شهید جواد امامعلی سبزی
شهید

جواد امامعلی سبزی

نام پدر: احمدعلی
دانشگاه: علوم پزشکی شهید بهشتی
مقطع: کارشناسی
رشته: بهداشت
تولد: ارومیه
تاریخ تولد: 1340/01/27
تاریخ شهادت: 1362/01/23
محل شهادت: فکه — فکه
عملیات: والفجر مقدماتی
خواندن به زبان:

زندگینامه شهید

شهید جواد امامعلی سبزی در بیست و هفتم فروردین سال 1340 در شهرستان ارومیه دیده به جهان گشود. در کودکی با توجه به سن کمش با معلومات و آگاه بود و علاقه وافری به کتاب های علمی و مذهبی داشت. در مجالس مذهبی و قرآنی حضوری مداوم داشت و از نماز جماعت مسجد غفلت نمی کرد. در محیط خانواده با اسلام و پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) آشنا و در مدرسه شاگردی هوشیار و ممتاز و فردی معتقد و مذهبی به شمار می رفت و نیز در محیط مسجد و جلسات قرآن و نهج البلاغه با اسلام آشنا شد و ماهیت رژیم ستمشاهی را افشا می نمود. پس از اخذ دیپلم در کنکور شرکت کرده و در رشته بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران قبول و راهی دانشگاه گردید. شهید جهت محو آثار فساد و فحشا بسیار تلاش می نمود و با تبلیغات و ارشاد جوانان را برای این منظور بسیج کرده بود تا در مسیری درست قدم بردارند. اعلامیه و نوارهای امام(ره) را که در دانشگاه از دوستان دانشجویش دریافت می کرد به مساجد برده و به اشخاص مورد اعتماد و فعال می رساند و خود از سازمان دهنده های حرکت های انقلابی و تظاهرات در ارومیه بود. به آتش کشیدن سینما کریستال که مرکز فساد اخلاقی جوانان ارومیه شده بود با دست های توانای این شهید صورت گرفت. وی پلاکاردهایی تهیه و شبانه بر روی درختان نصب می کرد و نیز کوکتل مولوتف و بمب های دستی و سه راهی درست می نمود و در اختیار انقلابیون می گذاشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی اسلحه به دست گرفته و به پاسداری از انقلاب اسلامی مشغول شد و بعد از انقلاب فرهنگی به سپاه پاسداران ارومیه وارد و پس از یک سال خدمت بی وقفه در سپاه به جبهه نبرد حق علیه باطل (آبادان) رهسپار گردید. بعد از بازگشت از جبهه در جهاد سازندگی به فعالیت پرداخت. همزمان با بازگشائی دانشگاه ها بار دیگر جبهه را بر زندگی آرام ترجیح و به جای رفتن به دنبال کسب علم برای تحصیل فیوضات متعالی به دانشگاه اکبر یعنی جبهه نبرد حق علیه باطل روی آورد. او فرزند انقلاب اسلامی بود و عاشق امام در جبهه یک موجودی دگر بود. اکثر اوقات را در خلوت به دعا و ذکر و نماز می گذراند. به نیمه های شب که همه آرام بودند او بیدار بود. در مسئولیت های مختلف مانند دیده بان خمپاره، مسئول واحد خمپاره انداز تیپ عاشورا، مسئول واحد خمپاره انداز تیپ حضرت ابوالفضل(ع) ، مسئول تیم شناسائی لشکر عاشورا فعالیت چشمگیر داشت. به راستی که ایمان در گوشت و استخوان و رگ و پوستش ریشه دوانده بود و از دنیا و تمام مظاهر آن قطع وابستگی کرده بود. بسیار مدبر و چاره ساز بود. در شب عملیات والفجر به سان یک فرمانده لایق در هدایت نیروها و نابودی سنگرهای کمین دشمن نقش مؤثر داشت. بعد از شروع جنگ تحمیلی اولین مأموریتش به آبادان بود. سپس به اهواز و گیلانغرب و بعد به سومار و فکه رفت و سرانجام در تاریخ 1362/1/23 در منطقه عملیاتی جنوب کشور (فکه) در عملیات والفجر مقدماتی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. شهید در زمینه های عکاسی و تهیه اسلاید و نویسندگی مهارت داشت و آثاری در این زمینه ها از ایشان باقی مانده است، وی مدتی را بخشدار صومای برادوست بود و زمانی نیز در سرو خدمت می کرد. کوهنوردی ورزش مورد علاقه اش بود و در اوقات فراغت به این ورزش می پرداخت.

وصیت‌نامه شهید

وصیت نامه ی شهید جواد امامعلی سبزی
تاریخ: 1361/11/20

وصیت نامه ی شهید جواد امامعلی سبزی تاریخ : 1361/11/20 بسم الله الرحمن الرحیم « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ » «شکر خداوند را که ما را به این راه هدایت نمود و اگر هدایتمان نمی کرد هرگز این راه را پیدا نمی کردیم.» خدایا توفیقم ده تا تنها سرمایه هستی ام را و تمامی دارائی و زندگیم را یعنی خون سرخم را خالصانه و بی باکانه دو دستی تقدیمت کنم. تو مهربان تر از‌ آنی که چنین هدیه ای را از بنده ای ذلیل و لجوج و حرف نشنو نپذیری. خدایا مگر نه این است که خون همه چیز را می شوید حتی گناه را از نامه اعمال، حتی ظلم را از صحنه روزگار، حتی غم را از دل های کوچک کودکان سپاه، حتی اشک را از چشمان معصوم بازماندگان، شهید حتی فقر را از دامن کشورهای ثروتمند (جهان سوم) حتی اسارت را از زندان های مخوف صدام و آدم خواران آخر خون شهید از آب باران هم پاک کننده تر است. دیگر آن خونی نیست که اگر به لباس آدم بخورد باید سه دفعه آب بکشد. با این خون می شود نجاسات را از روی زمین تطهیر کرد. خدایا اگر اراده کنی خونمان صحنه زمین را خواهد شست و پلیدی ها را خواهد زدود و بندگانت به امامت جانشینت آسوده و بی هراس از بمب های خوشه ای و غرش هواپیماهای روسی و فرانسوی و آمریکایی عبادتت خواهند کرد و هیچ صورتی جز برای تو بر زمین کشیده نخواهد شد. خدایا ‎ ‏تنها یک آرزو بر دل دارم. مرا به وقت ظهور مهدى (عج) از قبر بیرون آور و زنده ام کن تا همراه یاوران و شیعیان اش براى تعالى کلمه الله ‏در رکابش بجنگم. تو بر همه چیز قادر و توانایى. پدر و مادر عزیزم، با این که در زندگیم پسرى لایق و شایسته اى برایتان نبودم، ولى انتظار دارم که مرا ببخشید و حلالم کرده باشید. پدر و مادرم و خواهرانم و برادرانم، بعد از مرگم جز تکه گوشتى بیجان و شاید پاره پاره چیزى برایتان باقى نمی گذارم، ولى تنها یک سفارش برایتان دارم که همیشه و در همه حال به دنبال رضایت خداوند و عبادت و اطاعت خداوند باشید که اگر در این حال باشید، خدا هم از دستتان خواهد گرفت. زندگیتان را و تمام هستى تان را فرزند و پول و دارایی تان را ظهور امام زمان (عج) بنمایید. نکند خداى ناکرده خلاف آن چه که آقا می خواهد باشید و بدانید که رستگار نمی شوید مگر که رهرو راه خمینى باشید. از خواهرانم می خواهم که حلالم کنند. می دانم که برایشان برادر خوبى نبودم و حق برادرى را ادا نکرده ام. آشنایان و فامیل ها، اگر حقى بر گردن دارند از داراییم در خانواده که عبارتست از دوربین و کمد و دستگاه و حقوق جهاد بگیرند و یا اگر غیبتی در حقشان کرده ام و یا حقوقشان را ضایع کرده که فعلاً در امکانم نیست که به جایشان آورم، برایم حلال کنند و مرا دست خالى تحویل دادگاه الهى ندهند. دارائیم (آن چه شمردم) بفروشید. 1/3 (یک سوم) آن را به فقیران و مستمندانى که مادرم می شناسد بدهید و لباس هایم و همچنین 2/3 (دو سوم) باقى مانده، قرض هاى احتمالى را بپردازید و یک ماه نماز قضا و 20 روز روزه قضا دارم. اگر خودتان نتوانستید به جا بیاورید بدهید تا به جا بیاورند و برایم دعاى خیر و طلب بخشش بکنید که چشمم به دنبال دعاهاى شماست. « وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ » جنوب فکه - بنده عاصى و جاهل خداوند جواد امامعلى سبزى 1361/11/20

خاطرات و روایات

خاطره‌ای ثبت نشده است.