدگان دانشگاهها در رشته داروسازی دانشگاه تهران پذیرفته شد و ادامه فعالیت فرهنگی خود را از این مکان امکانپذیر یافت. از بدو ورود به دانشگاه نظر بسیاری را جلب نمود، تجربیات مبارزاتی و اهداف عالی فرهنگی که سالها ذهن او را مشغول کرده بود، تربیت دینی و مذهبی او با دانش جدید روز و مطالعات بسیار او در زمینههای گوناگون گره خورد و از او شخصیتی همه جانبه و آگاه ساخت . در دانشگاه لحظه ای آرام نگرفت، مدام به فکر مسائل مبتلا به جامعه بود. افکاری عالی در سر داشت و به این اندیشه بود که باید مملکت را از دست متخصصین نامتعهد برهانیم. او از لحاظ هوش و استعداد نابغه ای بود که همگان به آینده اش اطمینان داشتند. از لحاظ مذهبی پایههای ایمانش آنچنان مستحکم بود که به یقین هیچ گردبادی را توان لرزاندنش نبود. به مراتبی از کمال دست یافته بود که هرگز با سالهای اندک عمرش مطابقت نداشت. آنچنان اهل مطالعه بود که اسباب سفرش را بیش از هر چیز کتاب تشکیل میداد و در موضوعات مختلف چنان اظهار نظر میکرد که گویی پیری سالخورده است و سالها تحقیق کرده است. هیچ حرفی را بیدلیل و بنیان بیان نمیکرد و هیچ قدمی را بدون هدف برنمیداشت. چنین شخصیت چند جانبه و استواری از سال 61 تا 64 چندین بار در جبهات جنگ با یقین اطمینان حضور یافت. به اذعان همه دوستان و آشنایان و خانواده و خویشان لحظهای از زندگی او به بطالت سپری نشد و در همه حال مشغول کاری علمی، عبادی، مطالعاتی یا در حال کمک به خانواده بود. او در مدت 23 سال عمر پرثمر به اندازه 230 سال تجربه زندگی آموخت و به یقین رسید که این دنیا آنجایی که او باید باشد نیست او در قسمتی از یادداشتهایش مینویسد: «... آری اینچنین است حدیث خونین عشق به لقاء الهی و حرب برای پیاده نمودن احکام الهی. ما ابراهیم وار اسماعیلهایمان را به مذبح عشق خواهیم برد تا معشوقمان سعادت و اسلامیت اخلافمان را مقدر سازد. ای شهد شیرین شهادت و ای شراب ناب عشق پس آخر کی سراغ ما میآیی؟» آری استغاثه های شبانه و ناله های جانسوز و سرانجام اولا لایق درگاه الهی نمود و خداوند این قربانی را برای بقای کلمه ا... و استحکام اصول اسلامی و برپایی دین خداوند مورد پذیرش قرار داد و براستی او موقعیت شناسی و شکار لحظههای ارزشمند زندگی را به عنوان هنری دیگر در کنار سایر تواناییهایش به اثبات رساند و در تاریخ مهرماه مصادف با محرم به شهادت نائل آمد.
وصیتنامه شهید
وصیت نامه شهید حکمت الله یارقلی2
وصیت نامه شهید حکمت الله یارقلی2 اینجانب حکمت الله یارقلی فرزند صفت الله متولد 1343 دارای شماره شناسنامه 6079 وصیت نامه خویش را در کمال آزادی فکر و سلامت چشم به شرح زیر معروض می دارم. او ما را به راه راست هدایت فرموده باشد که ما با ایمان استوار خویش رهرو راه انبیاء و اولیاء باشیم. اما بعد در رابطه با جبهه اعلام می دارم که با فکر و عقیده خود راه را انتخاب نموده در آن راه افتادم و به تحریک هیچ فرد و یا برای جاه و مقام و فخرفروشی و سایر مسائل به جبهه نیامدم و در رهروی از مولایم علی علیه السلام اطاعت می کنم که فرمود: من نه عبادت به خاطر ترس از جهنم و برای بهشت می کنم بلکه به خدا عشق می ورزم و عبادت، اظهار عشق و بندگی من نسبت به اوست و در جای دیگر می فرماید: اگر مقام حقایق جهان و آفرینش بر من روشن گردد ذره ای بر ایمانم افزوده نگردد که این حاکی از ایمان کامل اوست و باز خود را پیرو سومین مولایمان که عشق زیارتش تاب از دل ملت ایران خصوصا رزمندگان اسلام برده، هستم که فرمود: هیهات من الذله. بلی همشهریان عزیز. شما باید این سخنان را آویزه گوش سازید و به طور کامل به آن ها عمل کنید. مثلا ایمان شما باید آن قدر کامل باشد که تبلیغات در ایمان شما ذره ای اثر نکند خواه تبلیغات خوب و خواه بد. یعنی شما یک ایمان تحقیقی نسبت به مسائل داشته باشید. حرف اولم هم خطاب به رهروان ره حق است که مبادا عشق دیدار مه رویان بهشتی هوش از سر شما برده و راهی وادی عشق شوید بلکه حوریان بهشتی به آن هایی تعلق می گیرد که در راه خدا قدم برداشته و تمام اعمال دینی و مذهبی را انجام داده باشند و در راه انجام این اعمال که یکی از آن ها بسط حکومت عدل الهی در جای جای گیتی است شهید شده باشند. و حرف امام سوم را خطاب به کسانی می گویم که مصلحت را فدای حقیقت نموده و می گویند جوان ها و مهمات و وسایل دیگر هدر می رود و یا ایران را متهم به دخالت در وضع داخلی عراق قبل از جنگ می نمایند. اینان باید بدانند که جهان اسلام امروز به ذلت افتاده و ما در پی رفع این ذلت هستیم تا حد توان. مگر نه این است که هر مسلمانی که تحت ظلم واقع شود بر مسلمان دیگر واجب است که در رفع ستم به او کمک کند. امروز اگر مسلمانان بازیچه دست کسانی شده اند که خود از ابرقدرت ها فرمان و دستور می گیرند و این ننگ است بر مسلمانان. با این وضع جای هیچ اعتراضی نسبت به دخالت در وضع عراق نباید باشد و تقاضای دیگرم از هموطنان نگاه کردن بی طرفانه به مسائل است که هیچ مسأله ای را نباید با عینک و نظر خاصی نگریست؛ بلکه باید بی طرفانه اظهارنظر نموده و معایب را رفع کرد. در پایان حرف هایم از مردم انقلابی عذر می طلبم که خود را در مقام خطاب و پیام دادن به آن ها قرار داده ام و لیکن از آن جا که من دائم از حضور عامه ملت در مسائل سیاسی و مذهبی روزمره رنج برده و افسرده خاطر بودم از این که چرا باید کسانی که از فعال ترین افراد مذهبی بودند امروز باید از صحنه خارج شوند در حالی که این ها اهل نماز و روزه اند و رژیم قبلی ضد این ها بود و باز به اینان می گویم که با بدی دیدن از دو روحانی یا دو معلم و یا هر شغل و کار دیگر نمی توان قضاوت بر بدی آن طبقه کرد. و در پایان از تمام اهالی شریف هیدج حلال خواهی نموده و عاجزانه استدعا می کنم که هر بدی از حقیر دیده اند به بزرگواری خود بخشیده و دعا کنند که خدا این بنده ذلیلش را جزو شهیدان قبول کند که در این حال بهترین مزد شهادت را دریافت نموده ام. والسلام. ضمنا چنان که از متن وصیت نامه پیداست مرا در هیدج که از شهرستان ابهر از استان زنجان است دفن نموده و در ثانی این وصیت نامه را یکی از دوستان نزدیک من، کلمات ناقص را اصلاح کند و در صورت خواندن، وصیت نامه را کسی بخواند که بتواند خوب بخواند و در میان دوستان این چنین افرادی هستند ولی مطالب را حذف نکنید. و در ثالث ضمن تشکر از پدر و مادر عزیز استدعا می کنم که زحمات خویش و آن اذیت هایی که من به آن ها کرده ام حلال نمایند و درباره وظایف شرعی، یک سال نماز همان طور که در آن نامه نوشته بودم برایم بخوانند که در این سیر باید قبول زحمت این کار را نموده و روح مرا شاد نمایند گرچه من خیلی مایل بودم که خود جبران کوتاهی های خود را بنمایم ولی متاسفانه نشد و اما نکته دیگر این که در مرگ من «گریه دشمن و منافق خوشحال کن» نکنید و تا حد امکان در موقع دفن من صبور باشید و اگر گریه می کنید برای خالی کردن سینه و بغض، در خلوت این کار را بکنید.وصیت نامه شهید حکمت الله یارقلی
وصیت نامه شهید حکمت الله یارقلی سلام برشیر مردان میدان ظفر و دلاورمردان جهات ایمان از اوان حیات بشر تا قرن خمینی(ره)، سلام بر شیر مردانی که در بحبوحه ی سختی ها در میادین امتحان سر افراز و سربلد از امتحان سر در آوردند. الحق که اینان سزاوار پاداش و رحمت بی منتهای الهی می باشند. جوان دانشجوی بی چیزی که در دستش دارایی ندارد. جز گناهان کثیر توشه ای نیندوخته است خطاب به شنوندگان وصیت نامه اش، عرایض ناچیز به شرح زیر دارد. سرافرازی و افتخار همه ی شما در گرو رزم بی امانتان در جمع جبهه های نبرد است شما با جهاد فرهنگی از کودتای خزنده با جهاد اقتصادی از شکست حتمی و با جهاد نظامی دلاورانه از سقوط جان سالم به در خواهید برد. آگاه باشید که زندگی نسل های متمادی در طی قرون به اندازه یک ساعت مجاهده برای حفظ و گسترش اسلام ارزش ندارد. کاهنی و مستی را از خود برانید، پیش کسوتان اسلام را اسوه خود قرار دهید از علی درس شهامت ودرس چگونه زیستن بیاموزید و در این جهان درود ودر جهان دیگر فضل الهی را شامل حال خود سازید. هان بدانید که زندگی شما در گرو پویایی شماست چرا که: ما زنده به آنیــم که آرام نگیــــریم موجیم که آرامش ما در عدم ماست ای پیر مردانی که عمر خود را در مساجد و وقت خود را در سجده و نیایش سپری کرده اید و ای جوانانی که از جهان جز غم و شادی نیاموخته اید بدانید که روز امتحان فرا رسیده است ، مبادا به بهانه های واهی از کمک به طریق حق طفره روید که درآن حال این پیام اتمام حجت دیگری است برشما و بعد از آن را خدایتان رحم کند. از طرفی گوش مسئولان ضد انقلاب عوضی خود را در گوشه های ادارات بگیرید ودر زباله دانی بیندازید تا هم از زخم زبان ضد انقلاب که خود هم دست این ها هستند راحت شویم و همه دلهره وداغ دل عزیزان را مرهمی بنهیم. یک چیز باید اول گفته می شد که رهبری واحد ، مدیر ، مدبر ، مسلمان ، متعهد ، مومن و خلاصه فرزند حسین و زهرا (س) ، راحت نصیب هرقومی نمی شود ، پس هان ! قدرش را بدانید و از حجاج های متعاقبش بترسید ، چون لحظات نوشتن این سطور استثنایی است ، خلاصه می کنم که هان ای مسلمان هر کجایی ، بیا که وقت سرفرازیت رسیده است آقا شده ای ، اما هیچ می دانی شکر نعمت استفاده به جا از آن است ، پس پاسداری سر افرازیت کن ، ای مومن مسلمان و پایان بخش وصیت نامه حرف هاشمی است که فرمود:( ما اگر همه چیزمان را فدای اسلام کنیم، باز ارزش دارد. ) اما خانواده ام در صورت شهادت باید مثل اهل بیت نبی در کربلا و شام تا پایان عمر مسلم و آزاد از هر قیدی ( هر قیدی ) باشند.
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید