شهید سید علی تاسا
شهید

سید علی تاسا

نام پدر: سید علی اشرف
دانشگاه: مرکز تربیت معلم
مقطع: کارشناسی
رشته: ادبیات علوم انسانی
تولد: تکاب
تاریخ تولد: 1344/11/01
تاریخ شهادت: 1365/12/12
محل شهادت: شلمچه — شلمچه
عملیات: کربلای 5
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید سیدعلی تاسا در اول بهمن سال 1344 از یک خانواده مذهبی و سید در شهر تکاب به دنیا آمدند. شهید از کودکی پر جنب و جوش و فعال بودند و به مسجد و مجالس اسلامی که برگرفته از مکتب جدشان بود، علاقه بیشتری داشتند. دوران تحصیلات را با موفقیت گذرانیدند تا توانستند دیپلم گرفته و به تربیت معلم راه یابند. در دوران تحصیلات فعال بوده و به انضباط و اخلاق اجتماعی علاقه وافری داشته و خود را مقید به رعایت اصول و قوانین خانوادگی و مدرسه ای می دانستند. در دوران انقلاب همراه با سایر دانش آموزان و مردمان حق جوی ایران فعالیت های سیاسی، اجتماعی، خصوصاً انجمن اسلامی مدرسه شرکت پر ثمری را ایفا می نمودند. شهید زمانی که در دبیرستان به تحصیلات دانش مشغول بود، جبهه را بر کلاس درس مقدم شمرد و در سال1361 به مدت سه ماه به جبهه های جنگ حق علیه باطل شتافتند. شهید بارها در جبهه شرکت داشتند. در سال های61 و62 و63 و64 به مدت چند ماه عازم گردیدند و از وطن دفاع می نمودند و دین خود را به اسلام و سیدالشهدا سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) ادا نمودند. در سال1365 زمانی که دانشجوی تربیت معلم بودند، به مدت5 ماه در جبهه شرکت داشتند. شهامت های ایشان در جبهه به صورت یک مجاهد حقیقیاسلام چشمگیر بود. گویند: «زمانی که ما عده بیشتری از دشمنان را به اسارت درآوردیم، فرمانده به من مأموریت داد که50 تن اسیر را به مقرهای تعیین شده راهنمایی کنم. احتیاط نمودند و گفتند: آیا شما می توانید از عهده پنجاه نفر دشمن اسیر و زخم خورده برآئید؟ به آن ها گفتم که ناراحت نباشید من فرزند سیدالشهدا هستم. از دشمن به یاری خدایم نمی هراسم» و پدرشان گویند: همیشه به من تأکید می کرد، پدر گرامیم از جدایی من ناراحت نباشید. بگذارید من برای همیشه از اسلام دفاع کنم. به نماز و روزه اهمیت فراوانی داشت. در موقع دعا و راز و نیاز با معبود خود می فرمود: خدایا مرا شهید بمیران. از قول همرزم شهید: شهید به ما می گفت: دوستان شهادت آرزوی من است. اگر نصیبم گشت، به پدرم بگوئید که گریه نکند، بلکه افتخار کند که دست پرورده خود را تقدیم خدا نموده است. شهید اجر همه تلاش ها و فداکاری ها را در عملیات کربلای5 و در تاریخ1365/12/12 در منطقه جنگی شلمچه از خداوند علی الاعلی دریافت و به درجه رفیع شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید

وصیتنامه ی شهید سید علی تاسا
تاریخ: 1365/11/22

سید علی تاسا دانشگاه : مرکز تربیت معلم مقطع تحصیلی : ------------------ مکان تولد : تکاب (آذربایجان غربی) تاریخ تولد : 1344/11/01 تاریخ شهادت : 1365/12/12 مکان شهادت : شلمچه عملیات : کربلای 5 زندگی نامه خاطرات وصیت نامه آثار نامه اسناد شهید عکس صوت و فیلم وصیتنامه ی شهید سید علی تاسا تاریخ : 1365/11/22 خدا، خدا، خدا مرا مکن ز خود جدا « الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ» «آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت کردند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند آن ها را در نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگارند و سعادتمندان دو عالمند.» «السلام علیک یا اباعبدالله (ع) ، السلام علیک یا حسین (ع) مظلوم» چند سال است که از جنگ می گذرد. ندای حسین زمان خمینی بت شکن از جماران همچون صدای «هل من ناصر ینصرنی» حسین بلند است. باید به این صدا لبیک گفت. باید حرکت را شروع کرد، به سوی یار شتافت. چه نیکوست که عمر شریف آدمی در چنین راه سرخ شهادت لنگر گیرد، تا در روز محشر به یاد معبود خویش به قیام ایستد. زبانم قاصر از این است که برای شما امت حزب الله امتی که حبیب ابن مظاهر ها، علی اکبرها، در این راه جان داده اید. امتی که سر تا پای وجود خود را حاضر است در راه خدا فدا نماید. امت داغ دیده برادر و فرزند از دست داده چه می توان گفت. ولی وظیفه چیز دیگری امر می کند . از شما امت حزب الله می خواهم که صحنه جبهه را گرم نگهدارید. با حضور خود در جبهه ها حافظ قرآن باشید. امام را یاری کنید. ادامه دهنده راه شهیدان باشید. مواظب اعمال و رفتار خود باشید که خدا نظاره گر اعمال شماست. خود را در صفحه سرخ و خون رنگ انقلاب قرار دهید و به ضدانقلاب اجازه ندهید که مقابل اسلام بایستد و با روی خون گلگون کفنان شما بگذارند . اما وصیتی به پدر و مادرم: پدر جان از این که نتوانسته ام فرزند خوبی برای شما باشم و آن چه وظیفه پدر و فرزندی است، ادا نمایم، پوزش می طلبم و از شما می خواهم که فرزند حقیرت را حلال کنید. پدر جان، دوست دارم در فراق فرزندت ناراحت نباشی. نمی توانم از گریه کردن منعت کنم، چون درک کرده ام که با چه سختی مرا بزرگ کرده ای و درک کرده ام علاقه ات را نسبت به فرزندت، ولی باز باید صبر را پیشه خود کنی. خداوند صابران را دوست دارد. شما باید همچون حبیب ابن مظاهر که محاسن خود را روی دست می گرفتند و شب ها راز و نیاز و روزها را همدم و همیار امام زمان خود بودند، باشید. اگر فرزندی در این راه داده ای ناراحت نباش. خداوند مرا امانتی به دست شما سپرده است و بازگشت همه به سوی خداست. امانت را پس دادن که ناراحتی ندارد. از شما التماس می کنم که از فرزند حقیرت راضی شوی و اما شما برادرانم (حسین و حسن) از شما می خواهم که ادامه دهنده راه خونین برادرانتان باشید. خدا را نظاره گر اعمال خودتان بدانید. در محضر خدا معصیتی نکنید. دعا کنید برای پیروزی رزمندگان اسلام و حافظ قرآن باشید و خود را در صحنه انقلاب قرار دهید و اما خواهرانم در زندگی از حضرت زینب (س) و حضرت زهرا (س) سرمشق بگیرید. در فراق برادرتان ناراحت نباشید. صبر زینب وار پیش بگیرید. همان گونه که حضرت زینب (س) تحمل 72 شهید را کرد. تحمل اسارت را کرد. سر برادر خود را بر سر نیزه دید که در حال قرآن خواندن بود و چه مصائب و مصیبت های دیگری لذا زیاد ناراحت نباشید. برادر حقیرتان را حلال کنید . و اما پیامی به دوستانم به ویژه دانش آموزان و مربیان ارجمند : از شما دانش آموزان و مربیان عزیز می خواهم که در سنگری که هستید، از سنگر خود که خیلی مقدس است، حفاظت کنید. درس خود را در راه خدا خوب بخوانید. در کنار آن تقوا کسب نمائید تا همراه با تقوا به ملت خدمت کنید. همانا قلم شما برنده تر از تفنگ من است و به روایتی «قلم العلماء افضل الدماء شهدا» قلم شما از خون شهدا افضل تر است. سعی در پیشرفت وضع مملکت داشته باشید تا به خودکفایی برسیم ان شاءالله و از مربیان عزیز می خواهم که نونهالانی که به دستشان سپرده شده است، آن ها را خوب به بار بیاورند. مبادا در کار خود سهل انگاری کنید که عالم محضر خداست . و باز چند کلمه به پدر و مادر عزیزم : پدر عزیزم، اگر جنازه من به دست شما نرسید، ناراحت نباشید. چون چیزی را که در راه خداوند امانت به دست شما داده دوباره امانت را پس گرفته است، بنابراین ناراحت نباشید و اگر هم جنازه ام به دست شما نرسید، هر کجا که پدرم صلاح دانست، در همان جا به خاک بسپارید. من خیلی دوست دارم که یکی از مداح های اهل بیت (برادر محسن طاهری) در ختم من مداحی کنند و اگر امکان داشت، یک شب هیئت متوسلین به اهل بیت مرکز آموزش کشاورزی را در منزل برادرم برگزار کنید و در خاتمه از همه دوستان و آشنایان از طرف من حلالیت بطلبید و امیدوارم که مرا حلال کنید . این چند خط شعر را دوست دارم بر سر قبر من بنویسید : مرغ دلم پر می زند اندر هوایت یا حسین اگر یک لحظه بیایی نگات کنم حاضرم جونم فدات کنم این قدر در می زنم این خونه را تا ببینم روی صاحب خانه را مرغ دلم پر می زند اندر هوایت یا حسین (ع) والسلام بنده حقیر خدا، سید علی تاسا 65/11/22 نام نام خانوادگی نشانی پست الکترونیکی متن

خاطرات و روایات

ندارد