کاظم گمار
زندگینامه شهید
کاظم در سوم دی ماه سال 1347 در شهر مقدس قم بدنیا آمد. او در دوران تحصیل شاگرد ممتاز و موفقی بود. در دوره ی دبیرستان در شهر فسا-استان فارس در مسابقات حفظ کل قرآن یادواره شهید باهنر شرکت کرد و مقام اول استان را به دست آورد. در همان زمان منشی حزب جمهوری شهر فسا نیز بود. در زمان تحصیل چندین بار در جبهه های غرب صالح آباد، پیران شهر، ایلام و حاج عمران شرکت داشت تا این که در سال 64 در جبهه جنوب فاو مجروح و شیمیایی گردید و به مدت 3 ماه در بیمارستان بستری بود تا بهبود حاصل شود. در تابستان سال 65 در کنکور سراسری شرکت نمود و در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان قبول شد. وقتی عملیات کربلای 4 در تاریخ 4/10/65 شروع شد، ایشان به اتفاق برادر دیگرش، جعفر، در آن عملیات به عنوان غواص انجام وظیفه نمودند. بنا به گفته تمامی مسئولین، عملیات از قبل لو رفته بود و در نتیجه تمامی رزمندگان گردان فجر یا شهید شدند یا مفقودالاثر. در ساعت ده شب 4/10/65 عملیات شروع شد. ارودندکنار بسیار متلاطم و نامساعد بود اما رزمندگان گردان خیبر شجاع تر از آن بودند که شانه خالی کنند، رفتند و جان خود را فدای دوست کردند. بدن مطهرش بعداز 14 سال تشییع شد.
وصیتنامه شهید
فرازی از وصیت نامه شهید کاظم گمار
کاظم گمار دانشگاه : صنعتی اصفهان مقطع تحصیلی : کارشناسی رشته تحصیلی : مهندسی مکانیک مکان تولد : قم (قم) تاریخ تولد : 1347/10/03 تاریخ شهادت : 1365/10/04 سمت : غواص مکان شهادت : اروند رود عملیات : کربلای 4 زندگی نامه خاطرات وصیت نامه آثار نامه اسناد شهید عکس صوت و فیلم فرازی از وصیت نامه شهید کاظم گمار پدر و مادر عزیز و سروران گرامیم، با شما سخنان بسیاری دارم. پدر مهربانم که زندگیم مدیون توست، امیدوارم در این آزمایش خطیر استقامت کنید و در شدائد و مصیبت ها به یاد مصیبت های حضرت اباعبدالله (ع) و حضرت زینب (س) باشید. پدرم، سرورم، اجر خود را با جزع و بی تابی و جسارت به قضای خدای مهربان که این هدیه را به من و این کرم را به شما عطا کرد از بین نبرید و البته بر مصیبت شهدایمان بگریید که گریه در سوگ شهید شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح اوست. پدر عزیزم، می دانم که ذره ای از حقوق عظیمی را که بر من دارید و در قرآن کریم از آن یاد شده را به جا نیاورده ام و اکنون که از اظهار شرمندگی قاصرم امیدوارم تقدیم جانم به حضرت دوست انجام قطره ای از وظیفه من در قبال شما باشد ولی هنوز می دانم که درس های بی شماری از تقوی و پاکی و صدق و امانتداری و توکل و صفا و امید مانده که از شما فرا بگیرم. از شما عاجزانه می خواهم که مرا حلال کنید و حقوق بی شمارتان را بر من ببخشید که من حتی از شمردن آن ها نیز عاجزم. اما مادرم، مادر خوب و مهربانم که زبانم از گفتن محبت هایت قاصر است، مبادا در این مصیبت بی صبری کنی. فکر کنید اکنون که من 18 ساله ام اگر سه برابر این هم عمر می کردم، این قدر کمالی که با این طور رفتن حاصلم می شود، حاصل می شد؟ هرگز! هرگز! مادرم مبادا که آرزوهای عادی مادران بر شما غلبه یابد که به خدا پناه ببرید و از نماز و روزه کمک بجویید. به مادرانی که چند شهید داده اند بنگردید و توجه کنید که همین علاقه ای که شما به من دارید، آن ها هم به فرزندانشان داشتند. به مصیبت های وارده بر حضرت زینب (س) بنگردید و سعی کنید که برای تسکین خاطر بیشتر به خدا روی آورید. پس مادر عزیزم، سعی کنید که رفتن من ذره ای شما را از پا نیندازد که هرکس ناراحت دوری ماست، بداند که قیامت، برزخ و دیدار نزدیک است. .... و اما سخنی با دوستانم، با یارانی که شفیق راهم، محرک حرکتم و همدم و انیس تنهائیم بودند، از این که به این اسوه های تقوی وصیت و یا تذکری بدهم شرمنده ام اما از آن جا که شاید اجرای یکی از این سخنان سبب عاقبت به خیری آن ها شود، توجهشان را به این مسائل جلب می کنم: 1. دنبال تقوی باشید و عمرتان را در همین کلام تمام کنید. 2. دعا برای دوستان اگر از ته قلب باشد بسیار بسیار موثر است. 3. سعی کنید همیشه با وضو باشید که وضو سبب نورانیت دل و صفای روح است. 4. با مفاتیح دوست باشید که کلید زندان روح است. در حدیث آمده است که از مسلمانی به دور است کسی که روزی کم تر از پنجاه آیه از قرآن کریم را تلاوت کند و صحیفه نور را به دیار فراموشی بسپارد. پس، صحیفه سجادیه و نهج البلاغه را دست کم نگیرید. 5. کم تر چیزی جای روزه مستحبی را در امر اطاعت و خودسازی و تقوی می گیرد. 6. در هنگام قضاوت جز ائمه معصومین هیچ کس را معیار حق نگیرید چون معصومین خود حقند که «وَ الحَقُ فیکُم و مِنکُم و اِلَیکُم اَهلُهُ وَ َمعدنَه» 7. حتی الامکان آزاد از وابستگی های سیاسی باشید و البته در اوج اطلاعات کامل و حتی الامکان با زهد زندگی کنید و ساده باشید چه گاه یک عکس گرفتن ساده و یک تسبیح فریبنده، تعلق می سازد و آزادی از غیر می کند و در رابطه با این زهد سعی کنید عزت نفس داشته باشید و به خاطر چیزهای کوچک خود را نفروشید. 8. اعتماد کامل به همه کس در جایی که کار می کنید نکنید که انسان جایزالخطاست. 9. برای انقلاب بسوزید اما در فعالیت حل نشوید که درونتان فراموشتان شود و هرگاه خواست چنین شود از خدا یاری طلبید و اگر در شدت افتادید کنار بکشید. 10. اخلاص، محبوبه ای بود که عمری به دنبالش بودم، بدانید بی اخلاص همه اعمالتان زیان و خسران است. 11. یاد مرگ را تذکر دادم. عشق به مرگ و لقاء الله را محرک همه حرکت های خود کنید تا به عالی ترین مراحل کمال برسید. 12. از شوخی و خنده زیاد که متاسفانه به شدت رایج است، بپرهیزید و دروغ را چه شوخی و چه جدی حتی با نگاه عادی، ترک کنید و این موارد را مانند بردن نام خدا در آغاز هرکار و سر سفره به هم تذکر بدهید و یادآوری کنید. 13. علیکم بالحب، بر شما باد دوست داشتن، دوستی با خدا و دوستداران خدا و اعمال مورد محبت خدا. 14. اختلاف بین خود را حل کنید تا مبادا عقده های بزرگ غیرقابل علاجی شوند. 15. از تعریف کردن و ستایش یکدیگر مگر در مواقع خیلی لازم بپرهیزید و فراموش نکنید این کلام مولا امیرالمومنین را که «رب َمفتُونُ بِحُسنِ القول فیه» چه بسا افرادی که به خاطر تعریف های دیگران فریفته شدند و از راه منحرف شدند. 16. شنیدن پیام های امام را از واجبات بدانید و لااقل در حد فیلم های سینمایی به آن توجه کنید که امام محرک ما، زنجیر عشق و رشته ولایت ماست. 17. از قبول مسئولیت مگر در مواردی که واقعا یا از عهده بر نمی آیید و یا شیطان فریبتان می دهد نهراسید. 18. تفکر، تفکر، تفکر را فراموش نکنید. 19. مبتکر باشید. نام نام خانوادگی نشانی پست الکترونیکی متن
گالری تصاویر
خاطرات و روایات
خاطرهای ثبت نشده است.
دلنوشتهای ثبت نشده است.
افزودن دلنوشته جدید